RSS 

مار

فروش طرح توجیهی ، طرح اشتغالزایی ، راه اندازی طرح پرورش مار

 

Image result for ‫مار‬‎

 

مار، جانوری خزنده، گوشت‌خوار، کشیده (دراز) و بدون پا است که به دلیل نداشتن پلک و گوش بیرونی می‌توان آن‌ها را از مارمولک بی‌پا جدا کرد. مارها جانورانی، خونسرد، از گروه آب پرده داران و مهره‌دارانی است که بدنش از پولک‌هایی که با هم همپوشانی دارند، پوشیده شده‌است.

مار از ردهٔ خزنده‌چهرگان، زیرردهٔ دوکمانان، فرورده پولک‌سوسمارشکلان، بالاراستهٔ پولک‌خزندگان، راستهٔ پولک‌داران، زیرراستهٔ ماران (Serpentes) است.

یشتر گونه‌های مار، جمجمه ای دارند که چندین مفصل بیشتر از اجداد مارمولکشان دارد. این جمجمه به آن‌ها اجازه می‌دهد تا شکارهای بسیار بزرگتر از سرشان را با کمک آرواره‌هایی که به شدت جابجایی پذیرند ببلعند. اندام درونی بدن مارها برای تطبیق بیشتر با بدن کشیده و درازشان، به گونه‌ای است که عضوهای جفت در آن‌ها مانند کلیه‌ها به جای آنکه در دو سوی بدن باشد، یکی پس از دیگری قرار گرفته همچنین بیشتر آن‌ها تنها یک شش دارند که کار می‌کند. برخی گونه‌های مار هنوز لگن خاصره دارند و یک جفت اندام بازماندهٔ ژنتیکی ناخن مانند در دو سوی پارگین آن‌ها دیده می‌شود.

مارها غیر از قطب جنوب، برخی خشکی‌های بزرگ مانند ایرلند و زلاندنو و بسیاری از جزیره‌های کوچک اقیانوس اطلس و مرکز اقیانوس آرام در همهٔ قاره‌ها زندگی می‌کنند. البته دریاماران در سراسر اقیانوس هند و آرام پراکنده شده‌اند. تا کنون نزدیک به ۲۰ تیره از مار که شامل ۵۰۰ سرده و نزدیک به ۳۴۰۰ گونه است، شناسایی شده است.

 

بزرگی طول مارها از ۱۰ سانتیمتر برای مار قلمی تا ۶٫۹۵ متر برای پایتون مشبک گسترده شده‌است. سنگواره‌ای از مار به نام تیتانوبوآ یافت شده است که ۱۳ متر طول داشته است. احتمالاً نسل مارها یا به مارمولک‌های آبی یا به مارمولک‌های زیرزمینی در دوران ژوراسیک با آخرین فسیل مربوط به ۱۴۳ تا ۱۶۷ میلیون سال پیش بازمی‌گردد گوناگونی مارهای امروزی به نظر مربوط به دورهٔ پالئوسن در دورهٔ ۶۶ تا ۵۶ میلیون سال پیش است. قدیمی‌ترین توصیفی که از یک مار پیدا شده مربوط به پاپیروس بروکلین است.

بیشتر مارها زهر ندارند آن دسته‌ای که زهرآگین اند هم در درجهٔ نخست از آن برای شکار و کشتن طعمهٔ خود استفاده می‌کنند تا برای دفاع شخصی. برخی مارهای زهرآگین می‌توانند باعث زخم شدید در انسان حتی مرگ شوند. مارهای بی زهر شکار خود را می‌توانند زنده بخورند یا آن را نخست با پیچیدن به دور طعمه و فشردن می‌کشند سپس می‌خورند.

برای تماشای انواع مارها در برخی کشورها مکان‌های ویژه‌ای وجود دارد به نام مارسرا.

 
نمایش تقریبی توزیع مار در جهان، قهوه‌ای کمرنگ مربوط به دریاماران و پررنگ مربوط به مارهای خاکی است.

در جهان بیش از ۲۹۰۰ گونه مار وجود دارد که از مدار قطبی یعنی اسکاندیناوی تا استرالیا پراکنده شده‌اند. مارها در همهٔ قاره‌ها به جز قطب جنوب، دریاها و ارتفاعات بیش از ۴۹۰۰ متر (۱۶۰۰۰ پا) در هیمالیای آسیا دیده می‌شوند.جزیره‌های فراوانی بدون مار اند مانند جزیره ایرلند، ایسلند و زلاندنو (البته آب‌های زلاندنو هر از گاهی میزبان مار دریایی شکم‌زرد و Laticauda colubrina است).

زیست


 

تیتانوبوآ ماری به طول ۱۲٫۸ تا ۱۳ متر بوده که اکنون منقرض شده است، پس از آن پایتون مشبک به طول ۶٫۹۵ متر قرار دارد که به عنوان بلندترین گونهٔ موجود مار ثبت شده است. مار آناکوندای سبز به طول ۵٫۲۱ متر هم به عنوان سنگین‌ترین مار جهان ثبت شده است.

در سوی دیگر ترین‌ها، کوچکترین مار موجود به نام مار نخی باربادوس (Leptotyphlops carlae) با طول ۱۰٫۴ سانتیمتر قرار دارد که کوتاه‌ترین مار جهان است. بیشتر مارها جانورانی کوچک اند و طولی کمتر از ۱ متر دارند.

حواس

بویایی

مارها با بو کشیدن شکار خود را پیدا می‌کنند. آن‌ها با کمک زبان چنگالی خود ذرات موجود در هوا را جمع‌آوری می‌کنند و آن را به اندام ژاکوبسون موجود در دهانشان منتقل می‌کنند تا بررسی شوند دو شاخ بودن زبان به مارها کمک می‌کند تا به صورت همزمان به حس بویایی و چشایی جهت دار دست یابند آن‌ها پیوسته زبان خود را حرکت می‌دهند تا از ذرات موجود در هوا، آب و خاک نمونه برداری کند، مواد شیمیایی موجود در آن‌ها را تجزیه و تحلیل کند تا تشخیص دهد که آیا شکار یا مزاحمی در محیط پیرامون قرار دارد یا خیر. زبان چنگالی برای مارهایی که به زیر آب می‌روند مانند آناکوندا هم به خوبی کار می‌کند.

بینایی

توان بینایی در میان مارها بسیار متفاوت است برخی مارها تنها می‌توانند روشنایی را از تاریکی تشخیص دهند در حالی که برخی دیگر بینایی خوبی دارند. اما نکتهٔ مهم دربارهٔ همهٔ آن‌ها این است که همهٔ آن‌ها به اندازهٔ کافی می‌بینند با اینکه ممکن است تیزبین نباشند اما می‌توانند حرکات طعمه را ردیابی کنند. در حالت کلی بینایی مارهای درختی از مارهای خاکی (زیرزمینی) بهتر است. برخی مارها مانند مار آسیایی تاک (Asian vine) دارای دید دوچشمی است، اما چشمانش می‌توانند بر روی یک چیز همزمان تمرکز کنند. در بیشتر مارها، جانور برای تمرکز بر روی یک جسم و دیدن آن، عدسی چشم نسبت به شبکیه پس و پیش می‌شود درحالی که در دیگر آب‌پرده‌داران عدسی چشم کش می‌آید. مردمک چشم مارهای شب زی، شکاف مانند است درحالی که مردمک چشم مارهایی که در روز بیدارند، به صورت گرد است.

حساسیت به پرتوهای فروسرخ

افعی‌های پیت، پایتون‌ها و برخی مارهای بوآ، در شیارهای عمیق پوزه‌شان گیرنده‌های حساس به پرتوهای فروسرخ دارند که به آن‌ها اجازه می‌دهد پرتوهای گرمای ناشی از بدن جانوران خونگرم مانند پستانداران را «ببینند». در افعی‌های پیت، این شیارها میان سوراخ‌های بینی و چشم‌ها قرار دارد. دیگر مارهای حساس به پرتوهای فروسرخ، حفره‌های کوچکی روی لب بالایی، درست زیر سوراخ بینی شان را پوشانده است که به کمک آن‌ها پرتوهای فروسرخ را تشخیص می‌دهند.

شبخشی از بدن مار که با زمین تماس دارد به شدت به لرزش حساس است درنتیجه می‌تواند کوچکترین لرزش در زمین یا هوا که در اثر حرکت جانوران نزدیک شونده ایجاد می‌شود را حس کند.

پوست

پوست مار از پولک پوشیده شده‌است. برخلاف این باور که مردم فکر می‌کنند مارها پوستی لزج مانند کرم دارند باید گفت کاملاً برعکس، مار، پوستی نرم با بافتی خشک دارد. بیشتر مارها با بهره‌گیری از پولک‌ها خاص شکم می‌توانند روی زمین بخزند یا از یک سطح بالا روند. پولک مار می‌تواند نرم، خاردار یا دانه‌ای باشد. پلک مارها شفاف است که به آن پولک‌های «تماشا» می‌گویند این پلک همواره بسته است.

فرایند ازدست دادن پولک‌ها، پوست‌اندازی نام دارد. برای یک مار لایهٔ کامل بیرونی پوست به صورت یک لایهٔ تکی کنده می‌شود. پولک‌های مار گسسته نیست مگر لایهٔ روپوست، به این ترتیب با هر پوست‌اندازی پولک‌ها دانه‌ای کنده نمی‌شوند بلکه به صورت یک لایهٔ بیرونی از جا در می‌آیند مانند جورابی که پشت رو شده باشد.

شکل و شمار پولک‌ها روی سر، پشت و شکم مارها ویژه است و از آن برای کاربردهای آرایه‌شناسی استفاده می‌شود. نامگذاری پولک‌ها در درجهٔ نخست بر پایهٔ جای آن‌ها در بدن مار است. برای نمونه، می‌توان به مارهای کائنوفیدیان (Caenophidia) اشاره کرد: گستره و ردیف‌های پولک‌های پشتی متناظر با مهره‌های دمی است و به دانشمندان اجازه می‌دهد تا بدون کالبدشکافی مهره‌های جانور را بشمارند.

مارها مانند جانوران دیگر پلک ندارند بلکه چشمان آن‌ها با پولک‌های شفاف پوشانده شده‌است. چشم‌های مار همواره باز است تنها برای خواب شبکیه چشم بسته می‌شود یا صورتشان را در لایه‌های بدن فرو می‌برند و آن را می‌پوشانند.

پوست‌اندازی

 

پوست‌اندازی چندین کاربرد دارد، نخست آنکه پوست کهنه و فرسوده با پوست تازه جایگزین می‌شود. دوم آنکه کمک می‌کند تا جانور انگل‌ها را از خود دور کند. باور بر آن است که در جانورانی مانند حشرات، پوست‌اندازی کمک می‌کند تا بدن رشد کند اما این مسئله برای مارها هنوز مورد بحث است.

فرایند پوست‌اندازی چندین بار در زندگی یک مار روی می‌دهد. پیش از هر پوست‌اندازی مار از خوردن پرهیز می‌کند و اغلب پنهان می‌شود یا به یک جای امن می‌رود. درست پیش از پوست‌اندازی، پوست مار خشک و کدر می‌شود و چشم‌ها به رنگ آبی کدر (ابری) در می‌آید. سطح درونی پوست کهنه مایع می‌شود، این باعث می‌شود تا پوست کهنه از پوست نو که در زیر قرار دارد جدا شود. پس از چند روز چشم‌ها دوباره شفاف می‌شود و مار به بیرون از پوست کهنه می‌خزد. پوست کهنه در نزدیکی دهان می‌شکند و مار می‌تواند با مالیدن خود بر روی سطح‌های زبر بیرون بیاید. در بیشتر موارد پوست کهنه رو به پشت و از سر تا دم کنده می‌شود مانند یک جوراب که پشت رو شده باشد. پوست تازه بزرگتر و روشن‌تر است.

 
چشم‌های آبی و کدر یک مار پیش از پوست‌اندازی.

یک مار بالغ یک یا دو بار در سال پوست‌اندازی می‌کند در حالی که یک مار جوان و در حال رشد می‌تواند تا چهار بار در سال این کار را انجام دهد پوست مردهٔ کنده شده به خوبی الگوی پولک‌های بدن مار را نشان می‌دهد اگر پوست کنده شده آسیب ندیده باشد از روی آن می‌توان مار را شناسایی کرد این نو شدن دوره‌ای در مارها باعث شده تا مار به نماد بهبودی و پزشکی تبدیل شود.

استخوان‌بندی

 
جمجمهٔ یک شاه کبرا

استخوان‌بندی بیشتر مارها تنها از یک جمجمه، لامی، ستون مهره‌ها و دنده تشکیل شده‌است البته مارهای خانوادهٔ هنوفیدیا بازمانده‌هایی از لگن خاصره و اندام‌های پشتی از نسل‌های قبل، در آن‌ها بجای مانده است.

جمجمهٔ مار شامل یک بخش صلب و کامل برای اعصاب (neurocranium) است که بسیاری از استخوان‌های دیگر اتصال ضعیفی به آن دارند بویژه استخوان‌های فک که برای خوردن شکارهای بزرگ به آسانی جابجا می‌شوند. سمت راست و چپ فک پایینی تنها با یک رباط انعطاف‌پذیر به هم وصل شده‌اند از این رو می‌توانند به میزان زیادی از هم فاصله بگیرند. بخش انتهایی استخوان‌های فک پایینی با یک استخوان چهارگوش (quadrate) مفصل شده‌اند که این اتصال به تحرک بیشتر فک کمک می‌کند. همچنین استخوان چهارگوش و استخوان‌های مربوط به فک پایینی به مار کمک می‌کنند تا هر گونه لرزشی در زمین را حس کنند.چون هر لبهٔ فک می‌تواند به طور مستقل نسبت به دیگری جابجا شود مارها فک خود را بر روی سطح به صورت شل و آزاد می‌گذارند تا بتوانند صداهای پیرامون را به صورت استریو دریافت و شکار را شناسایی کنند. مارها با وجود نداشتن گوش بیرونی و استخوان‌های کوچک گوش که مکانیسم تطبیق امپدانس را به عهده می‌گیرند؛ می‌توانند با کمک گذرگاه اتصال فک -استخوان چهارگوش – استخوان رکابی، لرزش و حرکت‌های به اندازهٔ یک آنگستروم را نیز حس کند.

 
ناخن‌های بیرون زده از زیر مار پایتون

استخوان لامی، استخوانی کوچک است که در پشت و بخش زیرین جمجمه، در ناحیهٔ «گردن» قرار دارد و به عنوان اتصالی برای زبان مار عمل می‌کند، این پدیده در چهاراندامان نیز وجود دارد.

ستون مهره‌های مار بین ۲۰۰ تا ۴۰۰ (یا بیشتر) مهره دارد. مهره‌های دم نسبتاً کم اند (اغلب کمتر از ۲۰٪ کل) و دنده‌ای به آن‌ها وصل نیست در حالی که مهره‌های دیگر هر کدام دو دنده دارند. مهره‌های مار به قدری قوی اند که به جانور اجازه می‌دهند با اتصال ماهیچه‌های نیرومند به آن بدون داشتن اندام حرکتی به آسانی جابجا شوند. دم بیشتر مارها برخلاف مارمولک نمی‌تواند بدون آسیب از بدن جدا شود.

برخی مارها بویژه مار بوآ و پایتون‌ها بقایایی از اندام‌های اجداد زیستی شان را هنوز دارند بخصوص یک جفت اندام کوچک که مانند ناخن تیز به‌جای پا از دو سوی پارگین بیرون زده‌است، نمود خارجی از اندام‌های بجای مانده از نسل‌های قبل است.

 

اندام‌های درونی

 
اندام‌های درونی مار، به ترتیب: ۱) مری، ۲) نای، ۴) شش چپ که کوچکتر است، ۵) شش راست، ۶) قلب، ۷) کبد، ۸) معده، ۹) کیسهٔ هوا، ۱۰) کیسه صفرا، ۱۱) لوزالمعده، ۱۲) طحال، ۱۳) روده، ۱۴) بیضه، ۱۵)کلیه‌ها

قلب مار در یک کیسه احاطه شده‌است که به آن پیراشامه می‌گویند. قلب در بخش دو شاخ نایژه قرار دارد اما به گونه‌ای نیست که در آنجا ثابت باشد بلکه به دلیل نبود دیافراگم می‌تواند حرکت کند. این ویژگی به مار کمک می‌کند تا هنگامی که شکارهای بزرگ را می‌بلعد به قلبش آسیبی وارد نشود. طحال مار به کیسهٔ صفرا و لوزالمعده چسبیده‌است و خون را فیلتر می‌کند. تیموس در بافت چربی بالای قلب قرار دارد و مسئول ساخت گلبول سفید در خون‌است. دستگاه گردش خون در مار بسیار قابل توجه‌است چون یک درگاه سامانهٔ کلیوی دارد به این معنی که خونی که از دُم مار می‌آید نخست از کلیه‌ها رد می‌شود بعد به قلب بازمی‌گردد

از آنجایی که هر چیزی در بدن مار باید لوله‌ای و باریک باشد، شش چپ مار معمولاً کوچک است یا گاهی مارها اصلاً این شش را ندارند در بیشتر گونه‌های مار تنها یک شش کار می‌کند. این شش شامل یک بخش پیشین‌است که اندام‌های خونی دارد و بخش پشتی که در مبادلهٔ گازها همکاری نمی‌کند. در برخی مارهای آبی، از شش کوچکتر در استاتیک شاره‌ها برای تنظیم شناوری مار استفاده می‌شود اما کاربرد آن در مارهای خاکی هنوز روشن نیست. بسیاری از اندام‌هایی که در بدن جانوران زوج است مانند کلیه یا اندام جنسی، در بدن مار به گونه‌ای چیده شده‌اند که یکی پشت سر دیگری قرار گرفته‌است.

مارها غدد لنفاوی ندارند.

دندان

مار از جمله جانورانی است که دندان‌هایش پیوسته جایگزین می‌شوند

زهر

 
شیرمار که اغلب با مار مرجانی که زهر آن برای انسان کشنده است، اشتباه می‌شود.

مارهای کبرا، گرزه‌ماران و گونه‌های نزدیک به آن‌ها همگی از جمله مارهایی اند که برای بی حرکت کردن یا کشتن شکارشان از زهر استفاده می‌کنند. زهر در اصل همان بزاق اصلاح شدهٔ مار است که از طریق نیش (دندان‌های مار) به شکار می‌رسد نیش مارهای زهرآگین پیشرفته مانند گرزه‌ماران و کفچه‌ماران معمولاً پیش از نیش زدن تهی است تا هنگام تزریق زهر کاراتر عمل کند درحالی که در مارهایی مانند boomslang تنها یک شیار در لبهٔ پشتی دارند تا زهر را به زخم شکار منتقل کنند. مارها معمولاً از زهر برای شکار کردن استفاده می‌کنند و کمتر از آن در دفاع بهره می‌گیرند

زهر برای مارها مانند دیگر مایعات بزاقی به عنوان کمکی در هضم غذا و شکستن ترکیبات پیچیدهٔ آن به مواد خوراکی محلول کاربرد دارد. حتی گزیدگی مارهای غیرسمی (مانند گاز گرفتگی یا گزیدگی دیگر جانوران) در محل زخم ایجاد آسیب در بافت‌ها می‌کند.

برخی پرنده‌ها، پستانداران و گونه‌هایی از مارها (مانند شه‌مار) که خوراکشان مارهای سمی است، بدنشان نسبت به آسیب زهر برخی مارها مقاوم شده است. مارهای زهرآگین شامل سه خانواده از مارها است و یک دستهٔ مستقل در آرایه‌شناسی به آن تعلق نمی‌گیرد.

