شرکت کارآفرینی سرزمین سبز بندپایان به شماره ثبت 2508

 RSS 

فروش طرح توجیهی ، طرح اشتغالزایی ، راه اندازی طرح پرورش کاکتوس علوفه ای

Image result for ‫کاکتوس علوفه ای‬‎

در سال ۱۳۸۳ با حضور نماینده تونسی شرکت ایکاردا در ایران و معرفی کاکتوس علوفه‌ای، این گیاه توسط سازمان منابع طبیعی و جنگلداری ایران از لحاظ سازگاری با شرایط زیست ـ محیطی کشور مورد بررسی قرار گرفت و تایید شد. بعد از آن وزارت جهاد کشاورزی با ایجاد مزارع آزمایشی، طرح کاشت کاکتوس علوفه‌ای را در چند استان کشور، از جمله فارس، بوشهر، خوزستان، ایلام و… در مدت سه سال به مرحله اجرا درآورد .کاکتوس علوفه‌ای گیاهی چند منظوره است که می‌تواند در شرایط سخت خشکسالی بیش از ۳۰- ۲۵ درصد نیاز دام کشور را تامین نماید.

معرفی کاکتوس علوفه‌ای

کاکتوس علوفه‌ای، گیاهی است چند ساله و گوشتی که در آب و هوای گرم و خشک با استفاده از حداقل رطوبت خاک رشد و نمو می یابد و تاج رویشی قابل ملاحظه‌ای را تولید می‌کند. این گیاه بسیار مقاوم و کم توقع بوده و می‌تواند تحولی در مراتع تخریب شده مناطق گرمسیری کشور بوجود آورد. کاکتوس علوفه‌ای یک گونه چند منظوره بوده که علاوه بر علوفه، میوه‌های بسیار شیرین و مقوی دارد و در برخی کشورها، بازار خوبی را به خود اختصاص داده است. این گیاه دارای خواص دارویی است و عسل حاصل از این گیاه از مرغوب‌ترین عسل‌ها بوده که این امر خود می‌تواند امکان فعالیت پرورش زنبور را در کنار کشت این علوفه به وجود آورد و منبع درآمدی مضاعفی برای کشاورزان باشد. در صورت تولید میوه کاکتوس هر کیلوگرم آن ۴ تا ۸ دلار ارزش خواهد داشت.

شرایط مناسب رشد

 خاک مناسب برای کاشت کاکتوس علوفه‌ای باید حداکثر ۱۵- ۲۰ درصد خاک رس داشته و دارای زهکشی مناسب، عمیق و سبک باشد. بهترین ph برای کاکتوس علوفه‌ای حدود ۸/۲ تا ۸/۵ است. کاکتوس علوفه‌ای به شوری خاک حساس است و شوری خاک بیش از یک دسی زیمنس بر متر و درجه حرارت زیر صفر برای کاشت این گونه دو عامل محدودکننده محسوب می‌شوند.

نحوه تکثیر

روش تکثیر کاکتوس علوفه‌ای بسیار ساده است، تکثیر این گونه با استفاده از قطعات بوته کاکتوس امکان‌پذیر است. قطعات مورد نیاز برای تکثیر، از بوته‌های سر حال و سالم تهیه می‌شود. اندازه قطعات تهیه شده از بوته‌ها باید متوسط تا بزرگ باشد. این قطعات را در انتهای فصل رشد و با اعمال یک تنش  ملایم خشکی برداشت می‌کنند.

مواد مغذی کاکتوس

این گیاه دارای ذخیره انرژی بالایی به صورت بافت نشاسته‌ای بوده و مقدار زیادی املاح معدنی دارد که می‌توان با یک جیره مناسب به صورت تلفیقی با سایر گونه‌های مرتعی، خصوصا خانواده کراس‌ها، بخش اعظم نیاز غذایی دام را تامین کرد. کاکتوس‌های بدون خار دارای ۸۰% آب و ۱/۵-۲% پروتئین و حدود ۱/۵% چربی و ۸/۶ % فیبر هستند.

برداشت کاکتوس علوفه‌ای

زمان کاشت کاکتوس علوفه‌ای در فصل پاییز و یک ماه قبل از شروع اولین بارندگی و نحوه کاشت به صورت دستی است. کاکتوس علوفه ای را در انتهای  فصل رشد برداشت کرده و به وسیله‌ی داس از بوته‌ها جدا می‌کنند.  میزان برداشت کاکتوس علوفه‌ای بستگی به سن گیاه، تراکم گیاه و میزان بارندگی منطقه دارد. بطور متوسط در سال اول  ۲-۴ برگ از هر بوته برداشت می‌شود و به مرور تعداد آن افزایش می‌یابد. کاکتوس‌های برداشت شده در محیط خشک و سایه نگهداری و سطح آنها را با کاه و کلش به قطر ۵-۱۰ سانتی متر پوشش می‌دهند و به منظور جلوگیری از پوسیدگی هر ۴-۶ هفته زیر و رو می‌گردند.

در شرایط مناسب کاکتوس‌های علوفه‌ای را می‌توان به مدت ۶ ماه نگهداری کرد. بر اساس برنامه‌ریزی‌های انجام شده در کشور، تا چند سال آینده تا ۴۰۰ هکتار از اراضی کشاورزی و مناطق مستعد به منظور تامین خوراک دام به زیر کشت کاکتوس علوفه‌ای خواهد رفت. بر اساس شرایط آب و هوایی ایران انتظار است از هر هکتار مرتع آن در سال، به طور متوسط بیش از ۱۰۰ تن برگ گوشتی بدست آید که پس از خرد کردن به تعلیف دام سبک و سنگین می‌رسد.

نحوه مصرف در جیره دام

کاکتوس علوفه‌ای نباید در معرض چرای مستقیم دام باشد زیرا بزاق دام به عنوان عامل بازدارنده مانع رشد مجدد گیاه از قسمت قطع شده می‌گردد. برای استفاده از آن در جیره، قطعات کاکتوس قطع شده را خرد نموده و آنها را به صورت قطعات کوچک به صورت دستی به دام داده می‌شود. این گیاه خوش‌خوراک بوده و شتر، بز، گوسفند و گاو تمایل فراوانی برای تغذیه از این گیاه نشان می‌دهند. تغذیه دام از این گیاه به ویژه در مناطق خشک دام را تا حد زیادی از نوشیدن آب بی نیاز می‌کند.

کاکتوس های بدون خار دارای ۸۰% آب و ۵/۱-۲% پروتئین و حدود ۵/۱% چربی و ۶/۸ % فیبر هستند.

کاشت کاکتوس های علوفه ای با مقاومت ویژه ای که به وضعیت نامساعد محیطی از جمله درجه حرارت های بالا و خشکیهای طولانی مدت و خاکهای فقیر دارند در برخی از استانهای کشور قابل گسترش است. زمان کاشت آن در فصل پاییز و یک ماه قبل از شروع اولین بارندگی و نحوه کاشت به صورت دستی است.

این گیاه تحمل یخ زدگی طولانی مدت و آب ایستادگی و شوری آب و خاک را نداشته، اما در برابر خشکسالی و کم آبی بسیار مقاوم است و می تواند با میانگین بارش سالانه ۱۰۰ میلی لیتر رشد کند و جایگزین مناسبی برای ذرت علوفه ای و دیگر محصولاتی است که به آب زیادی نیاز دارند.

این کاکتوس تولید میوه نیز می کند، میوه کاکتوس در جامعه انسانی قابل استفاده است. این گیاه در اوایل بهار به گل می نشیند و میوه های شیرین متمایل به ملس، با گوشت و آب زیاد تولید می کند که دارای خواص درمانی متعددی می باشد که مهمترین آن مربوط به بیماری های گوارشی معده است.

کاکتوس علوفه ای، گیاهی است چند ساله و گوشتی که در آب و هوای گرم و خشک با استفاده ازحداقل رطوبت خاک رشد و نمو می یابد و تاج رویشی قابل ملاحظه ای را تولید می کند. این گیاه بسیار مقاوم و کم توقع بوده و می تواند تحولی در مراتع تخریب شده منطقه بوجود آورده و در پایین ترین کلاسهای خاک مرتعی رشد می کند.

از هر هکتار مرتع آن در سال، به طور متوسط بیش از ۱۰۰ تن برگ گوشتی بدست می آید که پس ازخرد کردن به تعلیف دام سبک و تعلیف دام سنگین می رسد.

این گیاه دارای ذخیره انرژی بالایی به صورت بافت نشاسته ای بوده و واجد تعداد کثیری از املاح معدنی است که بصورت تلفیقی با سایر گونه های مرتعی، خصوصا خانواده کراسها، بخش اعظم نیاز غذایی دام را تامین می کند.

مزیت‌های سرمایه‌گذاری در کشت کاکتوس علوفه‌ای

کاکتوس‌ علوفه‌ای یا کاکتوس‌ بدون خار دارای ۸۰ درصد آب و ۱/۵ تا ۲ درصد پروتئین و حدود ۱/۵ درصد چربی و ۸/۶ درصد فیبر هستند که می‌تواند منبع مناسبی برای تامین خوراک دام در کشور باشد. جعفر امیری، کارشناس کشاورزی درخصوص مزیت‌های کشت کاکتوس علوفه‌ای به «فرصت امروز» می‌گوید: کاکتوس علوفه‌ای به دلیل مقاومت بالایی که در برابر کم‌آبی دارد می‌تواند به‌عنوان گونه‌ای جدید در تامین علوفه مورد نیاز کشور مطرح باشد و کشور را از واردات علوفه تا حد زیادی بی‌نیاز کند.
وی ادامه می‌دهد: علاوه‌بر مزیت‌های این گیاه ارزشمند در تامین نهاده‌های دامی می‌توان از آن به‌عنوان عاملی برای بیابان‌زدایی و جلوگیری از فرسایش خاک استفاده کرد.

این کارشناس کشاورزی می‌گوید: با توجه به مشکلاتی که در تامین علوفه کشور وجود دارد این گیاه به‌راحتی می‌تواند جای خود را در بخش کشاورزی کشور باز کند و مورد استقبال دامداران قرار گیرد. از سوی دیگر میوه این گیاه نیز مصرف انسانی دارد و در حال حاضر در بازار‌های داخلی از ۱۲ تا ۲۲ هزار تومان قیمت دارد بنابراین می‌توان روی این بخش هم سرمایه‌گذاری کرد. در این بخش حتی بازار‌های صادراتی نیز می‌تواند مورد توجه قرار گیرد؛ کشور‌های عربی، شرق آسیا و اروپا از مقاصد صادراتی میوه این گیاه است.

امیری می‌گوید: برای پرورش این محصول به آب زیادی نیاز نیست و در مناطق با میزان بارندگی ۲۰۰ تا ۶۰۰ میلیمتر قابل کشت است و همین مسئله نیز می‌تواند با وجود مشکل کمبود آب در کشور از مهم‌ترین مزیت‌های این گیاه باشد. وی ادامه می‌دهد: میزان بالای محصول این گیاه در واحد سطح یکی دیگر از جنبه‌های مفید سرمایه‌گذاری در آن است و مطالعات نشان می‌دهد میزان برداشت ۵۰ تا ۴۰۰ تن در هکتار بسته به کیفیت خاک منطقه و شرایط آب و هوایی محل کشت قابل احصاست. این نوع کاکتوس‌ بدون خار است و همین امر موجب تسهیل در برداشت و مصرف آن خواهد شد که بارز‌ترین ویژگی این گیاه است.

وی درخصوص معایب کشت این گیاه می‌گوید: کاکتوس علوفه‌ای تحمل شوری آب و خاک را ندارد و در برابر یخ‌زدگی و آب‌ایستادگی بسیار ضعیف است و همین موضوع مهم‌ترین نقطه ضعف این گیاه به شمار می‌رود اما در برابر خشکسالی و کم‌آبی بسیار مقاوم است و می‌تواند با میانگین بارش سالانه ۱۰۰ میلی لیتر رشد کند و جایگزین مناسبی برای دیگر محصولات علوفه‌ای است که به آب زیادی نیاز دارند.

شرایط سرمایه‌گذاری و سود‌آوری طرح

خاستگاه کاکتوس علوفه‌ای کشور تونس است و از سال ۸۳ وارد ایران شد و طرح‌های تحقیقاتی کشت آن در مناطق مختلف ایران از جمله قصر شیرین، مهران، برازجان و چند شهر دیگر صورت گرفت. استان‌های بوشهر، ایلام، اصفهان، خوزستان و بخش‌هایی از مناطق کویری ایران مستعد توسعه و تکثیر این گیاه است بنابراین با برنامه‌ریزی دقیق می‌توان در بخش‌های گسترده‌ای از کشور کشت کاکتوس علوفه‌ای را در دستور کار قرار داد.

