شرکت کارآفرینی سرزمین سبز بندپایان به شماره ثبت 2508

 RSS 

فروش طرح توجیهی ، طرح اشتغالزایی ، راه اندازی طرح پرورش مار

Image result for ‫فواید مار سمی‬‎

سم مار عمدتاً برای بی حرکت کردن و کشتن شکار می باشد و از نظر دفاعی احتمالاً اهمیت حیاتی دارد . نیش دندان یا فنگ Fang را به دندان تغییر شکل یافته مار گویند که شیار دار یا مجوف است (همانند سوزن تزریقات) .

فنگ‌ها در گروه افعیها بزرگ هستند و روی استخوان فک بالا قرار دارند و توسط ماهیچه‌ها حرکت می کنند . در صورتیکه فنگ‌ها در گروه الاپیده مانند کبراها کوتاهتر و به طور ثابت روی استخوان فک بالایی قرار می گیرند . این فنگ‌ها در مار دریایی کوتاهتر و همراه چند دندان معمولی روی استخوان فک بالایی قرار دارند .

مارهای نیمه سمی گروه کلوبریده غالباً دارای فنگ‌های شیار دار و در قسمت خلفی فک بالایی قرار می گیرند .

سم مار که به آن ونوم Venom می گویند ، مخلوطی از مواد بیولوژیکی متشکل از پلی پپتیدهای آنزیمی و غیر آنزیمی که عملشان در انسان موجب بروز مسمومیت‌های مار گزیدگی می شود . در اغلب مارها سم تولید شده در یک جفت غده سمی ذخیره می گردد . غده سمی مار از نظر تشریحی شبیه به غده تغییر شکل یافته پاروتید پستانداران است . این غده در اغلب مارها در فضایی واقع در پشت چشم و روی استخوان فک بالایی که به سمت پائین و عقب چشم امتداد دارد به عبارت دیگر بین چشم و گوشه دهان قرار می گیرد . با حرکت سریع استخوان‌های سر و فشار وارده توسط ماهیچه‌ها به غده سمی ، مقداری سم از راه کانالی که به دندان سمی متصل است به شکار منتقل می شود.

سم مار حاوی فسفولیپاز A و یا ترکیبی از آنست (Phospholipase A) بعضی از فسفولیپازها نسبتاً غیر سمی و برخی دیگر به شدت سمی و عصب گرا (Neurotoxic) و ماهیچه گرا (Myotoxic) هستند . سم اغلب افعی‌ها دارای اندوپپتیداز و ارژنین استرهیدرولیز می باشد (Endopeptidases and arginine esterhydrolases) که در بروز کاهش فشار خون ، خونریزی و نکروز کمک می کنند . سم مار جعفری (Echis carinatus) احتمالاً دارای اکارین (Ecarin) است که اثر شدید پروترومبین را دارد و اختلالات انعقادی را باعث می شود . ظاهراً سم افعی شاخدار یا (Cerastes) اثر مشابهی دارد . سم کبرای جنوب (Walterinnesia) و کفچه مار (N.naja oxiana) مانند سایر گروه الاپیده دارای پلی پپتید نروتوکسین همراه با فلجی پس سیناپس اعصاب ماهیچه ای است . سم مار شاخدار ایرانی خاصیت پیش سیناپسی نروتوکسین و فسفولیپااز را دارد . سم مارها دریایی دارای خواص نروتوکسین و مایوتوکسین و فسفولیپاز می باشند .

پراکندگی و ویژگیهای مارهای سمی جهان در جدول شماره ۳ تحت عنوان رده بندی مارهای سمی جهان نشان داده می شود .

علاوه بر آنزیمها ، مقادیر مختلفی از ترکیبات پلی پپتیدی یا لیپیدها ، کربوهیدراتها و یونهای فلزی مانند سدیم ، پتاسیم ، منیزیم ، روی ، کلسیم ، مس ، منگنز و از عناصر غیر فلزی سموم می توان فسفر و کلر را نام برد که به نسبت‌های مختلف در بعضی از سموم مارها وجود دارد . بطور کلی ۹۰ تا ۹۲ درصد وزن خشک سم مار حاوی بیش از یک توکسین اصلی است . اثر سم مار در انواع مارها بر روی نسوج زنده متفاوت و ممکن است یک یا چند خاصیت سمی در سم یک نوع مار موجود باشد . با تزریق سم مار به حیوانات آزمایشگاهی آثار ظاهر شده با نشانی های بالینی از تمام خواص سم خواهد بود . به عبارت دیگر سم مار از نظر آزمایشگاهی از یک سری عوامل و فاکتورهای مختلف تشکیل می شود . بنابراین تصویر نهایی مسمومیت با سم مار حاصل فعل و انفعالات پیچیده متقابل بین پلی پپتیدهای زهری با آنزیمهای گوناگون و محیط داخلی بدن انسان است .

به طور کلی آثار مسمومیت با سم مار به دو گروه موضعی و سیستمیک تقسیم می شود آثار مسمومیت موضعی عبارت از ورم موضعی ، نکروز بافت ، طاول و غیره می باشند . از آثار مسمومیت سیستمیک می توان از مسمومیت عصبی ، مسمومیت خونی ، مسمومیت عضلانی و مسمومیت‌های قلبی و کلیوی نام برد .

از نظر بالینی زهر افعیها خون گرا یا موثر در خون (Vasculotoxin) و زهر مارهای الاپیده مانند کبرا عصب گرا یا موثر در عصب (Neurotoxin) و زهر مارهای دریایی ماهیچه گر یا موثر در ماهیچه (Myotoxin) میباشند .

به طور خلاصه سم مار ممکن است حاوی فاکتورهای نروتوکسین ، پروتئولیتیک ، انعقاد کننده خون ، فسفاتازها ، کولینسترازها ، هیالورونیدازها ،‌ امینو اسید اکسیداز و آنزیمهای دیگر باشد که می توان آنها را جداگانه مورد مطالعه قرار داد .

برای مطالعه فاکتورهای مختلف سم از روشهای متفاوتی استفاده می شود . روشهای فیزیکی و شیمیایی مانند کروماتوگرافی ، ژا فیلتراسیون به وسیله سفادکسها ،‌جدا سازی پروتئین‌ها توسط الکتروفورز ، اسپکتروفوتومتری و تعیین PK‌ها ، مطالعه متابولیکی مانند اندازه گیری فعالیت آنزیمی ، روشهای ایمونوشیمیایی مانند ایمونودیفوزیون اوکترلونی Ouchterlony، ایمونوالکتروفورز و غیره .

می دانیم که مایعات بیولوژیک حاوی مجموعه ای از پروتئین‌های مختلفی بوده و به منظور بررسی پروتئین به خصوص ، روش جداسازی می بایستی به گونه ای انتخاب شوند تا نسبت به پروتئین مورد نظر کاملاً ویژگی داشته باشند . تهیه پادتن بر علیه پروتئین‌های بخصوص دارای ویژگی بوده و بر همین اساس می توان پروتئین مورد نظر را از یک نظر را از یک مجموعه جدا نمود .

روشهایی که در حال حاضر مورد استفاده قرار می گیرند همگی بر مبنای کمپلکس بین پادتن – پادگن استوار می باشند و روشهای ایمونولوژی با اندازه گیری یک و یا تعدادی از ترکیبات نظیر سیستم پادتن ، پادگن و مجموعه زینهاری انجام می شوند

اثر سم روی عناصر سلولی و مایعات بدن :

سموم منعقد کننده به دو گروه تقسیم می شوند : گروه اول که با استفاده از روش آزمایشگاهی یا این ویترو (invitro) فیبرینوژن خالص را بدون حضور کلسیم یا عصاره سلولی و پروترمبین منعقد و آنزیمهای پروتئولتیک این سمها مانند پاپائین فیبرینوژن را به ژل فیبرینی تبدیل می کند . گروه دوم قادر به انعقاد فیبرینوژن نیستند و آنها پروترومبین را ترومبین تبدیل می کنند و می توان گفت که خاصیت آنها مانند تریپسین ولی به مراتب قویتر و موثرتر است . آنزیمهای پروتئولتیک این سم‌ها تخریب سلولهای ماهیچه ای را افزایش می دهند و از رساندن خون به سلولها جلوگیری می کنند و احتمالاً هیستامین را آزاد می نمایند . فسفاتازها رل بسیار مهمی در مسمومیتها دارند و باعث همولیزخون و ناراحتی های قلبی می شوند . همولیزی که در اثر سم ظاهر می شود به علت تبدیل شدن لیستین به لیزوستین است که روی ماهیچه‌های قلب و عمل فیبرین سازی اثر دارد و با ایجاد نقصان در پتاسیم و آب بدن و همچنین مورد حمله قرار دادن سلولهای اندوتلیوم باعث خونریزی ششها می گردد .

چنانچه سم کبرا رقیق باشد این عمل ساده تر انجام می گیرد . از نظر بالینی سمهای منعقد کننده خون اگر به مقدار زیاد و به تدریج و آهسته وارد جریان خون شوند خاصیت انعقاد خون را از بین می برند یعنی خون را دفیبرینه نموده باعث عدم انعقاد خون می گردند . اگر مقدار این سم زیاد باشد و به سرعت وارد جریان خون گردد باعث انعقاد خون در عروق شده و سرانجام مرگ فرا می رسد . در مورد سمهای پروتئولتیک مقدار سم چنانچه کم باشد در محل گزش تورم و درد ایجاد می شود و اگر زیاد باشد موجب قانقرایا یا نکروز موضعی می گردد . در مورد سمهای همولتیک وجود هموکلوبینوری یا خونریزی در ادرار و کم خونی از نشانی های بالینی بشمار می روند . معمولاً سمی که خون را منعقد می کند خاصیت پرتئولتیک را نیز دارد .

سم عصب گرا یا نروتوکسین عوارض مختلفی مانند فلجی و غیره در سلولهای عصبی ایجاد می کند تقریباً ۲۱ درصد پروتئین اصلی سم کبرای را فاکتور نروتوکسین تشکیل می دهد . از نشانی‌های بالینی این سم اختلال بینایی ، فلج و تنگی نفس می باشد . در این حالت بیمار با یک چشم اشیاء را بهتر تشخیص می دهد و چنانچه از او پرسش‌هایی شود مانند اشخاص مست پاسخ می گوید و خیلی آهسته صحبت می کند . علائم مسمومیت سیستمیک توسط مار کبرا به سرعت آشکار شده ( در مدت ۵ تا ۱۰ دقیقه) و مراجعه سریع بیمار به بیمارستان را ایجاب می نماید . سم این گروه از مارها عوارض عصبی محیطی و مرکزی دارند . در مورد اعصاب محیطی اثر این سم مانند کورار بوده اختلال انتقال عصبی در سیناپس عصبی – عضلانی از پی آمد آن است . علائم عصبی محیطی این مسمومیت عبارتند از فلج عضلانی ( از جمله ماهیچه‌های تنفسی ) ، اختلال در اعصاب جمجمه ای مانند افتادگی پلکها Ptosis، لوچی Strabismus تنگی مردمک چشم ، ناتوانی در ادای صحیح کلمات ، اختلال در عمل بلع و ریزش آب دهان ، علائم سیستمیک مسمومیت به صورت توقف مراکز عصبی تنفسی ، گیجی ، تهوع و استفراغ شدید ، خواب آلودگی ، بیهوشی و ندرتاً با جملات تشنجی توام می باشد . علت مرگ معمولاً توقف تنفس به علت فلج عضلات تنفسی است که ممکن است حتی در کمتر از ۳۰ دقیقه پس از گزش اتفاق بیافتد .