برخی بر این باورند که عبارت مار زهرآگین کاملاً درست نیست چون زهر یا تنفس می‌شود یا خورانده، اما زهر مارها تزریق می‌شود. با این حال دو استثناء میان مارها وجود دارد، نخست مار رابدوفیس است که زهر را از بدن وزغ‌هایی که می‌خورد می‌گیرد و آن را از غدد گردنی به سمت مزاحمان ترشح می‌کند. استثنای دوم مربوط به جمعیت اندکی از مار بندجورابی در اورگن است که به اندازهٔ کافی زهر از سمندرهای آبی که می‌خورد در کبدش ذخیره می‌کند تا برای شکارچیان پیرامون مانند روباه‌ها و کلاغ‌ها مسموم باشد

ترکیب زهرمار در گونه‌های مختلف و همین‌طور در هر گونه بر اساس سن، فصل و زمان آخرین ترشح متفاوت است. ترکیبات اصلی آن پروتئین و پلی‌پپتیدهایی که خاصیت آنزیمی و سمی دارند] زهر مارها ترکیبی پیچیده از پروتئین‌ها است که در غدد زهر در پشت سر مار ذخیره می‌شود. غدد زهر در دو طرف سر و در غلافی ماهیچه‌ای قرار دارند. در همهٔ مارهای زهردار این غدد رو به مجراهایی به سمت دندان‌های خالی یا شیاردار فک بالایی باز می‌شود. این پروتئین‌ها می‌توانند ترکیبی از نوروتاکسین (زهری که به دستگاه عصبی حمله می‌کند)، هموتاکسین (زهری که به دستگاه گردش خون حمله می‌کند)، سایتوتاکسین (حمله به سلول‌ها) و دیگر انواع زهرها باشدتقریباً همهٔ زهرها آنزیم هیالورونیداز دارند که منجر به انتشار سریع زهر در بدن می‌شود

 
یک نمونه مار تاک، در تصویر نشان داده شده که دندان نیش در عقب دهان قرار دارد.

مارهای زهرآگین که زهرشان بر دستگاه گردش خون اثر می‌گذارد با همولیز (تخریب) گلبول‌های قرمز باعث ایجاد لخته و نهایتاً مرگ قربانی می‌شوند دندان‌های نیش این مارها معمولاً در جلوی دهانشان است جلو بودن دندان‌ها عمل نیش زدن و تزریق زهر به قربانی را آسان‌تر می‌کند برخی مارها که زهرشان به دستگاه عصبی یورش می‌برد (مانند گربه‌مار حلقه‌طلایی) دندان‌های نیش در عقب دهانشان دارند که این دندان‌ها رو به پشت خم شده‌اند این نوع دندان عمل نیش زدن را برای مار دشوار می‌کند همچنین گرفتن زهر از این نوع دندان‌ها برای دانشمندان دشوارتر است. با این حال کفچه‌ماران مانند کبرا و مارهای براق دندان‌های نیششان در جلو قرار دارد. این دندان‌ها توخالی اند و نمی‌توانند به سمت جلو بیایند درنتیجه این مارها نمی‌توانند با دندانشان قربانی را زخمی کنند (بدن قربانی را خط بیندازند یا دندان را فقط در آن فروکنند مانند چاقو زدن) بلکه باید واقعاً آن را گاز بگیرند.

به تازگی پیشنهاد شده است که همهٔ مارها می‌توانند تا حدی زهرآگین باشند اما مارهای بی خطر زهر ضعیف دارند و دندان نیشی ندارند که با آن آسیب برسانند. درنتیجه بر اساس این نظریه بیشتر مارهایی که به عنوان بدون زهر شناخته می‌شوند همچنان بی خطرند چون دندانی که زهر را برساند ندارند یا نمی‌توانند به مقدار کافی زهر به انسان برسانند. همچنین این نظریه ادعا می‌کند که اجداد مارها احتمالاً به مارمولک‌های زهرآگین برمی‌گردد، این نظریه دربارهٔ مارمولک‌های زهرآگین مانند هیولای گیلا، پوست منجوقی، بزمجه و موساسوریان که امروزه منقرض شده‌اند نیز همین نظر را دارد.

از دیدگاه آرایه‌شناسی، مارهای زهرآگین دو تیره دارند:

  • کفچه‌ماران – کبرا شامل شاه کبرا، مارهای براق، سر-مسی استرالیایی، دریاماران و مارهای مرجانی.
  • گرزه‌ماران – گرزه‌ماران، مار زنگی، مارهای سر-مسی/دهان-پنبه‌ای (Agkistrodon contortrix/Agkistrodon piscivorus) و bushmaster ها

خانوادهٔ سومی وجود دارد که شامل مارهایی است که دندان نیششان در عقب است:

  • قمچه‌ماران – boomslang، مارهای درختی، گربه‌مار حلقه‌طلایی (سرده Boiga)، مارهای تاک (Ahaetulla). البته همهٔ قمچه‌ماران زهرآگین نیستند.

رفتار

خواب زمستانی

مارهایی که در مناطقی با زمستان‌هایی سردتر از توان تحمل شان زندگی می‌کنند در سرما به حالت غیرفعال در می‌آیند. مارهای بومی این مناطق به حال خفتگی می‌روند. خفتگی با خواب زمستانی پستانداران متفاوت است چون در خواب زمستانی جانور پستاندار کاملاً به خواب می‌رود اما خزندگان خواب نیستند اما غیرفعال اند. برای این منظور یک مار تنها ممکن است در زیر زمین حفره‌ای بکند و به درون آن رود یا درون تنهٔ یک درخت که افتاده پنهان شود یا زیر یک تخته سنگ رود. گاهی هم ممکن است شمار زیادی مار دسته جمعی به یک پناهگاه مانند غار روند.

خوراک

 
مار تخم-خوار آفریقایی

مارها به شدت گوشت خوارند (بیش از ۷۰٪ از خوراک آن‌ها گوشت است)، از جمله مواد غذایی آن‌ها می‌توان به این موارد اشاره کرد: مارمولک، قورباغه، دیگر مارها، پستانداران کوچک، پرندگان، تخم، ماهی، حلزون و حشرات. از آنجایی که مارها نمی‌توانند گاز بگیرند یا شکار را پاره کنند به ناچار آن را درسته فرو می‌برند. بزرگی بدن مار تأثیر زیادی بر عادت‌های خوراکی آن دارد. مارهای کوچکتر شکارهای کوچکتر دارند برای نمونه خوراک پایتون‌های جوان مارمولک و موش است اما در بزرگسالی می‌توانند یک گوزن کوچک یا یک بز کوهی را بخورند.

آرواره مار ساختاری پیچیده دارد. برخلاف باور عمومی که مار می‌تواند آرواره اش را جابجا کند، باید گفت مارها آروارهٔ پایینی بسیار انعطاف‌پذیری دارند که دو نیمهٔ آن به صورت اتصال صلب به هم وصل نیستند همچنین چندین اتصال میان فک و جمجمه وجود دارد که به آن‌ها اجازه می‌دهد دهانشان را برای بلعیدن درستهٔ یک شکار که قطرش از قطر بدن خود مار بیشتر است باز کنند. برای نمونه مار تخم-خور آفریقایی می‌تواند تخم‌هایی بسیار بزرگتر از قطر سرش را فروبرد این مار هیچ دندانی ندارد اما پیش آمدگی استخوانی محکمی در لبهٔ درونی ستون مهره‌های خود دارند که با کمک آن تخم‌ها را می‌شکنند.

درحالی که بیشتر مارها از جانوران دیگر شکار می‌کنند در این میان شاه کبرا و مار استرالیایی بندی-بندی دیگر مارها را شکار می‌کنند. مار Pareas iwesakii و دیگرقمچه‌مارانی که از حلزون تغذیه می‌کنند، از زیرخانوادهٔ Pareatinae، دندان‌های بیشتری در نیمهٔ راست دهانشان دارند تا نیمهٔ چپ؛ دلیل این پدیده این است که پوستهٔ شکار آنها معمولاً در جهت ساعت‌گرد می‌چرخد۲

برخی مارها شکار خود را اول با نیش زدن می‌کشند و بعد می‌خورند برخی دیگر با چنبره زدن به دور آن، آن را آمادهٔ خوردن می‌کنند بقیهٔ مارها شکار خود را زنده و درسته می‌خورند

پس از خوردن مارها می‌خوابند تا فرایند گوارش روی دهد گوارش فرایند انرژی بری است بویژه اگر شکار بزرگ باشد. برای مارهایی که گه گاه به شکار می‌روند دستگاه گوارش و روده بخشی از وعدهٔ غذایی را وارد بدن می‌کند تا انرژی ذخیره شود پس از ۴۸ ساعت دستگاه گوارش با ظرفیت کامل دوباره مشغول به کار می‌شود. خونسرد بودن مارها باعث می‌شود دمای پیرامون تأثیر زیادی بر گوارش آن‌ها بگذارد. بهترین دما برای گوارش مار ۳۰ درجهٔ سانتیگراد است. در پی فرایند گوارش دمای سطح بدن ۱٫۲ درجهٔ سانتیگراد افزایش می‌یابد اگر مار پس از خوردن خطری را احساس کند خوراک خود را بالا می‌آورد تا بتواند فرار کند. اما اگر کسی مزاحمش نشود فرایند گوارش بازدهی بالایی در بدن مار دارد به گونه‌ای که با آنزیم‌های بدن او تقریباً همهٔ بدن شکار جذب می‌شود (غیر از پر، مو و پنجه‌های شکار که همراه با مواد زائد بدن (اسید اوریک دفع می‌شود)

جابجایی

نداشتن دست و پا در مارها آنها را از جابجایی بازنداشته است. آنها چند روش حرکتی برای خود پیدا کرده‌اند که بسته به محیط‌های مختلف متفاوت است. در جانورانی که دست و پا دارند، جابجایی به صورت یک عمل پیوسته است درحالی که جابجایی در مارها به صورت گسسته و متفاوت از دیگری است و انتقال بین یک نوع از جابجایی به نوع دیگر کاملاً ناگهانی روی می‌دهد.

خیزش موج وارِ جانبی

خیزش موج وارِ جانبی یا بر پهلو، تنها روش جابجایی مارهای آبی و پرکاربردترین روش جابجایی در میان مارهای خشکی است. در این روش جابجایی مار به صورت متناوب و پی در پی خود را به چپ و راست خم می‌کند وقتی به آن نگاه می‌کنیم گویی یک موج رو به عقب در حرکت است. این جابجایی به نظر سریع می‌آید اما در واقع بیشترین سرعتی که برای مارها ثبت شده به اندازهٔ دو طول بدن مار در یک ثانیه بوده که البته این سرعت بسیار کم‌روی می‌دهد و مارها معمولاً با سرعت کمتری جابجا می‌شوند. مقدار انرژی که مارها با این روش از خزش مصرف می‌کنند برابر با مقدار انرژی است که یک مارمولک هم وزن مار، در هنگام دویدن صرف می‌کند.

خزش موج وارِ بر پهلو برای مارهای خشکی به این صورت است که: موجی که گفته شد در اندام مار ایجاد می‌شود و رو به عقب حرکت می‌کند به نقطه‌های از زمین مانند سنگریزه‌ها، ناهمواری‌های خاک و ساقه‌های گیاهان نیرو وارد می‌کند و در اثر نیروی عکس العمل این اجسام مار دقیقاً رو به جلو هل داده می‌شود. سرعت جابجایی در این روش کاملاً به تراکم و جنس نقطه‌ای از زمین که مار بر آن نیرو وارد می‌کند بستگی دارد. سرعت حرکت موج دقیقاً با سرعت حرکت مار برابر است در این روش چون مار به صورت مستقیم رو به جلو هل داده می‌شود می‌تواند از میان مسیرهایی که چگالی گیاهی آنها زیاد است به راحتی عبور کند و از هر سوراخ کوچکی رد شود.

وقتی مار شنا می‌کند موجی که گفته شد بزرگتر می‌شود و سرعت حرکت رو به عقب موج از سرعت حرکت رو به جلوی مار بیشتر خواهد بود این روش خزش با اینکه ظاهری مشابه در میان مارهای آبی و خاکی دارد اما الگوی دگرگونی‌های ماهیچه‌های درگیر در آن بین مارهای آبی متفاوت از مارهای خاکی است از این رو، دو روش متفاوت جابجایی در نظر گرفته می‌شود. همهٔ مارها می‌توانند با موج جانبی رو به پشت، خود را به سمت جلو هل دهند (حرکت رو به جلو) اما تنها در میان مارهای آبی دیده شده که مار با ایجاد موج رو به جلو، خود را به پشت هل دهد (حرکت به سمت عقب)

فروش طرح توجیهی ، طرح اشتغالزایی ، راه اندازی طرح پرورش مار

 

Image result for ‫فواید سم مار‬‎

 

 

مار یکى از مفیدترین حیوانات این کره خاکى براى تولید انواع دارو ها و سرم ها و واکسن هاست و جالب اینکه این دارو ها از بزاق دهان یا همان زهر مارهایى تهیه مى شوند .

با این حال تخمین زده مى شود که سالانه ۵ میلیون مار گزیدگى در سراسر جهان اتفاق مى افتد که مسئول ۱۲۵ هزار مرگ در طول سال است. مار گزیدگى خصوصاً در مناطق گرمسیرى و نواحى که قطب کشاورزى است به وفور دیده مى شود زیرا در این مناطق تعداد زیادى مار در همزیستى با انسان به سر مى برند.

ولى فقط این ها براى انسان خطرناک نیستند چون بعضى از مار هاى غیر سمى شکار خود را با پیچیدن به دور قفسه سینه جاندار و اعمال فشار و انقباض و شکستن قفسه سینه حیوان که باعث جلوگیرى از تنفس جاندار یا ایجاد ایست قلبى مى شود از پاى در مى آورند .

مواد سازنده سم مارها
سم مار در حقیقت نوع تغییر یافته بزاق دهان مار است که از غدد بزاقى تغییر یافته براى این کار تولید مى شود و از طریق دندان هاى تو خالى جلوى دهان مار به بدن جاندار تزریق مى شوند.

در سم مار تعداد زیادى مواد شیمیایى وجود دارد که هر کدام به قسمتى از بدن جاندار آسیب مى رساند:

سم مار مایعى است روغنى شکل و بر حسب نوع مار به رنگ سفید تا زرد پررنگ، شفاف یا کدر و اندکى اسیدى است. سم مار مخلوطى است از مواد پیچیده پروتئینى با خواص سمى و آنزیمى و مواد غیر پروتئینى از قبیل انواع لیپید ها، کربوهیدرات ها، نمک هاى مختلف فلزى و شبه فلزى، ریبوفلاوین و آب.
سم ماده ایست سرشار از آنزیم.

حدود ۲۶ نوع آنزیم در سم مار ها وجود دارد. در حدود ۹۰ تا ۹۲ درصد از وزن خشک سم را مواد پروتئینى تشکیل مى دهند، که برخى از آنها روى دستگاه عصبى تأثیر مى گذارند، برخى تراوایى غشاى یاخته را تغییر مى دهند و بعضى دیگر موجب تخریب تار هاى ماهیچه اى مى شوند.
به طور خلاصه این مواد شیمیایى به ۴ دسته تقسیم مى شوند. سموم سلولى که باعث آسیب موضعى بافت در محل گزش مى شوند. سموم خونى که باعث خونریزى داخلى مى شوند. سموم عصبى که روى سیستم عصبى اثر مى گذارند و سموم قلبى که مستقیماً قلب را تحت تأثیر قرار مى دهند. گزش توسط مار مى تواند از یک زخم سوراخ مانند کوچک و ساده تا بیمارى تهدید کننده حیات و مرگ را باعث شود. همیشه باید این نکته را مد نظر داشت که علائم اولیه متعاقب گزش مى توانند گمراه کننده باشند و گاهى قربانى در حالى که علائم قابل توجه اولیه ندارد ناگهان به طرف شوک و مشکلات تنفسى سوق پیدا مى کند.
دانشمندان دریافته اند بهره گیرى از سم یک نوع مار کشنده مى تواند جان هزاران بیمار را از مرگ نجات دهد. سم مار تایپان حاوى پروتئین معجزه آسایى است که بلافاصله خون را منعقد مى کند. از این پروتئین که فاکتور رایکس نام دارد مى توان براى توقف خون ریزى به هنگام جراحى قلب و عمل جراحى روى کسانى که در حوادث مجروح شده اند بهره برد. فاکتور رایکس این پروتئین احتمالاً قوى ترین عامل انعقاد خون است که تاکنون کشف شده است.

 به گفته پژوهشگران سم بسیار کشنده نوعى مار مى تواند در درمان ایست قلبى بر اثر ضعف عضلانى مؤثر باشد. به گفته پژوهشگران استرالیایى، سم مار تاپیان در پیشگیرى از ایست قلبى در خرگوش هاى آزمایشگاهى مؤثر است و امید است اثر آن در چند سال آینده در انسان نیز بررسى شود.

پژوهشگران با این بررسى به تهیه داروهاى پیشگیرى کننده ایست قلب امیدوار شده اند. به طور کلى دو شیوه مختلف براى تشخیص یک مار «سمى» از مار«غیر سمى» وجود دارد. روش اول، تشخیص اندازه و نوع حرکت مارهاست. مارهاى سمى دمى کوتاه و کلفت و طرز حرکتى بطئى دارند ( با انبساط و انقباض ). در حالى که مار هاى غیر سمى از قطر وسط بدن تا انتهاى دم باریک تر مى شوند و طرز حرکتشان نیزبه هردوشیوه مستقیم و مارپیچ است .
اما راه دوم تشخیص گزش مار از روى آثار دندانى آنهاست. به دلیل تفاوت درشکل و موقعیت دندان ها در مار هاى سمى و غیر سمى، با دقت در محل گزیدگى مى توان سمى یا غیر سمى بودن آن را تشخیص داد .
سید کاظم مؤذن زاده که ۲۷ سال از عمرخود را با مار ها وصرف شکار و نگهدارى از آنها کرده است با اشاره به انواع سموم مار ها مى گوید: سم مار ها را مى توان به دو دسته کلى تقسیم کرد :
زهر هاى مختل کننده جریان خون :این نوع زهر ها خون، رگ ها و سایر بافت هاى بدن را تجزیه و متلاشى مى کنند. از بارز ترین علائم این نوع زهر، عدم انعقاد خون هست و زهرهاى اعصاب که برخلاف نوع اول زهر هاى اعصاب، اثرى فلج کننده بر سیستم عضلانى، دستگاه تنفسى و قلب دارند .

مزرعه مارها
رولف کرویتس( Rolf Kreutz) مسئول مزرعه مار ها است. در این مزرعه بیش از ۲۰۰ مار سمى نگهدارى مى شود. این مزرعه متعلق به شرکت داروسازى نوردمارک( Nordmark )، در نزدیکى هامبورگ است. بیشتر مارهاى سمى از نوع مارهاى زنگى کشور مالزى هستند. طول این نوع مار ها به ۵۰ تا ۷۰ سانتیمتر مى رسد و پوست شان داراى رنگ هاى سیاه و قهوه اى است. خوراک اصلى مار ها موش است. یک موش زنده خوراک یک مار براى ۲۱ روز است .