زمان کاشت گیاه در فصل پاییز و یک ماه قبل از شروع نخستین بارندگی و نحوه کاشت آن عموما به‌صورت دستی است. قابلیت‌های تولید میوه علاوه بر محصول علوفه‌ای این گیاه باعث شده سرمایه‌گذاری روی آن ارزش بیشتری پیدا کند. این گیاه در اوایل بهار گل می‌دهد و میوه‌ای شیرین متمایل به ملس، با گوشت و آب زیاد تولید می‌کند که دارای خواص درمانی متعددی است از این رو در صنایع دارویی هم کاربرد زیادی دارد که مهم‌ترین آن مربوط به بیماری‌های گوارشی معده است.

یکی از کارشناسان حوزه کشاورزی که تحقیقاتی در این زمینه داشته به «فرصت امروز» می‌گوید: این گیاه از سال ۸۳ وارد کشور شد و طرح‌های تحقیقاتی و مطالعاتی کشت گسترده آن در همان زمان انجام شد اما بنا به دلایلی در ادامه راه متوقف شد و در حال حاضر هم کشت گسترده آن در کشور صورت نمی‌گیرد اما قابلیت‌های خوبی برای سرمایه‌گذاری دارد. وی ادامه می‌دهد: این گیاه دارای ویژگی‌های خاصی است که سرمایه‌گذاری روی آن را اقتصادی می‌کند اما در مناطقی که زمستان‌های سردی دارد قابل کشت نیست.

اما اگر تحقیقات مناسبی روی این گیاه انجام شود می‌تواند آن را به یکی از منابع اصلی تامین علوفه در کشور تبدیل کند. وی می‌گوید: در حال حاضر در مناطق آفریقایی و بخش‌هایی از آمریکا کشت این گیاه به‌صورت گسترده انجام می‌شود و کشورهای آمریکا، آرژانتین، مکزیک و تونس و بسیاری از کشورهای دیگر، بخش مهمی از علوفه دام خود را از کاکتوس بدون خار تامین می‌کنند. در کشور ما تامین علوفه موضوعی بسیار جدی است و به دلیل محدودیت‌های منابع آبی این امر تبدیل به یک دغدغه همیشگی شده است. کاشت کاکتوس علوفه‌ای با مقاومت ویژه‌ای که به وضعیت نامساعد محیطی از جمله درجه حرارت‌های بالا و خشکی‌های طولانی‌مدت و خاک‌های فقیر دارد می‌تواند راه مناسبی برای حل بخشی از این مشکل باشد.

وی می‌گوید: یکی از مزیت‌هایی که کشت این گیاه را اقتصادی می‌کند هزینه‌های پایین کشت و تکثیر آن است که در کاهش هزینه‌های تولید بسیار موثر است و به لحاظ اقتصادی مزیت‌های خوبی را برای توسعه کشت کاکتوس بدون خار در کشور به وجود می‌آورد. وی ادامــه مـی‌دهـد: در بازار‌های جهانی هم تقاضای مناسبی برای این محصول وجود دارد بنابراین در صورت عدم استقبال تولید‌کنندگان و دامداران کشور می‌توان برای صادرات این محصول برنامه‌ریزی کرد. وی می‌گوید: کشت کاکتوس علوفه‌ای بسیار اقتصادی است و تنها هزینه‌های بذر و کشت اولیه و هزینه‌های برداشت آن مدنظر است و چون بسیار مقاوم است هزینه‌های داشت از قبیل هزینه‌های کود و سم و آبیاری و… بسیار پایین و در حد صفر است. این گیاه از طریق کشت بافت هم قابل تکثیر است اما مهم‌ترین روش تکثیر کاکتوس علوفه‌ای با استفاده از قطعات بوته کاکتوس و قلمه‌زنی امکان‌پذیر است. قطعات مورد نیاز برای تکثیر، از بوته‌های سرحال و سالم تهیه می‌شود. بنابراین به‌راحتی قابل تکثیر است و از این نظر نیز هزینه‌های به‌مراتب کمتری نسبت به دیگر گیاهان علوفه‌ای دارد.

براساس مطالعات انجام شده در زمینه تحقیقات بازار این محصول و براساس میانگین قیمت‌های خوراک دام در کشور این محصول با قیمت هر تن ۷۰۰ هزار تا یک میلیون تومان در بازار قابل فروش است بنابراین در هر هکتار به‌طور متوسط حدود ۱۰۰ میلیون تومان محصول خواهید داشت، این درحالی است که در محصولی مانند برنج این رقم ۲۴ تا ۳۰ میلیون تومان تخمین زده می‌شود. از این رو اقتصادی است تا توجه ویژه‌ای به کشت گسترده این محصول در کشور انجام گیرد.

فروش طرح توجیهی ، طرح اشتغالزایی ، راه اندازی طرح پرورش  عقرب

Image result for ‫عقرب‬‎

عقرب های ایرانی گزنده ترین عقرب ها در جهان هستند. مأوای این موجودات در بیابان هاست، در دشت کویر و دشت لوت زیاد به چشم می خورند و همینطور در خوزستان، که سرزمین عقرب هاست و مهلک ترین عقرب های سمی در آنجا ریست می کنند. شاید شما هم یکی از چند میلیون آدمی باشید که در مورد این موجودات کنجکاوی می کنید. اگر اینطور است پس این گزارش سرنخی را از دست ندهید.

ضدگلوله

سرسخت ترین و مرگبارترین موجود دنیا

«عقرب ها موجودات شگفت انگیز و البته خطرناکی هستند که همیشه کنجکاوی بشر را برانگیخته اند. این کنجکاوی ها در مورد اینگونه از بندپایان خاص، باعث شده محققان به نتایج باورنکردنی در مورد این جانور دست پیدا کنند. قبل از هر چیز بهتر است در مورد مقاومت عقرب بگوییم. عقرب ها تنها موجوداتی هستند که اشعه رادیواکتیو تاثیری بر آنها ندارد! با بررسی که بر روی ضعیف ترین عقرب ها انجام شده، مشخص شده است که ضعیف ترین انواع این موجود می توانند ۴۰ هزار راد (راد واحدی است برای اندازه گیری جذب تشعشعات پرتوهای یون) را تحمل کنند. کافی است بدانید این آمار در مورد انسان کمتر از ۶۰۰ راد است. این یعنی اینکه با این ویژگی، عقرب ها می توانند از انفجار اتمی هم جان سالم به در ببرند!»

گادیوم در خوزستان

شاید شما هم یکی از مخاطبان خبرهای تاسفبار در مورد مرگ کودکان در خوزستان باشید. پایان هایی که متهم اصلی اش گزش عقرب است. آقای جوهری از عقرب های خاص سرزمین خوزستان می گوید: «در خوزستان دو گونه عقرب خطرناک با عنوان «خوزستانوس» و «ایرانوس» زیست می کنند که به آنها عقرب های دم طلایی و عقرب های سیاه هم می گویند. جالب است بدانید که ایرانوس و خوزستانوس به نام عقرب ایرانی در لیست بندپایان سمی دنیا به ثبت رسیده است.

در کنار این دو گونه، سه گونه کژدم خطرناک هم در خوزستان زندگی می کنند که تا به حال مرگ بر اثر گزش های مرگبار آنها بسیار گزارش شده است. عقرب های خوزستان بالاترین میزان گزیدن را در دنیا به خود اختصاص داده اند. (همی سکورپیوس لپتوروس) یکی از آنهاست. عقربی که زرد رنگ است و جثه کوچکی دارد. در خوزستان به آنها «گادیم» می گویند. نرهای گادیم خطرناکترند. آنها به خاطر دم بلندشان به راحتی می توانند سم خود را وارد بدن قربانی کنند.

گونه گادیوم از عقرب هایی است که برای گزیدن تعلل نمی کند. همچنین گادیوم از وارد کردن بیشتر از حد سم خود در بدن قربانی، ابایی ندارد. این ویژگی دست و دلبازی برای تزریق سم در گادیوم ها آنها را به خطرناکترین عقرب ها در خوزستان و ایران تبدیل کرده است. (کمپسوبوتوس ماتهیزنی) گونه دیگری است که جثه بسیار کوچک و بدن باریک و کشیده ای دارد. این عقرب به رنگ زرد یا آجری است. ماتهیزنی هم از گونه ای است که باید آن را در خطه خوزستان سراغ گرفت، چیزی که اینگونه عقرب را به شهرت رسانده سهم مهلک آنهاست.

سم ماتهیزنی ها به راحتی می تواند درصد باورنکردنی از گلبول های قرمز خون را تخریب کند. شاید تا به حال عنوان عقرب سیاه را شنیده باشید؛ عنوانی که مو بر بدن آدمی سیخ می کند. «آندرکتونوس کراسیکودا» در واقع همان عقرب سیاه است. کراسیکودا جثه درشت تری نسبت به دو گونه قبلی دارد. رنگ آن سیاه یا قهوه ای تیره است. اینگونه نه تنها در خوزستان بلکه در تمامی نقاط ایران پراکندگی دارد. سم کراسیکودا نیز کشنده است. البته نه بیشتر از دو گونه دیگر. شاید این به خاطر رنگ سیاه و شکل و شمایل رعب انگیزش باشد که همه تصور می کنند مهلک ترین و مرگبارترین عقرب دنیاست.

عقرب؛ موجودی در همه مکان ها

 با توجه به مقاومت بدنشان می توانند هر جایی زندگی کنند و مدت ها دوام بیاورند. «هم در محیط خارج از خانه در شکاف و در زیر سنگ ها، زیر پوست درخت، بین هیزم ها و … یافت می شوند و هم در محیط داخل خانه، حمام، دستشویی، آشپزخانه و محیط های مرطوب. این جانوران قادرند هر جایی زیست کنند. آنها موجوداتی شب فعالند. عقرب ها در طول روز در گوشه ای بی حرکت مخفی می شوند و وقتی شب فرا رسید از کمینگاه خود بیرون می آیند و شروع به فعالیت می کنند.

عقرب حرکت نمی کند مگر اینکه بخواهد شکمش را سیر کند. این موجود، شب ها به دنبال شکار است. عقرب ها از پاهای بلند جلویی خود برای پیدا کردن غذا استفاده می کنند و بعد از یافتن طعمه، آن را به وسیله چنگال های شان می گیرند. این شکارچیان کوچک، سم کشنده خود را از طریق نیش که در انتهای دم آنها وجود دارد، به شکار خود تزریق می کنند.»

خوزستان؛ سرزمین عقرب های کشنده

اما چطور می شود خطرناکترین عقرب را شناخت. برخی معتقدند که از روی رنگ عقرب ها می شود سمی ترین آنها را تشخیص داد اما آقای جوهری در این باره نظر متفاوتی دارد. «بیشتر افراد تصور می کنند خطرناک بودن عقرب به رنگ آن بستگی دارد اما باید گفت که این تصور غلطی است و رنگ عقرب هیچ نقشی در غلظت سم یا خطرناک بودن آن ندارد، برخی می گویند که عقرب زرد خطرناکترین عقرب است، برخی هم می گویند که عقرب سیاه، خطرناکتر است اما هیچ کدام از این نظریه ها درست نیست، در واقع خطرناکترین عقرب ها در نواحی خشک و گرمسیری زیست می کنند، چرا که در این نواحی، میزان غلظت سم بیشتر است.

در استان خوزستان با توجه به شرایط آب و هوایی، عقرب ها کشنده تر هستند. جالب است بدانید اگر عقربی را از نواحی دیگر به این استان منتقل کنید، به علت شرایط آب و هوایی خاص این منطقه، ظرف چند روز سم عقرب چندین برابر غلیظ و کشنده تر می شود.

صرفه جویی در سم

با اینکه عقرب های استان خوزستان دارای بالاترین میزان غلظت سم هستند اما با اینحال، ویژگی خاصی در عقرب ها وجود دارد که کمی از این نگرانی ها را برطرف می کند. «خوشبختانه عقرب ها برای خرج کردن سم شان کمی محتاط هستند. باید گفت حتی خطرناکترین عقرب ها هم هنگام گزش انسان معمولا تمامی سم خود را تزریق نمی کنند چرا که عقرب در مصرف سم صرفه جویی می کند و همیشه در گزش اول با تزریق مختصری آنزیم، سعی در دور کردن دشمن دارد اما اگر اسیر شود و راه فراری نداشته باشد مجبور به تزریق سم اصلی خود می شود. عقرب برای جایگزینی سم خود نیاز به تغذیه بیشتری دارد و برای همین زیاد مایل نیست که سم خود را هدر بدهد.»