بعضی از بیماران به علت عوارض مسمومیت مراکز عصبی در حالت اغماء و بیهوشی می میرند . مهمترین تظاهرات بالینی زهر افعیها ،‌ورم و درد موضعی همراه با نکروز و گانگرن اندام است . زهر افعیها از طریق عروق لنفاوی سطحی پوست منتشر می شود و در مسیر خود سبب درد و تورم شدید ،‌گاهی همراه با طاول ، تراوشات خونابه ای و ترمبوزهای سطحی می باشد که به آهستگی گسترش می یابند .

از علائم مسمومیت با زهر مار جعفری (اکیس) ، پیدایش ورم ، درد و نکروز است . تهوع ، استفراغ ، سرگیجه و سر درد در عده ای دیده شده است . افزایش ضربان قلب ، بزرگ شدن غدد لنفاوی و دردناک بودن آنها ،‌پیدایش طاول و نکروز بافت اطراف محل گزش را می توان از آثار بالینی بشمار آورد . عوارض خونی سم مار جعفری در اثر آنزیم انعقاد زا سبب تبدیل پروترومبین به ترومبین و در نهایت با رسوب فیبرینوژن همراه با پلاکت‌ها به صورت لخته‌های کوچک و در نتیجه کاهش فاکتورهای انعقادی ظاهر می گردد . این مجموعه همزمان فیبرینولیز ثانویه و یک فاکتور مخرب عروقی (Vasculotoxin) به نام Hemorragin سبب خونریزی عمومی در بیماران می گردد .

سم مار دریایی سبب مسمومیت عضلانی ، فلج عضلات چشم ، گشادی مردمک چشم ،‌قفل شدن دهان ، اختلال بلع ، گاهی نارسایی حاد کلیوی به علت میوگلوبینوری و بالاخره نارسایی کبدی می گردد . سم مار حاوی آنزیمهای دیگری مانند پروتئاز (Protease) که در سم کفچه مار و بعضی انواع افعیها وجود دارد عملش مانند تریپسین بوده ولی قدرت و اثرش به مراتب بیشتر است . ارپسین (Erepsin) و فسفواستراز Phosphosterase و کولین استراز Cholinsterase آنزیمهای دیگری هستند که در سم کبرا وجود دارند و باعث پیدایش کولین و اسید استیک می گردند . احتمالاً این آنزیمها در سم گروه افعیها وجود ندارند . هیالوذونیداز Hyaluronidase آنزیمی است که باعث افزایش بیماری‌های جلدی نزد پستانداران می شود . اسید هیالورونیک مقاومت سلولها و بافتهای مختلف را افزایش می دهد و از نفوذ مواد خارجی به سلولها جلوگیری می کند . در صورتیکه هیالورونیداز این مقاومت را تقلیل می دهد و باعث نفوذ مواد خارجی و جذب سلولی کی گردد . ژل داخل سلولی و نسج همبند مانند سد محکمی است که مانع نفوذ سم به داخل بافتها می شود و احتمالاً این سد توسط هیالورونیداز که یک آنزیم حلال است شکسته می شود .

آنزیمهای ریبونوکلئاز و دیزوکسی ریبونوکلئاز (Ribonuclease and Desoxyribonyclease) عمل هیدرولیز را افزایش می دهند و اغلب در سم مارهایی که دارای خاصیت عصب گرا یا نروتوکسین هستند مانند کبرا وجود دارند . آنزیم افیواوکسیداز Ophio-oxidase به تنهایی سمی نیست ولی موجب آزاد شدن پروتئاز و باندهای چربی و در نتیجه اتولیز و عفونت را باعث می گردد . به طور کلی هیالورونیداز جذب سلولی را تسریع و افیواوکسیداز به اتولیز و فاسد شدن مواد کمک می کند . سم عصب گرا شکار را فلج کرده و لستیاناز Lecithinase قسمت داخلی و شفاف اندوتلیال را مورد حمله قرار می دهد و لیزوستین تولید شده در تخریب و از بین بردن سلولها موثر است و سرانجام پروتئاز به گلبولهای قرمز حمله می کند و موجب تخریب آنها می شود . به عبارت دیگر سم اغلب مارها دارای خواص منعقد کننده و پروتئولتیک است که از اجزاء مختلف تشکیل می شود . این اجزاء را همانطوری که گفته شد می توان با روشهای آزمایشگاهی مورد بررسی قرار داد . سم مار خاصیت اسیدی دارد و وزن مخصوص آن بین ۱۰۳۰-۱۰۷۰می باشد سم خشک شده در آب مقطر و سرم فیزیولوژی به خوبی قابل حل است . جدول شماره ۴ مقایسه وزن مولکولی و سم نوروتوکسین در نمونه‌هایی از چهار گروه اصلی مارهای سمی جهان را نشان می دهد .

تهیه سم مار :

برای تهیه سم مار در گروه الاپیده مانند کبرا از یک شیشه مخصوص استفاده می شود . درب شیشه را با یک ورقه لاستیک نازک می بندند (مثلاً از جنس تیوپ موتور سیکلت) ، با یک چوب یا عصایی که در پس گردن مار قرار می گیرد آنرا مهار می کنند . بدین ترتیب مار کبرا را با دست می گیرند و دهانش را به شیشه نزدیک می کنند و در این موقع مار پوشش لاستیکی را گاز می گیرد و چند قطره سم داخل شیشه می ریزد .

در انواع افعیها احتیاجی به پوشش لاستیکی نیست و دندان سمی یا فنگ مستقیماً داخل شیشه قرار داده می شود و با فشار مختصری به غده سمی محلول سم داخل شیشه ریخته می شود  .

غلظت و مقدار سم بستگی به انواع و جثه مار‌ها و فصل سم گیری دارد . سم حاصل را در شرایط خاصی در دستگاه خشک کننده  یا در مجاورت P2O5 یا کلروکلسیم در دیسکاتور تحت خلاء یا بدون خلاء خشک می کنند که دور از نور ، رطوبت و حرارت می توان آنرا برای مدت زیادی حفظ کرد . رنگ سم در انواع مارها متفاوت است. ممکن است سفید روشن یا کدر یا زرد روشن یا نارنجی متمایل به قهوه ای باشد . گاهی سم مترشحه از غده‌های چپ و راست مار از حیث کمیت و کیفیت با هم اختلاف دارند و این تفاوت در جنسهای نر و ماده مارهایی که از یک نوعند نیز مشاهده می شود . مقدار سم کبرای نر بیشتر از سم کبرای ماده است ولی این نسبت در گروه افعیها صدق نمی کند . سم کبرای مسن و تیره رنگ بیشتر از کبرای جوان و کم رنگ می باشد . مقدار سم مار کبرا بیش از انواع دیگر مارهای ایرانی است .

بطور کلی با توجه به میزان ترشح سم و قدرت کشندگی یا LD50 آن ، ‌مار کبرا ، مار جعفری ، افعی یا گرزه مار و مار شاخدار به ترتیب از سایر انواع دیگر مارهای سمی ایران خطرناک تر هستند .

مقدار سم نوزادان مارهای سمی گاهی برای کشتن یک فرد بالغ کافی می باشد و گاهی مقدار تزریق سم به شکار کمتر است . این کیفیت بستگی به بلندی و کوتاهی دندان سمی ، ‌جثه ، تغذیه ،‌فصل و نحوه گزش دارد .

بر حسب گونه‌های مار ، علائم مار گزیدگی متفاوت است . حجم مار ، سن ، مقدار تزریق سم ، قدرت کشندگی سم ، محل تزریق سم در بدن و فاکتورهای متفاوت دیگر همگی قابل بررسی هستند . علائم بالینی شناخته شده از مسمومیت مار گزیدگی در ایران در جدول شماره ۹ بطور فشرده بیان شده است . گزش های خطرناک مار گزیدگی در ایران اکثرا مربوط به گروه افعیها و مخصوصاً گزش گرزه مار یا افعی است که غالباً در چراگاه‌ها و مناطق کشاورزی اتفاق می افتد . علائم بالینی این مارها معمولاً حدود ۱۵ دقیقه یا کمی بیشتر پس از گزش ظاهر می شوند . نشانی‌ها غالباً با درد ، تورم ، تشنگی ، تهوع و گاهی اسهال همراه هستند . تورم در ناحیه گزش به سرعت پیشرفت می کند و غدد لنفاوی مربوطه بزرگ و حساس می شود . کاهش فشار خون و تاکی کاردی می تواند پیش درآمد یک شوک باشد . اگر گزش در نواحی فوقانی بدن اتفاق افتد ،‌تورم طی ۲۴ ساعت گسترش می یابد ، ادرار کم می شود ، کبودی و طاول در محل گزش و افزایش درجه حرارت بدن حتی بدون عفونت دیده می شود .

مهمترین علائم بالینی مسمومیت‌های حاصل از گزش مارهای سمی ایران که تا به حال گزارش کرده اند . در مورد علائم بالینی مار شاخدار Psedocerastes persicus و کبرای جنوب ایران Walterinnesia aegyptia و سایر مارهای سمی ایران گزارش مدونی وجود ندارد .

معمولاً تورم حدود یک هفته ادامه دارد . نکروزهای موضعی که موجب سلب فعالیت بیمار گردد به ندرت دیده می شود . خونریزی و شوک باعث مرگ می گردد و درمان ناقص غالباً باعث ناهنجاری و میزان تلفات را به ۳۳ درصد افزایش می دهد .

گزش مار جعفری (Echis carinatus) دارای علائم مشابهی است ولی تورم چندان گسترش ندارد و شوک زودرس ندرتاً دیده می شود . طی ۶ ساعت سیر بیماری پیشرفت می نماید و اختلالات انعقادی ظاهر می شود . خونریزی هنگام سرفه کردن ، خونریزی از بینی و در ادرار و مدفوع خون وجود دارد .

اختلالت انعقادی ۳ تا ۴ هفته خاتمه می یابد . مواردی از مرگ به علت خونریزی داخلی تا ۳ هفته بعد از گزش هم گزارش کرده اند . با وجود مراقبت های بیمارستانی ممکن است ۵ تا ۱۰ درصد بیماران تلف شوند . علائم بالینی گزش افعی شاخدار (Cerastes) چندان مشخص نیست . درد موضعی ، تورم و طاول را معمولاً از نشانی های بالینی گزش این مار می دانند . موارد مرگ ناشی از گزش این افعی خیلی کم است . چون در تشخیص نوع مار شک و تردید دارند لذا جزئیات علائم بالینی کاملاً مشخص نمی باشد . در مورد علائم بالینی مار شاخدار ایرانی Pseudocerastes) اطلاعات کافی وجود ندارد . از نتایج بررسی سم این مار بر روی حیوانات آزمایشگاهی چنین استنباط می شود که گزش این مار برای انسان خطرناک است . همچنین در مورد گزش کبرای جنوب و غرب کشور (Walterinnesia) اطلاعات کافی وجود ندارد .

ولی در گزش کفچه مار (Naja naja oxiana) همانند سایر کبراها ، متعاقب گزش مار ، درد و تورم موضعی همراه با علائم عصبی از قبیل افتادگی پلکها ، تاری دید و اختلال بینایی و اتساع مردمک چشم و اختلال تکلم و مشکل بلع ممکن است در طی ۳۰ دقیقه ظاهر شود . فلج شامل تمام عضلات و از بین رفتن رفلکس‌های تاندونی ،‌خواب آلودگی و گیجی را به دنبال دارد . مشکل تنفس ، تشنج و اغماء و در نهایت مرگ را باعث می شود . چون سم کبرای جنوب و غرب کشور (Walterinnesia) شبیه سم کفچه مار است لذا ممکن است این نوع مار علائم بالینی مشابهی داشته باشند .