مار ها به طور جداگانه درجعبه هاى بزرگ پلاستیکى نگهدارى مى شوند. در طول روزها، مار ها با آرامشى بى نظیر در جعبه خود چنبره مى زنند، اما نزدیک شدن به این مار ها مى تواند عواقب ناگوارى به همراه داشته باشد. کرویتس درباره تأثیرات سم مار در بدن انسان مى گوید:

«این سم در آغاز ورود به بدن انسان بافت ها را ازبین مى برد وباعث نابودى شریان ها مى شود که در مواردى منجر به از دست دادن و یا فلج شدن عضو گزیده شده، مى شود. افراد مارگزیده سالیانى دراز دچار عارضه هاى متفاوت خواهند بود . »
در این شرکت داروسازى متخصصان بر این باورند که سم مار ها اثرات شفابخش نیز داشته، به طور مشخص به عنوان داروهاى اولیه در سکته هاى مغزى و قلبى مى توان از آن استفاده کرد. در این گونه حملات که با انسداد شریان ها و لخته شدن خون مواجه هستیم، خون به مغز نرسیده و بخشى از سلول ها براى همیشه از بین مى روند. دقیقاً در چنین مواردى است که باید ماده سمى به دست آمده از مار ها (به نام آنکرود Ancrod ) به کار گرفته شودچراکه این ماده سبب رقیق شدن سریع خون مى شود.
مانفرد کورفورست مسئول تولید داروهاى بیولوژیک درباره تأثیر این ماده مى گوید: «لختگى خون از این طریق مى تواند برطرف شود. پس از حمله مغزى غلظت خون بالا مى رود، با استفاده از این ماده مى توان آن را دوباره رقیق ساخت و حال خون رقیق شده قادر به شست و شوى بخش هایى است که پیش از آن ورود خون بدان ها ناممکن بود. »

ایران، پیشتاز در سم شناسى مار
بخش جانوران سمى انستیتو رازى ایران سابقه اى طولانى در تهیه و تولید انواع دارو ها و پادزهر ها از «مار» هاى ایرانى و خارجى دارد. این بخش که از ۴۰ سال پیش فعالیت خود را آغاز کرده است و پس از ساخت پادزهرهاى منووالان و تتراوالان، اکنون موفق به ساخت نوع پلى والان شده که قادر است زهر ۶ نوع مار مختلف سمى خطرناک را خنثى کند. علاوه بر این، سرم ضدعقرب زدگى که توسط متخصصان ایرانى تولید شده است، در مورد سم ۶ نوع عقرب مؤثر است.
رئیس بخش جانوران سمى و تهیه پادزهر مؤسسه تحقیقات واکسن و سرم سازى رازى درباره فعالیت هاى این مرکز مى گوید: «سالانه ۸۵ هزار آمپول محتوى پادزهر مار و عقرب تولید و به وزارت بهداشت تحویل داده مى شود و حدود ۷ تا ۱۰ هزار آمپول نیز به کشورهاى منطقه صادر مى شود.
هر آمپول ۱۰ سى سى پادزهر مار دارد که هنگام مارزدگى، بسته به شدت عوارض حتى تا ۲۰ آمپول تزریق مى شود. هر آمپول حاوى پادزهر به مبلغ ۲۵ دلار به کشورهاى منطقه از جمله اردن صادر مى شود که در صورت وجود تقاضا براى پادزهر عقرب، توانایى صادرات آن هم وجود دارد.

» دکتر عباس زارع میرک آبادى مى گوید: «تاکنون ۷۵ گونه مار و ۲۳ گونه عقرب در ایران شناسایى شده است که باید توجه داشت پادزهر هر جانور سمى مختص آن جانور است یعنى نمى توان پادزهر یک گونه از مار را براى گونه اى دیگر استفاده کرد. » دکتر زارع در توضیح مراحل مختلف تولید پادزهر از سم مار مى گوید: «پس از زهرگیرى از مار یا عقرب، سم خشک مى شود و به صورت پودر درمى آید. »
این پودر با ترکیبى به نام «یاور» مخلوط و با دوز کم به مدت چندین بار (۶ تا ۱۰بار) به صورت زیرجلدى به اسب تزریق مى شود. زمانى که پادزهر به میزان مناسب در خون اسب ساخته شد، خون گیرى انجام و سپس پلاسماى خون اسب جداسازى مى شود. پس از تصفیه و انجام عمل هضم آنزیمى، سرم رسوب داده مى شود. بعد از انجام فرمولاسیون و رسیدن میزان پادزهر به غلظت مورد نظر، تست ها و آزمایش هاى کنترلى متفاوتى روى آن انجام مى شود و پس از تأیید شدن تمام آزمایش ها، پادزهر بسته بندى و به وزارت بهداشت تحویل داده مى شود.

به گفته رئیس بخش جانوران سمى مؤسسه رازى از ۱۰ سال پیش محققان ایرانى تحقیق هایى را روى سموم مختلف جانورى آغاز کرده و توانسته اند توکسین هاى موجود در سموم مختلف عقرب ها را شناسایى و خالص سازى کنند، توالى اسیدهاى آمینه و ساختمان سه بعدى آنها را در سموم عقرب مشخص کنند و با بررسى عوارض مختلف این زهر ها روى حیوانات به نحوه تأثیرگذارى آنها پى ببرند.
وى تصریح مى کند: «علاوه براین ازچندى پیش، تحقیق هاى گسترده اى را روى امکان درمان بعضى بیمارى هاى لاعلاج مانندسرطان توسط پپتیدهاى پروتئینى موجود در زهر هاى مار و عقرب آغازکرده ایم وطى دستاوردى بى نظیر موفق به ساخت ترکیبى از زهرهاى جانورى با عنوان«۵۸ ICD»شده ایم که در مراحل آزمایشگاهى باعث ازبین رفتن سلول هاى سرطانى ومانع رشد۰‎/۲درصدى آنها و همچنین مرگ طبیعى این سلول ها شده است. »

سم مارها و خواص درمانی آن

سم مار عمدتاً برای بی حرکت کردن و کشتن شکار می باشد و از نظر دفاعی احتمالاً اهمیت حیاتی دارد . نیش دندان یا فنگ Fang را به دندان تغییر شکل یافته مار گویند که شیار دار یا مجوف است (همانند سوزن تزریقات) .

فنگ‌ها در گروه افعیها بزرگ هستند و روی استخوان فک بالا قرار دارند و توسط ماهیچه‌ها حرکت می کنند . در صورتیکه فنگ‌ها در گروه الاپیده مانند کبراها کوتاهتر و به طور ثابت روی استخوان فک بالایی قرار می گیرند . این فنگ‌ها در مار دریایی کوتاهتر و همراه چند دندان معمولی روی استخوان فک بالایی قرار دارند .

مارهای نیمه سمی گروه کلوبریده غالباً دارای فنگ‌های شیار دار و در قسمت خلفی فک بالایی قرار می گیرند .

سم مار که به آن ونوم Venom می گویند ، مخلوطی از مواد بیولوژیکی متشکل از پلی پپتیدهای آنزیمی و غیر آنزیمی که عملشان در انسان موجب بروز مسمومیت‌های مار گزیدگی می شود . در اغلب مارها سم تولید شده در یک جفت غده سمی ذخیره می گردد . غده سمی مار از نظر تشریحی شبیه به غده تغییر شکل یافته پاروتید پستانداران است . این غده در اغلب مارها در فضایی واقع در پشت چشم و روی استخوان فک بالایی که به سمت پائین و عقب چشم امتداد دارد به عبارت دیگر بین چشم و گوشه دهان قرار می گیرد . با حرکت سریع استخوان‌های سر و فشار وارده توسط ماهیچه‌ها به غده سمی ، مقداری سم از راه کانالی که به دندان سمی متصل است به شکار منتقل می شود.

سم مار حاوی فسفولیپاز A و یا ترکیبی از آنست (Phospholipase A) بعضی از فسفولیپازها نسبتاً غیر سمی و برخی دیگر به شدت سمی و عصب گرا (Neurotoxic) و ماهیچه گرا (Myotoxic) هستند . سم اغلب افعی‌ها دارای اندوپپتیداز و ارژنین استرهیدرولیز می باشد (Endopeptidases and arginine esterhydrolases) که در بروز کاهش فشار خون ، خونریزی و نکروز کمک می کنند . سم مار جعفری (Echis carinatus) احتمالاً دارای اکارین (Ecarin) است که اثر شدید پروترومبین را دارد و اختلالات انعقادی را باعث می شود . ظاهراً سم افعی شاخدار یا (Cerastes) اثر مشابهی دارد . سم کبرای جنوب (Walterinnesia) و کفچه مار (N.naja oxiana) مانند سایر گروه الاپیده دارای پلی پپتید نروتوکسین همراه با فلجی پس سیناپس اعصاب ماهیچه ای است . سم مار شاخدار ایرانی خاصیت پیش سیناپسی نروتوکسین و فسفولیپااز را دارد . سم مارها دریایی دارای خواص نروتوکسین و مایوتوکسین و فسفولیپاز می باشند .

پراکندگی و ویژگیهای مارهای سمی جهان در جدول شماره ۳ تحت عنوان رده بندی مارهای سمی جهان نشان داده می شود .

علاوه بر آنزیمها ، مقادیر مختلفی از ترکیبات پلی پپتیدی یا لیپیدها ، کربوهیدراتها و یونهای فلزی مانند سدیم ، پتاسیم ، منیزیم ، روی ، کلسیم ، مس ، منگنز و از عناصر غیر فلزی سموم می توان فسفر و کلر را نام برد که به نسبت‌های مختلف در بعضی از سموم مارها وجود دارد . بطور کلی ۹۰ تا ۹۲ درصد وزن خشک سم مار حاوی بیش از یک توکسین اصلی است . اثر سم مار در انواع مارها بر روی نسوج زنده متفاوت و ممکن است یک یا چند خاصیت سمی در سم یک نوع مار موجود باشد . با تزریق سم مار به حیوانات آزمایشگاهی آثار ظاهر شده با نشانی های بالینی از تمام خواص سم خواهد بود . به عبارت دیگر سم مار از نظر آزمایشگاهی از یک سری عوامل و فاکتورهای مختلف تشکیل می شود . بنابراین تصویر نهایی مسمومیت با سم مار حاصل فعل و انفعالات پیچیده متقابل بین پلی پپتیدهای زهری با آنزیمهای گوناگون و محیط داخلی بدن انسان است .

به طور کلی آثار مسمومیت با سم مار به دو گروه موضعی و سیستمیک تقسیم می شود آثار مسمومیت موضعی عبارت از ورم موضعی ، نکروز بافت ، طاول و غیره می باشند . از آثار مسمومیت سیستمیک می توان از مسمومیت عصبی ، مسمومیت خونی ، مسمومیت عضلانی و مسمومیت‌های قلبی و کلیوی نام برد .

از نظر بالینی زهر افعیها خون گرا یا موثر در خون (Vasculotoxin) و زهر مارهای الاپیده مانند کبرا عصب گرا یا موثر در عصب (Neurotoxin) و زهر مارهای دریایی ماهیچه گر یا موثر در ماهیچه (Myotoxin) میباشند .

به طور خلاصه سم مار ممکن است حاوی فاکتورهای نروتوکسین ، پروتئولیتیک ، انعقاد کننده خون ، فسفاتازها ، کولینسترازها ، هیالورونیدازها ،‌ امینو اسید اکسیداز و آنزیمهای دیگر باشد که می توان آنها را جداگانه مورد مطالعه قرار داد .

برای مطالعه فاکتورهای مختلف سم از روشهای متفاوتی استفاده می شود . روشهای فیزیکی و شیمیایی مانند کروماتوگرافی ، ژا فیلتراسیون به وسیله سفادکسها ،‌جدا سازی پروتئین‌ها توسط الکتروفورز ، اسپکتروفوتومتری و تعیین PK‌ها ، مطالعه متابولیکی مانند اندازه گیری فعالیت آنزیمی ، روشهای ایمونوشیمیایی مانند ایمونودیفوزیون اوکترلونی Ouchterlony، ایمونوالکتروفورز و غیره .

می دانیم که مایعات بیولوژیک حاوی مجموعه ای از پروتئین‌های مختلفی بوده و به منظور بررسی پروتئین به خصوص ، روش جداسازی می بایستی به گونه ای انتخاب شوند تا نسبت به پروتئین مورد نظر کاملاً ویژگی داشته باشند . تهیه پادتن بر علیه پروتئین‌های بخصوص دارای ویژگی بوده و بر همین اساس می توان پروتئین مورد نظر را از یک نظر را از یک مجموعه جدا نمود .

روشهایی که در حال حاضر مورد استفاده قرار می گیرند همگی بر مبنای کمپلکس بین پادتن – پادگن استوار می باشند و روشهای ایمونولوژی با اندازه گیری یک و یا تعدادی از ترکیبات نظیر سیستم پادتن ، پادگن و مجموعه زینهاری انجام می شوند

اثر سم روی عناصر سلولی و مایعات بدن :

سموم منعقد کننده به دو گروه تقسیم می شوند : گروه اول که با استفاده از روش آزمایشگاهی یا این ویترو (invitro) فیبرینوژن خالص را بدون حضور کلسیم یا عصاره سلولی و پروترمبین منعقد و آنزیمهای پروتئولتیک این سمها مانند پاپائین فیبرینوژن را به ژل فیبرینی تبدیل می کند . گروه دوم قادر به انعقاد فیبرینوژن نیستند و آنها پروترومبین را ترومبین تبدیل می کنند و می توان گفت که خاصیت آنها مانند تریپسین ولی به مراتب قویتر و موثرتر است . آنزیمهای پروتئولتیک این سم‌ها تخریب سلولهای ماهیچه ای را افزایش می دهند و از رساندن خون به سلولها جلوگیری می کنند و احتمالاً هیستامین را آزاد می نمایند . فسفاتازها رل بسیار مهمی در مسمومیتها دارند و باعث همولیزخون و ناراحتی های قلبی می شوند . همولیزی که در اثر سم ظاهر می شود به علت تبدیل شدن لیستین به لیزوستین است که روی ماهیچه‌های قلب و عمل فیبرین سازی اثر دارد و با ایجاد نقصان در پتاسیم و آب بدن و همچنین مورد حمله قرار دادن سلولهای اندوتلیوم باعث خونریزی ششها می گردد .

چنانچه سم کبرا رقیق باشد این عمل ساده تر انجام می گیرد . از نظر بالینی سمهای منعقد کننده خون اگر به مقدار زیاد و به تدریج و آهسته وارد جریان خون شوند خاصیت انعقاد خون را از بین می برند یعنی خون را دفیبرینه نموده باعث عدم انعقاد خون می گردند . اگر مقدار این سم زیاد باشد و به سرعت وارد جریان خون گردد باعث انعقاد خون در عروق شده و سرانجام مرگ فرا می رسد . در مورد سمهای پروتئولتیک مقدار سم چنانچه کم باشد در محل گزش تورم و درد ایجاد می شود و اگر زیاد باشد موجب قانقرایا یا نکروز موضعی می گردد . در مورد سمهای همولتیک وجود هموکلوبینوری یا خونریزی در ادرار و کم خونی از نشانی های بالینی بشمار می روند . معمولاً سمی که خون را منعقد می کند خاصیت پرتئولتیک را نیز دارد .

سم عصب گرا یا نروتوکسین عوارض مختلفی مانند فلجی و غیره در سلولهای عصبی ایجاد می کند تقریباً ۲۱ درصد پروتئین اصلی سم کبرای را فاکتور نروتوکسین تشکیل می دهد . از نشانی‌های بالینی این سم اختلال بینایی ، فلج و تنگی نفس می باشد . در این حالت بیمار با یک چشم اشیاء را بهتر تشخیص می دهد و چنانچه از او پرسش‌هایی شود مانند اشخاص مست پاسخ می گوید و خیلی آهسته صحبت می کند . علائم مسمومیت سیستمیک توسط مار کبرا به سرعت آشکار شده ( در مدت ۵ تا ۱۰ دقیقه) و مراجعه سریع بیمار به بیمارستان را ایجاب می نماید . سم این گروه از مارها عوارض عصبی محیطی و مرکزی دارند . در مورد اعصاب محیطی اثر این سم مانند کورار بوده اختلال انتقال عصبی در سیناپس عصبی – عضلانی از پی آمد آن است . علائم عصبی محیطی این مسمومیت عبارتند از فلج عضلانی ( از جمله ماهیچه‌های تنفسی ) ، اختلال در اعصاب جمجمه ای مانند افتادگی پلکها Ptosis، لوچی Strabismus تنگی مردمک چشم ، ناتوانی در ادای صحیح کلمات ، اختلال در عمل بلع و ریزش آب دهان ، علائم سیستمیک مسمومیت به صورت توقف مراکز عصبی تنفسی ، گیجی ، تهوع و استفراغ شدید ، خواب آلودگی ، بیهوشی و ندرتاً با جملات تشنجی توام می باشد . علت مرگ معمولاً توقف تنفس به علت فلج عضلات تنفسی است که ممکن است حتی در کمتر از ۳۰ دقیقه پس از گزش اتفاق بیافتد .

بعضی از بیماران به علت عوارض مسمومیت مراکز عصبی در حالت اغماء و بیهوشی می میرند . مهمترین تظاهرات بالینی زهر افعیها ،‌ورم و درد موضعی همراه با نکروز و گانگرن اندام است . زهر افعیها از طریق عروق لنفاوی سطحی پوست منتشر می شود و در مسیر خود سبب درد و تورم شدید ،‌گاهی همراه با طاول ، تراوشات خونابه ای و ترمبوزهای سطحی می باشد که به آهستگی گسترش می یابند .

از علائم مسمومیت با زهر مار جعفری (اکیس) ، پیدایش ورم ، درد و نکروز است . تهوع ، استفراغ ، سرگیجه و سر درد در عده ای دیده شده است . افزایش ضربان قلب ، بزرگ شدن غدد لنفاوی و دردناک بودن آنها ،‌پیدایش طاول و نکروز بافت اطراف محل گزش را می توان از آثار بالینی بشمار آورد . عوارض خونی سم مار جعفری در اثر آنزیم انعقاد زا سبب تبدیل پروترومبین به ترومبین و در نهایت با رسوب فیبرینوژن همراه با پلاکت‌ها به صورت لخته‌های کوچک و در نتیجه کاهش فاکتورهای انعقادی ظاهر می گردد . این مجموعه همزمان فیبرینولیز ثانویه و یک فاکتور مخرب عروقی (Vasculotoxin) به نام Hemorragin سبب خونریزی عمومی در بیماران می گردد .

سم مار دریایی سبب مسمومیت عضلانی ، فلج عضلات چشم ، گشادی مردمک چشم ،‌قفل شدن دهان ، اختلال بلع ، گاهی نارسایی حاد کلیوی به علت میوگلوبینوری و بالاخره نارسایی کبدی می گردد . سم مار حاوی آنزیمهای دیگری مانند پروتئاز (Protease) که در سم کفچه مار و بعضی انواع افعیها وجود دارد عملش مانند تریپسین بوده ولی قدرت و اثرش به مراتب بیشتر است . ارپسین (Erepsin) و فسفواستراز Phosphosterase و کولین استراز Cholinsterase آنزیمهای دیگری هستند که در سم کبرا وجود دارند و باعث پیدایش کولین و اسید استیک می گردند . احتمالاً این آنزیمها در سم گروه افعیها وجود ندارند . هیالوذونیداز Hyaluronidase آنزیمی است که باعث افزایش بیماری‌های جلدی نزد پستانداران می شود . اسید هیالورونیک مقاومت سلولها و بافتهای مختلف را افزایش می دهد و از نفوذ مواد خارجی به سلولها جلوگیری می کند . در صورتیکه هیالورونیداز این مقاومت را تقلیل می دهد و باعث نفوذ مواد خارجی و جذب سلولی کی گردد . ژل داخل سلولی و نسج همبند مانند سد محکمی است که مانع نفوذ سم به داخل بافتها می شود و احتمالاً این سد توسط هیالورونیداز که یک آنزیم حلال است شکسته می شود .

آنزیمهای ریبونوکلئاز و دیزوکسی ریبونوکلئاز (Ribonuclease and Desoxyribonyclease) عمل هیدرولیز را افزایش می دهند و اغلب در سم مارهایی که دارای خاصیت عصب گرا یا نروتوکسین هستند مانند کبرا وجود دارند . آنزیم افیواوکسیداز Ophio-oxidase به تنهایی سمی نیست ولی موجب آزاد شدن پروتئاز و باندهای چربی و در نتیجه اتولیز و عفونت را باعث می گردد . به طور کلی هیالورونیداز جذب سلولی را تسریع و افیواوکسیداز به اتولیز و فاسد شدن مواد کمک می کند . سم عصب گرا شکار را فلج کرده و لستیاناز Lecithinase قسمت داخلی و شفاف اندوتلیال را مورد حمله قرار می دهد و لیزوستین تولید شده در تخریب و از بین بردن سلولها موثر است و سرانجام پروتئاز به گلبولهای قرمز حمله می کند و موجب تخریب آنها می شود . به عبارت دیگر سم اغلب مارها دارای خواص منعقد کننده و پروتئولتیک است که از اجزاء مختلف تشکیل می شود . این اجزاء را همانطوری که گفته شد می توان با روشهای آزمایشگاهی مورد بررسی قرار داد . سم مار خاصیت اسیدی دارد و وزن مخصوص آن بین ۱۰۳۰-۱۰۷۰می باشد سم خشک شده در آب مقطر و سرم فیزیولوژی به خوبی قابل حل است . جدول شماره ۴ مقایسه وزن مولکولی و سم نوروتوکسین در نمونه‌هایی از چهار گروه اصلی مارهای سمی جهان را نشان می دهد .