افسانه ای در مورد عقرب ها

خیلی ها تصور می کنند وقتی عقرب در میان آتش محصور شود یا در شرایط سخت قرار گیرد، خودکشی می کند. خودکشی که با نیش زدن به خود انجام می شود. آقای جوهری در این باره می گوید: «این تصور فقط یک افسانه است و از نظر علمی کاملا غلط است. عقرب ها مانند جانوران دیگر در برابر هر شرایط سختی تا دم آخر مقاومت می کنند اما اینکه چرا عقرب ها در میان حلقه آتش می میرند، به میزان مقاومت عقرب در برابر گرما بستگی دارد و علت آن بالا رفتن درجه حرارت اطراف است نه خودکشی. عجیب است موجودی که در بیابان ها زیست می کند، در دمای بالا نمی تواند دوام بیاورد!

بیشتر عقرب ها در دمای ۴۰ درجه به بالا می میرند. این در حالی است که دمای بسیار پایین و در حد صفر درجه را به خوبی تحمل می کنند. علت مرگ عقرب در حرارت بالا به دلیل از دست دادن سریع آب بدن، انعقاد همولنف و انسداد عروق و مجاری است. به این دلایل است که عقرب در میان آتش می میرد. همانطور که گفتیم این حیوانات شب فعال اند و در بیابان هم اینگونه رفتار می کنند چرا که در طول روز اگر از سایه و پناهگاه شان بیرون بیایند، مرگ شان حتمی است.

موجودی سرسخت

عقرب ها هم مانند تمام شکارچیان برای به چنگ آوردن طعمه شان از روش های خاصی استفاده می کنند. «عقرب ها طعمه را ابتدا نیش می زنند و سپس با آرواره های پولادین خود شروع به خرد کردن بدن طعمه می کنند. آنها با کمک ترشح آنزیم، شکارشان را تمام و کمال می خورند، حتی استخوان هایش را.

این آنزیم استخوان را در یک چشم بر هم زدن به صورت مایع درمی آورد. جالب است بدانید که عقرب ها بیشتر عملیات هضم را در دهانشان انجام می دهند. این بندپایان سمی با کمک آنزیم مخصوصی، غذا را در دهانشان به صورت مایع درآورده و بعد وارد مری می کنند. البته این کار، کار طاقت فرسایی است و شاید باورتان نشود که عمل خوردن غذا در عقرب ها ساعت ها به طول می انجامد و گاهی یک شبانه روز طول می کشد.»

یکی از نکات جالب توجه و عجیب در مورد این موجودات وابستگی آنها به آب و اکسیژن است. آقای جوهری در این باره می گوید: «عقرب ها به آب چندانی نیاز ندارند. آنها خیلی کم اتفاق می افتد که آب را به صورت جداگانه بنوشند. در واقع آنها آب مورد نیاز بدنشان را از بدن طعمه ها تامین می کنند. عقرب ها موجودات سرسختی هستند. این جانوران به اکسیژن خیلی کمی نیاز دارند، طوری که ۲۴ ساعت می توانند بدون اکسیژن در عمق آب ها زنده بمانند یا اینکه ماه ها در یک بطری دربسته دوام می آورند.»

به گفته آقای محقق، این بندپایان در مقابله با گرسنگی و تشنگی هم بسیار مقاوم هستند و به راحتی می توانند تا ۳ ماه بدون آب و غذا زنده بمانند!

عقرب ها چگونه می گزند؟

زهر دردناک عقرب

شاید برای شما هم این سوال پیش بیاید که عقرب ها چگونه و در چه شرایطی از سم خود استفاده می کنند؟ علائم عقرب گزیدگی چیست و چگونه می توان از دست این سم کشنده جان سالم به در برد؟

وی در ادامه برایمان از رفتار خاص این جانور در هنگام حمله می گوید: «عقرب ها در هنگام احساس خطر، ترجیح می دهند فرار کنند تا اینکه حمله کنند. این موجودات تنها زمانی از سم خود استفاده می کنند که راهی برای فرار نداشته باشند. زهر عقرب مایع شفاف و بی رنگی است که ویژگی قلیایی دارد. شکی نیست که زهر عقرب ها باعث از بین رفتن گلبول های قرمز خون می شود. این ویژگی در سم برخی عقرب ها بیشتر و شدیدتر است. تورم دردناک و تغییر رنگ محل گزش از علائم اولیه گزش عقرب است. تشخیص سمی بودن یا سمی نبودن زهر عقرب ها کار آسانی نیست و توصیه می شود بلافاصله بعد از عقرب گزیدگی، بیمار را نزد پزشک ببرند.»

البته نگران نباشید برای هر سم عقرب، پادزهری وجود دارد که در مواقع اضطراری از آن استفاده می شود. «پادزهر عقرب عوارض دارد و سعی می شود تا آنجایی که امکان دارد از آن استفاده نشود اما در مورد کودکان و سالمندان باید گفت که این گروه در مقابل زهر عقرب مقاومت کمتری دارند. به هر حال در این مواقع نباید زمان را از دست داد. البته نمی توانم دقیقا بگویم چند ساعت فرصت دارید تا فرد دچار عقرب گزیدگی را نجات بدهید چرا که مقدار سم و همچنین نوع غلظت زهر عقرب ها متفاوت است.»

خطرناک ‌ترین عقرب نوع زرد آن موسوم به عقرب زرد است. بدنی باریک و ظریف، دمی بلند و رنگی زرد دارد.

چون عقرب‌ها روز به استراحت و شب‌ها به شکار می‌پردازند، اغلب کسانی که در شب کار می‌کنند، بیشتر در معرض نیش عقرب هستند.

علائم و نشانه‌های عقرب‌زدگی

محل گزش عقرب بر خلاف مار، یک نقطه است. شایع‌ترین نشانه عقرب‌زدگی درد سوزاننده آنی، تورم در حال پیشرفت، تغییر رنگ در محل گزش و در مراحل بعدی تهوع و استفراغ، آبریزش از دهان، بی‌قراری و اضطراب، تشنج، بی‌حسی، گزگز انگشتان، بی‌اختیاری ادرار و مدفوع و اختلال هوشیاری است.

معمولا سم عقرب زرد در محل گزش باعث زخم ، تاول و التهاب شدید می گردد که شبیه سوختگی درجه ۳ است. این زخم به راحتی قابل ترمیم نیست و اگر فرد آسیب‌دیده تحت مداوا قرار نگیرد، این سم می‌تواند موجب تخریب خون، نارسایی کلیه ، مشکلات روانی و مرگ شود.

فردی که دچار گزش با عقرب زرد می‌شود، لازم است ضمن تزریق پادزهر، خون وی نیز تعویض شود که در خیلی موارد مؤثر واقع نشده و منجر به مرگ می‌شود.

امروزه پادزهر سم عقرب زرد کیفیت لازم را برای کاهش اثرات مهلک سم این عقرب ندارد و استفاده زیاد از حد آن نیز می‌تواند در مفاصل فرد آسیب دیده رسوب نماید و دردهای مفصلی را ایجاد کند.

البته اخیرا محققان ایرانی توانسته‌اند از زهر عقرب زرد، پادزهری تولید نمایند تا با تزریق آن به فرد آسیب‌دیده، علاوه بر درمان وی، مانع گسترش عوارض مربوط به گزش شوند.

توصیه‌ ها

هنگامی که به شهرهای کویری و جنوبی به ویژه خوزستان سفر می‌کنید، از افراد بومی منطقه بخواهید تا برای دوری و پیشگیری از گزیدگی عقرب‌ها به شما کمک کنند.

هرگز پابرهنه روی زمین راه نروید و لباس‌های پوشیده و آستین بلند بپوشید.

کودکان به دلیل سیستم ایمنی ضعیف‌تر در مقایسه با بزرگسالان زودتر به سم عقرب واکنش نشان می‌دهند، بنابراین کودکان خود را هنگام بازی در سفر کنترل کنید.

توجه:

اگر عقرب شما را نیش زد، خونسردی خود را حفظ کنید.

به آرامی محل گزش را با آب و صابون بشویید یا با الکل مالش دهید.

عضو آسیب‌دیده را به دلیل جلوگیری از گسترش سم به سمت قلب، در سطحی پایین‌تر از سطح قلب قرار دهید و فورا به مراکز درمانی مراجعه کنید.

فروش طرح توجیهی ، طرح اشتغالزایی ، راه اندازی طرح پرورش صدپا

 

Image result for ‫صدپا‬‎

 

 

صدپایان شکل باریک ، دراز و بندبندی دارند و از طرف پشتی شکمی پهن می‌باشند. در سر یک جفت شاخک طویل با ۱۲ بند یا بیشتر وجود دارد و یک جفت آرواره زیرین و دو جفت ، آرواره زیرین نیز در سه آنها یافت می‌شود. بدن هزارپایان استوانه‌ای و مرکب از قطعه‌های بسیار می‌باشد و در دیواره بدن آنها رسوبات املاح آهکی وجود دارد اکثرا آنها رنگ روشن دارند چشمهای ساده دارند و شکم آنها طویل بوده و دستگاهها و گردش خون و گوارش تا حدودی مانند صدپایان است. هزار پایان در جاهای مرطوب و تاریک زیر سنگها یا داخل چوبهای پوسیده زندگی می‌کنند.

 

ساختمان بدن صدپایان

در گونه‌های مختلف بدن از ۱۵ تا ۱۷۳ قطعه تشکیل می‌شود. اولین قطعه دارای یک جفت چنگال سم چهاربندی است دارای دو یا سه جفت غده بزاقی در دهانند و دارای دو لوله مالپیگی طویل می‌باشند که عمل دفع مواد را دارد. منفذ تناسلی میان شکمی و در آخرین بند قرار دارد. جنسها از هم مجزا هستند هر یک دارای یک غده تناسلی پشتی و غده‌های فرعی زوج می‌باشند. این غده‌ها به یک سوراخ تناسلی واقع در سطح شکمی می‌پیوندند.

محل زندگی

صدپایان بیشتر در کشورهای گرم زندگی می‌کنند. روزها زیر سنگها و چوب مخفی می‌شوند و شبها برای شکار کرم خاکی و حشرات به سرعت به اطراف می‌روند. گونه‌های بزرگ ممکن است موشها را نیز شکار کنند. بطور کلی حیوانات شبانه‌اند. از ترسی‌یری Tertiary تا به حال وجود داشته و امروز نیز وجود دارند.

نحوه تغذیه

این جانوران شکار را با زهر ناشی از مجرای چنگال سم می‌کشند و با کمک آرواره زیرین می‌جوند.

نحوه تولید مثل

بعضی از صدپایان تخم گذارند و بقیه بچه‌زا هستند. بچه جانور به بالغ شباهت دارد و دارای همان تعداد یا تعداد کمتری قطعه نسبت به بالغها می‌باشد و جنسها از هم جدا هستند.

انواع گونه

صدپایان شامل ۱۷۰۰ گونه‌اند. ژئوفیلوس (Geophilus) دارای بدنی نازک و صاف است ۹۳ تا ۳۱ جفت پا دارد، لیتوبیوس (Lithobius) تا ۳۰ میلیمتر بلندی می‌رسد ۱۵ جفت پا دارد. اسکلوپاندرا (Scolopendra) تا ۱۰۰ میلیمتر بلندی دارد و دارای ۲۱ جفت پا می‌باشد. سرماتیافورسپس (Cermatia scutigera) یا صدپای خانه تا ۲۵ میلیمتر بلندی می‌رسد. ۱۵ جفت پا دارا پاها و شاخکها همگی دراز و باریک چشمهای آنها مرکب است در ساختمانها زندگی می‌کند حرکتی تند و سریع دارد و از حشرات تغذیه می‌کند.

 

آسیب رسانی

بعضی گونه‌های مناطق حاره به درازای بیش از ۱۰ تا ۱۲ سانتیمتر می‌رسند و محل گزش آنها برای انسان بسیار دردناک و گاهی خطرناک است. صد پاهای خانگی کوچک و چابکند دارای ۱۵ جفت پای شکننده و درازند. این جانوران حشرات را نمی‌خورند و برای انسان بی‌زیانند.

ساختمان قلب (گردش خون)

قلب در طول بدن امتداد داشته و از حفره دل پوشی احاطه شده است و در آن یک جفت منفذ و سرخ رگهای جانبی در هر قطعه دیده می‌شود. در بعضی قطعه‌ها سوراخهایی وجود دارد که به یک دسته باهم پیوسته لوله‌های نایی متصل می‌گردد.

ساختمان چشم

چشمهای آنها ساده است.

عمل دفع

دارا دو لوله مالپیگی طویل می‌باشند که عمل دفع مواد را دارد.

ساختمان بدن هزارپایان

هزار پایان دارای بدنی استوانه‌ای شکل و دارای قطعات زیاد می‌باشند و در دیواره بدن آنها دارای رسوبات آهکی است و رنگی روشن دارند.

ساختمان چشم

در سر ، دو دسته چشمهای ساده دیده می‌شود.

تعداد شاخک

در سر ، یک جفت شاخک کوتاه آرواره زیرین و زبرین دیده می‌شود.

 

 

ساختمان سینه

سینه کوتاه است و مرکب از چهار قطعه است و در هر یک ، یک جفت پا موجود است.