گزش مار دریایی موجب درد و تورم نمی شود . در حدود ۵۰ درصد از گزش های مار دریایی مسمومیت قابل توجهی را نشان نمی دهند . اولین تظاهرات مسمومیت حاصل از سم دریایی به صورت دردهای عضلانی است که الزاماً در نزدیکی محل گزش نمی باشد . بروز یا احساس درد معمولاً طی دو ساعت بعد از گزش است و عضلات در لمس دردناکند . علائم عصبی همانند آنچه در مسمومیت با کبرا گفته شده ممکن است دیرتر پدید آید . نارسایی تنفسی ،‌ایست قلبی در اثر هیپرکالمی یا نارسایی کلیوی ممکن است باعث مرگ بیمار شوند . اثرات سموم تمام مارهای دریایی ظاهراً مشابه اند .

گزش مارهای نیمه سمی ندرتاً باعث مسمومیت می شود . تظاهرات مسمومیت معمولاً به صورت درد ، تورم و خون مردگی در اطراف ناحیه گزش است و گاهی باعث تورم غدد لنفاوی ناحیه می شود . همچنین مواردی از گز گز و انقباضات غیر ارادی عضلانی ، افتادگی پلکها ، مشکل بلع و اختلال تنفسی و حتی مرگ گزارش شده است .

خوا ص درمانی سم مار

دانشمندان دریافته اند بهره گیرى از سم یک نوع مار کشنده مى تواند جان هزاران بیمار را از مرگ نجات دهد.

سم مار تایپان حاوى پروتئین معجزه آسایى است که بلافاصله خون را منعقد مى کند. از این پروتئین که فاکتور رایکس نام دارد مى توان براى توقف خون ریزى به هنگام جراحى قلب و عمل جراحى روى کسانى که در حوادث مجروح شده اند بهره برد. فاکتور رایکس این پروتئین احتمالاً قوى ترین عامل انعقاد خون است که تاکنون کشف شده است.

به گفته پژوهشگران، سم بسیار کشنده نوعى مار مى تواند در درمان ایست قلبى بر اثر ضعف عضلانى مؤثر باشد.

به گفته پژوهشگران استرالیایى، سم مار تاپیان در پیشگیرى از ایست قلبى در خرگوش هاى آزمایشگاهى مؤثر است و امید است اثر آن در آینده روی انسان نیز بررسى شود.

پژوهشگران با این بررسى به تهیه داروهاى پیشگیرى کننده ایست قلب امیدوار شده اند.

موضوع مار و سم آن مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته و با مراعات اصول فنی به تهیه بعضی فراورده ها ی داروئی اقدام کرده اند که برای عوارضی از نوع خونریزیهای شدید و برطرف کردن دردهای عصبی مورد استعمال قرار میگیرد . فراورده ای از سم مار کبرا را که قبلأ سمیت آن برای هر بیمار بطور جداگانه اندازه گیری شده باشد، می توان برای بر طرف کردن دردهای عصبی و ماهیچه ای یا بیماری صرع توصیه کرد. به نظر می رسد که سمیت این نوع فراورده به مراکز فوقانی مغز نفوذ نمی کند و ممکن است در آتیه به جای مرفین برای بعضی بیماران حساس نیز تجویز شود.

فراوده هائی که از سم افعی ها مانند بوتروپس(Bothrops) یا راسل (V.Russelli) ساخته می شود گاهی در درمان بیمارهای هموفیلی و خونریزیهای شدید از قبیل خونریزی رحم و شبکیه چشم و دهان به کار می رود. همچنین ممکن است که سم مار زنگی و کری فراورده ای تهیه شود که در درمان بیماریهای صرع، آسم یا تنگی نفس ، دردهای عصبی، لومباگو و سیاتیک مورد استفاده قرار گیرد. سم مار به عنوان بند آورنده خون هم مورد استفاده بوده است. برخی از سموم مارها علاوه بر فاکتور منعقد کننده، دارای فاکتور ضد انعقاد هم هستند. عمل این فاکتورها بستگی به غلظت سم دارد. در رقتهای کم خاصیت انعقادی و در رفتهای بالاتر خاصیت ضد انعقادی آنها ظاهر می شود.

در قدیم در بعضی کشورها از روغن مار برای از بین بردن غده ها و معالجه سرمازدگی دست و پا و بر طرف کردن بعضی دردهای عصبی استفاده می شد. برخی از مردم کشورهای آسیائی اعتقاد دارند که مخلوطی از مار مرده و ارسنیک در درمان سفلیس مؤثر است. یا مخلوط سم مار و ارسنیک و مرفین و مشک به عنوان داروی تقویت کننده قلنج های کبدی ناشی از بیماری وبا مفید است.

فروش طرح توجیهی ، طرح اشتغالزایی ، راه اندازی طرح پرورش صدپا


Image result for ‫صدپا‬‎

صدپایان شکل باریک ، دراز و بندبندی دارند و از طرف پشتی شکمی پهن می‌باشند. در سر یک جفت شاخک طویل با ۱۲ بند یا بیشتر وجود دارد و یک جفت آرواره زیرین و دو جفت ، آرواره زیرین نیز در سه آنها یافت می‌شود. بدن هزارپایان استوانه‌ای و مرکب از قطعه‌های بسیار می‌باشد و در دیواره بدن آنها رسوبات املاح آهکی وجود دارد اکثرا آنها رنگ روشن دارند چشمهای ساده دارند و شکم آنها طویل بوده و دستگاهها و گردش خون و گوارش تا حدودی مانند صدپایان است. هزار پایان در جاهای مرطوب و تاریک زیر سنگها یا داخل چوبهای پوسیده زندگی می‌کنند.

 

ساختمان بدن صدپایان

در گونه‌های مختلف بدن از ۱۵ تا ۱۷۳ قطعه تشکیل می‌شود. اولین قطعه دارای یک جفت چنگال سم چهاربندی است دارای دو یا سه جفت غده بزاقی در دهانند و دارای دو لوله مالپیگی طویل می‌باشند که عمل دفع مواد را دارد. منفذ تناسلی میان شکمی و در آخرین بند قرار دارد. جنسها از هم مجزا هستند هر یک دارای یک غده تناسلی پشتی و غده‌های فرعی زوج می‌باشند. این غده‌ها به یک سوراخ تناسلی واقع در سطح شکمی می‌پیوندند.

محل زندگی

صدپایان بیشتر در کشورهای گرم زندگی می‌کنند. روزها زیر سنگها و چوب مخفی می‌شوند و شبها برای شکار کرم خاکی و حشرات به سرعت به اطراف می‌روند. گونه‌های بزرگ ممکن است موشها را نیز شکار کنند. بطور کلی حیوانات شبانه‌اند. از ترسی‌یری Tertiary تا به حال وجود داشته و امروز نیز وجود دارند.

نحوه تغذیه

این جانوران شکار را با زهر ناشی از مجرای چنگال سم می‌کشند و با کمک آرواره زیرین می‌جوند.

نحوه تولید مثل

بعضی از صدپایان تخم گذارند و بقیه بچه‌زا هستند. بچه جانور به بالغ شباهت دارد و دارای همان تعداد یا تعداد کمتری قطعه نسبت به بالغها می‌باشد و جنسها از هم جدا هستند.

انواع گونه

صدپایان شامل ۱۷۰۰ گونه‌اند. ژئوفیلوس (Geophilus) دارای بدنی نازک و صاف است ۹۳ تا ۳۱ جفت پا دارد، لیتوبیوس (Lithobius) تا ۳۰ میلیمتر بلندی می‌رسد ۱۵ جفت پا دارد. اسکلوپاندرا (Scolopendra) تا ۱۰۰ میلیمتر بلندی دارد و دارای ۲۱ جفت پا می‌باشد. سرماتیافورسپس (Cermatia scutigera) یا صدپای خانه تا ۲۵ میلیمتر بلندی می‌رسد. ۱۵ جفت پا دارا پاها و شاخکها همگی دراز و باریک چشمهای آنها مرکب است در ساختمانها زندگی می‌کند حرکتی تند و سریع دارد و از حشرات تغذیه می‌کند.

 

آسیب رسانی

بعضی گونه‌های مناطق حاره به درازای بیش از ۱۰ تا ۱۲ سانتیمتر می‌رسند و محل گزش آنها برای انسان بسیار دردناک و گاهی خطرناک است. صد پاهای خانگی کوچک و چابکند دارای ۱۵ جفت پای شکننده و درازند. این جانوران حشرات را نمی‌خورند و برای انسان بی‌زیانند.

ساختمان قلب (گردش خون)

قلب در طول بدن امتداد داشته و از حفره دل پوشی احاطه شده است و در آن یک جفت منفذ و سرخ رگهای جانبی در هر قطعه دیده می‌شود. در بعضی قطعه‌ها سوراخهایی وجود دارد که به یک دسته باهم پیوسته لوله‌های نایی متصل می‌گردد.

ساختمان چشم

چشمهای آنها ساده است.

عمل دفع

دارا دو لوله مالپیگی طویل می‌باشند که عمل دفع مواد را دارد.

ساختمان بدن هزارپایان

هزار پایان دارای بدنی استوانه‌ای شکل و دارای قطعات زیاد می‌باشند و در دیواره بدن آنها دارای رسوبات آهکی است و رنگی روشن دارند.

ساختمان چشم

در سر ، دو دسته چشمهای ساده دیده می‌شود.

تعداد شاخک

در سر ، یک جفت شاخک کوتاه آرواره زیرین و زبرین دیده می‌شود.

 

 

ساختمان سینه

سینه کوتاه است و مرکب از چهار قطعه است و در هر یک ، یک جفت پا موجود است.

ساختمان شکم

شکم آنها طویل است و مرکب از ۲۰ تا ۱۰۰ قطعه لولا می‌باشد. که در هر یکم دو جفت منفذ تنفسی و عقده‌های عصبی وجود دارد و دو جفت پای هفت‌بندی نیز مشاهده می‌شود.

دستگاه گردش خون

دستگاههای گردش خون و گوارش تا حدودی مانند صدپایان است تعداد نایها بسیار است و از هم مجزا است و هر یک عبارت از کیسه است با انشعابات زیاد که به سوراخی واقع در جلو هر پا متصل می‌شود.

اندام تناسلی

غده تناسلی منفرد و در سطح شکمی واقع است و دارای مجرایی است که در سومین قطعه باز می‌شود. حیوان نر ضمایم تغییر شکل یافته‌ای به نام گونوپدGonopods در قطعه هفتم دارد.

محل زندگی

هزار پایان در جاهای مرطوب و تاریک ، زیر سنگها یا داخل چوبهای پوسیده زندگی می‌کنند و از نور می‌گریزند. این جانوران به آهستگی حرکت و گردش می‌کنند.

نحوه حرکت

این جانوران به آهستگی حرکت و گردش می‌کنند و بدنشان در حال حرکت کشیده است و با شاخکهای خود مسیر حرکت را آزمایش می‌کنند از حرکت پاهای متعددی جانور یک رشته موج از عقب به جلو به چشم می‌خورد.

نحوه تغذیه

غذای این جانوران از مواد گیاهی خشک است ولی مواد جانوری را نیز می‌خورند.

نحوه دفاع

بعضی گونه‌ها به هنگام تحریک با چوب و یا شیئی دیگر به صورت مارپیچی پیچیده می‌شوند در برابر بعضی دشمنان سلاح هزارپایان غده‌های متعفنی است که مایع بسیار بدبویی ترشح می‌کند.

مشخصات نوزاد

نوزاد هزارپا پس از بیرون آمدن از تخم فقط شش قطعه و سه جفت بند دارد بقیه قطعه در شش پوست اندازی متوالی در جریان رشد جلو قطعه مخرجی اضافه می‌شود.