تهیه سم مار :

برای تهیه سم مار در گروه الاپیده مانند کبرا از یک شیشه مخصوص استفاده می شود . درب شیشه را با یک ورقه لاستیک نازک می بندند (مثلاً از جنس تیوپ موتور سیکلت) ، با یک چوب یا عصایی که در پس گردن مار قرار می گیرد آنرا مهار می کنند . بدین ترتیب مار کبرا را با دست می گیرند و دهانش را به شیشه نزدیک می کنند و در این موقع مار پوشش لاستیکی را گاز می گیرد و چند قطره سم داخل شیشه می ریزد .

در انواع افعیها احتیاجی به پوشش لاستیکی نیست و دندان سمی یا فنگ مستقیماً داخل شیشه قرار داده می شود و با فشار مختصری به غده سمی محلول سم داخل شیشه ریخته می شود  .

غلظت و مقدار سم بستگی به انواع و جثه مار‌ها و فصل سم گیری دارد . سم حاصل را در شرایط خاصی در دستگاه خشک کننده  یا در مجاورت P2O5 یا کلروکلسیم در دیسکاتور تحت خلاء یا بدون خلاء خشک می کنند که دور از نور ، رطوبت و حرارت می توان آنرا برای مدت زیادی حفظ کرد . رنگ سم در انواع مارها متفاوت است. ممکن است سفید روشن یا کدر یا زرد روشن یا نارنجی متمایل به قهوه ای باشد . گاهی سم مترشحه از غده‌های چپ و راست مار از حیث کمیت و کیفیت با هم اختلاف دارند و این تفاوت در جنسهای نر و ماده مارهایی که از یک نوعند نیز مشاهده می شود . مقدار سم کبرای نر بیشتر از سم کبرای ماده است ولی این نسبت در گروه افعیها صدق نمی کند . سم کبرای مسن و تیره رنگ بیشتر از کبرای جوان و کم رنگ می باشد . مقدار سم مار کبرا بیش از انواع دیگر مارهای ایرانی است .

بطور کلی با توجه به میزان ترشح سم و قدرت کشندگی یا LD50 آن ، ‌مار کبرا ، مار جعفری ، افعی یا گرزه مار و مار شاخدار به ترتیب از سایر انواع دیگر مارهای سمی ایران خطرناک تر هستند .

مقدار سم نوزادان مارهای سمی گاهی برای کشتن یک فرد بالغ کافی می باشد و گاهی مقدار تزریق سم به شکار کمتر است . این کیفیت بستگی به بلندی و کوتاهی دندان سمی ، ‌جثه ، تغذیه ،‌فصل و نحوه گزش دارد .

بر حسب گونه‌های مار ، علائم مار گزیدگی متفاوت است . حجم مار ، سن ، مقدار تزریق سم ، قدرت کشندگی سم ، محل تزریق سم در بدن و فاکتورهای متفاوت دیگر همگی قابل بررسی هستند . علائم بالینی شناخته شده از مسمومیت مار گزیدگی در ایران در جدول شماره ۹ بطور فشرده بیان شده است . گزش های خطرناک مار گزیدگی در ایران اکثرا مربوط به گروه افعیها و مخصوصاً گزش گرزه مار یا افعی است که غالباً در چراگاه‌ها و مناطق کشاورزی اتفاق می افتد . علائم بالینی این مارها معمولاً حدود ۱۵ دقیقه یا کمی بیشتر پس از گزش ظاهر می شوند . نشانی‌ها غالباً با درد ، تورم ، تشنگی ، تهوع و گاهی اسهال همراه هستند . تورم در ناحیه گزش به سرعت پیشرفت می کند و غدد لنفاوی مربوطه بزرگ و حساس می شود . کاهش فشار خون و تاکی کاردی می تواند پیش درآمد یک شوک باشد . اگر گزش در نواحی فوقانی بدن اتفاق افتد ،‌تورم طی ۲۴ ساعت گسترش می یابد ، ادرار کم می شود ، کبودی و طاول در محل گزش و افزایش درجه حرارت بدن حتی بدون عفونت دیده می شود .

مهمترین علائم بالینی مسمومیت‌های حاصل از گزش مارهای سمی ایران که تا به حال گزارش کرده اند . در مورد علائم بالینی مار شاخدار Psedocerastes persicus و کبرای جنوب ایران Walterinnesia aegyptia و سایر مارهای سمی ایران گزارش مدونی وجود ندارد .

معمولاً تورم حدود یک هفته ادامه دارد . نکروزهای موضعی که موجب سلب فعالیت بیمار گردد به ندرت دیده می شود . خونریزی و شوک باعث مرگ می گردد و درمان ناقص غالباً باعث ناهنجاری و میزان تلفات را به ۳۳ درصد افزایش می دهد .

گزش مار جعفری (Echis carinatus) دارای علائم مشابهی است ولی تورم چندان گسترش ندارد و شوک زودرس ندرتاً دیده می شود . طی ۶ ساعت سیر بیماری پیشرفت می نماید و اختلالات انعقادی ظاهر می شود . خونریزی هنگام سرفه کردن ، خونریزی از بینی و در ادرار و مدفوع خون وجود دارد .

اختلالت انعقادی ۳ تا ۴ هفته خاتمه می یابد . مواردی از مرگ به علت خونریزی داخلی تا ۳ هفته بعد از گزش هم گزارش کرده اند . با وجود مراقبت های بیمارستانی ممکن است ۵ تا ۱۰ درصد بیماران تلف شوند . علائم بالینی گزش افعی شاخدار (Cerastes) چندان مشخص نیست . درد موضعی ، تورم و طاول را معمولاً از نشانی های بالینی گزش این مار می دانند . موارد مرگ ناشی از گزش این افعی خیلی کم است . چون در تشخیص نوع مار شک و تردید دارند لذا جزئیات علائم بالینی کاملاً مشخص نمی باشد . در مورد علائم بالینی مار شاخدار ایرانی Pseudocerastes) اطلاعات کافی وجود ندارد . از نتایج بررسی سم این مار بر روی حیوانات آزمایشگاهی چنین استنباط می شود که گزش این مار برای انسان خطرناک است . همچنین در مورد گزش کبرای جنوب و غرب کشور (Walterinnesia) اطلاعات کافی وجود ندارد .

ولی در گزش کفچه مار (Naja naja oxiana) همانند سایر کبراها ، متعاقب گزش مار ، درد و تورم موضعی همراه با علائم عصبی از قبیل افتادگی پلکها ، تاری دید و اختلال بینایی و اتساع مردمک چشم و اختلال تکلم و مشکل بلع ممکن است در طی ۳۰ دقیقه ظاهر شود . فلج شامل تمام عضلات و از بین رفتن رفلکس‌های تاندونی ،‌خواب آلودگی و گیجی را به دنبال دارد . مشکل تنفس ، تشنج و اغماء و در نهایت مرگ را باعث می شود . چون سم کبرای جنوب و غرب کشور (Walterinnesia) شبیه سم کفچه مار است لذا ممکن است این نوع مار علائم بالینی مشابهی داشته باشند .

گزش مار دریایی موجب درد و تورم نمی شود . در حدود ۵۰ درصد از گزش های مار دریایی مسمومیت قابل توجهی را نشان نمی دهند . اولین تظاهرات مسمومیت حاصل از سم دریایی به صورت دردهای عضلانی است که الزاماً در نزدیکی محل گزش نمی باشد . بروز یا احساس درد معمولاً طی دو ساعت بعد از گزش است و عضلات در لمس دردناکند . علائم عصبی همانند آنچه در مسمومیت با کبرا گفته شده ممکن است دیرتر پدید آید . نارسایی تنفسی ،‌ایست قلبی در اثر هیپرکالمی یا نارسایی کلیوی ممکن است باعث مرگ بیمار شوند . اثرات سموم تمام مارهای دریایی ظاهراً مشابه اند .

گزش مارهای نیمه سمی ندرتاً باعث مسمومیت می شود . تظاهرات مسمومیت معمولاً به صورت درد ، تورم و خون مردگی در اطراف ناحیه گزش است و گاهی باعث تورم غدد لنفاوی ناحیه می شود . همچنین مواردی از گز گز و انقباضات غیر ارادی عضلانی ، افتادگی پلکها ، مشکل بلع و اختلال تنفسی و حتی مرگ گزارش شده است .

خوا ص درمانی سم مار

دانشمندان دریافته اند بهره گیرى از سم یک نوع مار کشنده مى تواند جان هزاران بیمار را از مرگ نجات دهد.

سم مار تایپان حاوى پروتئین معجزه آسایى است که بلافاصله خون را منعقد مى کند. از این پروتئین که فاکتور رایکس نام دارد مى توان براى توقف خون ریزى به هنگام جراحى قلب و عمل جراحى روى کسانى که در حوادث مجروح شده اند بهره برد. فاکتور رایکس این پروتئین احتمالاً قوى ترین عامل انعقاد خون است که تاکنون کشف شده است.

به گفته پژوهشگران، سم بسیار کشنده نوعى مار مى تواند در درمان ایست قلبى بر اثر ضعف عضلانى مؤثر باشد.

به گفته پژوهشگران استرالیایى، سم مار تاپیان در پیشگیرى از ایست قلبى در خرگوش هاى آزمایشگاهى مؤثر است و امید است اثر آن در آینده روی انسان نیز بررسى شود.

پژوهشگران با این بررسى به تهیه داروهاى پیشگیرى کننده ایست قلب امیدوار شده اند.

موضوع مار و سم آن مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته و با مراعات اصول فنی به تهیه بعضی فراورده ها ی داروئی اقدام کرده اند که برای عوارضی از نوع خونریزیهای شدید و برطرف کردن دردهای عصبی مورد استعمال قرار میگیرد . فراورده ای از سم مار کبرا را که قبلأ سمیت آن برای هر بیمار بطور جداگانه اندازه گیری شده باشد، می توان برای بر طرف کردن دردهای عصبی و ماهیچه ای یا بیماری صرع توصیه کرد. به نظر می رسد که سمیت این نوع فراورده به مراکز فوقانی مغز نفوذ نمی کند و ممکن است در آتیه به جای مرفین برای بعضی بیماران حساس نیز تجویز شود.

فراوده هائی که از سم افعی ها مانند بوتروپس(Bothrops) یا راسل (V.Russelli) ساخته می شود گاهی در درمان بیمارهای هموفیلی و خونریزیهای شدید از قبیل خونریزی رحم و شبکیه چشم و دهان به کار می رود. همچنین ممکن است که سم مار زنگی و کری فراورده ای تهیه شود که در درمان بیماریهای صرع، آسم یا تنگی نفس ، دردهای عصبی، لومباگو و سیاتیک مورد استفاده قرار گیرد. سم مار به عنوان بند آورنده خون هم مورد استفاده بوده است. برخی از سموم مارها علاوه بر فاکتور منعقد کننده، دارای فاکتور ضد انعقاد هم هستند. عمل این فاکتورها بستگی به غلظت سم دارد. در رقتهای کم خاصیت انعقادی و در رفتهای بالاتر خاصیت ضد انعقادی آنها ظاهر می شود.

در قدیم در بعضی کشورها از روغن مار برای از بین بردن غده ها و معالجه سرمازدگی دست و پا و بر طرف کردن بعضی دردهای عصبی استفاده می شد. برخی از مردم کشورهای آسیائی اعتقاد دارند که مخلوطی از مار مرده و ارسنیک در درمان سفلیس مؤثر است. یا مخلوط سم مار و ارسنیک و مرفین و مشک به عنوان داروی تقویت کننده قلنج های کبدی ناشی از بیماری وبا مفید است.

فروش طرح توجیهی ، طرح اشتغالزایی ، راه اندازی طرح پرورش مار

Image result for ‫فواید مار سمی‬‎

سم مار عمدتاً برای بی حرکت کردن و کشتن شکار می باشد و از نظر دفاعی احتمالاً اهمیت حیاتی دارد . نیش دندان یا فنگ Fang را به دندان تغییر شکل یافته مار گویند که شیار دار یا مجوف است (همانند سوزن تزریقات) .

فنگ‌ها در گروه افعیها بزرگ هستند و روی استخوان فک بالا قرار دارند و توسط ماهیچه‌ها حرکت می کنند . در صورتیکه فنگ‌ها در گروه الاپیده مانند کبراها کوتاهتر و به طور ثابت روی استخوان فک بالایی قرار می گیرند . این فنگ‌ها در مار دریایی کوتاهتر و همراه چند دندان معمولی روی استخوان فک بالایی قرار دارند .

مارهای نیمه سمی گروه کلوبریده غالباً دارای فنگ‌های شیار دار و در قسمت خلفی فک بالایی قرار می گیرند .

سم مار که به آن ونوم Venom می گویند ، مخلوطی از مواد بیولوژیکی متشکل از پلی پپتیدهای آنزیمی و غیر آنزیمی که عملشان در انسان موجب بروز مسمومیت‌های مار گزیدگی می شود . در اغلب مارها سم تولید شده در یک جفت غده سمی ذخیره می گردد . غده سمی مار از نظر تشریحی شبیه به غده تغییر شکل یافته پاروتید پستانداران است . این غده در اغلب مارها در فضایی واقع در پشت چشم و روی استخوان فک بالایی که به سمت پائین و عقب چشم امتداد دارد به عبارت دیگر بین چشم و گوشه دهان قرار می گیرد . با حرکت سریع استخوان‌های سر و فشار وارده توسط ماهیچه‌ها به غده سمی ، مقداری سم از راه کانالی که به دندان سمی متصل است به شکار منتقل می شود.

سم مار حاوی فسفولیپاز A و یا ترکیبی از آنست (Phospholipase A) بعضی از فسفولیپازها نسبتاً غیر سمی و برخی دیگر به شدت سمی و عصب گرا (Neurotoxic) و ماهیچه گرا (Myotoxic) هستند . سم اغلب افعی‌ها دارای اندوپپتیداز و ارژنین استرهیدرولیز می باشد (Endopeptidases and arginine esterhydrolases) که در بروز کاهش فشار خون ، خونریزی و نکروز کمک می کنند . سم مار جعفری (Echis carinatus) احتمالاً دارای اکارین (Ecarin) است که اثر شدید پروترومبین را دارد و اختلالات انعقادی را باعث می شود . ظاهراً سم افعی شاخدار یا (Cerastes) اثر مشابهی دارد . سم کبرای جنوب (Walterinnesia) و کفچه مار (N.naja oxiana) مانند سایر گروه الاپیده دارای پلی پپتید نروتوکسین همراه با فلجی پس سیناپس اعصاب ماهیچه ای است . سم مار شاخدار ایرانی خاصیت پیش سیناپسی نروتوکسین و فسفولیپااز را دارد . سم مارها دریایی دارای خواص نروتوکسین و مایوتوکسین و فسفولیپاز می باشند .

پراکندگی و ویژگیهای مارهای سمی جهان در جدول شماره ۳ تحت عنوان رده بندی مارهای سمی جهان نشان داده می شود .

علاوه بر آنزیمها ، مقادیر مختلفی از ترکیبات پلی پپتیدی یا لیپیدها ، کربوهیدراتها و یونهای فلزی مانند سدیم ، پتاسیم ، منیزیم ، روی ، کلسیم ، مس ، منگنز و از عناصر غیر فلزی سموم می توان فسفر و کلر را نام برد که به نسبت‌های مختلف در بعضی از سموم مارها وجود دارد . بطور کلی ۹۰ تا ۹۲ درصد وزن خشک سم مار حاوی بیش از یک توکسین اصلی است . اثر سم مار در انواع مارها بر روی نسوج زنده متفاوت و ممکن است یک یا چند خاصیت سمی در سم یک نوع مار موجود باشد . با تزریق سم مار به حیوانات آزمایشگاهی آثار ظاهر شده با نشانی های بالینی از تمام خواص سم خواهد بود . به عبارت دیگر سم مار از نظر آزمایشگاهی از یک سری عوامل و فاکتورهای مختلف تشکیل می شود . بنابراین تصویر نهایی مسمومیت با سم مار حاصل فعل و انفعالات پیچیده متقابل بین پلی پپتیدهای زهری با آنزیمهای گوناگون و محیط داخلی بدن انسان است .

به طور کلی آثار مسمومیت با سم مار به دو گروه موضعی و سیستمیک تقسیم می شود آثار مسمومیت موضعی عبارت از ورم موضعی ، نکروز بافت ، طاول و غیره می باشند . از آثار مسمومیت سیستمیک می توان از مسمومیت عصبی ، مسمومیت خونی ، مسمومیت عضلانی و مسمومیت‌های قلبی و کلیوی نام برد .

از نظر بالینی زهر افعیها خون گرا یا موثر در خون (Vasculotoxin) و زهر مارهای الاپیده مانند کبرا عصب گرا یا موثر در عصب (Neurotoxin) و زهر مارهای دریایی ماهیچه گر یا موثر در ماهیچه (Myotoxin) میباشند .

به طور خلاصه سم مار ممکن است حاوی فاکتورهای نروتوکسین ، پروتئولیتیک ، انعقاد کننده خون ، فسفاتازها ، کولینسترازها ، هیالورونیدازها ،‌ امینو اسید اکسیداز و آنزیمهای دیگر باشد که می توان آنها را جداگانه مورد مطالعه قرار داد .

برای مطالعه فاکتورهای مختلف سم از روشهای متفاوتی استفاده می شود . روشهای فیزیکی و شیمیایی مانند کروماتوگرافی ، ژا فیلتراسیون به وسیله سفادکسها ،‌جدا سازی پروتئین‌ها توسط الکتروفورز ، اسپکتروفوتومتری و تعیین PK‌ها ، مطالعه متابولیکی مانند اندازه گیری فعالیت آنزیمی ، روشهای ایمونوشیمیایی مانند ایمونودیفوزیون اوکترلونی Ouchterlony، ایمونوالکتروفورز و غیره .

می دانیم که مایعات بیولوژیک حاوی مجموعه ای از پروتئین‌های مختلفی بوده و به منظور بررسی پروتئین به خصوص ، روش جداسازی می بایستی به گونه ای انتخاب شوند تا نسبت به پروتئین مورد نظر کاملاً ویژگی داشته باشند . تهیه پادتن بر علیه پروتئین‌های بخصوص دارای ویژگی بوده و بر همین اساس می توان پروتئین مورد نظر را از یک نظر را از یک مجموعه جدا نمود .

روشهایی که در حال حاضر مورد استفاده قرار می گیرند همگی بر مبنای کمپلکس بین پادتن – پادگن استوار می باشند و روشهای ایمونولوژی با اندازه گیری یک و یا تعدادی از ترکیبات نظیر سیستم پادتن ، پادگن و مجموعه زینهاری انجام می شوند

اثر سم روی عناصر سلولی و مایعات بدن :

سموم منعقد کننده به دو گروه تقسیم می شوند : گروه اول که با استفاده از روش آزمایشگاهی یا این ویترو (invitro) فیبرینوژن خالص را بدون حضور کلسیم یا عصاره سلولی و پروترمبین منعقد و آنزیمهای پروتئولتیک این سمها مانند پاپائین فیبرینوژن را به ژل فیبرینی تبدیل می کند . گروه دوم قادر به انعقاد فیبرینوژن نیستند و آنها پروترومبین را ترومبین تبدیل می کنند و می توان گفت که خاصیت آنها مانند تریپسین ولی به مراتب قویتر و موثرتر است . آنزیمهای پروتئولتیک این سم‌ها تخریب سلولهای ماهیچه ای را افزایش می دهند و از رساندن خون به سلولها جلوگیری می کنند و احتمالاً هیستامین را آزاد می نمایند . فسفاتازها رل بسیار مهمی در مسمومیتها دارند و باعث همولیزخون و ناراحتی های قلبی می شوند . همولیزی که در اثر سم ظاهر می شود به علت تبدیل شدن لیستین به لیزوستین است که روی ماهیچه‌های قلب و عمل فیبرین سازی اثر دارد و با ایجاد نقصان در پتاسیم و آب بدن و همچنین مورد حمله قرار دادن سلولهای اندوتلیوم باعث خونریزی ششها می گردد .