ساختمان شکم

شکم آنها طویل است و مرکب از ۲۰ تا ۱۰۰ قطعه لولا می‌باشد. که در هر یکم دو جفت منفذ تنفسی و عقده‌های عصبی وجود دارد و دو جفت پای هفت‌بندی نیز مشاهده می‌شود.

دستگاه گردش خون

دستگاههای گردش خون و گوارش تا حدودی مانند صدپایان است تعداد نایها بسیار است و از هم مجزا است و هر یک عبارت از کیسه است با انشعابات زیاد که به سوراخی واقع در جلو هر پا متصل می‌شود.

اندام تناسلی

غده تناسلی منفرد و در سطح شکمی واقع است و دارای مجرایی است که در سومین قطعه باز می‌شود. حیوان نر ضمایم تغییر شکل یافته‌ای به نام گونوپدGonopods در قطعه هفتم دارد.

محل زندگی

هزار پایان در جاهای مرطوب و تاریک ، زیر سنگها یا داخل چوبهای پوسیده زندگی می‌کنند و از نور می‌گریزند. این جانوران به آهستگی حرکت و گردش می‌کنند.

نحوه حرکت

این جانوران به آهستگی حرکت و گردش می‌کنند و بدنشان در حال حرکت کشیده است و با شاخکهای خود مسیر حرکت را آزمایش می‌کنند از حرکت پاهای متعددی جانور یک رشته موج از عقب به جلو به چشم می‌خورد.

نحوه تغذیه

غذای این جانوران از مواد گیاهی خشک است ولی مواد جانوری را نیز می‌خورند.

نحوه دفاع

بعضی گونه‌ها به هنگام تحریک با چوب و یا شیئی دیگر به صورت مارپیچی پیچیده می‌شوند در برابر بعضی دشمنان سلاح هزارپایان غده‌های متعفنی است که مایع بسیار بدبویی ترشح می‌کند.

مشخصات نوزاد

نوزاد هزارپا پس از بیرون آمدن از تخم فقط شش قطعه و سه جفت بند دارد بقیه قطعه در شش پوست اندازی متوالی در جریان رشد جلو قطعه مخرجی اضافه می‌شود.

 

صدپایان، شکارچیان کوچک

برخلاف گروه‌های دیگر از رده‌ هزارپایان که درباره آنها بحث شد و دارای رژیم گیاهخواری بودند، این گروه از هزارپایان گوشتخوارند و از انواع مختلف بی‌مهرگان و حتی مهره‌دارانی کوچک تغذیه می‌کنند. صدپایان که به آنها لب پایان نیز می‌گویند در زبان علمی آنها را chilopodaمی‌نامند. همچون دیگر گروه‌های هزارپایان، صدپایان به واسطه گریزان بودن آنها از نور دارای زندگی پنهان هستند. شب فعال‌اند و بیشتر اوقات در درون خاک، حفره‌ها، زیر سنگ‌ها، زیر برگ‌های کف جنگل، درز و شکاف صخره‌ها و شکاف دیوارها مخفی می‌شوند. اکثر نواحی همچون جنگل‌ها، باغ‌ها، پارک ها، منازل، خرابه‌ها، دامنه‌های کوهستانی و غیره زندگی می‌کنند.

صدپایان دارای بدنی پهن و ستبر هستند. بندهای بدن کم و بیش یکسان هستند و درهر یک از بندهای بدن یک جفت پا دارند. در حاشیه جلوی سر دارای یک جفت شاخک‌های تسبیحی شکل کم و بیش طویل هستند. در کناره‌های سر چشم‌های ریز دارند که گاهی به صورت مجتمع و شبیه به چشم مرکب هستند. انواعی که درون خاک زیست می‌کنند چشم ندارند.

از ویژگی‌های منحصر به فرد این گروه از هزارپایان وجود یک جفت پا در بند اول بدن است که به عضو گیرنده اشیاء شبیه داس تغییر شکل داده و منتهی به چنگال است که صد پا به کمک آن غذا را می‌گیرد. دارای یک جفت عضو انبرک مانند تو خالی در قاعده سر هستند که در قاعده دارای غده سمی است که صد پا به کمک آن بدن قربانی را زخم کرده و سم را تزریق می‌کند. ترزیق سم موجب می‌شود که طعمه به سرعت کشته شود. همینطور از این عضو جهت دفاع از خود در برابر حیوانات بزرگ استفاده می‌کند. سم برخی از صدپایان برای انسان مشکل‌‌آفرین است. پاهای دیگر برای حرکات بکار می‌روند. جفت آخر پاها طویل‌تر از بقیه هستند و به طرف عقب برگشته و پاهای مویی نامیده می‌شوند.

اندازه صدپایان از ۱ سانتیمتر تا ۵۰ سانتیمتر متغیر است. هزارپاهایی که در خانه‌ها به فراوانی دیده می‌شوند در درز و شکاف دیوارها، درون چوب‌ها، زیر فرش‌ها، زیر کاشی‌ها، درون باغچه‌ها و سایر جاهای مرطوب و تاریک پنهان می‌شوند و در هنگام شب‌های مرطوب برای شکار بیرون می‌آیند و از حشرات ، کرم‌های خاکی و حلزون‌ها تغذیه می‌کنند. همچنین صدپاهای خانگی پس از باران‌های شدید بیرون می‌‌آیند. در خانه‌های قدیمی به فراوانی یافت می‌شوند.

آنها می‌توانند به راحتی از دیوارها بالا بروند و به همین جهت در آپارتمان‌های نوساز نیز دیده می‌شوند. برخلاف باور غلط عموم که این نوع از هزارپاها به درون گوش می‌روند، هرگز وارد گوش نمی‌شوند تنها خطری که آنها دارند گزش آنهاست که باعث سوزش و درد برای چند ساعت یا چند روز می‌شوند. در ایران در تمام نقاط و در اکثر خانه‌ها از این صدپایان یافت می‌شوند که نام علمی جنس آنها Scolopendraاست. این بندپایان در آغاز فصل بهار بسیار فعال هستند. راسته‌ای از این گروه از هزارپاها نیز وجود دارد که دارای پاهایی بلند هستند که به آنها هزارپاهای مگس‌گیر نیز می‌گویند که اکثر آنها ۱۵ جفت پا دارند. آنها خود را با شرایط ‌آب و هوایی خشک نیز می‌توانند سازگار کنند.

هزارپاهای مگس‌گیر در منازل روستایی ایران بسیار دیده می‌شوند. آنها اغلب در سقف زیر‌زمین‌ها، داخل دستشویی‌ها و زیر شیروانی‌ها همچون عنکبوت‌ها به دیوار سقف می‌چسبند. گروهی دیگر از صدپایان هستند که بدنی بسیار طویل و باریک با پاهای زیاد دارند که تعداد آنها تا ۱۸۱ جفت نیز می‌رسد. پاها و بدن باریک است و با چسبیدن به طعمه خود آنها را شکار کرده و مایعات بدن آنها را می‌مکند. این صدپایان در ایران در جنگل‌های شمال کشور به فراوانی در زیر سنگ‌ها یافت می‌شوند.

 

 

فروش طرح توجیهی ، طرح اشتغالزایی ، راه اندازی طرح پرورش پالونیا

 

 

پالونیا (نام علمی: Paulownia) نام یک سرده از تیره پالونیاییان در راسته نعناسانان است. این سرده بسته به روش طبقه‌بندی، ۶ تا ۱۷ گونه دارد. آنها گاه با گل‌میمونیان مشترک دانسته می‌شوند. گونه‌های مختلف آن بومی شمال آمریکا، چین، لائوس و ویتنام، و مناطق دیگر شرق آسیا، به ویژه ژاپن و کره هستند. پالونیاها درختان برگریزی هستند که برگ قلبی شکل و شکوفه‌هایی شبیه به گل انگشتانه دارند. این درختان به نام دوشس آنا پاولونا (Anna Pavlovna؛ ۱۷۹۵–۱۸۶۵)، دختر پاول یکم تزار روسیه نامگذاری شده است. درختی زیبا با برگ‌های بزرگ و گل‌های خوشه ای به رنگ سفید مایل به بنفش است که بومی مرکز و غرب چین است، این درخت در شرایط اقلیمی و خاکی گوناگون سازگاری نشان داده و در دشتهای پست تا ارتفاعات ۲۰۰۰ متری کشور چین گسترده شده است. این درخت امروزه به طور گسترده در آمریکا کاشته می‌شود. پالونیا از اواسط دهه هشتاد وارد ایران شده و در استان گلستان کشت می‌شود. این درخت به دلیل گلهای بسیار زیبا و خوشه مانندی که دارد، درخت زینتی بسیار محبوبی به شمار می‌آید و به وفور در پارکها و باغها کاشته می‌شود و جایزه انجمن شایستگی باغ انگلستان را از آن خود کرده است.

ویژگی‌های درخت پالونی

از ویژگی‌های درخت پالونیا می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • مقاومت به کم‌آبی
  • مقاومت به خاکهای آهکی و گچی
  • مقاومت به خاکهای با زهکش بد
  • مقاومت به دود و هوای مناطق صنعتی

پالونیا از درختان خیلی مناسب برای جنگل کاری سریع، توسعه فضای سبز شهر و روستا و کشت تؤام با انواع گیاهان زراعی رایج است. پالونیا دارای پوست خاکستری، قهوه ایی یا سیاه است که برروی پوست آن دردرختهای جوان عدسکهایی وجود دارد. شاخه‌های جوان از کرکهای غده ایی پوشیده شده‌اند و رشد شاخه‌ها بصورت انشعابات دوشاخه ایی کاذب است. برگها در درختان جوان بزرگ و با دمبرگهای بلند می‌باشد. گل آذین خوشه مرکب و گلها به رنگ ارغوانی و صورتی هستند، میوه کپسول و بذرها ریز و بالدارند و بوسیله باد پراکنده می‌شوند. پالونیا درختی خزان پذیر بوده که گل‌های خوشبو زیبایی دارد. این درخت زمانی که در گل کامل است، تماشایی ست، خوشه‌های گل ایستاده به رنگ ارغوانی روشن با گل‌های بسیار خوشبو به رنگ سفید آبی که در اردیبهشت ماه ظاهر می‌شوند. چوب این درخت بسیار سبک و نرم می‌باشد. این درخت ارتفاعی بین ۸ تا ۱۲ متر دارد و حدود ۸ متر گستردگی دارد، از این رو درخت سایه دار تلقی می‌شود و به این منظور به طور گسترده در کشور چین کاشته می‌شود. این گیاه، درختی است با برگ‌های پهن و بسیار بزرگ به طول ۳۰سانتی‌متر و عرض تا ۲۰سانتی‌متر و قلبی شکل. عمر زیستی این درخت به طور متوسط ۳۰۰ سال است.

نکاتی در خصوص کاشت و نگهداری از درخت پالونیا

۱- بایداز کاشت این نوع درخت در کنار دیوار خودداری شود. ۲ – خودداری از کاشت درخت پالونیا در نزدیکی لوله‌های آب لازم است. ۳- حداقل در سال اول کاشت، درخت بایددر زمانهای معین آبیاری شود. بطوریکه هیچگاه خاک آن خشک نشده و برگهای آن جمع نشود. ۴- سعی شود در ابتدای رشد روند مسیر حرکت درخت را با هرس نمودن شاخه‌ها و جوانه‌های آن تعیین شود. ۵- حداقل سعی شود تا فاصله ۲ الی ۳ متر از ایجاد شاخه به سمت اطراف جلوگیری نموده و یک جوانه قوی را برای قلمه انتخاب شود. پالونیا نماد مهمی در ژاپن است. پالونیای شهبانو چندین سال پیش به ایران وارد شده و به دلیل گلهای خوشه مانندش به عنوان درخت زینتی در استان گلستان کاشته می‌شود.