 

صدپایان، شکارچیان کوچک

برخلاف گروه‌های دیگر از رده‌ هزارپایان که درباره آنها بحث شد و دارای رژیم گیاهخواری بودند، این گروه از هزارپایان گوشتخوارند و از انواع مختلف بی‌مهرگان و حتی مهره‌دارانی کوچک تغذیه می‌کنند. صدپایان که به آنها لب پایان نیز می‌گویند در زبان علمی آنها را chilopodaمی‌نامند. همچون دیگر گروه‌های هزارپایان، صدپایان به واسطه گریزان بودن آنها از نور دارای زندگی پنهان هستند. شب فعال‌اند و بیشتر اوقات در درون خاک، حفره‌ها، زیر سنگ‌ها، زیر برگ‌های کف جنگل، درز و شکاف صخره‌ها و شکاف دیوارها مخفی می‌شوند. اکثر نواحی همچون جنگل‌ها، باغ‌ها، پارک ها، منازل، خرابه‌ها، دامنه‌های کوهستانی و غیره زندگی می‌کنند.

صدپایان دارای بدنی پهن و ستبر هستند. بندهای بدن کم و بیش یکسان هستند و درهر یک از بندهای بدن یک جفت پا دارند. در حاشیه جلوی سر دارای یک جفت شاخک‌های تسبیحی شکل کم و بیش طویل هستند. در کناره‌های سر چشم‌های ریز دارند که گاهی به صورت مجتمع و شبیه به چشم مرکب هستند. انواعی که درون خاک زیست می‌کنند چشم ندارند.

از ویژگی‌های منحصر به فرد این گروه از هزارپایان وجود یک جفت پا در بند اول بدن است که به عضو گیرنده اشیاء شبیه داس تغییر شکل داده و منتهی به چنگال است که صد پا به کمک آن غذا را می‌گیرد. دارای یک جفت عضو انبرک مانند تو خالی در قاعده سر هستند که در قاعده دارای غده سمی است که صد پا به کمک آن بدن قربانی را زخم کرده و سم را تزریق می‌کند. ترزیق سم موجب می‌شود که طعمه به سرعت کشته شود. همینطور از این عضو جهت دفاع از خود در برابر حیوانات بزرگ استفاده می‌کند. سم برخی از صدپایان برای انسان مشکل‌‌آفرین است. پاهای دیگر برای حرکات بکار می‌روند. جفت آخر پاها طویل‌تر از بقیه هستند و به طرف عقب برگشته و پاهای مویی نامیده می‌شوند.

اندازه صدپایان از ۱ سانتیمتر تا ۵۰ سانتیمتر متغیر است. هزارپاهایی که در خانه‌ها به فراوانی دیده می‌شوند در درز و شکاف دیوارها، درون چوب‌ها، زیر فرش‌ها، زیر کاشی‌ها، درون باغچه‌ها و سایر جاهای مرطوب و تاریک پنهان می‌شوند و در هنگام شب‌های مرطوب برای شکار بیرون می‌آیند و از حشرات ، کرم‌های خاکی و حلزون‌ها تغذیه می‌کنند. همچنین صدپاهای خانگی پس از باران‌های شدید بیرون می‌‌آیند. در خانه‌های قدیمی به فراوانی یافت می‌شوند.

آنها می‌توانند به راحتی از دیوارها بالا بروند و به همین جهت در آپارتمان‌های نوساز نیز دیده می‌شوند. برخلاف باور غلط عموم که این نوع از هزارپاها به درون گوش می‌روند، هرگز وارد گوش نمی‌شوند تنها خطری که آنها دارند گزش آنهاست که باعث سوزش و درد برای چند ساعت یا چند روز می‌شوند. در ایران در تمام نقاط و در اکثر خانه‌ها از این صدپایان یافت می‌شوند که نام علمی جنس آنها Scolopendraاست. این بندپایان در آغاز فصل بهار بسیار فعال هستند. راسته‌ای از این گروه از هزارپاها نیز وجود دارد که دارای پاهایی بلند هستند که به آنها هزارپاهای مگس‌گیر نیز می‌گویند که اکثر آنها ۱۵ جفت پا دارند. آنها خود را با شرایط ‌آب و هوایی خشک نیز می‌توانند سازگار کنند.

هزارپاهای مگس‌گیر در منازل روستایی ایران بسیار دیده می‌شوند. آنها اغلب در سقف زیر‌زمین‌ها، داخل دستشویی‌ها و زیر شیروانی‌ها همچون عنکبوت‌ها به دیوار سقف می‌چسبند. گروهی دیگر از صدپایان هستند که بدنی بسیار طویل و باریک با پاهای زیاد دارند که تعداد آنها تا ۱۸۱ جفت نیز می‌رسد. پاها و بدن باریک است و با چسبیدن به طعمه خود آنها را شکار کرده و مایعات بدن آنها را می‌مکند. این صدپایان در ایران در جنگل‌های شمال کشور به فراوانی در زیر سنگ‌ها یافت می‌شوند.

 

 

فروش طرح توجیهی ، طرح اشتغالزایی ، راه اندازی طرح پرورش پالونیا

 

Image result for ‫پالونیا‬‎

 

پالونیا (نام علمی: Paulownia) نام یک سرده از تیره پالونیاییان در راسته نعناسانان است. این سرده بسته به روش طبقه‌بندی، ۶ تا ۱۷ گونه دارد. آنها گاه با گل‌میمونیان مشترک دانسته می‌شوند. گونه‌های مختلف آن بومی شمال آمریکا، چین، لائوس و ویتنام، و مناطق دیگر شرق آسیا، به ویژه ژاپن و کره هستند. پالونیاها درختان برگریزی هستند که برگ قلبی شکل و شکوفه‌هایی شبیه به گل انگشتانه دارند. این درختان به نام دوشس آنا پاولونا (Anna Pavlovna؛ ۱۷۹۵–۱۸۶۵)، دختر پاول یکم تزار روسیه نامگذاری شده است. درختی زیبا با برگ‌های بزرگ و گل‌های خوشه ای به رنگ سفید مایل به بنفش است که بومی مرکز و غرب چین است، این درخت در شرایط اقلیمی و خاکی گوناگون سازگاری نشان داده و در دشتهای پست تا ارتفاعات ۲۰۰۰ متری کشور چین گسترده شده است. این درخت امروزه به طور گسترده در آمریکا کاشته می‌شود. پالونیا از اواسط دهه هشتاد وارد ایران شده و در استان گلستان کشت می‌شود. این درخت به دلیل گلهای بسیار زیبا و خوشه مانندی که دارد، درخت زینتی بسیار محبوبی به شمار می‌آید و به وفور در پارکها و باغها کاشته می‌شود و جایزه انجمن شایستگی باغ انگلستان را از آن خود کرده است.

ویژگی‌های درخت پالونی

از ویژگی‌های درخت پالونیا می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • مقاومت به کم‌آبی
  • مقاومت به خاکهای آهکی و گچی
  • مقاومت به خاکهای با زهکش بد
  • مقاومت به دود و هوای مناطق صنعتی

پالونیا از درختان خیلی مناسب برای جنگل کاری سریع، توسعه فضای سبز شهر و روستا و کشت تؤام با انواع گیاهان زراعی رایج است. پالونیا دارای پوست خاکستری، قهوه ایی یا سیاه است که برروی پوست آن دردرختهای جوان عدسکهایی وجود دارد. شاخه‌های جوان از کرکهای غده ایی پوشیده شده‌اند و رشد شاخه‌ها بصورت انشعابات دوشاخه ایی کاذب است. برگها در درختان جوان بزرگ و با دمبرگهای بلند می‌باشد. گل آذین خوشه مرکب و گلها به رنگ ارغوانی و صورتی هستند، میوه کپسول و بذرها ریز و بالدارند و بوسیله باد پراکنده می‌شوند. پالونیا درختی خزان پذیر بوده که گل‌های خوشبو زیبایی دارد. این درخت زمانی که در گل کامل است، تماشایی ست، خوشه‌های گل ایستاده به رنگ ارغوانی روشن با گل‌های بسیار خوشبو به رنگ سفید آبی که در اردیبهشت ماه ظاهر می‌شوند. چوب این درخت بسیار سبک و نرم می‌باشد. این درخت ارتفاعی بین ۸ تا ۱۲ متر دارد و حدود ۸ متر گستردگی دارد، از این رو درخت سایه دار تلقی می‌شود و به این منظور به طور گسترده در کشور چین کاشته می‌شود. این گیاه، درختی است با برگ‌های پهن و بسیار بزرگ به طول ۳۰سانتی‌متر و عرض تا ۲۰سانتی‌متر و قلبی شکل. عمر زیستی این درخت به طور متوسط ۳۰۰ سال است.

نکاتی در خصوص کاشت و نگهداری از درخت پالونیا

۱- بایداز کاشت این نوع درخت در کنار دیوار خودداری شود. ۲ – خودداری از کاشت درخت پالونیا در نزدیکی لوله‌های آب لازم است. ۳- حداقل در سال اول کاشت، درخت بایددر زمانهای معین آبیاری شود. بطوریکه هیچگاه خاک آن خشک نشده و برگهای آن جمع نشود. ۴- سعی شود در ابتدای رشد روند مسیر حرکت درخت را با هرس نمودن شاخه‌ها و جوانه‌های آن تعیین شود. ۵- حداقل سعی شود تا فاصله ۲ الی ۳ متر از ایجاد شاخه به سمت اطراف جلوگیری نموده و یک جوانه قوی را برای قلمه انتخاب شود. پالونیا نماد مهمی در ژاپن است. پالونیای شهبانو چندین سال پیش به ایران وارد شده و به دلیل گلهای خوشه مانندش به عنوان درخت زینتی در استان گلستان کاشته می‌شود.

 

پالونیا که در چین به درخت  امپراطور ودرخت نوروز شهرت دارد ومردم آن کشور سالهاست درختان پالونیا را به نشانه خوش یمنی وتقدس دراطراف منزل خود می کارند با ۹ گونه درختی سریع الرشد بومی کشور چین است که بدلیل رشد خیلی سریع وسازگاری باشرایط آب وهوایی وخاکی کاربرد ومصارف گوناگون بسرعت درکشورهای مختلف جهان توسعه یافته است .
    درختان سریع الرشد پالونیا تحت شرایط مناسب در سن ۵-۶ سالگی به سن بهره برداری میرسند. درمقایسه باسایر درختان سریع الرشد مانند صنوبر ،پالونیا دارای رشد شدیدتری درچندسال اول زندگی است بطوریکه درحدود نصف سن بهره برداری درختان صنوبر ۵۰-۱۵۰مترمکعب چوب از هرهکتار درروش تلفیقی با گیاهان زراعی بدست می آید
   درشرایط عادی یک درخت پالونیا ۵ساله ارتفاعی بیش از ۱۵ متر وقطر برابرسینه آن ۳۰-۴۰ سانتی متر وحجم چوب قابل استفاده آن ۳/۰ تا ۵/۰ مترمکعب خواهدبود وازسال پنجم مورد بهره برداری صنعتی قرارخواهد گرفت.
    درسال ۱۷۸۱ گیاهشناسی سوئیسی بنام تونبرگ درکتاب فلور ژاپن نام علمی پالونیا را به جنس این درختان اتلاق نمود سالها بعد دانشمندان چینی این گیاه رادرزیر تیره   Scrophulariaceae قراردادند و۹گونه آنها بنامهای زیر شناسایی گردید:
  1. P.fortunei
  2. P.catalpifolia
  3. P.elongata
  4. P. kawakamii
  5. P.fargesii
  6. P.taiwainana
  7. P.albipholea
  8. P.tomentosa
  9. P.austalis
 