چنانچه سم کبرا رقیق باشد این عمل ساده تر انجام می گیرد . از نظر بالینی سمهای منعقد کننده خون اگر به مقدار زیاد و به تدریج و آهسته وارد جریان خون شوند خاصیت انعقاد خون را از بین می برند یعنی خون را دفیبرینه نموده باعث عدم انعقاد خون می گردند . اگر مقدار این سم زیاد باشد و به سرعت وارد جریان خون گردد باعث انعقاد خون در عروق شده و سرانجام مرگ فرا می رسد . در مورد سمهای پروتئولتیک مقدار سم چنانچه کم باشد در محل گزش تورم و درد ایجاد می شود و اگر زیاد باشد موجب قانقرایا یا نکروز موضعی می گردد . در مورد سمهای همولتیک وجود هموکلوبینوری یا خونریزی در ادرار و کم خونی از نشانی های بالینی بشمار می روند . معمولاً سمی که خون را منعقد می کند خاصیت پرتئولتیک را نیز دارد .

سم عصب گرا یا نروتوکسین عوارض مختلفی مانند فلجی و غیره در سلولهای عصبی ایجاد می کند تقریباً ۲۱ درصد پروتئین اصلی سم کبرای را فاکتور نروتوکسین تشکیل می دهد . از نشانی‌های بالینی این سم اختلال بینایی ، فلج و تنگی نفس می باشد . در این حالت بیمار با یک چشم اشیاء را بهتر تشخیص می دهد و چنانچه از او پرسش‌هایی شود مانند اشخاص مست پاسخ می گوید و خیلی آهسته صحبت می کند . علائم مسمومیت سیستمیک توسط مار کبرا به سرعت آشکار شده ( در مدت ۵ تا ۱۰ دقیقه) و مراجعه سریع بیمار به بیمارستان را ایجاب می نماید . سم این گروه از مارها عوارض عصبی محیطی و مرکزی دارند . در مورد اعصاب محیطی اثر این سم مانند کورار بوده اختلال انتقال عصبی در سیناپس عصبی – عضلانی از پی آمد آن است . علائم عصبی محیطی این مسمومیت عبارتند از فلج عضلانی ( از جمله ماهیچه‌های تنفسی ) ، اختلال در اعصاب جمجمه ای مانند افتادگی پلکها Ptosis، لوچی Strabismus تنگی مردمک چشم ، ناتوانی در ادای صحیح کلمات ، اختلال در عمل بلع و ریزش آب دهان ، علائم سیستمیک مسمومیت به صورت توقف مراکز عصبی تنفسی ، گیجی ، تهوع و استفراغ شدید ، خواب آلودگی ، بیهوشی و ندرتاً با جملات تشنجی توام می باشد . علت مرگ معمولاً توقف تنفس به علت فلج عضلات تنفسی است که ممکن است حتی در کمتر از ۳۰ دقیقه پس از گزش اتفاق بیافتد .

بعضی از بیماران به علت عوارض مسمومیت مراکز عصبی در حالت اغماء و بیهوشی می میرند . مهمترین تظاهرات بالینی زهر افعیها ،‌ورم و درد موضعی همراه با نکروز و گانگرن اندام است . زهر افعیها از طریق عروق لنفاوی سطحی پوست منتشر می شود و در مسیر خود سبب درد و تورم شدید ،‌گاهی همراه با طاول ، تراوشات خونابه ای و ترمبوزهای سطحی می باشد که به آهستگی گسترش می یابند .

از علائم مسمومیت با زهر مار جعفری (اکیس) ، پیدایش ورم ، درد و نکروز است . تهوع ، استفراغ ، سرگیجه و سر درد در عده ای دیده شده است . افزایش ضربان قلب ، بزرگ شدن غدد لنفاوی و دردناک بودن آنها ،‌پیدایش طاول و نکروز بافت اطراف محل گزش را می توان از آثار بالینی بشمار آورد . عوارض خونی سم مار جعفری در اثر آنزیم انعقاد زا سبب تبدیل پروترومبین به ترومبین و در نهایت با رسوب فیبرینوژن همراه با پلاکت‌ها به صورت لخته‌های کوچک و در نتیجه کاهش فاکتورهای انعقادی ظاهر می گردد . این مجموعه همزمان فیبرینولیز ثانویه و یک فاکتور مخرب عروقی (Vasculotoxin) به نام Hemorragin سبب خونریزی عمومی در بیماران می گردد .

سم مار دریایی سبب مسمومیت عضلانی ، فلج عضلات چشم ، گشادی مردمک چشم ،‌قفل شدن دهان ، اختلال بلع ، گاهی نارسایی حاد کلیوی به علت میوگلوبینوری و بالاخره نارسایی کبدی می گردد . سم مار حاوی آنزیمهای دیگری مانند پروتئاز (Protease) که در سم کفچه مار و بعضی انواع افعیها وجود دارد عملش مانند تریپسین بوده ولی قدرت و اثرش به مراتب بیشتر است . ارپسین (Erepsin) و فسفواستراز Phosphosterase و کولین استراز Cholinsterase آنزیمهای دیگری هستند که در سم کبرا وجود دارند و باعث پیدایش کولین و اسید استیک می گردند . احتمالاً این آنزیمها در سم گروه افعیها وجود ندارند . هیالوذونیداز Hyaluronidase آنزیمی است که باعث افزایش بیماری‌های جلدی نزد پستانداران می شود . اسید هیالورونیک مقاومت سلولها و بافتهای مختلف را افزایش می دهد و از نفوذ مواد خارجی به سلولها جلوگیری می کند . در صورتیکه هیالورونیداز این مقاومت را تقلیل می دهد و باعث نفوذ مواد خارجی و جذب سلولی کی گردد . ژل داخل سلولی و نسج همبند مانند سد محکمی است که مانع نفوذ سم به داخل بافتها می شود و احتمالاً این سد توسط هیالورونیداز که یک آنزیم حلال است شکسته می شود .

آنزیمهای ریبونوکلئاز و دیزوکسی ریبونوکلئاز (Ribonuclease and Desoxyribonyclease) عمل هیدرولیز را افزایش می دهند و اغلب در سم مارهایی که دارای خاصیت عصب گرا یا نروتوکسین هستند مانند کبرا وجود دارند . آنزیم افیواوکسیداز Ophio-oxidase به تنهایی سمی نیست ولی موجب آزاد شدن پروتئاز و باندهای چربی و در نتیجه اتولیز و عفونت را باعث می گردد . به طور کلی هیالورونیداز جذب سلولی را تسریع و افیواوکسیداز به اتولیز و فاسد شدن مواد کمک می کند . سم عصب گرا شکار را فلج کرده و لستیاناز Lecithinase قسمت داخلی و شفاف اندوتلیال را مورد حمله قرار می دهد و لیزوستین تولید شده در تخریب و از بین بردن سلولها موثر است و سرانجام پروتئاز به گلبولهای قرمز حمله می کند و موجب تخریب آنها می شود . به عبارت دیگر سم اغلب مارها دارای خواص منعقد کننده و پروتئولتیک است که از اجزاء مختلف تشکیل می شود . این اجزاء را همانطوری که گفته شد می توان با روشهای آزمایشگاهی مورد بررسی قرار داد . سم مار خاصیت اسیدی دارد و وزن مخصوص آن بین ۱۰۳۰-۱۰۷۰می باشد سم خشک شده در آب مقطر و سرم فیزیولوژی به خوبی قابل حل است . جدول شماره ۴ مقایسه وزن مولکولی و سم نوروتوکسین در نمونه‌هایی از چهار گروه اصلی مارهای سمی جهان را نشان می دهد .

تهیه سم مار :

برای تهیه سم مار در گروه الاپیده مانند کبرا از یک شیشه مخصوص استفاده می شود . درب شیشه را با یک ورقه لاستیک نازک می بندند (مثلاً از جنس تیوپ موتور سیکلت) ، با یک چوب یا عصایی که در پس گردن مار قرار می گیرد آنرا مهار می کنند . بدین ترتیب مار کبرا را با دست می گیرند و دهانش را به شیشه نزدیک می کنند و در این موقع مار پوشش لاستیکی را گاز می گیرد و چند قطره سم داخل شیشه می ریزد .

در انواع افعیها احتیاجی به پوشش لاستیکی نیست و دندان سمی یا فنگ مستقیماً داخل شیشه قرار داده می شود و با فشار مختصری به غده سمی محلول سم داخل شیشه ریخته می شود  .

غلظت و مقدار سم بستگی به انواع و جثه مار‌ها و فصل سم گیری دارد . سم حاصل را در شرایط خاصی در دستگاه خشک کننده  یا در مجاورت P2O5 یا کلروکلسیم در دیسکاتور تحت خلاء یا بدون خلاء خشک می کنند که دور از نور ، رطوبت و حرارت می توان آنرا برای مدت زیادی حفظ کرد . رنگ سم در انواع مارها متفاوت است. ممکن است سفید روشن یا کدر یا زرد روشن یا نارنجی متمایل به قهوه ای باشد . گاهی سم مترشحه از غده‌های چپ و راست مار از حیث کمیت و کیفیت با هم اختلاف دارند و این تفاوت در جنسهای نر و ماده مارهایی که از یک نوعند نیز مشاهده می شود . مقدار سم کبرای نر بیشتر از سم کبرای ماده است ولی این نسبت در گروه افعیها صدق نمی کند . سم کبرای مسن و تیره رنگ بیشتر از کبرای جوان و کم رنگ می باشد . مقدار سم مار کبرا بیش از انواع دیگر مارهای ایرانی است .

بطور کلی با توجه به میزان ترشح سم و قدرت کشندگی یا LD50 آن ، ‌مار کبرا ، مار جعفری ، افعی یا گرزه مار و مار شاخدار به ترتیب از سایر انواع دیگر مارهای سمی ایران خطرناک تر هستند .

مقدار سم نوزادان مارهای سمی گاهی برای کشتن یک فرد بالغ کافی می باشد و گاهی مقدار تزریق سم به شکار کمتر است . این کیفیت بستگی به بلندی و کوتاهی دندان سمی ، ‌جثه ، تغذیه ،‌فصل و نحوه گزش دارد .

بر حسب گونه‌های مار ، علائم مار گزیدگی متفاوت است . حجم مار ، سن ، مقدار تزریق سم ، قدرت کشندگی سم ، محل تزریق سم در بدن و فاکتورهای متفاوت دیگر همگی قابل بررسی هستند . علائم بالینی شناخته شده از مسمومیت مار گزیدگی در ایران در جدول شماره ۹ بطور فشرده بیان شده است . گزش های خطرناک مار گزیدگی در ایران اکثرا مربوط به گروه افعیها و مخصوصاً گزش گرزه مار یا افعی است که غالباً در چراگاه‌ها و مناطق کشاورزی اتفاق می افتد . علائم بالینی این مارها معمولاً حدود ۱۵ دقیقه یا کمی بیشتر پس از گزش ظاهر می شوند . نشانی‌ها غالباً با درد ، تورم ، تشنگی ، تهوع و گاهی اسهال همراه هستند . تورم در ناحیه گزش به سرعت پیشرفت می کند و غدد لنفاوی مربوطه بزرگ و حساس می شود . کاهش فشار خون و تاکی کاردی می تواند پیش درآمد یک شوک باشد . اگر گزش در نواحی فوقانی بدن اتفاق افتد ،‌تورم طی ۲۴ ساعت گسترش می یابد ، ادرار کم می شود ، کبودی و طاول در محل گزش و افزایش درجه حرارت بدن حتی بدون عفونت دیده می شود .

مهمترین علائم بالینی مسمومیت‌های حاصل از گزش مارهای سمی ایران که تا به حال گزارش کرده اند . در مورد علائم بالینی مار شاخدار Psedocerastes persicus و کبرای جنوب ایران Walterinnesia aegyptia و سایر مارهای سمی ایران گزارش مدونی وجود ندارد .

معمولاً تورم حدود یک هفته ادامه دارد . نکروزهای موضعی که موجب سلب فعالیت بیمار گردد به ندرت دیده می شود . خونریزی و شوک باعث مرگ می گردد و درمان ناقص غالباً باعث ناهنجاری و میزان تلفات را به ۳۳ درصد افزایش می دهد .

گزش مار جعفری (Echis carinatus) دارای علائم مشابهی است ولی تورم چندان گسترش ندارد و شوک زودرس ندرتاً دیده می شود . طی ۶ ساعت سیر بیماری پیشرفت می نماید و اختلالات انعقادی ظاهر می شود . خونریزی هنگام سرفه کردن ، خونریزی از بینی و در ادرار و مدفوع خون وجود دارد .

اختلالت انعقادی ۳ تا ۴ هفته خاتمه می یابد . مواردی از مرگ به علت خونریزی داخلی تا ۳ هفته بعد از گزش هم گزارش کرده اند . با وجود مراقبت های بیمارستانی ممکن است ۵ تا ۱۰ درصد بیماران تلف شوند . علائم بالینی گزش افعی شاخدار (Cerastes) چندان مشخص نیست . درد موضعی ، تورم و طاول را معمولاً از نشانی های بالینی گزش این مار می دانند . موارد مرگ ناشی از گزش این افعی خیلی کم است . چون در تشخیص نوع مار شک و تردید دارند لذا جزئیات علائم بالینی کاملاً مشخص نمی باشد . در مورد علائم بالینی مار شاخدار ایرانی Pseudocerastes) اطلاعات کافی وجود ندارد . از نتایج بررسی سم این مار بر روی حیوانات آزمایشگاهی چنین استنباط می شود که گزش این مار برای انسان خطرناک است . همچنین در مورد گزش کبرای جنوب و غرب کشور (Walterinnesia) اطلاعات کافی وجود ندارد .

ولی در گزش کفچه مار (Naja naja oxiana) همانند سایر کبراها ، متعاقب گزش مار ، درد و تورم موضعی همراه با علائم عصبی از قبیل افتادگی پلکها ، تاری دید و اختلال بینایی و اتساع مردمک چشم و اختلال تکلم و مشکل بلع ممکن است در طی ۳۰ دقیقه ظاهر شود . فلج شامل تمام عضلات و از بین رفتن رفلکس‌های تاندونی ،‌خواب آلودگی و گیجی را به دنبال دارد . مشکل تنفس ، تشنج و اغماء و در نهایت مرگ را باعث می شود . چون سم کبرای جنوب و غرب کشور (Walterinnesia) شبیه سم کفچه مار است لذا ممکن است این نوع مار علائم بالینی مشابهی داشته باشند .

گزش مار دریایی موجب درد و تورم نمی شود . در حدود ۵۰ درصد از گزش های مار دریایی مسمومیت قابل توجهی را نشان نمی دهند . اولین تظاهرات مسمومیت حاصل از سم دریایی به صورت دردهای عضلانی است که الزاماً در نزدیکی محل گزش نمی باشد . بروز یا احساس درد معمولاً طی دو ساعت بعد از گزش است و عضلات در لمس دردناکند . علائم عصبی همانند آنچه در مسمومیت با کبرا گفته شده ممکن است دیرتر پدید آید . نارسایی تنفسی ،‌ایست قلبی در اثر هیپرکالمی یا نارسایی کلیوی ممکن است باعث مرگ بیمار شوند . اثرات سموم تمام مارهای دریایی ظاهراً مشابه اند .

گزش مارهای نیمه سمی ندرتاً باعث مسمومیت می شود . تظاهرات مسمومیت معمولاً به صورت درد ، تورم و خون مردگی در اطراف ناحیه گزش است و گاهی باعث تورم غدد لنفاوی ناحیه می شود . همچنین مواردی از گز گز و انقباضات غیر ارادی عضلانی ، افتادگی پلکها ، مشکل بلع و اختلال تنفسی و حتی مرگ گزارش شده است .

خوا ص درمانی سم مار

دانشمندان دریافته اند بهره گیرى از سم یک نوع مار کشنده مى تواند جان هزاران بیمار را از مرگ نجات دهد.

سم مار تایپان حاوى پروتئین معجزه آسایى است که بلافاصله خون را منعقد مى کند. از این پروتئین که فاکتور رایکس نام دارد مى توان براى توقف خون ریزى به هنگام جراحى قلب و عمل جراحى روى کسانى که در حوادث مجروح شده اند بهره برد. فاکتور رایکس این پروتئین احتمالاً قوى ترین عامل انعقاد خون است که تاکنون کشف شده است.

به گفته پژوهشگران، سم بسیار کشنده نوعى مار مى تواند در درمان ایست قلبى بر اثر ضعف عضلانى مؤثر باشد.

به گفته پژوهشگران استرالیایى، سم مار تاپیان در پیشگیرى از ایست قلبى در خرگوش هاى آزمایشگاهى مؤثر است و امید است اثر آن در آینده روی انسان نیز بررسى شود.

پژوهشگران با این بررسى به تهیه داروهاى پیشگیرى کننده ایست قلب امیدوار شده اند.

موضوع مار و سم آن مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته و با مراعات اصول فنی به تهیه بعضی فراورده ها ی داروئی اقدام کرده اند که برای عوارضی از نوع خونریزیهای شدید و برطرف کردن دردهای عصبی مورد استعمال قرار میگیرد . فراورده ای از سم مار کبرا را که قبلأ سمیت آن برای هر بیمار بطور جداگانه اندازه گیری شده باشد، می توان برای بر طرف کردن دردهای عصبی و ماهیچه ای یا بیماری صرع توصیه کرد. به نظر می رسد که سمیت این نوع فراورده به مراکز فوقانی مغز نفوذ نمی کند و ممکن است در آتیه به جای مرفین برای بعضی بیماران حساس نیز تجویز شود.

فراوده هائی که از سم افعی ها مانند بوتروپس(Bothrops) یا راسل (V.Russelli) ساخته می شود گاهی در درمان بیمارهای هموفیلی و خونریزیهای شدید از قبیل خونریزی رحم و شبکیه چشم و دهان به کار می رود. همچنین ممکن است که سم مار زنگی و کری فراورده ای تهیه شود که در درمان بیماریهای صرع، آسم یا تنگی نفس ، دردهای عصبی، لومباگو و سیاتیک مورد استفاده قرار گیرد. سم مار به عنوان بند آورنده خون هم مورد استفاده بوده است. برخی از سموم مارها علاوه بر فاکتور منعقد کننده، دارای فاکتور ضد انعقاد هم هستند. عمل این فاکتورها بستگی به غلظت سم دارد. در رقتهای کم خاصیت انعقادی و در رفتهای بالاتر خاصیت ضد انعقادی آنها ظاهر می شود.

در قدیم در بعضی کشورها از روغن مار برای از بین بردن غده ها و معالجه سرمازدگی دست و پا و بر طرف کردن بعضی دردهای عصبی استفاده می شد. برخی از مردم کشورهای آسیائی اعتقاد دارند که مخلوطی از مار مرده و ارسنیک در درمان سفلیس مؤثر است. یا مخلوط سم مار و ارسنیک و مرفین و مشک به عنوان داروی تقویت کننده قلنج های کبدی ناشی از بیماری وبا مفید است.

فروش طرح توجیهی ، طرح اشتغالزایی، راه اندازی طرح پرورش مار

 

مار سمی

 

 

 

سم مار عمدتاً برای بی حرکت کردن و کشتن شکار می باشد و از نظر دفاعی احتمالاً اهمیت حیاتی دارد . نیش دندان یا فنگ Fang را به دندان تغییر شکل یافته مار گویند که شیار دار یا مجوف است (همانند سوزن تزریقات) .

فنگ‌ها در گروه افعیها بزرگ هستند و روی استخوان فک بالا قرار دارند و توسط ماهیچه‌ها حرکت می کنند . در صورتیکه فنگ‌ها در گروه الاپیده مانند کبراها کوتاهتر و به طور ثابت روی استخوان فک بالایی قرار می گیرند . این فنگ‌ها در مار دریایی کوتاهتر و همراه چند دندان معمولی روی استخوان فک بالایی قرار دارند .