 

پالونیا که در چین به درخت  امپراطور ودرخت نوروز شهرت دارد ومردم آن کشور سالهاست درختان پالونیا را به نشانه خوش یمنی وتقدس دراطراف منزل خود می کارند با ۹ گونه درختی سریع الرشد بومی کشور چین است که بدلیل رشد خیلی سریع وسازگاری باشرایط آب وهوایی وخاکی کاربرد ومصارف گوناگون بسرعت درکشورهای مختلف جهان توسعه یافته است .
    درختان سریع الرشد پالونیا تحت شرایط مناسب در سن ۵-۶ سالگی به سن بهره برداری میرسند. درمقایسه باسایر درختان سریع الرشد مانند صنوبر ،پالونیا دارای رشد شدیدتری درچندسال اول زندگی است بطوریکه درحدود نصف سن بهره برداری درختان صنوبر ۵۰-۱۵۰مترمکعب چوب از هرهکتار درروش تلفیقی با گیاهان زراعی بدست می آید
   درشرایط عادی یک درخت پالونیا ۵ساله ارتفاعی بیش از ۱۵ متر وقطر برابرسینه آن ۳۰-۴۰ سانتی متر وحجم چوب قابل استفاده آن ۳/۰ تا ۵/۰ مترمکعب خواهدبود وازسال پنجم مورد بهره برداری صنعتی قرارخواهد گرفت.
    درسال ۱۷۸۱ گیاهشناسی سوئیسی بنام تونبرگ درکتاب فلور ژاپن نام علمی پالونیا را به جنس این درختان اتلاق نمود سالها بعد دانشمندان چینی این گیاه رادرزیر تیره   Scrophulariaceae قراردادند و۹گونه آنها بنامهای زیر شناسایی گردید:
  1. P.fortunei
  2. P.catalpifolia
  3. P.elongata
  4. P. kawakamii
  5. P.fargesii
  6. P.taiwainana
  7. P.albipholea
  8. P.tomentosa
  9. P.austalis
 
این درختان درشرایط اقلیمی وخاکی گوناگون سازگاری نشان داده اند ودردشتهای پست تا ارتفاعات ۲۰۰۰متری کشورچین گسترده شده اند .درختان بالغ تنه بلند وقطوری دارند وگلهای زیبای ارغوانی رنگ دراواخر زمستان قبل از رویش برگها جلوه خاصی به آنها میدهند
چوب پالونیا خیلی سبک ولی محکم است .بسهولت خشک می شود، اعوجاج پیدا نمی کند ، ومناسب نجاری وکنده کاری است بطوریکه بسادگی شکاف وترک برنمی دارد ،مبلمان ، تخت وکمد ،میزوصندلی ساخته شده ازآن سبک بوده وبراحتی قابل حمل وبسیاربادوام است ودرصنایع روکش سازی ،تخته چندلا،وخمیرکاغذ مورد مصرف دارد. مصارف دیگرآن ازقبیل ساخت هواپیما های مدل ،عایق بندی، کربن فعال صنایع ،مدادسیاه، داروسازی ،کندوی زنبورعسل ،جعبه های میوه ،ونیز کودحاصل از برگها وگلها علاوه برویژگیهایی چون تکثیرآسان ورشدسریع وسازگاری ،جایگاه مناسبی رادرصنایع متنوع کشور چین برای خودباز نموده است بطوریکه اولویتهای تحقیقاتی سازمان جنگلداری چین مطالعه برروی درختان پالونیا     می باشد.
    لزوم حفظ وجلوگیری از نابودی جنگلهای بومی ایران ازیک سو وکمبودچوب مورد نیاز کارخانه ها از سوی دیگر ، تنایل مارا برای تحقیقات بیشتر برروی گونه های سریع الرشد وقابل استفاده درصنایع سوق میدهد. که ما با تحقیق برروی پالونیا بعنوان بهترین درخت شناخته شده برای کشت تلفیقی با گیاهان زراعی واستفاده از تجربه ودانش سایر کشورها قادر خواهیم بود طی مدت کوتاهی دراراضی غیرجنگلی ، چوبی با کیفیت جهت مصرف صنایع تولید وکمبود چوب را برطرف نمایییم.
کلیاتی درخصوص گونه های پالونیا:
  1. مورفولوژی
   پالونیا دارای پوست خاکستری ،قهوه ایی یا سیاه است که برروی پوست آن دردرختهای جوان عدسکهایی وجوددارد.شاخه های جوان از کرکهای غده ایی پوشیده شده اند ورشد شاخه ها بصورت انشعابات دوشاخه ایی کاذب است .برگها دردرختان جوان بزرگ وبادمبرگهای بلند می باشد . گل آذین خوشه مرکب وگلها به رنگ ارغوانی وصورتی هستند،میوه کپسول وبذرها ریز وبالدارند.
  1. طبقه بندی:
   برای شناسایی گونه ها ، طول گرزنها ، داشتن دمگل یا نداشتن آن ، طول لوبهای کاسه گل ،شکل جام وکپسول، ضخامت فرابر میوه وشکل جفت مورد بررسی قرارمیگیرند.
  1. پراکندگی جغرافیایی:
ازشمال تا جنوب کشورچین گسترده شده وتا ارتفاعات ۲۴۰۰ متری جنوب غربی چین مشاهده شده اند.منشاء گونه واقع در اطراف رودخانه یانگتز می باشد در طبیعت فاصله جغرافیایی  بین افراد یک گونه  باعث بوجود آمدن تفاوتهای درون گونه ایی شده واریته هایی را بوجودآورده است .این درخت در گلخانه ونواحی گرمسیری خزان نمی کند .گونه  P.elongata از نظر تولید میوه وزنده مانی در شمال رودخانه یانگتز بهترین گونه بوده است ورشد خوبی دارد.
  1. خصوصیات اکولوژیکی:
رشد سریع از خصوصیات ثابت گونه های پالوناست .درارتفاعات گونه های  P.tomentosa ,P.elongata  در هردومنطقه قابل رویش است  در مناطق پست گونه  P.fortunei بخوبی رشد می کند و گونه P.elongata درهردومنطقه قابل رویش است در مناطق جنوبی P.kawakami  رشد کندتری نسبت به سایر گونه ها دارد.  ریشه های پالونیا عمیق هستند وبصورت انشعابات دوشاخه ایی وانبوه رشد می کنند ودر خاک شن با زهکشی مناسب درعمق ۴۰-۱۰۰ سانتی متری گسترد می شوند که درمقایسه با ریشه گیاهان زراعی که در عمق صفرتا ۴۰ سانتی متر رشد میکنند برای کشت تلفیقی بسیار مناسب بوده چنانکه بین درختان وگیاهان زراعی برای استفاده از موادغذایی خاک رقابت بوجود نمی آید. رشد تاج بصورت انشعابات دوشاخه ایی کاذب است زیرا جوانه انتهایی در زمستان از بین میرود طرزرشد شاخه ها نشان دهنده سن درخت نیز می باشد.
حجم تنه درخت طی دو مرحله رشد طولی افزایش می یابد و ۹۰درصد حجم چوب گونه  P.fortunei  از اولین مرحله رشد طولی تنه بدون شاخه وبرگ بدست می آید .حتی دردرختان ۴۰-۵۰ ساله نیز افزایش رشد حجمی وجوددارد.دراین زمان حجم چوبدهی تنه درگونه P.fortunei با قطرمساوی بیشتراز گونه  P.elongata است(۱۸-۳۶ درصد) همینطور افزایش رشدحجمی درختان دست کاشت بیشتراز درختان بومی است سرعت رشد درختان بذری کمتر ولی تداوم رشد آنها بیشتراست .
  1. نیازهای اکولوژیکی:
    1. دما: متوسط دمای مناسب برای درختان پالونیا بین حداقل ۵ –   درجه سانتی گراد درزمستان وحداکثر ۳۸ درجه سانتی گراد درتابستان می باشد . گونه P.fargessi درمناطق مرطوب مرتفع با دمای  ۱۰ –  درجه سانتی گراد نیز مشاهده شده است گونه P.tomentosa   مقاومترین گونه نسبت به دمای بسیارپائیین می باشد بعداز آن گونه P.elongata و گونه P.catalpifolia می باشند گونه های  P.kawakami , P.taiwanian , P.fargesii نسبت به دمای پایین آسیب پذیرتر می باشند.بهترین دما برای رشد طولی وقطری پالونیا ۲۴-۲۹ درجه سانتی گراد است. گونه های بومی جنوب چین نسبت به سرما ویخبندان حساسترند واگر درشمال چین کاشته شوند حجم چوبدهی مناسبی ندارند ،نهالهای حاصل از جست بعلت توقف سریعتر رشد طولی وشروع چوبی شدن نسبت به نهالهای یکساله دست کاشت درمقابل سرما مقاوم ترند ، زمان  توقف رشد طولی نهالها درپائییز همزمان باخزان برگهاست .جهت سازش باشرایط محیط درزمستان لوبهای گوشتی وضخیم کاسه گل ، جوانه های گل را از خطر یخ زدگی محافظت می کنند همچنین روزنه های هوایی با فلسها وکرکهایی پوشیده شده اند که موجب کاهش تبخیر وتعرق می گردند .مهمترین عامل آسیب دیدگی درختان ، تغییرات شدید دمای شب وروز است که درزمستانهای سرد برای جلوگیری از یخ زدگی تنه درختان را به آب آهک آغشته می کنند.
    2. بارندگی: حداقل میزان میزان بارندگی موردنیاز درختان پالونیا سالانه  ۲۵۰ میلیمتر وحداکثر ۲۰۰۰تا۳۰۰۰ میلیمتر می باشد دوگونه  P. omentosa , P.elongata  مقاومترین گونه ها نسبت به خشکی وکم آبی می باشند.
    3. نور: گونه  P.elongata درچند جنس خاک بخوبی رشد میکند گونه P.fortunei مقاومترین گونه نسبت به خاک رس  می باشد . پالونیا به خاکی با ۵۰% تخلخل و۳۰% تهویه با چگالی  ۰۳/۰ – ۳/۱ g/m³  نیازدارد.درفصل مرطوب سطح ایستابی با سطح خاک باید بیشتراز۵/۱ مترفاله داشته باشد .مقاومترین گونه  نسبت به تغییرات  PH   خاک P.elongata , P.tomentosa می باشند که در ph  بین ۵- ۹/۸ به رشد خودادامه  می دهند.
ارتفاع: گونه  P.catalpifolia بهترین گونه برای مناطق میانبند و P.tomentosa بهترین گونه برای مناطق ییلاقی و در مناطق قشلاقی (مناطق نیمه گرمسیری با خاک لومی سنگین  – رسی سبک) گونه p.fortunei  و گونه P. fargesii بهترین گونه ها هستند
تکثیر: پالونیا از طریق قلمه ریشه ، قلمه ساقه ، وبذرتکثیر می گردد.ازهرنهال بطور متوسط ۲۵ – ۳۰ که حدود ۲۰۰۰۰۰ قلمه ریشه از یک هکتار نهالستان بدست می آید
اصلاح نژاد: میزان چوبدهی گونه P.fortunei 40% بیشتر ازسایر گونه بوده بنابراین دراصلاح نژادبعنوان یکی از پایه ها باید مد نظر قرار گیرد. نتایج حاصل از تلاقی دوگونه  P.tomentosa , P.fortunei ازنظر ارتفاع  ومقاومت درمقابل شرایط سخت محیط مناسبتراز والدین خود می باشند.             
مستقیم قلمه ریشه درمحیط پرورش اصلی موجب کوتاه شدن دوره بهره برداری میگردد.ظرفیت تولید نهال باقلمه ریشه درهرهکتار ۱۲۰۰۰ نهال می باشد که درسال اول بطول  ۲۳/۵ تا۸ متروقطریقه ۱۴ سانتیمتر بوده است .  مناسب ترین گونه برای نهالکاری حاشیه   جاده ها گونه  P.fortunei باطول ۴ متر وقطر ۶ سانتیمتر می باشد ومناسبترین گونه برای جنگلکاری گونه P.elongata که بطول ۴متر ونسبت طول به قطر یقه آن ۶۰-۷۰ است .تولید نهال با قلمه ساقه مشکلتر بوده ولی درصورت تکثیر نهالهای قوی ومقاوم تولید می کنند .درشرایط مناسب نهالهای بذری یکساله بطول ۶/۵ متر وبه قطر ۷ سانتی متر میرسند .بذرها برای تکثیر بایستی از بهترین پایه های مادری که رشد عالی وتنه خوش فرم سالم وبیشتر ازهشت سال دارند انتخاب گردند، تعداد نهال بذری تولیدشده در ۱۵۰ متر مربع نهالستان برای کاشت دریک هکتار زمین جنگلی کافیست.
  1. جنگلکاری: درختان پالونیا نباید درمناطقی جنگلکاری شوند که خاک رسی خشک وفقیر ،شوروقلیایی بازهکشی نامناسب وسطح ایستابی بالا بوده ومنطقه در معرض وزش بادهای  شدید ویا دمای حداقل کمتر از ۲۵- سانتی گراد باشد .