این درختان درشرایط اقلیمی وخاکی گوناگون سازگاری نشان داده اند ودردشتهای پست تا ارتفاعات ۲۰۰۰متری کشورچین گسترده شده اند .درختان بالغ تنه بلند وقطوری دارند وگلهای زیبای ارغوانی رنگ دراواخر زمستان قبل از رویش برگها جلوه خاصی به آنها میدهند
چوب پالونیا خیلی سبک ولی محکم است .بسهولت خشک می شود، اعوجاج پیدا نمی کند ، ومناسب نجاری وکنده کاری است بطوریکه بسادگی شکاف وترک برنمی دارد ،مبلمان ، تخت وکمد ،میزوصندلی ساخته شده ازآن سبک بوده وبراحتی قابل حمل وبسیاربادوام است ودرصنایع روکش سازی ،تخته چندلا،وخمیرکاغذ مورد مصرف دارد. مصارف دیگرآن ازقبیل ساخت هواپیما های مدل ،عایق بندی، کربن فعال صنایع ،مدادسیاه، داروسازی ،کندوی زنبورعسل ،جعبه های میوه ،ونیز کودحاصل از برگها وگلها علاوه برویژگیهایی چون تکثیرآسان ورشدسریع وسازگاری ،جایگاه مناسبی رادرصنایع متنوع کشور چین برای خودباز نموده است بطوریکه اولویتهای تحقیقاتی سازمان جنگلداری چین مطالعه برروی درختان پالونیا     می باشد.
    لزوم حفظ وجلوگیری از نابودی جنگلهای بومی ایران ازیک سو وکمبودچوب مورد نیاز کارخانه ها از سوی دیگر ، تنایل مارا برای تحقیقات بیشتر برروی گونه های سریع الرشد وقابل استفاده درصنایع سوق میدهد. که ما با تحقیق برروی پالونیا بعنوان بهترین درخت شناخته شده برای کشت تلفیقی با گیاهان زراعی واستفاده از تجربه ودانش سایر کشورها قادر خواهیم بود طی مدت کوتاهی دراراضی غیرجنگلی ، چوبی با کیفیت جهت مصرف صنایع تولید وکمبود چوب را برطرف نمایییم.
کلیاتی درخصوص گونه های پالونیا:
  1. مورفولوژی
   پالونیا دارای پوست خاکستری ،قهوه ایی یا سیاه است که برروی پوست آن دردرختهای جوان عدسکهایی وجوددارد.شاخه های جوان از کرکهای غده ایی پوشیده شده اند ورشد شاخه ها بصورت انشعابات دوشاخه ایی کاذب است .برگها دردرختان جوان بزرگ وبادمبرگهای بلند می باشد . گل آذین خوشه مرکب وگلها به رنگ ارغوانی وصورتی هستند،میوه کپسول وبذرها ریز وبالدارند.
  1. طبقه بندی:
   برای شناسایی گونه ها ، طول گرزنها ، داشتن دمگل یا نداشتن آن ، طول لوبهای کاسه گل ،شکل جام وکپسول، ضخامت فرابر میوه وشکل جفت مورد بررسی قرارمیگیرند.
  1. پراکندگی جغرافیایی:
ازشمال تا جنوب کشورچین گسترده شده وتا ارتفاعات ۲۴۰۰ متری جنوب غربی چین مشاهده شده اند.منشاء گونه واقع در اطراف رودخانه یانگتز می باشد در طبیعت فاصله جغرافیایی  بین افراد یک گونه  باعث بوجود آمدن تفاوتهای درون گونه ایی شده واریته هایی را بوجودآورده است .این درخت در گلخانه ونواحی گرمسیری خزان نمی کند .گونه  P.elongata از نظر تولید میوه وزنده مانی در شمال رودخانه یانگتز بهترین گونه بوده است ورشد خوبی دارد.
  1. خصوصیات اکولوژیکی:
رشد سریع از خصوصیات ثابت گونه های پالوناست .درارتفاعات گونه های  P.tomentosa ,P.elongata  در هردومنطقه قابل رویش است  در مناطق پست گونه  P.fortunei بخوبی رشد می کند و گونه P.elongata درهردومنطقه قابل رویش است در مناطق جنوبی P.kawakami  رشد کندتری نسبت به سایر گونه ها دارد.  ریشه های پالونیا عمیق هستند وبصورت انشعابات دوشاخه ایی وانبوه رشد می کنند ودر خاک شن با زهکشی مناسب درعمق ۴۰-۱۰۰ سانتی متری گسترد می شوند که درمقایسه با ریشه گیاهان زراعی که در عمق صفرتا ۴۰ سانتی متر رشد میکنند برای کشت تلفیقی بسیار مناسب بوده چنانکه بین درختان وگیاهان زراعی برای استفاده از موادغذایی خاک رقابت بوجود نمی آید. رشد تاج بصورت انشعابات دوشاخه ایی کاذب است زیرا جوانه انتهایی در زمستان از بین میرود طرزرشد شاخه ها نشان دهنده سن درخت نیز می باشد.
حجم تنه درخت طی دو مرحله رشد طولی افزایش می یابد و ۹۰درصد حجم چوب گونه  P.fortunei  از اولین مرحله رشد طولی تنه بدون شاخه وبرگ بدست می آید .حتی دردرختان ۴۰-۵۰ ساله نیز افزایش رشد حجمی وجوددارد.دراین زمان حجم چوبدهی تنه درگونه P.fortunei با قطرمساوی بیشتراز گونه  P.elongata است(۱۸-۳۶ درصد) همینطور افزایش رشدحجمی درختان دست کاشت بیشتراز درختان بومی است سرعت رشد درختان بذری کمتر ولی تداوم رشد آنها بیشتراست .
  1. نیازهای اکولوژیکی:
    1. دما: متوسط دمای مناسب برای درختان پالونیا بین حداقل ۵ –   درجه سانتی گراد درزمستان وحداکثر ۳۸ درجه سانتی گراد درتابستان می باشد . گونه P.fargessi درمناطق مرطوب مرتفع با دمای  ۱۰ –  درجه سانتی گراد نیز مشاهده شده است گونه P.tomentosa   مقاومترین گونه نسبت به دمای بسیارپائیین می باشد بعداز آن گونه P.elongata و گونه P.catalpifolia می باشند گونه های  P.kawakami , P.taiwanian , P.fargesii نسبت به دمای پایین آسیب پذیرتر می باشند.بهترین دما برای رشد طولی وقطری پالونیا ۲۴-۲۹ درجه سانتی گراد است. گونه های بومی جنوب چین نسبت به سرما ویخبندان حساسترند واگر درشمال چین کاشته شوند حجم چوبدهی مناسبی ندارند ،نهالهای حاصل از جست بعلت توقف سریعتر رشد طولی وشروع چوبی شدن نسبت به نهالهای یکساله دست کاشت درمقابل سرما مقاوم ترند ، زمان  توقف رشد طولی نهالها درپائییز همزمان باخزان برگهاست .جهت سازش باشرایط محیط درزمستان لوبهای گوشتی وضخیم کاسه گل ، جوانه های گل را از خطر یخ زدگی محافظت می کنند همچنین روزنه های هوایی با فلسها وکرکهایی پوشیده شده اند که موجب کاهش تبخیر وتعرق می گردند .مهمترین عامل آسیب دیدگی درختان ، تغییرات شدید دمای شب وروز است که درزمستانهای سرد برای جلوگیری از یخ زدگی تنه درختان را به آب آهک آغشته می کنند.
    2. بارندگی: حداقل میزان میزان بارندگی موردنیاز درختان پالونیا سالانه  ۲۵۰ میلیمتر وحداکثر ۲۰۰۰تا۳۰۰۰ میلیمتر می باشد دوگونه  P. omentosa , P.elongata  مقاومترین گونه ها نسبت به خشکی وکم آبی می باشند.
    3. نور: گونه  P.elongata درچند جنس خاک بخوبی رشد میکند گونه P.fortunei مقاومترین گونه نسبت به خاک رس  می باشد . پالونیا به خاکی با ۵۰% تخلخل و۳۰% تهویه با چگالی  ۰۳/۰ – ۳/۱ g/m³  نیازدارد.درفصل مرطوب سطح ایستابی با سطح خاک باید بیشتراز۵/۱ مترفاله داشته باشد .مقاومترین گونه  نسبت به تغییرات  PH   خاک P.elongata , P.tomentosa می باشند که در ph  بین ۵- ۹/۸ به رشد خودادامه  می دهند.
ارتفاع: گونه  P.catalpifolia بهترین گونه برای مناطق میانبند و P.tomentosa بهترین گونه برای مناطق ییلاقی و در مناطق قشلاقی (مناطق نیمه گرمسیری با خاک لومی سنگین  – رسی سبک) گونه p.fortunei  و گونه P. fargesii بهترین گونه ها هستند
تکثیر: پالونیا از طریق قلمه ریشه ، قلمه ساقه ، وبذرتکثیر می گردد.ازهرنهال بطور متوسط ۲۵ – ۳۰ که حدود ۲۰۰۰۰۰ قلمه ریشه از یک هکتار نهالستان بدست می آید
اصلاح نژاد: میزان چوبدهی گونه P.fortunei 40% بیشتر ازسایر گونه بوده بنابراین دراصلاح نژادبعنوان یکی از پایه ها باید مد نظر قرار گیرد. نتایج حاصل از تلاقی دوگونه  P.tomentosa , P.fortunei ازنظر ارتفاع  ومقاومت درمقابل شرایط سخت محیط مناسبتراز والدین خود می باشند.             
مستقیم قلمه ریشه درمحیط پرورش اصلی موجب کوتاه شدن دوره بهره برداری میگردد.ظرفیت تولید نهال باقلمه ریشه درهرهکتار ۱۲۰۰۰ نهال می باشد که درسال اول بطول  ۲۳/۵ تا۸ متروقطریقه ۱۴ سانتیمتر بوده است .  مناسب ترین گونه برای نهالکاری حاشیه   جاده ها گونه  P.fortunei باطول ۴ متر وقطر ۶ سانتیمتر می باشد ومناسبترین گونه برای جنگلکاری گونه P.elongata که بطول ۴متر ونسبت طول به قطر یقه آن ۶۰-۷۰ است .تولید نهال با قلمه ساقه مشکلتر بوده ولی درصورت تکثیر نهالهای قوی ومقاوم تولید می کنند .درشرایط مناسب نهالهای بذری یکساله بطول ۶/۵ متر وبه قطر ۷ سانتی متر میرسند .بذرها برای تکثیر بایستی از بهترین پایه های مادری که رشد عالی وتنه خوش فرم سالم وبیشتر ازهشت سال دارند انتخاب گردند، تعداد نهال بذری تولیدشده در ۱۵۰ متر مربع نهالستان برای کاشت دریک هکتار زمین جنگلی کافیست.
  1. جنگلکاری: درختان پالونیا نباید درمناطقی جنگلکاری شوند که خاک رسی خشک وفقیر ،شوروقلیایی بازهکشی نامناسب وسطح ایستابی بالا بوده ومنطقه در معرض وزش بادهای  شدید ویا دمای حداقل کمتر از ۲۵- سانتی گراد باشد .