 

مارهای نیمه سمی گروه کلوبریده غالباً دارای فنگ‌های شیار دار و در قسمت خلفی فک بالایی قرار می گیرند .

سم مار که به آن ونوم Venom می گویند ، مخلوطی از مواد بیولوژیکی متشکل از پلی پپتیدهای آنزیمی و غیر آنزیمی که عملشان در انسان موجب بروز مسمومیت‌های مار گزیدگی می شود . در اغلب مارها سم تولید شده در یک جفت غده سمی ذخیره می گردد . غده سمی مار از نظر تشریحی شبیه به غده تغییر شکل یافته پاروتید پستانداران است . این غده در اغلب مارها در فضایی واقع در پشت چشم و روی استخوان فک بالایی که به سمت پائین و عقب چشم امتداد دارد به عبارت دیگر بین چشم و گوشه دهان قرار می گیرد . با حرکت سریع استخوان‌های سر و فشار وارده توسط ماهیچه‌ها به غده سمی ، مقداری سم از راه کانالی که به دندان سمی متصل است به شکار منتقل می شود.

 

سم مار حاوی فسفولیپاز A و یا ترکیبی از آنست (Phospholipase A) بعضی از فسفولیپازها نسبتاً غیر سمی و برخی دیگر به شدت سمی و عصب گرا (Neurotoxic) و ماهیچه گرا (Myotoxic) هستند . سم اغلب افعی‌ها دارای اندوپپتیداز و ارژنین استرهیدرولیز می باشد (Endopeptidases and arginine esterhydrolases) که در بروز کاهش فشار خون ، خونریزی و نکروز کمک می کنند . سم مار جعفری (Echis carinatus) احتمالاً دارای اکارین (Ecarin) است که اثر شدید پروترومبین را دارد و اختلالات انعقادی را باعث می شود . ظاهراً سم افعی شاخدار یا (Cerastes) اثر مشابهی دارد . سم کبرای جنوب (Walterinnesia) و کفچه مار (N.naja oxiana) مانند سایر گروه الاپیده دارای پلی پپتید نروتوکسین همراه با فلجی پس سیناپس اعصاب ماهیچه ای است . سم مار شاخدار ایرانی خاصیت پیش سیناپسی نروتوکسین و فسفولیپااز را دارد . سم مارها دریایی دارای خواص نروتوکسین و مایوتوکسین و فسفولیپاز می باشند .

 

پراکندگی و ویژگیهای مارهای سمی جهان در جدول شماره ۳ تحت عنوان رده بندی مارهای سمی جهان نشان داده می شود .

علاوه بر آنزیمها ، مقادیر مختلفی از ترکیبات پلی پپتیدی یا لیپیدها ، کربوهیدراتها و یونهای فلزی مانند سدیم ، پتاسیم ، منیزیم ، روی ، کلسیم ، مس ، منگنز و از عناصر غیر فلزی سموم می توان فسفر و کلر را نام برد که به نسبت‌های مختلف در بعضی از سموم مارها وجود دارد . بطور کلی ۹۰ تا ۹۲ درصد وزن خشک سم مار حاوی بیش از یک توکسین اصلی است . اثر سم مار در انواع مارها بر روی نسوج زنده متفاوت و ممکن است یک یا چند خاصیت سمی در سم یک نوع مار موجود باشد . با تزریق سم مار به حیوانات آزمایشگاهی آثار ظاهر شده با نشانی های بالینی از تمام خواص سم خواهد بود . به عبارت دیگر سم مار از نظر آزمایشگاهی از یک سری عوامل و فاکتورهای مختلف تشکیل می شود . بنابراین تصویر نهایی مسمومیت با سم مار حاصل فعل و انفعالات پیچیده متقابل بین پلی پپتیدهای زهری با آنزیمهای گوناگون و محیط داخلی بدن انسان است .

 

به طور کلی آثار مسمومیت با سم مار به دو گروه موضعی و سیستمیک تقسیم می شود آثار مسمومیت موضعی عبارت از ورم موضعی ، نکروز بافت ، طاول و غیره می باشند . از آثار مسمومیت سیستمیک می توان از مسمومیت عصبی ، مسمومیت خونی ، مسمومیت عضلانی و مسمومیت‌های قلبی و کلیوی نام برد .

از نظر بالینی زهر افعیها خون گرا یا موثر در خون (Vasculotoxin) و زهر مارهای الاپیده مانند کبرا عصب گرا یا موثر در عصب (Neurotoxin) و زهر مارهای دریایی ماهیچه گر یا موثر در ماهیچه (Myotoxin) میباشند .

به طور خلاصه سم مار ممکن است حاوی فاکتورهای نروتوکسین ، پروتئولیتیک ، انعقاد کننده خون ، فسفاتازها ، کولینسترازها ، هیالورونیدازها ،‌ امینو اسید اکسیداز و آنزیمهای دیگر باشد که می توان آنها را جداگانه مورد مطالعه قرار داد .

 

 

 

برای مطالعه فاکتورهای مختلف سم از روشهای متفاوتی استفاده می شود . روشهای فیزیکی و شیمیایی مانند کروماتوگرافی ، ژا فیلتراسیون به وسیله سفادکسها ،‌جدا سازی پروتئین‌ها توسط الکتروفورز ، اسپکتروفوتومتری و تعیین PK‌ها ، مطالعه متابولیکی مانند اندازه گیری فعالیت آنزیمی ، روشهای ایمونوشیمیایی مانند ایمونودیفوزیون اوکترلونی Ouchterlony، ایمونوالکتروفورز و غیره .

 

می دانیم که مایعات بیولوژیک حاوی مجموعه ای از پروتئین‌های مختلفی بوده و به منظور بررسی پروتئین به خصوص ، روش جداسازی می بایستی به گونه ای انتخاب شوند تا نسبت به پروتئین مورد نظر کاملاً ویژگی داشته باشند . تهیه پادتن بر علیه پروتئین‌های بخصوص دارای ویژگی بوده و بر همین اساس می توان پروتئین مورد نظر را از یک نظر را از یک مجموعه جدا نمود .

 

روشهایی که در حال حاضر مورد استفاده قرار می گیرند همگی بر مبنای کمپلکس بین پادتن – پادگن استوار می باشند و روشهای ایمونولوژی با اندازه گیری یک و یا تعدادی از ترکیبات نظیر سیستم پادتن ، پادگن و مجموعه زینهاری انجام می شوند

 

اثر سم روی عناصر سلولی و مایعات بدن :

سموم منعقد کننده به دو گروه تقسیم می شوند : گروه اول که با استفاده از روش آزمایشگاهی یا این ویترو (invitro) فیبرینوژن خالص را بدون حضور کلسیم یا عصاره سلولی و پروترمبین منعقد و آنزیمهای پروتئولتیک این سمها مانند پاپائین فیبرینوژن را به ژل فیبرینی تبدیل می کند . گروه دوم قادر به انعقاد فیبرینوژن نیستند و آنها پروترومبین را ترومبین تبدیل می کنند و می توان گفت که خاصیت آنها مانند تریپسین ولی به مراتب قویتر و موثرتر است . آنزیمهای پروتئولتیک این سم‌ها تخریب سلولهای ماهیچه ای را افزایش می دهند و از رساندن خون به سلولها جلوگیری می کنند و احتمالاً هیستامین را آزاد می نمایند . فسفاتازها رل بسیار مهمی در مسمومیتها دارند و باعث همولیزخون و ناراحتی های قلبی می شوند . همولیزی که در اثر سم ظاهر می شود به علت تبدیل شدن لیستین به لیزوستین است که روی ماهیچه‌های قلب و عمل فیبرین سازی اثر دارد و با ایجاد نقصان در پتاسیم و آب بدن و همچنین مورد حمله قرار دادن سلولهای اندوتلیوم باعث خونریزی ششها می گردد .

 

چنانچه سم کبرا رقیق باشد این عمل ساده تر انجام می گیرد . از نظر بالینی سمهای منعقد کننده خون اگر به مقدار زیاد و به تدریج و آهسته وارد جریان خون شوند خاصیت انعقاد خون را از بین می برند یعنی خون را دفیبرینه نموده باعث عدم انعقاد خون می گردند . اگر مقدار این سم زیاد باشد و به سرعت وارد جریان خون گردد باعث انعقاد خون در عروق شده و سرانجام مرگ فرا می رسد . در مورد سمهای پروتئولتیک مقدار سم چنانچه کم باشد در محل گزش تورم و درد ایجاد می شود و اگر زیاد باشد موجب قانقرایا یا نکروز موضعی می گردد . در مورد سمهای همولتیک وجود هموکلوبینوری یا خونریزی در ادرار و کم خونی از نشانی های بالینی بشمار می روند . معمولاً سمی که خون را منعقد می کند خاصیت پرتئولتیک را نیز دارد .

 

سم عصب گرا یا نروتوکسین عوارض مختلفی مانند فلجی و غیره در سلولهای عصبی ایجاد می کند تقریباً ۲۱ درصد پروتئین اصلی سم کبرای را فاکتور نروتوکسین تشکیل می دهد . از نشانی‌های بالینی این سم اختلال بینایی ، فلج و تنگی نفس می باشد . در این حالت بیمار با یک چشم اشیاء را بهتر تشخیص می دهد و چنانچه از او پرسش‌هایی شود مانند اشخاص مست پاسخ می گوید و خیلی آهسته صحبت می کند . علائم مسمومیت سیستمیک توسط مار کبرا به سرعت آشکار شده ( در مدت ۵ تا ۱۰ دقیقه) و مراجعه سریع بیمار به بیمارستان را ایجاب می نماید . سم این گروه از مارها عوارض عصبی محیطی و مرکزی دارند . در مورد اعصاب محیطی اثر این سم مانند کورار بوده اختلال انتقال عصبی در سیناپس عصبی – عضلانی از پی آمد آن است . علائم عصبی محیطی این مسمومیت عبارتند از فلج عضلانی ( از جمله ماهیچه‌های تنفسی ) ، اختلال در اعصاب جمجمه ای مانند افتادگی پلکها Ptosis، لوچی Strabismus تنگی مردمک چشم ، ناتوانی در ادای صحیح کلمات ، اختلال در عمل بلع و ریزش آب دهان ، علائم سیستمیک مسمومیت به صورت توقف مراکز عصبی تنفسی ، گیجی ، تهوع و استفراغ شدید ، خواب آلودگی ، بیهوشی و ندرتاً با جملات تشنجی توام می باشد . علت مرگ معمولاً توقف تنفس به علت فلج عضلات تنفسی است که ممکن است حتی در کمتر از ۳۰ دقیقه پس از گزش اتفاق بیافتد .

 

بعضی از بیماران به علت عوارض مسمومیت مراکز عصبی در حالت اغماء و بیهوشی می میرند . مهمترین تظاهرات بالینی زهر افعیها ،‌ورم و درد موضعی همراه با نکروز و گانگرن اندام است . زهر افعیها از طریق عروق لنفاوی سطحی پوست منتشر می شود و در مسیر خود سبب درد و تورم شدید ،‌گاهی همراه با طاول ، تراوشات خونابه ای و ترمبوزهای سطحی می باشد که به آهستگی گسترش می یابند .

 

از علائم مسمومیت با زهر مار جعفری (اکیس) ، پیدایش ورم ، درد و نکروز است . تهوع ، استفراغ ، سرگیجه و سر درد در عده ای دیده شده است . افزایش ضربان قلب ، بزرگ شدن غدد لنفاوی و دردناک بودن آنها ،‌پیدایش طاول و نکروز بافت اطراف محل گزش را می توان از آثار بالینی بشمار آورد . عوارض خونی سم مار جعفری در اثر آنزیم انعقاد زا سبب تبدیل پروترومبین به ترومبین و در نهایت با رسوب فیبرینوژن همراه با پلاکت‌ها به صورت لخته‌های کوچک و در نتیجه کاهش فاکتورهای انعقادی ظاهر می گردد . این مجموعه همزمان فیبرینولیز ثانویه و یک فاکتور مخرب عروقی (Vasculotoxin) به نام Hemorragin سبب خونریزی عمومی در بیماران می گردد .

 

سم مار دریایی سبب مسمومیت عضلانی ، فلج عضلات چشم ، گشادی مردمک چشم ،‌قفل شدن دهان ، اختلال بلع ، گاهی نارسایی حاد کلیوی به علت میوگلوبینوری و بالاخره نارسایی کبدی می گردد . سم مار حاوی آنزیمهای دیگری مانند پروتئاز (Protease) که در سم کفچه مار و بعضی انواع افعیها وجود دارد عملش مانند تریپسین بوده ولی قدرت و اثرش به مراتب بیشتر است . ارپسین (Erepsin) و فسفواستراز Phosphosterase و کولین استراز Cholinsterase آنزیمهای دیگری هستند که در سم کبرا وجود دارند و باعث پیدایش کولین و اسید استیک می گردند . احتمالاً این آنزیمها در سم گروه افعیها وجود ندارند . هیالوذونیداز Hyaluronidase آنزیمی است که باعث افزایش بیماری‌های جلدی نزد پستانداران می شود . اسید هیالورونیک مقاومت سلولها و بافتهای مختلف را افزایش می دهد و از نفوذ مواد خارجی به سلولها جلوگیری می کند . در صورتیکه هیالورونیداز این مقاومت را تقلیل می دهد و باعث نفوذ مواد خارجی و جذب سلولی کی گردد . ژل داخل سلولی و نسج همبند مانند سد محکمی است که مانع نفوذ سم به داخل بافتها می شود و احتمالاً این سد توسط هیالورونیداز که یک آنزیم حلال است شکسته می شود .

 

آنزیمهای ریبونوکلئاز و دیزوکسی ریبونوکلئاز (Ribonuclease and Desoxyribonyclease) عمل هیدرولیز را افزایش می دهند و اغلب در سم مارهایی که دارای خاصیت عصب گرا یا نروتوکسین هستند مانند کبرا وجود دارند . آنزیم افیواوکسیداز Ophio-oxidase به تنهایی سمی نیست ولی موجب آزاد شدن پروتئاز و باندهای چربی و در نتیجه اتولیز و عفونت را باعث می گردد . به طور کلی هیالورونیداز جذب سلولی را تسریع و افیواوکسیداز به اتولیز و فاسد شدن مواد کمک می کند . سم عصب گرا شکار را فلج کرده و لستیاناز Lecithinase قسمت داخلی و شفاف اندوتلیال را مورد حمله قرار می دهد و لیزوستین تولید شده در تخریب و از بین بردن سلولها موثر است و سرانجام پروتئاز به گلبولهای قرمز حمله می کند و موجب تخریب آنها می شود . به عبارت دیگر سم اغلب مارها دارای خواص منعقد کننده و پروتئولتیک است که از اجزاء مختلف تشکیل می شود . این اجزاء را همانطوری که گفته شد می توان با روشهای آزمایشگاهی مورد بررسی قرار داد . سم مار خاصیت اسیدی دارد و وزن مخصوص آن بین ۱۰۳۰-۱۰۷۰می باشد سم خشک شده در آب مقطر و سرم فیزیولوژی به خوبی قابل حل است . جدول شماره ۴ مقایسه وزن مولکولی و سم نوروتوکسین در نمونه‌هایی از چهار گروه اصلی مارهای سمی جهان را نشان می دهد .

 

 

 

زهرمار، یک سم کشنده است که سالانه صدها نفر از مردم جهان، جان خود را به خاطر آن از دست می‌دهند. با این حال، اکثر گونه‌های مارسمی نیستند. مهم نیست اهل سفر باشید یا نه خطر روبروی با مار در هر شرایطی ممکن است، هرچند در شهرهای بزرگ این خطر بسیار کم است، ولی احتیاط شرط عقل است و بهترین گزینه برای مقابله با خطرهای احتمالی مارگزیدگی این است که در درجه اول با انواع مارها و روش‌های تشخیص سمی بودن یا غیر سمی بودن آن آشنا شوید. بقیه مقاله را مطالعه کنید تا با ویژگی‌های انواع مارها آشنا شوید و بتوانید مارهای سمی را از مارهای غیر سمی تشخیص دهید.

 

کلمه «مار» تداعی کننده تصویری از یک موجود سمی و خطرناک است که بیشتر در چاله‌های سیاه و تاریک می‌خزد؛ اما واقعیت کمی متفاوت است. مارها موجودات ترسویی هستند و اغلب دوست دارند از موجودات متجاوزی همچون انسان‌ها دوری کنند. هنگامی که موجود مزاحمی می‌بینند علائم هشداردهنده‌ای ایجاد می‌کنند و تا زمانی که این موجود مزاحم، آسیبی مانند کشتن یا خراب کردن آشیانه مار را به دنبال خود نداشته باشد، مارها سعی می‌کنند از او دوری کنند (البته این موضوع درباره جنس مؤنث در برخی از گونه‌ها که وظیفه دفاع از آشیانه را دارند، صادق است). آن‌ها به وسیله روش‌های مختلفی همچون تکان دادن سریع دم (مارهای زنگی)، بلند کردن و تکان دادن سر (مار کبرا) و ترشح ماده سمی به سمت متجاوز (همه مارهای سمی)، به او هشدار می‌دهند. همین امر موجب می‌شود آن‌ها زمان بیشتری برای فرار داشته باشند. مارها تنها زمانی از ترشح زهر استفاده می‌کنند که چاره‌ای نداشته باشند؛ به عبارت دیگر ترشح زهر، آخرین سلاح مارها در برابر افراد متجاوز است.

سم یا زهر

مارها اغلب به ۲ شکل سمی یا غیر سمی نام‌گذاری می‌شوند. با این حال عبارت «سمی» یک واژه عمومی است. این واژه معمولاً به موادی اطلاق می‌شود که در زمان تزریق و یا بلعیدن می‌تواند مضر باشد. مثلاً قارچ سمی، الکل دناتوره (الکل تغییر ماهیت داده شده) یا سایر موارد مضر برای بدن، اما «زهر» یک واژه خاص برای مواد سمی است که توسط یک حیوان همچون مار، عنکبوت یا عقرب ایجاد می‌شود.

 

سموم ترشح شده توسط این حیوانات در واقع داخل بدن خود آن‌ها تشکیل می‌شود و تنها زمانی که در بافت‌های قربانی (همچون خون که در واقع یک بافت است) تزریق شود، عوارض جانبی خواهد داشت. انسان‌ها می‌توانند زهرمار را بدون هیچ عوارض جانبی، ببلعند و سپس هضم نمایند. با این حال، این کار نیازمند یک سیستم گوارش کاملاً طبیعی و سالم بوده که البته داشتن چنین دستگاه گوارش بی‌نقصی در طبیعت نادر است.

در ادامه مقاله بارها از واژه «سم» (Poison) استفاده خواهد شد؛ اما باید به این نکته توجه داشته باشید که سم یک واژه کلی است و معمولاً بهترین واژه «زهر» (Venom) است؛ اما برای راحتی کار ما از واژه «سم» استفاده می‌کنیم.

از آنجایی که هیچ ویژگی متمایزکننده‌ای بین مارهای سمی و غیر سمی وجود ندارد بهتر است برای تشخیص یک مارسمی، گونه‌های خاصی از آن‌ها را بشناسیم. این کار راحت‌تر از به خاطر سپردن نشانه‌های عمومی آن‌ها است. برای اینکه شناسایی این‌گونه مارها راحت‌تر باشد در این مقاله فهرستی از ویژگی‌ها را بیان می‌کنیم اما به یاد داشته باشید که حتی در مواقعی که فردی توسط مارهایی که نیش غیر سمی دارند، گزیده می‌شود هم باید توجه و اقدامات پزشکی صورت گیرد. زمانی که صحبت از مارگزیدگی به میان می‌آید، بهتر است با احتیاط بیشتری با موضوع برخورد کرد. در برخی از مواقع، بی‌توجهی به این مورد می‌تواند خطرناک و حتی مرگ‌آور باشد. خوب ممکن است این سؤال پیش بیاید که چه زمانی باید از دست مار فرار کنیم؟ در پاسخ باید گفت زمانی که ماری با این ویژگی‌ها دیدید بهتر است اقدام به ترک محل کنید.