 

فواصل مناسب کاشت درجنگل  ۴×۵(۵۰۰درخت درهکتار)، ۵×۵(۴۰۰درخت درهکتار)، ۵×۶(۲۷۸ درخت درهکتار)       می باشد.  فواصل مناسب کاشت دردیمزارها وزمینهای زراعی ۵×۱۰(۲۰۰ درخت درهکتار) می باشد

 

 

کاشت درختان پالونیا در زمینهای زراعی موجب بهبود آب وهوای مناطق خشک وبادگیر      می شود .بهترین نوع آمیختگی درختان پالونیا با گیاه بامبو می باشد زیرا بامبو سایه پسند با ریشه کم عمق بوده ومزاحمتی برای رشد وزادآوری درختان پالونیا ایجاد نمی نماید.
  1. تلفیق کشاورزی ودامداری: بدلیل فواصل برگها وشاخه ها، درختان پالونیا دارای تاج پوشش باز وگسترده ایی هستند بطوریکه نور براحتی از آن نفوذ میکند ومناسبترین درختنان برای کاشت در مزارع می باشند بطوریکه میزان نفوذ نور از گونه P.elongata20% بیشتراز گونه صنوبر و۳۸% بیشتراز گونه اقاقیاست .بااین روش در فصل رشد برگها زمانی ظهور میکنند که گیاهان زراعی رشد خودرا تکمیل کرده ونورخودرا جهت تولید دریافت داشته اتند وزمان برگ ریزی دیرتر از سایر درختان     می باشد چنانکه برگها مانند سرپناهی گیاهان زراعی رااز نفوذ سرما وبادپاییزه مصون نگاه میدارند .وجود درختان در مزارع سرعت باد را ۲۱-۵۲% کاهش داده وبدلیل کاهش تبخیر خاک ظرفیت ، عملکرد مزرعه را افزایش می دهد .میزان محصول گندم دراین روش ۶-۲۳% افزایش نشان داده است. علاوه برآن سرشاخه های حاصل از هرس درختان ۱۰ ساله ۳۵۰ تا ۴۰۰ کیلوگرم هیزم وحدود ۱۰۰ کیلوگرم برگ تازه جهت مصرف خوراک دام تولید می کنند.
  2. بیماریها: بیماریهای اصلی درختان پالونیا  Sphaceloma ,Wistshes’broo , Damping-off,Anthracnoce,Paulowina Hara می باشد که با کنترل نهالستان وضدعفونی بذر از شیوع این بیاریها پیشگیری می شود.
  3. خواص چوب: چوب پالونیا راست تار ،نرم ، روشن صاف است که بسیارسبک بوده وبراحتی درهوای آزاد خشک می شود .گونه های P.fargesii,P.elongata سبکترین چوب رادربین گونه های پالونیا تولید می کنند .ضریب همکشیدگی چوب ۲۷/۰-۳۷/۰ درصد بوده که کمتر از چوب سوزنی برگان وسایر پهن برگان است .مراحل خشک کردن چوب دردمای ۶۸ درجه سانتی گراد بمدت ۱۲ ساعت ، موجب کاهش ۲۴% درصد رطوبت شده وهیچگونه تغییر شکلی درچوب ظاهر نمی شود در صورتیکه درچنین شرایطی چوب صنوبر شکافدار وکج شده می شکند .دوام مبلمان ساخته شده با چوب پالونیا حتی در مناطق مرطوب بسیار مناسب است .چوب پالونیا در مقابل پوسیدگی مقاوم می باشد وخاصیت رزونانسی خوبی دارد.
  4. مصارف : درکشورچین از چوب ، برگ، پوست ومیوه وگل درختان پالونیا بطور گسترده استفاده می شود .بدلیل سبکی ودوام طولانی برای تیرهای افقی سقف ساختمانها ودرصنایع جهت تولید دروپنجره ، قفسه وکمد ، جعبه های میوه وجعبه های پستی، تخته چندلا، کاغذ و… درختان پالونیا مصرف می شوند.
بحث ونتیجه گیری:
با توجه به جداول وبررسی میزان رشد دوگونه پالونیا وصنوبر اهمیت موارد زیر روشن میگردد.          (نتایج تحقیقات انجام شده برروی خواص چوب پالونیا درایران درجداول وآمارهای پیوست مقاله آمده است )
  • حجم چوبدهی درهکتارپالونیا سالانه بین ۲۰مترمکعب درخاکهای فقیر وتا ۵۵ مترمکعب در خاکهای بسیارغنی می باشد(فاصله کاشت ۴×۵ ، ۵۰۰ درخت درهکتار  ۰۴/۰ تا ۱۵ مترمکعب افزایش حجم چوب درسال)
  • حجم چوبدهی درهکتار صنوبرسالانه بین ۱۵ مترمکعب درخاکهای فقیر وتا ۵۵ مترمکعب درخاکهای بسیار غنی می باشد (طبق نتایج تحقیقاتی بدست آمده از فاصله کاشت ۴×۴ که بهترین فاصله کاشت توصیه شده برای درختان صنوبربوده وتلفات کمتری دارد)
  • علاوه بررشد ارتفاع، افزایش اعجاب انگیز رشد قطری درختان پالونیا بویژه در چندسال اول موجب افزایش حجم آن در زمان کوتاهی می گردد.نسبت طول به قطر گونه P.elongata  ملاکی جهت مقایسه میزان رشد گونه های مختلف پالونیااست.
  • زمان بهره برداری درختان پالونیا درزراعت چوب طبق تحقیقات انجام شده ۵-۶ سالگی است
  • تاج پوشش درختان پالونیا از هم باز است ونور بخوبی از آن عبور می نماید وبراساس تحقیقات انجام شده انواع گیاهان زراعی براحتی در لابلای آن رشد میکنند.
  • فرم تاج پوشش درختان صنوبر مانع از رسدن نورکافی به گیاهان زراعی کاشته شده درزیر آنها درروش کشت تلفیقی میگردد.بنابراین برای کاشت گیاهان زراعی با درختان صنوبر باید حداقل فاصله ۳-۴ متر رعایت گرددکه این مسئله باعث بهدر رفتن زمین میگردد.
  • انواع گونه های پالونیا در شرایط زیستی بسیار متفاوتی سازگاری نشان دادهاند از نظر شرایط زیست محیطی (ارتفاع از سطح دریا، دما، میزان بارندگی،خاک) زیستگاه اصلی درختان پالونیا در کشور چین بین ۳۰-۴۰ درجه عرض جغرافیایی می باشد که مناطق وسیعی از کشورایران نیز در همین عرض جغرافیایی واقعند.
  • با توجه به آمارهای پیوست پالونیا مناسب تولید خمیر کاغذ بوده وطبق تحقیقات انجام شده با فرایند پخت  کرافت ،راندمان خمیر ۷۹% بدست آمده است..

 

فروش طرح توجیهی ، طرح اشتغالزایی ، راه اندازی طرح پرورش مار

 

Image result for ‫مار‬‎

 

مار، جانوری خزنده، گوشت‌خوار، کشیده (دراز) و بدون پا است که به دلیل نداشتن پلک و گوش بیرونی می‌توان آن‌ها را از مارمولک بی‌پا جدا کرد. مارها جانورانی، خونسرد، از گروه آب پرده داران و مهره‌دارانی است که بدنش از پولک‌هایی که با هم همپوشانی دارند، پوشیده شده‌است.

مار از ردهٔ خزنده‌چهرگان، زیرردهٔ دوکمانان، فرورده پولک‌سوسمارشکلان، بالاراستهٔ پولک‌خزندگان، راستهٔ پولک‌داران، زیرراستهٔ ماران (Serpentes) است.

یشتر گونه‌های مار، جمجمه ای دارند که چندین مفصل بیشتر از اجداد مارمولکشان دارد. این جمجمه به آن‌ها اجازه می‌دهد تا شکارهای بسیار بزرگتر از سرشان را با کمک آرواره‌هایی که به شدت جابجایی پذیرند ببلعند. اندام درونی بدن مارها برای تطبیق بیشتر با بدن کشیده و درازشان، به گونه‌ای است که عضوهای جفت در آن‌ها مانند کلیه‌ها به جای آنکه در دو سوی بدن باشد، یکی پس از دیگری قرار گرفته همچنین بیشتر آن‌ها تنها یک شش دارند که کار می‌کند. برخی گونه‌های مار هنوز لگن خاصره دارند و یک جفت اندام بازماندهٔ ژنتیکی ناخن مانند در دو سوی پارگین آن‌ها دیده می‌شود.

مارها غیر از قطب جنوب، برخی خشکی‌های بزرگ مانند ایرلند و زلاندنو و بسیاری از جزیره‌های کوچک اقیانوس اطلس و مرکز اقیانوس آرام در همهٔ قاره‌ها زندگی می‌کنند. البته دریاماران در سراسر اقیانوس هند و آرام پراکنده شده‌اند. تا کنون نزدیک به ۲۰ تیره از مار که شامل ۵۰۰ سرده و نزدیک به ۳۴۰۰ گونه است، شناسایی شده است.

 

بزرگی طول مارها از ۱۰ سانتیمتر برای مار قلمی تا ۶٫۹۵ متر برای پایتون مشبک گسترده شده‌است. سنگواره‌ای از مار به نام تیتانوبوآ یافت شده است که ۱۳ متر طول داشته است. احتمالاً نسل مارها یا به مارمولک‌های آبی یا به مارمولک‌های زیرزمینی در دوران ژوراسیک با آخرین فسیل مربوط به ۱۴۳ تا ۱۶۷ میلیون سال پیش بازمی‌گردد گوناگونی مارهای امروزی به نظر مربوط به دورهٔ پالئوسن در دورهٔ ۶۶ تا ۵۶ میلیون سال پیش است. قدیمی‌ترین توصیفی که از یک مار پیدا شده مربوط به پاپیروس بروکلین است.

بیشتر مارها زهر ندارند آن دسته‌ای که زهرآگین اند هم در درجهٔ نخست از آن برای شکار و کشتن طعمهٔ خود استفاده می‌کنند تا برای دفاع شخصی. برخی مارهای زهرآگین می‌توانند باعث زخم شدید در انسان حتی مرگ شوند. مارهای بی زهر شکار خود را می‌توانند زنده بخورند یا آن را نخست با پیچیدن به دور طعمه و فشردن می‌کشند سپس می‌خورند.

برای تماشای انواع مارها در برخی کشورها مکان‌های ویژه‌ای وجود دارد به نام مارسرا.

 
نمایش تقریبی توزیع مار در جهان، قهوه‌ای کمرنگ مربوط به دریاماران و پررنگ مربوط به مارهای خاکی است.

در جهان بیش از ۲۹۰۰ گونه مار وجود دارد که از مدار قطبی یعنی اسکاندیناوی تا استرالیا پراکنده شده‌اند. مارها در همهٔ قاره‌ها به جز قطب جنوب، دریاها و ارتفاعات بیش از ۴۹۰۰ متر (۱۶۰۰۰ پا) در هیمالیای آسیا دیده می‌شوند.جزیره‌های فراوانی بدون مار اند مانند جزیره ایرلند، ایسلند و زلاندنو (البته آب‌های زلاندنو هر از گاهی میزبان مار دریایی شکم‌زرد و Laticauda colubrina است).

زیست


 

تیتانوبوآ ماری به طول ۱۲٫۸ تا ۱۳ متر بوده که اکنون منقرض شده است، پس از آن پایتون مشبک به طول ۶٫۹۵ متر قرار دارد که به عنوان بلندترین گونهٔ موجود مار ثبت شده است. مار آناکوندای سبز به طول ۵٫۲۱ متر هم به عنوان سنگین‌ترین مار جهان ثبت شده است.

در سوی دیگر ترین‌ها، کوچکترین مار موجود به نام مار نخی باربادوس (Leptotyphlops carlae) با طول ۱۰٫۴ سانتیمتر قرار دارد که کوتاه‌ترین مار جهان است. بیشتر مارها جانورانی کوچک اند و طولی کمتر از ۱ متر دارند.

حواس

بویایی

مارها با بو کشیدن شکار خود را پیدا می‌کنند. آن‌ها با کمک زبان چنگالی خود ذرات موجود در هوا را جمع‌آوری می‌کنند و آن را به اندام ژاکوبسون موجود در دهانشان منتقل می‌کنند تا بررسی شوند دو شاخ بودن زبان به مارها کمک می‌کند تا به صورت همزمان به حس بویایی و چشایی جهت دار دست یابند آن‌ها پیوسته زبان خود را حرکت می‌دهند تا از ذرات موجود در هوا، آب و خاک نمونه برداری کند، مواد شیمیایی موجود در آن‌ها را تجزیه و تحلیل کند تا تشخیص دهد که آیا شکار یا مزاحمی در محیط پیرامون قرار دارد یا خیر. زبان چنگالی برای مارهایی که به زیر آب می‌روند مانند آناکوندا هم به خوبی کار می‌کند.

بینایی

توان بینایی در میان مارها بسیار متفاوت است برخی مارها تنها می‌توانند روشنایی را از تاریکی تشخیص دهند در حالی که برخی دیگر بینایی خوبی دارند. اما نکتهٔ مهم دربارهٔ همهٔ آن‌ها این است که همهٔ آن‌ها به اندازهٔ کافی می‌بینند با اینکه ممکن است تیزبین نباشند اما می‌توانند حرکات طعمه را ردیابی کنند. در حالت کلی بینایی مارهای درختی از مارهای خاکی (زیرزمینی) بهتر است. برخی مارها مانند مار آسیایی تاک (Asian vine) دارای دید دوچشمی است، اما چشمانش می‌توانند بر روی یک چیز همزمان تمرکز کنند. در بیشتر مارها، جانور برای تمرکز بر روی یک جسم و دیدن آن، عدسی چشم نسبت به شبکیه پس و پیش می‌شود درحالی که در دیگر آب‌پرده‌داران عدسی چشم کش می‌آید. مردمک چشم مارهای شب زی، شکاف مانند است درحالی که مردمک چشم مارهایی که در روز بیدارند، به صورت گرد است.