 

فواصل مناسب کاشت درجنگل  ۴×۵(۵۰۰درخت درهکتار)، ۵×۵(۴۰۰درخت درهکتار)، ۵×۶(۲۷۸ درخت درهکتار)       می باشد.  فواصل مناسب کاشت دردیمزارها وزمینهای زراعی ۵×۱۰(۲۰۰ درخت درهکتار) می باشد

 

 

کاشت درختان پالونیا در زمینهای زراعی موجب بهبود آب وهوای مناطق خشک وبادگیر      می شود .بهترین نوع آمیختگی درختان پالونیا با گیاه بامبو می باشد زیرا بامبو سایه پسند با ریشه کم عمق بوده ومزاحمتی برای رشد وزادآوری درختان پالونیا ایجاد نمی نماید.
  1. تلفیق کشاورزی ودامداری: بدلیل فواصل برگها وشاخه ها، درختان پالونیا دارای تاج پوشش باز وگسترده ایی هستند بطوریکه نور براحتی از آن نفوذ میکند ومناسبترین درختنان برای کاشت در مزارع می باشند بطوریکه میزان نفوذ نور از گونه P.elongata20% بیشتراز گونه صنوبر و۳۸% بیشتراز گونه اقاقیاست .بااین روش در فصل رشد برگها زمانی ظهور میکنند که گیاهان زراعی رشد خودرا تکمیل کرده ونورخودرا جهت تولید دریافت داشته اتند وزمان برگ ریزی دیرتر از سایر درختان     می باشد چنانکه برگها مانند سرپناهی گیاهان زراعی رااز نفوذ سرما وبادپاییزه مصون نگاه میدارند .وجود درختان در مزارع سرعت باد را ۲۱-۵۲% کاهش داده وبدلیل کاهش تبخیر خاک ظرفیت ، عملکرد مزرعه را افزایش می دهد .میزان محصول گندم دراین روش ۶-۲۳% افزایش نشان داده است. علاوه برآن سرشاخه های حاصل از هرس درختان ۱۰ ساله ۳۵۰ تا ۴۰۰ کیلوگرم هیزم وحدود ۱۰۰ کیلوگرم برگ تازه جهت مصرف خوراک دام تولید می کنند.
  2. بیماریها: بیماریهای اصلی درختان پالونیا  Sphaceloma ,Wistshes’broo , Damping-off,Anthracnoce,Paulowina Hara می باشد که با کنترل نهالستان وضدعفونی بذر از شیوع این بیاریها پیشگیری می شود.
  3. خواص چوب: چوب پالونیا راست تار ،نرم ، روشن صاف است که بسیارسبک بوده وبراحتی درهوای آزاد خشک می شود .گونه های P.fargesii,P.elongata سبکترین چوب رادربین گونه های پالونیا تولید می کنند .ضریب همکشیدگی چوب ۲۷/۰-۳۷/۰ درصد بوده که کمتر از چوب سوزنی برگان وسایر پهن برگان است .مراحل خشک کردن چوب دردمای ۶۸ درجه سانتی گراد بمدت ۱۲ ساعت ، موجب کاهش ۲۴% درصد رطوبت شده وهیچگونه تغییر شکلی درچوب ظاهر نمی شود در صورتیکه درچنین شرایطی چوب صنوبر شکافدار وکج شده می شکند .دوام مبلمان ساخته شده با چوب پالونیا حتی در مناطق مرطوب بسیار مناسب است .چوب پالونیا در مقابل پوسیدگی مقاوم می باشد وخاصیت رزونانسی خوبی دارد.
  4. مصارف : درکشورچین از چوب ، برگ، پوست ومیوه وگل درختان پالونیا بطور گسترده استفاده می شود .بدلیل سبکی ودوام طولانی برای تیرهای افقی سقف ساختمانها ودرصنایع جهت تولید دروپنجره ، قفسه وکمد ، جعبه های میوه وجعبه های پستی، تخته چندلا، کاغذ و… درختان پالونیا مصرف می شوند.
بحث ونتیجه گیری:
با توجه به جداول وبررسی میزان رشد دوگونه پالونیا وصنوبر اهمیت موارد زیر روشن میگردد.          (نتایج تحقیقات انجام شده برروی خواص چوب پالونیا درایران درجداول وآمارهای پیوست مقاله آمده است )
  • حجم چوبدهی درهکتارپالونیا سالانه بین ۲۰مترمکعب درخاکهای فقیر وتا ۵۵ مترمکعب در خاکهای بسیارغنی می باشد(فاصله کاشت ۴×۵ ، ۵۰۰ درخت درهکتار  ۰۴/۰ تا ۱۵ مترمکعب افزایش حجم چوب درسال)
  • حجم چوبدهی درهکتار صنوبرسالانه بین ۱۵ مترمکعب درخاکهای فقیر وتا ۵۵ مترمکعب درخاکهای بسیار غنی می باشد (طبق نتایج تحقیقاتی بدست آمده از فاصله کاشت ۴×۴ که بهترین فاصله کاشت توصیه شده برای درختان صنوبربوده وتلفات کمتری دارد)
  • علاوه بررشد ارتفاع، افزایش اعجاب انگیز رشد قطری درختان پالونیا بویژه در چندسال اول موجب افزایش حجم آن در زمان کوتاهی می گردد.نسبت طول به قطر گونه P.elongata  ملاکی جهت مقایسه میزان رشد گونه های مختلف پالونیااست.
  • زمان بهره برداری درختان پالونیا درزراعت چوب طبق تحقیقات انجام شده ۵-۶ سالگی است
  • تاج پوشش درختان پالونیا از هم باز است ونور بخوبی از آن عبور می نماید وبراساس تحقیقات انجام شده انواع گیاهان زراعی براحتی در لابلای آن رشد میکنند.
  • فرم تاج پوشش درختان صنوبر مانع از رسدن نورکافی به گیاهان زراعی کاشته شده درزیر آنها درروش کشت تلفیقی میگردد.بنابراین برای کاشت گیاهان زراعی با درختان صنوبر باید حداقل فاصله ۳-۴ متر رعایت گرددکه این مسئله باعث بهدر رفتن زمین میگردد.
  • انواع گونه های پالونیا در شرایط زیستی بسیار متفاوتی سازگاری نشان دادهاند از نظر شرایط زیست محیطی (ارتفاع از سطح دریا، دما، میزان بارندگی،خاک) زیستگاه اصلی درختان پالونیا در کشور چین بین ۳۰-۴۰ درجه عرض جغرافیایی می باشد که مناطق وسیعی از کشورایران نیز در همین عرض جغرافیایی واقعند.
  • با توجه به آمارهای پیوست پالونیا مناسب تولید خمیر کاغذ بوده وطبق تحقیقات انجام شده با فرایند پخت  کرافت ،راندمان خمیر ۷۹% بدست آمده است..

 

فروش طرح توجیهی ، طرح اشتغالزایی، راه اندازی طرح پرورش کاکتوس علوفه ای

 

Image result for ‫اهمیت کاکتوس علوفه ای‬‎

 

کاکتوس گیاهی است از تیره کاکتوسیان (Cactaceae) تیره‌ای از میخک‌سانان که اغلب خاردار و گوشتی هستند.

کاکتوس در ابتدا تنها در شمال و جنوب و نواحی مرکزی آمریکا رشد می‌کرد اما امروزه در بسیاری از مناطق گرم و خشک جهان توسط مردم پراکنده شده کاکتوس طی طوفانهای ناگهانی آب ذخیره کرده و آب ذخیره شده را طی ماه‌های خشکسالی به مصرف می‌رساند. کاکتوسیان در ایران گونهٔ بومی ندارند.

بیشتر کاکتوس‌ها ریشه‌های عمیقی داشته و ساقه شبکه مانندی دارند که به‌عنوان منبع ذخیره آب عمل می‌کنند ساقه کاکتوس توسط تیغ‌هایی محافظت می‌شود. کاکتوسها برگهای خیلی کوچکی داشته و یا اصلاً برگ ندارند.

 

 

خاک مناسب برای کاکتوس

یکی از معیارهای تعیین کننده خاک مناسب برای کاکتوسها، آب و هوا می‌باشد. به گونه‌ای که در آب و هوای گرم نیاز این گیاهان به خاک قابل نفوذ و سبک بیشتر احساس می‌شود در حالی که در آب و هوای سرد که گیاهان نیاز به آبیاری چندانی ندارند به خاکی سنگین تر نیاز خواهد بود.

به طور کلی کاکتوسها خاک‌های با PH کمتر از ۷ تا نزدیک به ۷ را می‌پسندند. در بیشتر متون، ترکیب اصلی خاک کاکتوسها در اندازه‌های زیر سفارش شده است:

  • ۱ قسمت خاک باغچه + ۱ قسمت شن و ماسه (به نسبت مساوی) + ۱ قسمت کمپوست (مواد پوسیده گیاهی و خاک برگ)،
  • یک دوم قسمت خاک رسی + ۱ قسمت ماسه + ۱ قسمت خاک باغچه، یا
  • ۱ قسمت کمپوست + ۱ قسمت خاک پیت + یک قسمت ماسه

هرگاه به ترکیب‌های بالا در انتها، ۵ درصد خاک زغال اضافه شود اثر ویژه‌ای در جلوگیری از پوسیدگی و دیگر بیماری‌های قارچی خواهد داشت (حضور پتاس در خاک زغال، باعث این امر می‌شود).

البته در متون مختلف و در گفته‌های افراد با تجربه در زمینه تولید و پرورش کاکتوس به فرمول‌های مختلف دیگری نیز اشاره شده است. برخی از افراد در ترکیب خاک خود از کود حیوانی و برخی دیگر از ورمی کمپوست استفاده می‌کنند. به عنوان مثال می‌توان به این ترکیب اشاره کرد:

دو قسمت شن ریز شسته شده و شیرین (فاقد املاح) + کمتر از یک قسمت کود گاوی پوسیده + یک قسمت خاک برگ پوسیده با اندازه متوسط ذرات + مقدار بسیار کمی از قطعات خورد شده زغال چوب (این فرمول را بر اساس اطلاعات ذکر شده در تابلوی اطلاع رسانی باغ گلهای اصفهان در این قسمت ذکر کردم). خاک مناسب دیگری که معمولاً استفاده میکنند ۶۰درصد شن شسته شده ۲۰درصد پیت ماس و ۱۵درصد ورمی کمپوست بعلاوه مقداری زغال میباشد

شرایط محیطی مناسب برای کاکتوس

حرارت

این گیاه، به حد متوسط گرما در فصل بهار تا پاییز و شبهای خنک نیاز دارد. هوای زمستان باید خنک باشد (حدود ۱۰ تا ۱۴ درجه سانتی گراد).

کاکتوس هایی که تار دارند باید در محلی با دمای حداقل ۱۶ درجه نگهداری شوند. همچنین توجه داشته باشید که تهویه مناسب از جمله نیازهای کاکتوس است.

بهترین درجه برای نگهداری کاکتوس ها ۱۸ تا ۳۲ درجه سانتی گراد می باشد.