سر مثلثی شکل

 

اغلب مارهای سمی دارای سر مثلثی (Triangular Head) شکل دارند که این مثلث در سمت دهان باریک‌تر می‌شود. مارهای غیر سمی نیز معمولاً سر هموار و منحنی شکلی دارند. با این حال برخی از گونه‌های غیر سمی نیز برای هشدار دادن و ترساندن متجاوزان، ممکن است سر خود را باریک‌تر کنند در حالی که برخی دیگر از مارها ممکن است به صورت طبیعی سر باریک و تیزی داشته باشند. یک مثال قابل‌توجه در مورد نوع دوم ماری که به آن اشاره کردیم، مار «واین» (Wine Snake) است که تیزی قابل‌توجهی در قسمت سر دارد. در کل عاقلانه‌ترین کار این است که به سمت مارهایی که دارای سر مخروطی با نوک‌تیز هستند، نرویم.

مردمک بیضوی شکل چشم ها

 

مردمک سوراخی است که نور از طریق آن وارد چشم می‌شود؛ به عبارت دیگر، مردمک داخلی‌ترین دایره سیاهی است که در مرکز چشم موجودات دارای چشم است. مارهای غیر سمی اغلب دارای مردمک‌های گرد هستند در حالی که مارهای سمی، مردمک‌های بیضی‌شکل و گربه مانند (Elliptical Pupils) دارند. البته باید به این نکته توجه داشته باشید که در میان مارهای سمی و خطرناک جهان نیز استثناهایی وجود دارد که مردمک‌های گردی دارند. در این میان می‌توان به مار کبرا (Cobras) و مار مامبا (Mambas) اشاره کرد. همچنین انواعی از مار بوآ (Boas) هستند که جزو مارهای غیر سمی دسته‌بندی می‌شوند ولی مردمک‌های بیضی‌شکل دارند.

روزنه‌های بینی

 

خانواده‌ای از مارها به عنوان «افعی روزنه دار» (Pit Vipers) شناخته شده‌اند که در زیر سوراخ‌های بینی خود روزنه‌هایی دارند که به پیت (Nose Pits) مشهور است. این روزنه‌ها کار منحصربه‌فردی دارند و می‌توانند تابش حرارتی ساطع شده از محیط اطراف را به خوبی حس کنند. افعی روزن‌دار از این توانایی برای مشاهده اطراف خود استفاده می‌کند. این تشخیص معمولاً بر اساس تفاوت دمای قسمت‌ها یا اشیا مختلف در کنار مار انجام می‌گیرد. همین امر موجب می‌شود، چنین مارهایی دارای دقت بسیار زیادی در تشخیص و حمله به طعمه موردنظر داشته باشند. وجود این روزنه‌ها که از مسافت زیاد نیز قابل‌تشخیص است، علامت خوبی برای شناسایی مارهای سمی است.

پولک‌ها و فلس ها

 

برای تشخیص این مورد باید قسمت زیرین مار را مشاهده کنید؛ بنابراین امکان بررسی آن در حالت زنده وجود ندارد و تنها برای مارهایی که بی‌هوش شده یا مرده باشند قابل استفاده است. پولک یا فلس (Scales) در شکم مارهای سمی تا دم آن، از یک صفحه مقعدی و در یک ردیف قرار می‌گیرد. بدن مار از پولک‌های مختلفی تشکیل شده که در قسمت‌های مختلف آن، نام مخصوصی دارد و برای تشخیص مار بسیار مهم است. نوک دم مارهای سمی ممکن است دو ردیف پولک داشته باشد. مارهای غیر سمی، ۲ ردیف پولک از صفحه مقعدی تا انتهای دم دارند. این روش تشخیص، زمانی که مار مرده یا پوست‌اندازی کرده باشد بسیار مفید است.

نشانه‌های نیش و جای گزیدگی

 

این مورد آخرین نشانه و به نوعی آزمایش اضطراری برای بعد از گزیدگی است. اگر بعد از نیش زدن، مار محکم قربانی را بگیرد و اجازه رفتن به او ندهد، معمولاً نشانه یک مار غیر سمی است. مارهای سمی ۲ دندان ویژه و توخالی دارند که به دندان نیش (Fang Marks) معروف است و همانند یک سرنگ تزریقی زیرپوستی مقدار کشنده‌ای از سم را وارد بدن قربانی یا شکار خود می‌کند.

یک مارسمی معمولاً دندان‌های نیش خود را بلافاصله بعد از نیش زدن به داخل فک خود باز می‌گرداند، زیرا این دندان‌ها در حکم سلاحی هستند که باید به خوبی از آن‌ها مراقبت شود. اگر ۲ علامت سوراخ مانند در نزدیکی همدیگر مشاهده شود، حتماً مارسمی بوده و باید اقدامات سریعی برای محافظت از فرد و نجات جان او انجام گیرد. اگر جای نیش مار به صورت ناهموار و ناصاف باشد، نشانه‌ی این است که دندان نیش وجود نداشته و در نتیجه مار نیز سمی نبوده است.

البته زخم حاصل از نیش یک مار غیر سمی نیز می‌تواند باعث ایجاد نگرانی شود زیرا زخم عمیق نیز می‌تواند مشکل‌آفرین باشد. با این حال، مارهای سمی متعددی نیز وجود دارند که به خاطر اینکه حس تهاجمی دارند و به دفعات زیادی این کار را انجام می‌دهند، نیش خود را در بیشتر موارد داخل فک نگه داشته و بدون استفاده از دندان‌های خود گاز می‌گیرند و سم وارد بدن قربانی می‌شود (هر چند این‌گونه مارها نادر هستند) در برخی موارد، گونه‌هایی از مار هستند که توانایی تولید سم زیاد در هر دوره از سم سازی داخل بدن خود را ندارند و برای اینکه حجم سم تولید شده در فک آن‌ها زیاد باشد در بیشتر موارد بدون گاز گرفتن به هدف خود حمله می‌کنند، این روش باعث می‌شود که مار در مواقع ضروری مقدار مورد نیازی از سم را، موجود داشته باشد.

برخی از مارهای سمی به بهترین وجه توسط ویژگی‌های منحصربه‌فرد خود، از جمله سر و صدای حاصل از یک «مار زنگی» (Rattle Snake) یا نوار قرمزرنگ در داخل حاشیه‌های زردرنگ «مارهای مرجانی آمریکای شمالی» (North American coral snakes) تشخیص داده می‌شود. (در این نوه مارها وجود نوارهای قرمز در کنار سیاه معمولاً گواه کشنده نبودن مار است اما مارهایی با نوارهای قرمز در کنار زرد به طور معمول کشنده است)

 

فهرست‌های موجود درباره ویژگی‌های یک مارسمی، جامع و حتی کاملاً دقیق نیستد؛ اما موارد اشاره شده نشانه‌های قابل‌ملاحظه‌ای است که می‌توان به خوبی از آن استفاده کرد. به یاد داشته باشید که مارگزیدگی چه سمی و چه غیر سمی باشد، نباید بدون درمان رها شود. یک نیش سمی می‌تواند فرد را از پا در بیاورد و حتی یک نیش غیر سمی نیز می‌تواند عوارض غیرقابل جبرانی به همراه داشته باشد. بهترین شکل محافظت در برابر مواقع نزدیکی به مارها یا محل سکونت آن‌ها این است احتیاط را پیشه کنید و به آرامی گام بردارید یا کاری را انجام دهید، چون در تمامی موارد، یک مار تنها زمانی که نگران شده باشد یا غافلگیر شود نیش می‌زند به عبارتی وقتی تا حدی ترسیده باشد که چاره­ای جز نیز زدن برای دفاع از نبیند، البته بیشتر مارها ترجیح می‌دهند در صلح کامل از محیط دور شوند.

 

 

فروش طرح توجیهی ، طرح اشتغالزایی ، راه اندازی طرح پرورش مار

 

Image result for ‫مار‬‎

 

 

مار، جانوری خزنده، گوشت‌خوار، کشیده (دراز) و بدون پا است که به دلیل نداشتن پلک و گوش بیرونی می‌توان آن‌ها را از مارمولک بی‌پا جدا کرد. مارها جانورانی، خونسرد، از گروه آب پرده داران و مهره‌دارانی است که بدنش از پولک‌هایی که با هم همپوشانی دارند، پوشیده شده‌است.

 

مار از ردهٔ خزنده‌چهرگان، زیرردهٔ دوکمانان، فرورده پولک‌سوسمارشکلان، بالاراستهٔ پولک‌خزندگان، راستهٔ پولک‌داران، زیرراستهٔ ماران (Serpentes) است.

 

بیشتر گونه‌های مار، جمجمه ای دارند که چندین مفصل بیشتر از اجداد مارمولکشان دارد. این جمجمه به آن‌ها اجازه می‌دهد تا شکارهای بسیار بزرگتر از سرشان را با کمک آرواره‌هایی که به شدت جابجایی پذیرند ببلعند. اندام درونی بدن مارها برای تطبیق بیشتر با بدن کشیده و درازشان، به گونه‌ای است که عضوهای جفت در آن‌ها مانند کلیه‌ها به جای آنکه در دو سوی بدن باشد، یکی پس از دیگری قرار گرفته همچنین بیشتر آن‌ها تنها یک شش دارند که کار می‌کند. برخی گونه‌های مار هنوز لگن خاصره دارند و یک جفت اندام بازماندهٔ ژنتیکی ناخن مانند در دو سوی پارگین آن‌ها دیده می‌شود.

 

مارها غیر از قطب جنوب، برخی خشکی‌های بزرگ مانند ایرلند و زلاندنو و بسیاری از جزیره‌های کوچک اقیانوس اطلس و مرکز اقیانوس آرام در همهٔ قاره‌ها زندگی می‌کنند. البته دریاماران در سراسر اقیانوس هند و آرام پراکنده شده‌اند. تا کنون نزدیک به ۲۰ تیره از مار که شامل ۵۰۰ سرده و نزدیک به ۳۴۰۰ گونه است، شناسایی شده است.

 

بزرگی طول مارها از ۱۰ سانتیمتر برای مار قلمی تا ۶٫۹۵ متر برای پایتون مشبک گسترده شده‌است. سنگواره‌ای از مار به نام تیتانوبوآ یافت شده است که ۱۳ متر طول داشته است. احتمالاً نسل مارها یا به مارمولک‌های آبی یا به مارمولک‌های زیرزمینی در دوران ژوراسیک با آخرین فسیل مربوط به ۱۴۳ تا ۱۶۷ میلیون سال پیش بازمی‌گردد. گوناگونی مارهای امروزی به نظر مربوط به دورهٔ پالئوسن در دورهٔ ۶۶ تا ۵۶ میلیون سال پیش است. قدیمی‌ترین توصیفی که از یک مار پیدا شده مربوط به پاپیروس بروکلین است.

 

بیشتر مارها زهر ندارند آن دسته‌ای که زهرآگین اند هم در درجهٔ نخست از آن برای شکار و کشتن طعمهٔ خود استفاده می‌کنند تا برای دفاع شخصی. برخی مارهای زهرآگین می‌توانند باعث زخم شدید در انسان حتی مرگ شوند. مارهای بی زهر شکار خود را می‌توانند زنده بخورند یا آن را نخست با پیچیدن به دور طعمه و فشردن می‌کشند سپس می‌خورند.

برای تماشای انواع مارها در برخی کشورها مکان‌های ویژه‌ای وجود دارد به نام مارسرا.

 

پراکندگی

 
نمایش تقریبی توزیع مار در جهان، قهوه‌ای کمرنگ مربوط به دریاماران و پررنگ مربوط به مارهای خاکی است.

در جهان بیش از ۲۹۰۰ گونه مار وجود دارد که از مدار قطبی یعنی اسکاندیناوی تا استرالیا پراکنده شده‌اند. مارها در همهٔ قاره‌ها به جز قطب جنوب، دریاها و ارتفاعات بیش از ۴۹۰۰ متر (۱۶۰۰۰ پا) در هیمالیای آسیا دیده می‌شوند. جزیره‌های فراوانی بدون مار اند مانند جزیره ایرلند، ایسلند و زلاندنو (البته آب‌های زلاندنو هر از گاهی میزبان مار دریایی شکم‌زرد و Laticauda colubrina است).

 

زیست

بزرگی

 
 

تیتانوبوآ ماری به طول ۱۲٫۸ تا ۱۳ متر بوده که اکنون منقرض شده است، پس از آن پایتون مشبک به طول ۶٫۹۵ متر قرار دارد که به عنوان بلندترین گونهٔ موجود مار ثبت شده است. مار آناکوندای سبز به طول ۵٫۲۱ متر هم به عنوان سنگین‌ترین مار جهان ثبت شده است.

در سوی دیگر ترین‌ها، کوچکترین مار موجود به نام مار نخی باربادوس (Leptotyphlops carlae) با طول ۱۰٫۴ سانتیمتر قرار دارد که کوتاه‌ترین مار جهان است. بیشتر مارها جانورانی کوچک اند و طولی کمتر از ۱ متر دارند.

 

حواس

بویایی

مارها با بو کشیدن شکار خود را پیدا می‌کنند. آن‌ها با کمک زبان چنگالی خود ذرات موجود در هوا را جمع‌آوری می‌کنند و آن را به اندام ژاکوبسون موجود در دهانشان منتقل می‌کنند تا بررسی شوند. دو شاخ بودن زبان به مارها کمک می‌کند تا به صورت همزمان به حس بویایی و چشایی جهت دار دست یابند. آن‌ها پیوسته زبان خود را حرکت می‌دهند تا از ذرات موجود در هوا، آب و خاک نمونه برداری کند، مواد شیمیایی موجود در آن‌ها را تجزیه و تحلیل کند تا تشخیص دهد که آیا شکار یا مزاحمی در محیط پیرامون قرار دارد یا خیر. زبان چنگالی برای مارهایی که به زیر آب می‌روند مانند آناکوندا هم به خوبی کار می‌کند.

بینایی

توان بینایی در میان مارها بسیار متفاوت است برخی مارها تنها می‌توانند روشنایی را از تاریکی تشخیص دهند در حالی که برخی دیگر بینایی خوبی دارند. اما نکتهٔ مهم دربارهٔ همهٔ آن‌ها این است که همهٔ آن‌ها به اندازهٔ کافی می‌بینند با اینکه ممکن است تیزبین نباشند اما می‌توانند حرکات طعمه را ردیابی کنند. در حالت کلی بینایی مارهای درختی از مارهای خاکی (زیرزمینی) بهتر است. برخی مارها مانند مار آسیایی تاک (Asian vine) دارای دید دوچشمی است، اما چشمانش می‌توانند بر روی یک چیز همزمان تمرکز کنند. در بیشتر مارها، جانور برای تمرکز بر روی یک جسم و دیدن آن، عدسی چشم نسبت به شبکیه پس و پیش می‌شود درحالی که در دیگر آب‌پرده‌داران عدسی چشم کش می‌آید. مردمک چشم مارهای شب زی، شکاف مانند است درحالی که مردمک چشم مارهایی که در روز بیدارند، به صورت گرد است.

حساسیت به پرتوهای فروسرخ

افعی‌های پیت، پایتون‌ها و برخی مارهای بوآ، در شیارهای عمیق پوزه‌شان گیرنده‌های حساس به پرتوهای فروسرخ دارند که به آن‌ها اجازه می‌دهد پرتوهای گرمای ناشی از بدن جانوران خونگرم مانند پستانداران را «ببینند». در افعی‌های پیت، این شیارها میان سوراخ‌های بینی و چشم‌ها قرار دارد. دیگر مارهای حساس به پرتوهای فروسرخ، حفره‌های کوچکی روی لب بالایی، درست زیر سوراخ بینی شان را پوشانده است که به کمک آن‌ها پرتوهای فروسرخ را تشخیص می‌دهند.

حساسیت به لرزش

بخشی از بدن مار که با زمین تماس دارد به شدت به لرزش حساس است درنتیجه می‌تواند کوچکترین لرزش در زمین یا هوا که در اثر حرکت جانوران نزدیک شونده ایجاد می‌شود را حس کند.

پوست

پوست مار از پولک پوشیده شده‌است. برخلاف این باور که مردم فکر می‌کنند مارها پوستی لزج مانند کرم دارند باید گفت کاملاً برعکس، مار، پوستی نرم با بافتی خشک دارد. بیشتر مارها با بهره‌گیری از پولک‌ها خاص شکم می‌توانند روی زمین بخزند یا از یک سطح بالا روند. پولک مار می‌تواند نرم، خاردار یا دانه‌ای باشد. پلک مارها شفاف است که به آن پولک‌های «تماشا» می‌گویند این پلک همواره بسته است.

فرایند ازدست دادن پولک‌ها، پوست‌اندازی نام دارد. برای یک مار لایهٔ کامل بیرونی پوست به صورت یک لایهٔ تکی کنده می‌شود.پولک‌های مار گسسته نیست مگر لایهٔ روپوست، به این ترتیب با هر پوست‌اندازی پولک‌ها دانه‌ای کنده نمی‌شوند بلکه به صورت یک لایهٔ بیرونی از جا در می‌آیند مانند جورابی که پشت رو شده باشد.

 

شکل و شمار پولک‌ها روی سر، پشت و شکم مارها ویژه است و از آن برای کاربردهای آرایه‌شناسی استفاده می‌شود. نامگذاری پولک‌ها در درجهٔ نخست بر پایهٔ جای آن‌ها در بدن مار است. برای نمونه، می‌توان به مارهای کائنوفیدیان (Caenophidia) اشاره کرد: گستره و ردیف‌های پولک‌های پشتی متناظر با مهره‌های دمی است و به دانشمندان اجازه می‌دهد تا بدون کالبدشکافی مهره‌های جانور را بشمارند.

مارها مانند جانوران دیگر پلک ندارند بلکه چشمان آن‌ها با پولک‌های شفاف پوشانده شده‌است. چشم‌های مار همواره باز است تنها برای خواب شبکیه چشم بسته می‌شود یا صورتشان را در لایه‌های بدن فرو می‌برند و آن را می‌پوشانند.

پوست‌اندازی

 
چوبدست اسقلبیوس، نماد پزشکیپوست‌اندازی چندین کاربرد دارد، نخست آنکه پوست کهنه و فرسوده با پوست تازه جایگزین می‌شود. دوم آنکه کمک می‌کند تا جانور انگل‌ها را از خود دور کند. باور بر آن است که در جانورانی مانند حشرات، پوست‌اندازی کمک می‌کند تا بدن رشد کند اما این مسئله برای مارها هنوز مورد بحث است.
 

فرایند پوست‌اندازی چندین بار در زندگی یک مار روی می‌دهد. پیش از هر پوست‌اندازی مار از خوردن پرهیز می‌کند و اغلب پنهان می‌شود یا به یک جای امن می‌رود. درست پیش از پوست‌اندازی، پوست مار خشک و کدر می‌شود و چشم‌ها به رنگ آبی کدر (ابری) در می‌آید. سطح درونی پوست کهنه مایع می‌شود، این باعث می‌شود تا پوست کهنه از پوست نو که در زیر قرار دارد جدا شود. پس از چند روز چشم‌ها دوباره شفاف می‌شود و مار به بیرون از پوست کهنه می‌خزد. پوست کهنه در نزدیکی دهان می‌شکند و مار می‌تواند با مالیدن خود بر روی سطح‌های زبر بیرون بیاید. در بیشتر موارد پوست کهنه رو به پشت و از سر تا دم کنده می‌شود مانند یک جوراب که پشت رو شده باشد. پوست تازه بزرگتر و روشن‌تر است.

 
چشم‌های آبی و کدر یک مار پیش از پوست‌اندازی.

یک مار بالغ یک یا دو بار در سال پوست‌اندازی می‌کند در حالی که یک مار جوان و در حال رشد می‌تواند تا چهار بار در سال این کار را انجام دهد. پوست مردهٔ کنده شده به خوبی الگوی پولک‌های بدن مار را نشان می‌دهد اگر پوست کنده شده آسیب ندیده باشد از روی آن می‌توان مار را شناسایی کرد.[۱۷] این نو شدن دوره‌ای در مارها باعث شده تا مار به نماد بهبودی و پزشکی تبدیل شود.