حساسیت به پرتوهای فروسرخ

افعی‌های پیت، پایتون‌ها و برخی مارهای بوآ، در شیارهای عمیق پوزه‌شان گیرنده‌های حساس به پرتوهای فروسرخ دارند که به آن‌ها اجازه می‌دهد پرتوهای گرمای ناشی از بدن جانوران خونگرم مانند پستانداران را «ببینند». در افعی‌های پیت، این شیارها میان سوراخ‌های بینی و چشم‌ها قرار دارد. دیگر مارهای حساس به پرتوهای فروسرخ، حفره‌های کوچکی روی لب بالایی، درست زیر سوراخ بینی شان را پوشانده است که به کمک آن‌ها پرتوهای فروسرخ را تشخیص می‌دهند.

شبخشی از بدن مار که با زمین تماس دارد به شدت به لرزش حساس است درنتیجه می‌تواند کوچکترین لرزش در زمین یا هوا که در اثر حرکت جانوران نزدیک شونده ایجاد می‌شود را حس کند.

پوست

پوست مار از پولک پوشیده شده‌است. برخلاف این باور که مردم فکر می‌کنند مارها پوستی لزج مانند کرم دارند باید گفت کاملاً برعکس، مار، پوستی نرم با بافتی خشک دارد. بیشتر مارها با بهره‌گیری از پولک‌ها خاص شکم می‌توانند روی زمین بخزند یا از یک سطح بالا روند. پولک مار می‌تواند نرم، خاردار یا دانه‌ای باشد. پلک مارها شفاف است که به آن پولک‌های «تماشا» می‌گویند این پلک همواره بسته است.

فرایند ازدست دادن پولک‌ها، پوست‌اندازی نام دارد. برای یک مار لایهٔ کامل بیرونی پوست به صورت یک لایهٔ تکی کنده می‌شود. پولک‌های مار گسسته نیست مگر لایهٔ روپوست، به این ترتیب با هر پوست‌اندازی پولک‌ها دانه‌ای کنده نمی‌شوند بلکه به صورت یک لایهٔ بیرونی از جا در می‌آیند مانند جورابی که پشت رو شده باشد.

شکل و شمار پولک‌ها روی سر، پشت و شکم مارها ویژه است و از آن برای کاربردهای آرایه‌شناسی استفاده می‌شود. نامگذاری پولک‌ها در درجهٔ نخست بر پایهٔ جای آن‌ها در بدن مار است. برای نمونه، می‌توان به مارهای کائنوفیدیان (Caenophidia) اشاره کرد: گستره و ردیف‌های پولک‌های پشتی متناظر با مهره‌های دمی است و به دانشمندان اجازه می‌دهد تا بدون کالبدشکافی مهره‌های جانور را بشمارند.

مارها مانند جانوران دیگر پلک ندارند بلکه چشمان آن‌ها با پولک‌های شفاف پوشانده شده‌است. چشم‌های مار همواره باز است تنها برای خواب شبکیه چشم بسته می‌شود یا صورتشان را در لایه‌های بدن فرو می‌برند و آن را می‌پوشانند.

پوست‌اندازی

 

پوست‌اندازی چندین کاربرد دارد، نخست آنکه پوست کهنه و فرسوده با پوست تازه جایگزین می‌شود. دوم آنکه کمک می‌کند تا جانور انگل‌ها را از خود دور کند. باور بر آن است که در جانورانی مانند حشرات، پوست‌اندازی کمک می‌کند تا بدن رشد کند اما این مسئله برای مارها هنوز مورد بحث است.

فرایند پوست‌اندازی چندین بار در زندگی یک مار روی می‌دهد. پیش از هر پوست‌اندازی مار از خوردن پرهیز می‌کند و اغلب پنهان می‌شود یا به یک جای امن می‌رود. درست پیش از پوست‌اندازی، پوست مار خشک و کدر می‌شود و چشم‌ها به رنگ آبی کدر (ابری) در می‌آید. سطح درونی پوست کهنه مایع می‌شود، این باعث می‌شود تا پوست کهنه از پوست نو که در زیر قرار دارد جدا شود. پس از چند روز چشم‌ها دوباره شفاف می‌شود و مار به بیرون از پوست کهنه می‌خزد. پوست کهنه در نزدیکی دهان می‌شکند و مار می‌تواند با مالیدن خود بر روی سطح‌های زبر بیرون بیاید. در بیشتر موارد پوست کهنه رو به پشت و از سر تا دم کنده می‌شود مانند یک جوراب که پشت رو شده باشد. پوست تازه بزرگتر و روشن‌تر است.

 
چشم‌های آبی و کدر یک مار پیش از پوست‌اندازی.

یک مار بالغ یک یا دو بار در سال پوست‌اندازی می‌کند در حالی که یک مار جوان و در حال رشد می‌تواند تا چهار بار در سال این کار را انجام دهد پوست مردهٔ کنده شده به خوبی الگوی پولک‌های بدن مار را نشان می‌دهد اگر پوست کنده شده آسیب ندیده باشد از روی آن می‌توان مار را شناسایی کرد این نو شدن دوره‌ای در مارها باعث شده تا مار به نماد بهبودی و پزشکی تبدیل شود.

استخوان‌بندی

 
جمجمهٔ یک شاه کبرا

استخوان‌بندی بیشتر مارها تنها از یک جمجمه، لامی، ستون مهره‌ها و دنده تشکیل شده‌است البته مارهای خانوادهٔ هنوفیدیا بازمانده‌هایی از لگن خاصره و اندام‌های پشتی از نسل‌های قبل، در آن‌ها بجای مانده است.

جمجمهٔ مار شامل یک بخش صلب و کامل برای اعصاب (neurocranium) است که بسیاری از استخوان‌های دیگر اتصال ضعیفی به آن دارند بویژه استخوان‌های فک که برای خوردن شکارهای بزرگ به آسانی جابجا می‌شوند. سمت راست و چپ فک پایینی تنها با یک رباط انعطاف‌پذیر به هم وصل شده‌اند از این رو می‌توانند به میزان زیادی از هم فاصله بگیرند. بخش انتهایی استخوان‌های فک پایینی با یک استخوان چهارگوش (quadrate) مفصل شده‌اند که این اتصال به تحرک بیشتر فک کمک می‌کند. همچنین استخوان چهارگوش و استخوان‌های مربوط به فک پایینی به مار کمک می‌کنند تا هر گونه لرزشی در زمین را حس کنند.چون هر لبهٔ فک می‌تواند به طور مستقل نسبت به دیگری جابجا شود مارها فک خود را بر روی سطح به صورت شل و آزاد می‌گذارند تا بتوانند صداهای پیرامون را به صورت استریو دریافت و شکار را شناسایی کنند. مارها با وجود نداشتن گوش بیرونی و استخوان‌های کوچک گوش که مکانیسم تطبیق امپدانس را به عهده می‌گیرند؛ می‌توانند با کمک گذرگاه اتصال فک -استخوان چهارگوش – استخوان رکابی، لرزش و حرکت‌های به اندازهٔ یک آنگستروم را نیز حس کند.

 
ناخن‌های بیرون زده از زیر مار پایتون

استخوان لامی، استخوانی کوچک است که در پشت و بخش زیرین جمجمه، در ناحیهٔ «گردن» قرار دارد و به عنوان اتصالی برای زبان مار عمل می‌کند، این پدیده در چهاراندامان نیز وجود دارد.

ستون مهره‌های مار بین ۲۰۰ تا ۴۰۰ (یا بیشتر) مهره دارد. مهره‌های دم نسبتاً کم اند (اغلب کمتر از ۲۰٪ کل) و دنده‌ای به آن‌ها وصل نیست در حالی که مهره‌های دیگر هر کدام دو دنده دارند. مهره‌های مار به قدری قوی اند که به جانور اجازه می‌دهند با اتصال ماهیچه‌های نیرومند به آن بدون داشتن اندام حرکتی به آسانی جابجا شوند. دم بیشتر مارها برخلاف مارمولک نمی‌تواند بدون آسیب از بدن جدا شود.

برخی مارها بویژه مار بوآ و پایتون‌ها بقایایی از اندام‌های اجداد زیستی شان را هنوز دارند بخصوص یک جفت اندام کوچک که مانند ناخن تیز به‌جای پا از دو سوی پارگین بیرون زده‌است، نمود خارجی از اندام‌های بجای مانده از نسل‌های قبل است.

 

اندام‌های درونی

 
اندام‌های درونی مار، به ترتیب: ۱) مری، ۲) نای، ۴) شش چپ که کوچکتر است، ۵) شش راست، ۶) قلب، ۷) کبد، ۸) معده، ۹) کیسهٔ هوا، ۱۰) کیسه صفرا، ۱۱) لوزالمعده، ۱۲) طحال، ۱۳) روده، ۱۴) بیضه، ۱۵)کلیه‌ها

قلب مار در یک کیسه احاطه شده‌است که به آن پیراشامه می‌گویند. قلب در بخش دو شاخ نایژه قرار دارد اما به گونه‌ای نیست که در آنجا ثابت باشد بلکه به دلیل نبود دیافراگم می‌تواند حرکت کند. این ویژگی به مار کمک می‌کند تا هنگامی که شکارهای بزرگ را می‌بلعد به قلبش آسیبی وارد نشود. طحال مار به کیسهٔ صفرا و لوزالمعده چسبیده‌است و خون را فیلتر می‌کند. تیموس در بافت چربی بالای قلب قرار دارد و مسئول ساخت گلبول سفید در خون‌است. دستگاه گردش خون در مار بسیار قابل توجه‌است چون یک درگاه سامانهٔ کلیوی دارد به این معنی که خونی که از دُم مار می‌آید نخست از کلیه‌ها رد می‌شود بعد به قلب بازمی‌گردد

از آنجایی که هر چیزی در بدن مار باید لوله‌ای و باریک باشد، شش چپ مار معمولاً کوچک است یا گاهی مارها اصلاً این شش را ندارند در بیشتر گونه‌های مار تنها یک شش کار می‌کند. این شش شامل یک بخش پیشین‌است که اندام‌های خونی دارد و بخش پشتی که در مبادلهٔ گازها همکاری نمی‌کند. در برخی مارهای آبی، از شش کوچکتر در استاتیک شاره‌ها برای تنظیم شناوری مار استفاده می‌شود اما کاربرد آن در مارهای خاکی هنوز روشن نیست. بسیاری از اندام‌هایی که در بدن جانوران زوج است مانند کلیه یا اندام جنسی، در بدن مار به گونه‌ای چیده شده‌اند که یکی پشت سر دیگری قرار گرفته‌است.

مارها غدد لنفاوی ندارند.

دندان

مار از جمله جانورانی است که دندان‌هایش پیوسته جایگزین می‌شوند

زهر

 
شیرمار که اغلب با مار مرجانی که زهر آن برای انسان کشنده است، اشتباه می‌شود.

مارهای کبرا، گرزه‌ماران و گونه‌های نزدیک به آن‌ها همگی از جمله مارهایی اند که برای بی حرکت کردن یا کشتن شکارشان از زهر استفاده می‌کنند. زهر در اصل همان بزاق اصلاح شدهٔ مار است که از طریق نیش (دندان‌های مار) به شکار می‌رسد نیش مارهای زهرآگین پیشرفته مانند گرزه‌ماران و کفچه‌ماران معمولاً پیش از نیش زدن تهی است تا هنگام تزریق زهر کاراتر عمل کند درحالی که در مارهایی مانند boomslang تنها یک شیار در لبهٔ پشتی دارند تا زهر را به زخم شکار منتقل کنند. مارها معمولاً از زهر برای شکار کردن استفاده می‌کنند و کمتر از آن در دفاع بهره می‌گیرند

زهر برای مارها مانند دیگر مایعات بزاقی به عنوان کمکی در هضم غذا و شکستن ترکیبات پیچیدهٔ آن به مواد خوراکی محلول کاربرد دارد. حتی گزیدگی مارهای غیرسمی (مانند گاز گرفتگی یا گزیدگی دیگر جانوران) در محل زخم ایجاد آسیب در بافت‌ها می‌کند.

برخی پرنده‌ها، پستانداران و گونه‌هایی از مارها (مانند شه‌مار) که خوراکشان مارهای سمی است، بدنشان نسبت به آسیب زهر برخی مارها مقاوم شده است. مارهای زهرآگین شامل سه خانواده از مارها است و یک دستهٔ مستقل در آرایه‌شناسی به آن تعلق نمی‌گیرد.