نور

باید توجه داشته باشید که میزان تابش نور و روشنایی محیط نگهداری کاکتوس ها در شکل ظاهری کاکتوس ها، رنگ گل، تعداد گل ها، ساقه ها و شکل غنچه های گل اهمیت فراوانی دارد. اما توجه داشته باشید به طور کلی، کاکتوس ها به نور زیاد (نزدیک پنجره های شرقی و غربی) و نور خیلی زیاد (نزدیک پنجره های جنوبی) نیاز دارند. نکته حائز اهمیت در مورد میزان نور محیط نگهداری کاکتوس ها در این است که چنانچه نور محیط کم باشد کاکتوس ها طراوت و زیبایی خود را از دست می دهند، و در مورد کاکتوس هایی که گل دارند، توانایی گل دهی خود را از دست می دهند.کاکتوس بعد از مدتی در نور کم ازبین میرود البته نور زیاد در تابستان باعث افتاب سوختگی می شود

رطوبت

رطوبت برای گیاه کاکتوس اهمیت چندانی ندارد. چرا که بومی مناطق خشک و صحرا های آمریکا میباشد

هوا

آب و هوای گیاه کاکتوس باید تقریبا گرم و یا کوهستانی باشد

 

 

 

معرفی کاکتوس علوفه‌ای

کاکتوس علوفه‌ای، گیاهی است چند ساله و گوشتی که در آب و هوای گرم و خشک با استفاده از حداقل رطوبت خاک رشد و نمو می یابد و تاج رویشی قابل ملاحظه‌ای را تولید می‌کند. این گیاه بسیار مقاوم و کم توقع بوده و می‌تواند تحولی در مراتع تخریب شده مناطق گرمسیری کشور بوجود آورد. کاکتوس علوفه‌ای یک گونه چند منظوره بوده که علاوه بر علوفه، میوه‌های بسیار شیرین و مقوی دارد و در برخی کشورها، بازار خوبی را به خود اختصاص داده است. این گیاه دارای خواص دارویی است و عسل حاصل از این گیاه از مرغوب‌ترین عسل‌ها بوده که این امر خود می‌تواند امکان فعالیت پرورش زنبور را در کنار کشت این علوفه به وجود آورد و منبع درآمدی مضاعفی برای کشاورزان باشد. در صورت تولید میوه کاکتوس هر کیلوگرم آن ۴ تا ۸ دلار ارزش خواهد داشت.

 

شرایط مناسب رشد

 خاک مناسب برای کاشت کاکتوس علوفه‌ای باید حداکثر ۱۵- ۲۰ درصد خاک رس داشته و دارای زهکشی مناسب، عمیق و سبک باشد. بهترین ph برای کاکتوس علوفه‌ای حدود ۸/۲ تا ۸/۵ است. کاکتوس علوفه‌ای به شوری خاک حساس است و شوری خاک بیش از یک دسی زیمنس بر متر و درجه حرارت زیر صفر برای کاشت این گونه دو عامل محدودکننده محسوب می‌شوند.

نحوه تکثیر

روش تکثیر کاکتوس علوفه‌ای بسیار ساده است، تکثیر این گونه با استفاده از قطعات بوته کاکتوس امکان‌پذیر است. قطعات مورد نیاز برای تکثیر، از بوته‌های سر حال و سالم تهیه می‌شود. اندازه قطعات تهیه شده از بوته‌ها باید متوسط تا بزرگ باشد. این قطعات را در انتهای فصل رشد و با اعمال یک تنش  ملایم خشکی برداشت می‌کنند.

مواد مغذی کاکتوس

این گیاه دارای ذخیره انرژی بالایی به صورت بافت نشاسته‌ای بوده و مقدار زیادی املاح معدنی دارد که می‌توان با یک جیره مناسب به صورت تلفیقی با سایر گونه‌های مرتعی، خصوصا خانواده کراس‌ها، بخش اعظم نیاز غذایی دام را تامین کرد. کاکتوس‌های بدون خار دارای ۸۰% آب و ۱/۵-۲% پروتئین و حدود ۱/۵% چربی و ۸/۶ % فیبر هستند.

برداشت کاکتوس علوفه‌ای

زمان کاشت کاکتوس علوفه‌ای در فصل پاییز و یک ماه قبل از شروع اولین بارندگی و نحوه کاشت به صورت دستی است. کاکتوس علوفه ای را در انتهای  فصل رشد برداشت کرده و به وسیله‌ی داس از بوته‌ها جدا می‌کنند.  میزان برداشت کاکتوس علوفه‌ای بستگی به سن گیاه، تراکم گیاه و میزان بارندگی منطقه دارد. بطور متوسط در سال اول  ۲-۴ برگ از هر بوته برداشت می‌شود و به مرور تعداد آن افزایش می‌یابد. کاکتوس‌های برداشت شده در محیط خشک و سایه نگهداری و سطح آنها را با کاه و کلش به قطر ۵-۱۰ سانتی متر پوشش می‌دهند و به منظور جلوگیری از پوسیدگی هر ۴-۶ هفته زیر و رو می‌گردند.

 

در شرایط مناسب کاکتوس‌های علوفه‌ای را می‌توان به مدت ۶ ماه نگهداری کرد. بر اساس برنامه‌ریزی‌های انجام شده در کشور، تا چند سال آینده تا ۴۰۰ هکتار از اراضی کشاورزی و مناطق مستعد به منظور تامین خوراک دام به زیر کشت کاکتوس علوفه‌ای خواهد رفت. بر اساس شرایط آب و هوایی ایران انتظار است از هر هکتار مرتع آن در سال، به طور متوسط بیش از ۱۰۰ تن برگ گوشتی بدست آید که پس از خرد کردن به تعلیف دام سبک و سنگین می‌رسد.

نحوه مصرف در جیره دام

کاکتوس علوفه‌ای نباید در معرض چرای مستقیم دام باشد زیرا بزاق دام به عنوان عامل بازدارنده مانع رشد مجدد گیاه از قسمت قطع شده می‌گردد. برای استفاده از آن در جیره، قطعات کاکتوس قطع شده را خرد نموده و آنها را به صورت قطعات کوچک به صورت دستی به دام داده می‌شود. این گیاه خوش‌خوراک بوده و شتر، بز، گوسفند و گاو تمایل فراوانی برای تغذیه از این گیاه نشان می‌دهند. تغذیه دام از این گیاه به ویژه در مناطق خشک دام را تا حد زیادی از نوشیدن آب بی نیاز می‌کند.

 

 

مبداء کاکتوس علوفه ای که به تازگی و به صورت تحقیقاتی در ایران کشت آن آغاز شده است از کشور تونس می باشد.

طبق برنامه ریزیهای انجام شده تا چند سال آینده تا ۴۰۰ هکتار از اراضی کشاورزی و مناطق مستعد کشور به منظور تامین خوراک دام به زیر کشت کاکتوس علوفه ای ومیوه ای خواهد رفت.

برای پرورش این محصول باید خاطرنشان کرد که در صورتی که میزان بارندگی ۲۰۰ تا ۶۰۰ میلیمتر باشد این نوع کاکتوسهای بدون خار ۲۰ تا ۴۰۰ تن در هکتار علوفه تر تولید می کنند.

کاکتوس های بدون خار دارای ۸۰% آب و ۵/۱-۲% پروتئین و حدود ۵/۱% چربی و ۶/۸ % فیبر هستند.

کاشت کاکتوس های علوفه ای با مقاومت ویژه ای که به وضعیت نامساعد محیطی از جمله درجه حرارت های بالا و خشکیهای طولانی مدت و خاکهای فقیر دارند در برخی از استانهای کشور قابل گسترش است. زمان کاشت آن در فصل پاییز و یک ماه قبل از شروع اولین بارندگی و نحوه کاشت به صورت دستی است.

این گیاه تحمل یخ زدگی طولانی مدت و آب ایستادگی و شوری آب و خاک را نداشته، اما در برابر خشکسالی و کم آبی بسیار مقاوم است و می تواند با میانگین بارش سالانه ۱۰۰ میلی لیتر رشد کند و جایگزین مناسبی برای ذرت علوفه ای و دیگر محصولاتی است که به آب زیادی نیاز دارند.

این کاکتوس تولید میوه نیز می کند، میوه کاکتوس در جامعه انسانی قابل استفاده است. این گیاه در اوایل بهار به گل می نشیند و میوه های شیرین متمایل به ملس، با گوشت و آب زیاد تولید می کند که دارای خواص درمانی متعددی می باشد که مهمترین آن مربوط به بیماری های گوارشی معده است.

کاکتوس علوفه ای، گیاهی است چند ساله و گوشتی که در آب و هوای گرم و خشک با استفاده ازحداقل رطوبت خاک رشد و نمو می یابد و تاج رویشی قابل ملاحظه ای را تولید می کند. این گیاه بسیار مقاوم و کم توقع بوده و می تواند تحولی در مراتع تخریب شده منطقه بوجود آورده و در پایین ترین کلاسهای خاک مرتعی رشد می کند.

از هر هکتار مرتع آن در سال، به طور متوسط بیش از ۱۰۰ تن برگ گوشتی بدست می آید که پس ازخرد کردن به تعلیف دام سبک و  تعلیف دام سنگین می رسد.

این گیاه دارای ذخیره انرژی بالایی به صورت بافت نشاسته ای بوده و واجد تعداد کثیری از املاح معدنی است که بصورت تلفیقی با سایر گونه های مرتعی، خصوصا خانواده کراسها، بخش اعظم نیاز غذایی دام را تامین می کند.

 

زیر خانواده‌های کاکتوس

کاکتوس‌ها به سه گروه زیر تقسیم می‌شوند:

  • زیر خانواده پرسکیه Pereskia
  • زیر خانواده اوپنسیه Opuntia
  • زیر خانواده کاکتاسهcactaceae

برای دانستن تفاوت میان این سه دسته باید به تفاوت‌های ظاهری و ژنتیکی آنها دقت کرد. دسته اول در واقع کاکتوسهایی هستند که کاملاً داری برگ می‌باشند و از نظر ظاهری تا حدودی مانند گلهای رز رونده می‌باشند با این تفاوت که آنها از خانواده کاکتوسها و دارای آرئول هستند. دسته دوم کاکتوسهایی هستند که دارای برگهای موقتی هستند که در جوانه‌های نو ظهور دیده می‌شوند و به سرعت و بر اثر افزایش سن و کمبود رطوبت می‌ریزند. دسته سوم کاکتوسهایی هستند که اصلا و ابدا برگی در آنها مشاهده نمی‌شود که این دسته تمامی خانواده‌های اکینو کاکتوس و انواع سروس‌ها را شامل می‌گردند.

زیر خانواده پرسکیه Pereskia

زتا معمولی باPH حدود ۵/۶ – ۵/۷ نگهداری می‌شوند و قلمه‌های ساقه این گیاهان براحتی در ماسه ریشه‌دار می‌شوند (برای تکثیر مشکلی ندارند).

زیر خانواده اوپنسیه Opuntia

کاکتوس‌های اوپنسیه به فارسی کاکتوس‌های راکتی نامیده می‌شوند. که در برگیرنده انواع کاکتوس‌های برگ پهن، راکتی، زرد، راکت درشت و کوچک هستند. این دسته از کاکتوس‌ها گاهی در مناطق گرمسیری میوه‌های خوراکی تولید می‌کنند که مصارف دارویی دارد.

زیر خانواده سریوس cereus

(باید دانست که زیر خانواده‌ای به این نام وجود ندارد، دسته کاکتاسه cactaceae درست است که انواع کاکتوسهای ستونی (سروس‌ها) دراین طبقه قرار می‌گیرند)

 

کاکتوس‌های کشیده و مخروطی در زیر خانواده سریوس قرار دارند. این دسته از کاکتوس‌ها در مناطق سردسیری در فضای گلخانه‌ها قابل حفاظت و نگهداری می‌باشند. این گیاهان بدلیل خارهای گزنده و حساسیت‌زا ایجاد مشکل می‌کنند پس در منازل از دسترس بچه‌ها دور نگه دارید. مامیلاریا از جمله کاکتوس‌های کوچک و ریز هستند که گل دهی منظم هر ساله دارند. این کاکتوس بسیار کوچک و دارای فرم دایره‌ای کوچک هستند. گیاه لی توپس که به کاکتوس شباهت دارد عیناً شبیه یک تخته سنگ است که از وسط آن یک گل خارج شده‌است (شبه کاکتوس).