استخوان‌بندی

 

 
جمجمهٔ یک شاه کبرا

استخوان‌بندی بیشتر مارها تنها از یک جمجمه، لامی، ستون مهره‌ها و دنده تشکیل شده‌است البته مارهای خانوادهٔ هنوفیدیا بازمانده‌هایی از لگن خاصره و اندام‌های پشتی از نسل‌های قبل، در آن‌ها بجای مانده است.

جمجمهٔ مار شامل یک بخش صلب و کامل برای اعصاب (neurocranium) است که بسیاری از استخوان‌های دیگر اتصال ضعیفی به آن دارند بویژه استخوان‌های فک که برای خوردن شکارهای بزرگ به آسانی جابجا می‌شوند. سمت راست و چپ فک پایینی تنها با یک رباط انعطاف‌پذیر به هم وصل شده‌اند از این رو می‌توانند به میزان زیادی از هم فاصله بگیرند. بخش انتهایی استخوان‌های فک پایینی با یک استخوان چهارگوش (quadrate) مفصل شده‌اند که این اتصال به تحرک بیشتر فک کمک می‌کند. همچنین استخوان چهارگوش و استخوان‌های مربوط به فک پایینی به مار کمک می‌کنند تا هر گونه لرزشی در زمین را حس کنند. چون هر لبهٔ فک می‌تواند به طور مستقل نسبت به دیگری جابجا شود مارها فک خود را بر روی سطح به صورت شل و آزاد می‌گذارند تا بتوانند صداهای پیرامون را به صورت استریو دریافت و شکار را شناسایی کنند. مارها با وجود نداشتن گوش بیرونی و استخوان‌های کوچک گوش که مکانیسم تطبیق امپدانس را به عهده می‌گیرند؛ می‌توانند با کمک گذرگاه اتصال فک -استخوان چهارگوش – استخوان رکابی، لرزش و حرکت‌های به اندازهٔ یک آنگستروم را نیز حس کند.

 
ناخن‌های بیرون زده از زیر مار پایتون

استخوان لامی، استخوانی کوچک است که در پشت و بخش زیرین جمجمه، در ناحیهٔ «گردن» قرار دارد و به عنوان اتصالی برای زبان مار عمل می‌کند، این پدیده در چهاراندامان نیز وجود دارد.

ستون مهره‌های مار بین ۲۰۰ تا ۴۰۰ (یا بیشتر) مهره دارد. مهره‌های دم نسبتاً کم اند (اغلب کمتر از ۲۰٪ کل) و دنده‌ای به آن‌ها وصل نیست در حالی که مهره‌های دیگر هر کدام دو دنده دارند. مهره‌های مار به قدری قوی اند که به جانور اجازه می‌دهند با اتصال ماهیچه‌های نیرومند به آن بدون داشتن اندام حرکتی به آسانی جابجا شوند. دم بیشتر مارها برخلاف مارمولک نمی‌تواند بدون آسیب از بدن جدا شود.

برخی مارها بویژه مار بوآ و پایتون‌ها بقایایی از اندام‌های اجداد زیستی شان را هنوز دارند بخصوص یک جفت اندام کوچک که مانند ناخن تیز به‌جای پا از دو سوی پارگین بیرون زده‌است، نمود خارجی از اندام‌های بجای مانده از نسل‌های قبل است.

 

اندام‌های درونی

 

 
اندام‌های درونی مار، به ترتیب: ۱) مری، ۲) نای، ۴) شش چپ که کوچکتر است، ۵) شش راست، ۶) قلب، ۷) کبد، ۸) معده، ۹) کیسهٔ هوا، ۱۰) کیسه صفرا، ۱۱) لوزالمعده، ۱۲) طحال، ۱۳) روده، ۱۴) بیضه، ۱۵)کلیه‌ها

قلب مار در یک کیسه احاطه شده‌است که به آن پیراشامه می‌گویند. قلب در بخش دو شاخ نایژه قرار دارد اما به گونه‌ای نیست که در آنجا ثابت باشد بلکه به دلیل نبود دیافراگم می‌تواند حرکت کند. این ویژگی به مار کمک می‌کند تا هنگامی که شکارهای بزرگ را می‌بلعد به قلبش آسیبی وارد نشود. طحال مار به کیسهٔ صفرا و لوزالمعده چسبیده‌است و خون را فیلتر می‌کند. تیموس در بافت چربی بالای قلب قرار دارد و مسئول ساخت گلبول سفید در خون‌است. دستگاه گردش خون در مار بسیار قابل توجه‌است چون یک درگاه سامانهٔ کلیوی دارد به این معنی که خونی که از دُم مار می‌آید نخست از کلیه‌ها رد می‌شود بعد به قلب بازمی‌گردد.

از آنجایی که هر چیزی در بدن مار باید لوله‌ای و باریک باشد، شش چپ مار معمولاً کوچک است یا گاهی مارها اصلاً این شش را ندارند. در بیشتر گونه‌های مار تنها یک شش کار می‌کند. این شش شامل یک بخش پیشین‌است که اندام‌های خونی دارد و بخش پشتی که در مبادلهٔ گازها همکاری نمی‌کند. در برخی مارهای آبی، از شش کوچکتر در استاتیک شاره‌ها برای تنظیم شناوری مار استفاده می‌شود اما کاربرد آن در مارهای خاکی هنوز روشن نیست. بسیاری از اندام‌هایی که در بدن جانوران زوج است مانند کلیه یا اندام جنسی، در بدن مار به گونه‌ای چیده شده‌اند که یکی پشت سر دیگری قرار گرفته‌است.

مارها غدد لنفاوی ندارند.

دندان

مار از جمله جانورانی است که دندان‌هایش پیوسته جایگزین می‌شوند.

زهر

 
شیرمار که اغلب با مار مرجانی که زهر آن برای انسان کشنده است، اشتباه می‌شود.

مارهای کبرا، گرزه‌ماران و گونه‌های نزدیک به آن‌ها همگی از جمله مارهایی اند که برای بی حرکت کردن یا کشتن شکارشان از زهر استفاده می‌کنند. زهر در اصل همان بزاق اصلاح شدهٔ مار است که از طریق نیش (دندان‌های مار) به شکار می‌رسد. نیش مارهای زهرآگین پیشرفته مانند گرزه‌ماران و کفچه‌ماران معمولاً پیش از نیش زدن تهی است تا هنگام تزریق زهر کاراتر عمل کند درحالی که در مارهایی مانند boomslang تنها یک شیار در لبهٔ پشتی دارند تا زهر را به زخم شکار منتقل کنند. مارها معمولاً از زهر برای شکار کردن استفاده می‌کنند و کمتر از آن در دفاع بهره می‌گیرند.

زهر برای مارها مانند دیگر مایعات بزاقی به عنوان کمکی در هضم غذا و شکستن ترکیبات پیچیدهٔ آن به مواد خوراکی محلول کاربرد دارد. حتی گزیدگی مارهای غیرسمی (مانند گاز گرفتگی یا گزیدگی دیگر جانوران) در محل زخم ایجاد آسیب در بافت‌ها می‌کند.

برخی پرنده‌ها، پستانداران و گونه‌هایی از مارها (مانند شه‌مار) که خوراکشان مارهای سمی است، بدنشان نسبت به آسیب زهر برخی مارها مقاوم شده است. مارهای زهرآگین شامل سه خانواده از مارها است و یک دستهٔ مستقل در آرایه‌شناسی به آن تعلق نمی‌گیرد.

برخی بر این باورند که عبارت مار زهرآگین کاملاً درست نیست چون زهر یا تنفس می‌شود و یا خورانده، اما زهر مارها تزریق می‌شود.با این حال دو استثناء میان مارها وجود دارد، نخست مار رابدوفیس است که زهر را از بدن وزغ‌هایی که می‌خورد می‌گیرد و آن را از غدد گردنی به سمت مزاحمان ترشح می‌کند. استثنای دوم مربوط به جمعیت اندکی از مار بندجورابی در اورگن است که به اندازهٔ کافی زهر از سمندرهای آبی که می‌خورد در کبدش ذخیره می‌کند تا برای شکارچیان پیرامون مانند روباه‌ها و کلاغ‌ها مسموم باشد.

ترکیب زهرمار در گونه‌های مختلف و همین‌طور در هر گونه بر اساس سن، فصل و زمان آخرین ترشح متفاوت است. ترکیبات اصلی آن پروتئین و پلی‌پپتیدهایی که خاصیت آنزیمی و سمی دارند. زهر مارها ترکیبی پیچیده از پروتئین‌ها است که در غدد زهر در پشت سر مار ذخیره می‌شود.غدد زهر در دو طرف سر و در غلافی ماهیچه‌ای قرار دارند. در همهٔ مارهای زهردار این غدد رو به مجراهایی به سمت دندان‌های خالی یا شیاردار فک بالایی باز می‌شوداین پروتئین‌ها می‌توانند ترکیبی از نوروتاکسین (زهری که به دستگاه عصبی حمله می‌کند)، هموتاکسین (زهری که به دستگاه گردش خون حمله می‌کند)، سایتوتاکسین (حمله به سلول‌ها) و دیگر انواع زهرها باشد.

تقریباً همهٔ زهرها آنزیم هیالورونیداز دارند که منجر به انتشار سریع زهر در بدن می‌شود.

 

 
یک نمونه مار تاک، در تصویر نشان داده شده که دندان نیش در عقب دهان قرار دارد.

مارهای زهرآگین که زهرشان بر دستگاه گردش خون اثر می‌گذارد با همولیز (تخریب) گلبول‌های قرمز باعث ایجاد لخته و نهایتاً مرگ قربانی می‌شوند دندان‌های نیش این مارها معمولاً در جلوی دهانشان است جلو بودن دندان‌ها عمل نیش زدن و تزریق زهر به قربانی را آسان تر می‌کند. برخی مارها که زهرشان به دستگاه عصبی یورش می‌برد (مانند گربه‌مار حلقه‌طلایی) دندان‌های نیش در عقب دهانشان دارند که این دندان‌ها رو به پشت خم شده‌اند این نوع دندان عمل نیش زدن را برای مار دشوار می‌کند همچنین گرفتن زهر از این نوع دندان‌ها برای دانشمندان دشوارتر است. با این حال کفچه‌ماران مانند کبرا و مارهای براق دندان‌های نیششان در جلو قرار دارد. این دندان‌ها توخالی اند و نمی‌توانند به سمت جلو بیایند درنتیجه این مارها نمی‌توانند با دندانشان قربانی را زخمی کنند (بدن قربانی را خط بیندازند یا دندان را فقط در آن فروکنند مانند چاقو زدن) بلکه باید واقعاً آن را گاز بگیرند.

به تازگی پیشنهاد شده است که همهٔ مارها می‌توانند تا حدی زهرآگین باشند اما مارهای بی خطر زهر ضعیف دارند و دندان نیشی ندارند که با آن آسیب برسانند.درنتیجه بر اساس این نظریه بیشتر مارهایی که به عنوان بدون زهر شناخته می‌شوند همچنان بی خطرند چون دندانی که زهر را برساند ندارند یا نمی‌توانند به مقدار کافی زهر به انسان برسانند. همچنین این نظریه ادعا می‌کند که اجداد مارها احتمالاً به مارمولک‌های زهرآگین برمی‌گردد، این نظریه دربارهٔ مارمولک‌های زهرآگین مانند هیولای گیلا، پوست منجوقی، بزمجه و موساسوریان که امروزه منقرض شده‌اند نیز همین نظر را دارد.

از دیدگاه آرایه‌شناسی، مارهای زهرآگین دو تیره دارند:

  • کفچه‌ماران – کبرا شامل شاه کبرا، مارهای براق، سر-مسی استرالیایی، دریاماران و مارهای مرجانی.
  • گرزه‌ماران – گرزه‌ماران، مار زنگی، مارهای سر-مسی/دهان-پنبه‌ای (Agkistrodon contortrix/Agkistrodon piscivorus) و bushmaster ها

خانوادهٔ سومی وجود دارد که شامل مارهایی است که دندان نیششان در عقب است:

  • قمچه‌ماران – boomslang، مارهای درختی، گربه‌مار حلقه‌طلایی (سرده Boiga)، مارهای تاک (Ahaetulla). البته همهٔ قمچه‌ماران زهرآگین نیستند.

رفتار

خواب زمستانی

مارهایی که در مناطقی با زمستان‌هایی سردتر از توان تحمل شان زندگی می‌کنند در سرما به حالت غیرفعال در می‌آیند. مارهای بومی این مناطق به حال خفتگی می‌روند. خفتگی با خواب زمستانی پستانداران متفاوت است چون در خواب زمستانی جانور پستاندار کاملاً به خواب می‌رود اما خزندگان خواب نیستند اما غیرفعال اند. برای این منظور یک مار تنها ممکن است در زیر زمین حفره‌ای بکند و به درون آن رود یا درون تنهٔ یک درخت که افتاده پنهان شود یا زیر یک تخته سنگ رود. گاهی هم ممکن است شمار زیادی مار دسته جمعی به یک پناهگاه مانند غار روند.

خوراک

 
مار تخم-خوار آفریقایی

مارها به شدت گوشت خوارند (بیش از ۷۰٪ از خوراک آن‌ها گوشت است)، از جمله مواد غذایی آن‌ها می‌توان به این موارد اشاره کرد: مارمولک، قورباغه، دیگر مارها، پستانداران کوچک، پرندگان، تخم، ماهی، حلزون و حشرات. از آنجایی که مارها نمی‌توانند گاز بگیرند یا شکار را پاره کنند به ناچار آن را درسته فرو می‌برند. بزرگی بدن مار تأثیر زیادی بر عادت‌های خوراکی آن دارد. مارهای کوچکتر شکارهای کوچکتر دارند برای نمونه خوراک پایتون‌های جوان مارمولک و موش است اما در بزرگسالی می‌توانند یک گوزن کوچک یا یک بز کوهی را بخورند.

آرواره مار ساختاری پیچیده دارد. برخلاف باور عمومی که مار می‌تواند آرواره اش را جابجا کند، باید گفت مارها آروارهٔ پایینی بسیار انعطاف‌پذیری دارند که دو نیمهٔ آن به صورت اتصال صلب به هم وصل نیستند همچنین چندین اتصال میان فک و جمجمه وجود دارد که به آن‌ها اجازه می‌دهد دهانشان را برای بلعیدن درستهٔ یک شکار که قطرش از قطر بدن خود مار بیشتر است باز کنند. برای نمونه مار تخم-خور آفریقایی می‌تواند تخم‌هایی بسیار بزرگتر از قطر سرش را فروبرد.این مار هیچ دندانی ندارد اما پیش آمدگی استخوانی محکمی در لبهٔ درونی ستون مهره‌های خود دارند که با کمک آن تخم‌ها را می‌شکنند.

درحالی که بیشتر مارها از جانوران دیگر شکار می‌کنند در این میان شاه کبرا و مار استرالیایی بندی-بندی دیگر مارها را شکار می‌کنند. مار Pareas iwesakii و دیگرقمچه‌مارانی که از حلزون تغذیه می‌کنند، از زیرخانوادهٔ Pareatinae، دندان‌های بیشتری در نیمهٔ راست دهانشان دارند تا نیمهٔ چپ؛ دلیل این پدیده این است که پوستهٔ شکار آنها معمولاً در جهت ساعت‌گرد می‌چرخد.

برخی مارها شکار خود را اول با نیش زدن می‌کشند و بعد می‌خورند برخی دیگر با چنبره زدن به دور آن، آن را آمادهٔ خوردن می‌کنند. بقیهٔ مارها شکار خود را زنده و درسته می‌خورند.

پس از خوردن مارها می‌خوابند تا فرایند گوارش روی دهد. گوارش فرایند انرژی بری است بویژه اگر شکار بزرگ باشد. برای مارهایی که گه گاه به شکار می‌روند دستگاه گوارش و روده بخشی از وعدهٔ غذایی را وارد بدن می‌کند تا انرژی ذخیره شود پس از ۴۸ ساعت دستگاه گوارش با ظرفیت کامل دوباره مشغول به کار می‌شود. خونسرد بودن مارها باعث می‌شود دمای پیرامون تأثیر زیادی بر گوارش آن‌ها بگذارد. بهترین دما برای گوارش مار ۳۰ درجهٔ سانتیگراد است. در پی فرایند گوارش دمای سطح بدن ۱٫۲ درجهٔ سانتیگراد افزایش می‌یابد. اگر مار پس از خوردن خطری را احساس کند خوراک خود را بالا می‌آورد تا بتواند فرار کند. اما اگر کسی مزاحمش نشود فرایند گوارش بازدهی بالایی در بدن مار دارد به گونه‌ای که با آنزیم‌های بدن او تقریباً همهٔ بدن شکار جذب می‌شود (غیر از پر، مو و پنجه‌های شکار که همراه با مواد زائد بدن (اسید اوریک دفع می‌شود)

جابجایی

نداشتن دست و پا در مارها آنها را از جابجایی بازنداشته است. آنها چند روش حرکتی برای خود پیدا کرده‌اند که بسته به محیط‌های مختلف متفاوت است. در جانورانی که دست و پا دارند، جابجایی به صورت یک عمل پیوسته است درحالی که جابجایی در مارها به صورت گسسته و متفاوت از دیگری است و انتقال بین یک نوع از جابجایی به نوع دیگر کاملاً ناگهانی روی می‌دهد.

خیزش موج وارِ جانبی

خیزش موج وارِ جانبی یا بر پهلو، تنها روش جابجایی مارهای آبی و پرکاربردترین روش جابجایی در میان مارهای خشکی است. در این روش جابجایی مار به صورت متناوب و پی در پی خود را به چپ و راست خم می‌کند وقتی به آن نگاه می‌کنیم گویی یک موج رو به عقب در حرکت است. این جابجایی به نظر سریع می‌آید اما در واقع بیشترین سرعتی که برای مارها ثبت شده به اندازهٔ دو طول بدن مار در یک ثانیه بوده که البته این سرعت بسیار کم‌روی می‌دهد و مارها معمولاً با سرعت کمتری جابجا می‌شوند. مقدار انرژی که مارها با این روش از خزش مصرف می‌کنند برابر با مقدار انرژی است که یک مارمولک هم وزن مار، در هنگام دویدن صرف می‌کند.

خزش موج وارِ بر پهلو برای مارهای خشکی به این صورت است که: موجی که گفته شد در اندام مار ایجاد می‌شود و رو به عقب حرکت می‌کند به نقطه‌های از زمین مانند سنگریزه‌ها، ناهمواری‌های خاک و ساقه‌های گیاهان نیرو وارد می‌کند و در اثر نیروی عکس العمل این اجسام مار دقیقاً رو به جلو هل داده می‌شود. سرعت جابجایی در این روش کاملاً به تراکم و جنس نقطه‌ای از زمین که مار بر آن نیرو وارد می‌کند بستگی دارد. سرعت حرکت موج دقیقاً با سرعت حرکت مار برابر است در این روش چون مار به صورت مستقیم رو به جلو هل داده می‌شود می‌تواند از میان مسیرهایی که چگالی گیاهی آنها زیاد است به راحتی عبور کند و از هر سوراخ کوچکی رد شود.

وقتی مار شنا می‌کند موجی که گفته شد بزرگتر می‌شود و سرعت حرکت رو به عقب موج از سرعت حرکت رو به جلوی مار بیشتر خواهد بود.این روش خزش با اینکه ظاهری مشابه در میان مارهای آبی و خاکی دارد اما الگوی دگرگونی‌های ماهیچه‌های درگیر در آن بین مارهای آبی متفاوت از مارهای خاکی است از این رو، دو روش متفاوت جابجایی در نظر گرفته می‌شود. همهٔ مارها می‌توانند با موج جانبی رو به پشت، خود را به سمت جلو هل دهند (حرکت رو به جلو) اما تنها در میان مارهای آبی دیده شده که مار با ایجاد موج رو به جلو، خود را به پشت هل دهد (حرکت به سمت عقب).