برخی بر این باورند که عبارت مار زهرآگین کاملاً درست نیست چون زهر یا تنفس می‌شود یا خورانده، اما زهر مارها تزریق می‌شود. با این حال دو استثناء میان مارها وجود دارد، نخست مار رابدوفیس است که زهر را از بدن وزغ‌هایی که می‌خورد می‌گیرد و آن را از غدد گردنی به سمت مزاحمان ترشح می‌کند. استثنای دوم مربوط به جمعیت اندکی از مار بندجورابی در اورگن است که به اندازهٔ کافی زهر از سمندرهای آبی که می‌خورد در کبدش ذخیره می‌کند تا برای شکارچیان پیرامون مانند روباه‌ها و کلاغ‌ها مسموم باشد

ترکیب زهرمار در گونه‌های مختلف و همین‌طور در هر گونه بر اساس سن، فصل و زمان آخرین ترشح متفاوت است. ترکیبات اصلی آن پروتئین و پلی‌پپتیدهایی که خاصیت آنزیمی و سمی دارند] زهر مارها ترکیبی پیچیده از پروتئین‌ها است که در غدد زهر در پشت سر مار ذخیره می‌شود. غدد زهر در دو طرف سر و در غلافی ماهیچه‌ای قرار دارند. در همهٔ مارهای زهردار این غدد رو به مجراهایی به سمت دندان‌های خالی یا شیاردار فک بالایی باز می‌شود. این پروتئین‌ها می‌توانند ترکیبی از نوروتاکسین (زهری که به دستگاه عصبی حمله می‌کند)، هموتاکسین (زهری که به دستگاه گردش خون حمله می‌کند)، سایتوتاکسین (حمله به سلول‌ها) و دیگر انواع زهرها باشدتقریباً همهٔ زهرها آنزیم هیالورونیداز دارند که منجر به انتشار سریع زهر در بدن می‌شود

 
یک نمونه مار تاک، در تصویر نشان داده شده که دندان نیش در عقب دهان قرار دارد.

مارهای زهرآگین که زهرشان بر دستگاه گردش خون اثر می‌گذارد با همولیز (تخریب) گلبول‌های قرمز باعث ایجاد لخته و نهایتاً مرگ قربانی می‌شوند دندان‌های نیش این مارها معمولاً در جلوی دهانشان است جلو بودن دندان‌ها عمل نیش زدن و تزریق زهر به قربانی را آسان‌تر می‌کند برخی مارها که زهرشان به دستگاه عصبی یورش می‌برد (مانند گربه‌مار حلقه‌طلایی) دندان‌های نیش در عقب دهانشان دارند که این دندان‌ها رو به پشت خم شده‌اند این نوع دندان عمل نیش زدن را برای مار دشوار می‌کند همچنین گرفتن زهر از این نوع دندان‌ها برای دانشمندان دشوارتر است. با این حال کفچه‌ماران مانند کبرا و مارهای براق دندان‌های نیششان در جلو قرار دارد. این دندان‌ها توخالی اند و نمی‌توانند به سمت جلو بیایند درنتیجه این مارها نمی‌توانند با دندانشان قربانی را زخمی کنند (بدن قربانی را خط بیندازند یا دندان را فقط در آن فروکنند مانند چاقو زدن) بلکه باید واقعاً آن را گاز بگیرند.

به تازگی پیشنهاد شده است که همهٔ مارها می‌توانند تا حدی زهرآگین باشند اما مارهای بی خطر زهر ضعیف دارند و دندان نیشی ندارند که با آن آسیب برسانند. درنتیجه بر اساس این نظریه بیشتر مارهایی که به عنوان بدون زهر شناخته می‌شوند همچنان بی خطرند چون دندانی که زهر را برساند ندارند یا نمی‌توانند به مقدار کافی زهر به انسان برسانند. همچنین این نظریه ادعا می‌کند که اجداد مارها احتمالاً به مارمولک‌های زهرآگین برمی‌گردد، این نظریه دربارهٔ مارمولک‌های زهرآگین مانند هیولای گیلا، پوست منجوقی، بزمجه و موساسوریان که امروزه منقرض شده‌اند نیز همین نظر را دارد.

از دیدگاه آرایه‌شناسی، مارهای زهرآگین دو تیره دارند:

  • کفچه‌ماران – کبرا شامل شاه کبرا، مارهای براق، سر-مسی استرالیایی، دریاماران و مارهای مرجانی.
  • گرزه‌ماران – گرزه‌ماران، مار زنگی، مارهای سر-مسی/دهان-پنبه‌ای (Agkistrodon contortrix/Agkistrodon piscivorus) و bushmaster ها

خانوادهٔ سومی وجود دارد که شامل مارهایی است که دندان نیششان در عقب است:

  • قمچه‌ماران – boomslang، مارهای درختی، گربه‌مار حلقه‌طلایی (سرده Boiga)، مارهای تاک (Ahaetulla). البته همهٔ قمچه‌ماران زهرآگین نیستند.

رفتار

خواب زمستانی

مارهایی که در مناطقی با زمستان‌هایی سردتر از توان تحمل شان زندگی می‌کنند در سرما به حالت غیرفعال در می‌آیند. مارهای بومی این مناطق به حال خفتگی می‌روند. خفتگی با خواب زمستانی پستانداران متفاوت است چون در خواب زمستانی جانور پستاندار کاملاً به خواب می‌رود اما خزندگان خواب نیستند اما غیرفعال اند. برای این منظور یک مار تنها ممکن است در زیر زمین حفره‌ای بکند و به درون آن رود یا درون تنهٔ یک درخت که افتاده پنهان شود یا زیر یک تخته سنگ رود. گاهی هم ممکن است شمار زیادی مار دسته جمعی به یک پناهگاه مانند غار روند.

خوراک

 
مار تخم-خوار آفریقایی

مارها به شدت گوشت خوارند (بیش از ۷۰٪ از خوراک آن‌ها گوشت است)، از جمله مواد غذایی آن‌ها می‌توان به این موارد اشاره کرد: مارمولک، قورباغه، دیگر مارها، پستانداران کوچک، پرندگان، تخم، ماهی، حلزون و حشرات. از آنجایی که مارها نمی‌توانند گاز بگیرند یا شکار را پاره کنند به ناچار آن را درسته فرو می‌برند. بزرگی بدن مار تأثیر زیادی بر عادت‌های خوراکی آن دارد. مارهای کوچکتر شکارهای کوچکتر دارند برای نمونه خوراک پایتون‌های جوان مارمولک و موش است اما در بزرگسالی می‌توانند یک گوزن کوچک یا یک بز کوهی را بخورند.

آرواره مار ساختاری پیچیده دارد. برخلاف باور عمومی که مار می‌تواند آرواره اش را جابجا کند، باید گفت مارها آروارهٔ پایینی بسیار انعطاف‌پذیری دارند که دو نیمهٔ آن به صورت اتصال صلب به هم وصل نیستند همچنین چندین اتصال میان فک و جمجمه وجود دارد که به آن‌ها اجازه می‌دهد دهانشان را برای بلعیدن درستهٔ یک شکار که قطرش از قطر بدن خود مار بیشتر است باز کنند. برای نمونه مار تخم-خور آفریقایی می‌تواند تخم‌هایی بسیار بزرگتر از قطر سرش را فروبرد این مار هیچ دندانی ندارد اما پیش آمدگی استخوانی محکمی در لبهٔ درونی ستون مهره‌های خود دارند که با کمک آن تخم‌ها را می‌شکنند.

درحالی که بیشتر مارها از جانوران دیگر شکار می‌کنند در این میان شاه کبرا و مار استرالیایی بندی-بندی دیگر مارها را شکار می‌کنند. مار Pareas iwesakii و دیگرقمچه‌مارانی که از حلزون تغذیه می‌کنند، از زیرخانوادهٔ Pareatinae، دندان‌های بیشتری در نیمهٔ راست دهانشان دارند تا نیمهٔ چپ؛ دلیل این پدیده این است که پوستهٔ شکار آنها معمولاً در جهت ساعت‌گرد می‌چرخد۲

برخی مارها شکار خود را اول با نیش زدن می‌کشند و بعد می‌خورند برخی دیگر با چنبره زدن به دور آن، آن را آمادهٔ خوردن می‌کنند بقیهٔ مارها شکار خود را زنده و درسته می‌خورند

پس از خوردن مارها می‌خوابند تا فرایند گوارش روی دهد گوارش فرایند انرژی بری است بویژه اگر شکار بزرگ باشد. برای مارهایی که گه گاه به شکار می‌روند دستگاه گوارش و روده بخشی از وعدهٔ غذایی را وارد بدن می‌کند تا انرژی ذخیره شود پس از ۴۸ ساعت دستگاه گوارش با ظرفیت کامل دوباره مشغول به کار می‌شود. خونسرد بودن مارها باعث می‌شود دمای پیرامون تأثیر زیادی بر گوارش آن‌ها بگذارد. بهترین دما برای گوارش مار ۳۰ درجهٔ سانتیگراد است. در پی فرایند گوارش دمای سطح بدن ۱٫۲ درجهٔ سانتیگراد افزایش می‌یابد اگر مار پس از خوردن خطری را احساس کند خوراک خود را بالا می‌آورد تا بتواند فرار کند. اما اگر کسی مزاحمش نشود فرایند گوارش بازدهی بالایی در بدن مار دارد به گونه‌ای که با آنزیم‌های بدن او تقریباً همهٔ بدن شکار جذب می‌شود (غیر از پر، مو و پنجه‌های شکار که همراه با مواد زائد بدن (اسید اوریک دفع می‌شود)

جابجایی

نداشتن دست و پا در مارها آنها را از جابجایی بازنداشته است. آنها چند روش حرکتی برای خود پیدا کرده‌اند که بسته به محیط‌های مختلف متفاوت است. در جانورانی که دست و پا دارند، جابجایی به صورت یک عمل پیوسته است درحالی که جابجایی در مارها به صورت گسسته و متفاوت از دیگری است و انتقال بین یک نوع از جابجایی به نوع دیگر کاملاً ناگهانی روی می‌دهد.

خیزش موج وارِ جانبی

خیزش موج وارِ جانبی یا بر پهلو، تنها روش جابجایی مارهای آبی و پرکاربردترین روش جابجایی در میان مارهای خشکی است. در این روش جابجایی مار به صورت متناوب و پی در پی خود را به چپ و راست خم می‌کند وقتی به آن نگاه می‌کنیم گویی یک موج رو به عقب در حرکت است. این جابجایی به نظر سریع می‌آید اما در واقع بیشترین سرعتی که برای مارها ثبت شده به اندازهٔ دو طول بدن مار در یک ثانیه بوده که البته این سرعت بسیار کم‌روی می‌دهد و مارها معمولاً با سرعت کمتری جابجا می‌شوند. مقدار انرژی که مارها با این روش از خزش مصرف می‌کنند برابر با مقدار انرژی است که یک مارمولک هم وزن مار، در هنگام دویدن صرف می‌کند.

خزش موج وارِ بر پهلو برای مارهای خشکی به این صورت است که: موجی که گفته شد در اندام مار ایجاد می‌شود و رو به عقب حرکت می‌کند به نقطه‌های از زمین مانند سنگریزه‌ها، ناهمواری‌های خاک و ساقه‌های گیاهان نیرو وارد می‌کند و در اثر نیروی عکس العمل این اجسام مار دقیقاً رو به جلو هل داده می‌شود. سرعت جابجایی در این روش کاملاً به تراکم و جنس نقطه‌ای از زمین که مار بر آن نیرو وارد می‌کند بستگی دارد. سرعت حرکت موج دقیقاً با سرعت حرکت مار برابر است در این روش چون مار به صورت مستقیم رو به جلو هل داده می‌شود می‌تواند از میان مسیرهایی که چگالی گیاهی آنها زیاد است به راحتی عبور کند و از هر سوراخ کوچکی رد شود.

وقتی مار شنا می‌کند موجی که گفته شد بزرگتر می‌شود و سرعت حرکت رو به عقب موج از سرعت حرکت رو به جلوی مار بیشتر خواهد بود این روش خزش با اینکه ظاهری مشابه در میان مارهای آبی و خاکی دارد اما الگوی دگرگونی‌های ماهیچه‌های درگیر در آن بین مارهای آبی متفاوت از مارهای خاکی است از این رو، دو روش متفاوت جابجایی در نظر گرفته می‌شود. همهٔ مارها می‌توانند با موج جانبی رو به پشت، خود را به سمت جلو هل دهند (حرکت رو به جلو) اما تنها در میان مارهای آبی دیده شده که مار با ایجاد موج رو به جلو، خود را به پشت هل دهد (حرکت به سمت عقب)