 

پرورش کاکتوس‌ها

ترکیب خاکی کاکتوس‌ها، باید شنی رسی و درصد بیشتری از شن یا سنگریزه باشد. کاکتوس‌ها آبیاری منظم و با فواصل بیش از گیاهان معمول نیاز دارند و بسته به سرعت رشد و فصل، تعداد و فواصل آبیاری تنظیم می‌شود. کاکتوس‌ها در مناطق گرم و پر نور رشد می‌کنند زیرا بومی آمریکای لاتین هستند. کاکتوس‌ها به نور زیادی احتیاج دارند و در محیط‌های کم نور معمولاً رشد علفی می‌کنند و منظره ظاهری آن‌ها از حالت کاکتوس بودن خارج می‌شود.

 

تکثیر کاکتوس‌ها

تکثیر کاکتوس‌ها به دو شیوه انجام می‌شود:

  • جنسی
  • غیر جنسی

بعضی از کاکتوس‌ها نظیر مامیلاریا گل دهی منظم هر ساله دارند. بذر سیاه رنگ کوچک تولید می‌کنند. بعضی دیگر از کاکتوس‌ها نظیر زیئو کاکتوس که گل‌های بسیار کم دوامی دارند تولید بذر کمتری می‌کنند.

 

تکثیر بذری کاکتوس‌ها

عموم کاکتوس‌ها بذرهای بسیار ریز با قوه نامیه نسبتاً کوتاه دارند. نکات مهم در کشت بذری کاکتوس: – بذرها قوه نامیه مناسبی داشته باشند؛ یعنی تعداد جوانه زنی گیاه در زمان معین به اندازه قابل قبول باشد؛ نحوه کشت طوری باشد که بذرهای ریز بتوانند جوانه بزنند. بنابراین کاکتوس‌ها را در سبدهای پلاستیکی کم عمق با یک خاک بسیار سبک (ترجیحاً پیت ماس) کشت می‌کنند. آبیاری بسترهای کشت در پای گیاه انجام می‌گیرد، یا اینکه سبدها را در ظرف‌های آبی قرار داده که بتدریج آب را جذب می‌کند و گیاه و بذرها مرطوب شده و بعد جوانه می‌زنند. مثل هر گیاه دیگر بذرکاری باعث طولانی شدن زمان رشد و نمو و بلوغ گیاه می‌شود.

تکثیر رویشی کاکتوس

قلمه زدن

عمده‌ترین تکثیر رویشی کاکتوس‌ها قلمه زدن (به انگلیسی: Cutting) است. قلمه زدن در کاکتوس به فصل بستگی دارد و بهترین فصل برای آن اوایل تابستان می‌باشد. بطوری که آن‌ها را در یک بستر سبک و محیط با رطوبت کافی با آبیاری منظم کشت می‌کنند. اما قبل از اینکه قلمهٔ کاکتوس مخصوصاً کاکتوس‌های گوشتی نظیر سرئوس‌ها وارد بسترهای کشت شوند باید شیرابه گیاه را قطع کرد. برای انجام چنین عملی قبلاً قطعات جدا شده یا قلمه‌های کاکتوس را به مدت چندین ساعت در معرض تابش مستقیم آفتاب در تابستان قرار می‌دادند تا اینکه جریان شیرابه قطع می‌شد و سپس اقدام به کشت آن می‌کردند. اما امروزه با توجه به اینکه ریشه‌دار کردن گیاهان در کمترین زمان حائز اهمیت است قلمه‌ها را در آب ولرم حدود ۴۵ درجه سانتی گراد قرار می‌دهند. که در نتیجه جریان شیرابه قلمه‌ها قطع می‌شود. سپس آنها را در بستر کاشت قرار می‌دهند. روش معمول این است که قلمه با توجه به سطح برش داده شده چند روزی در سایه وسپس در شن خالی کاشته میشود

پیوند زدن

کار دیگری که بیشتر به‌عنوان یک هنر به نظر می‌رسد عمل پیوند (به انگلیسی: Grafting) در کاکتوس است. آنچه مسلم است سرئوس‌ها یا کاکتوس‌های مخروطی، پایه‌های بسیار خوبی برای بیشتر مامیلاریاها یا اوپنسیه‌ها هستند.از پای های خوب دیگر سند پدرو است

میوه کاکتوس

امروزه میوه کاکتوس به عنوان میوه درجه اول در بعضی از کشورها مورد علاقه مردم است.

کشور مراکش به عنوان یکی از بزرگترین صادرکننده این میوه‌است که مناطق وسیعی را در این کشور در بر گرفته‌است. البته میوه کاکتوس باید به خوبی برسد تا قابل استفاده گردد . زیرا خارهای بسیار ریز میوه کاکتوس بعد از رسیدن از میوه جدا شده و می شود میوه را با خیال راحت میل نمود . البته اگر میوه را کال بچینیم خارهای میوه بر آن باقی خواهند ماند و حتی با زرد شدن رنگ میوه باز همه خارها نخواهند ریخت . میوه کاکتوس بسیار مقوی بوده و دارای طبعی بسیار گرم می باشد . مزه آن نیز مابین مزه آناناس و کیوی و انبه می باشد . به دلیل داشتن پوست ضخیم میوه تا مدتها حتی در بیرون یخچال هم قابل به نگهداری می باشد . درون میوه نیز تخمهای ریزی وجود دارد که سفت بوده و کمی خوردن میوه را مشکل می نماید .

 

فروش طرح توجیهی ، طرح اشتغالزایی، راه اندازی طرح پرورش کهور

Image result for ‫کاربرد کهور‬‎

کهور درختی است متعلق به قلمرو Plantae، شاخه Magnoliopsida، رده Magnoliphyta، راسته Fabales، خانواده Fabaceae، جنس Prosopis، نوع Prosopis cineraria (=کهور ایرانیiKherji، Sangri و Jantli، پنجابی Jand، سندی Kandi، کانادایی Banni، تامیلی Vanni، گجراتی Sami و Sumri، فارسی کهور و در گویش های جنوب ایران کهور/ کورkowr نامیده می شود. کهور از مهم ترین درختان بومی جنوب ایران است که نقش قابل توجهی در نظام زیست آن مناطق بازی می کند. این درخت با تثبیت خاک، فراهم کردن علیق برای دام، تهیه چوب و هیزم، کاربرد درمانی وغیره جزء «درختان کریمه» به حساب می آید.) که بومی مناطق خشک غرب و جنوب آسیا، برای نمونه شبه جزیره عربستان، ایران، پاکستان و هند، است. این درخت اسامی و نام های مختلفی دارد. برای مثال، در عربی «غاف»، راجستانی

توصیف گیاه شناسی

درخت کهور جزء درختان متوسط القامت است که می تواند تا بیست متر نیز رشد کند. کهور درختی است خاردار که شاخه های نازک آن را خارهای مخروطی و برگ های سبز روشن پوشانده است. برگچه های این درخت سبز تیره با سایه روشن نازک هستند. کهور می تواند با رشد و نمو به سرعت بیشه ای از درختان بزرگ و کوچک را درست کند. کهور جزء درختان همیشه بهار محسوب می شود. برگ های درخت کهور شانه ای دو سویه هستند. روی هر برگ هفت تا چهارده برگ کوچک به اندازه چهار تا پانزده میلی متر و پهنای دو تا چهار میلی متر وجود دارد. برگ های جدید این درخت پیش از تابستان سبز می شوند. اندازه گلها کوچک (۶/۰ سانتی متر) و رنگ آنها زرد یا سفید خامه ای است که روی خوشه های سنبله مانند چسبیده اند. گل های کهور پس از درآمدن برگ های جدید از ماه مارس تا مِی(May) بیرون می آیند. پس از شکوفه زدن گل ها، به زودی غلاف های سیلندری شکل کهور که بین هشت تا نوزده سانتی متر طول و ۴/۰ تا ۷/۰ سانتی متر عرض دارند، شکل می گیرند و به سرعت ظرف مدت دو ماه کاملا بزرگ می شوند.

کهور درختی است که به نور زیاد احتیاج دارد. تاریکی مفرط گیاهچه های این درخت را از پا درمی آورد. ریشه درخت کهور دارای شبکه ای گسترده است که به خوبی تحول یافته است. این درخت به گونه ای تحول و سازگاری یافته که قادر است با ریشه هایش رطوبت را از اعماق زمین بالا بکشد. ریشه اصلی این درخت می تواند تا بیست متر و گاه بیشتر بطور عمودی در دل خاک نفوذ کند.

همانند اعضای دیگر خانواده Fabaceae، در ریشه درخت کهور نیز باکتری های هم زیست وجود دارد. ریش گرهک ها باعث می شوند تا کهور، نیتروژن موجود در خاک را ترکیب کند و بدین ترتیب حاصلخیزی خاک بهینه می شود.

رویشگاه

کهور درختی است که در مناطق خشک و بایر می روید؛ مناطقی که میانگین بارش سالانه آنها کمتر از ۵۰۰ میلی متر است. بارش باران در مناطق مهم پراکنش درخت کهور تغییر قابل توجهی را نشان می دهد که از ۱۰۰ تا ۶۰۰ میلی متر باران در سال در نوسان است. در نواحی ای که کهور به طور طبیعی در آنها انتشار یافته، حداکثر اختلاف درجه حرارت معرف اقلیم است. در آن مناطق فصل تابستان بسیار گرم و زمستان، از دسامبر تا ژانویه، سخت و خشک است. بیشینه دما در سایه از حدود ۴۰ تا ۴۶ درجه سانتی گراد متغیر است. در حالی که کمینیه دمای مطلق از ۹ تا ۱۶ درجه سانتی گراد در نوسان است. با وجود تعسر شرایط آب و هوایی در چنین مناطق اقلیمی، کهور در مقابل بدترین سمائم(=بادهای گرم) و خشک ترین فصول سال مقاومت می کند؛ یعنی زمانی که گیاهان دیگر مقهور شرایط متعسر اقلیمی می شوند، درخت کهور هم چنان به حیات خود ادامه می دهد.

 کهور درختی است که در دشت ها، زمین های پست و بلند و منطقه فرکند(ravine) رشد می کند. این درخت به ندرت در تپه ها می روید. کهور در مقابل خشکسالی مقاومت قابل توجهی از خود نشان می دهد

زیستگاه

زیستگاه کهور کشورهای افعانستان، پاکستان، هند، جنوب ایران و شبه جزیره عربستان است. در هند و در دشت های پنجاب، غرب راجستان و گجرات، کهور از درختان بومی به حساب می آید. در بوندلکاند (Bundelkhand) و اطراف دهلی و آگرا (Agra) درخت کهور به گونه گسترده ای فراگیر است. این درخت در بخش های خشک مرکز و جنوب هند، یعنی بخش هایی از ماهاراشتا(Maharashtra)، آندرا(Andhra)، پرادش(Pradesh)، کارناتاک(Karnataka)، جنوب گُداواری(Godavari)، هاریانا(Haryana)، غرب اوتار پرداش (Uttar Pradesh) و مناطق گرم تر فلات داکان(Deccan Plateau) وجود دارد. دامنه رشد این درخت تا نواحی جنوبی تر توتیکُرین(Tuticorin) نیز کشیده شده است. به طور کل، درخت کهور به همراه گونه Salvadora oleoides معرف اجتماع اقلیمی(climax) بیابان تار (Thar) در هند است. درخت کهور در چراگاه ها، زمین های مزروع، زمین های بایر و جنگل های حفاظت شده وجود دارد. درخت کهور در اجتماعات گونه هایی چون Tecomella undulata، Capparis decidua، Maytenus emarginata، Ziziphus و Salvadora نیز یافت می شود. تراکم درخت کهور از غرب به شرق قسمت راجستان غربی رو به افزایش است. دشت های آبرفتی(alluvial) قدیمی تر و جدیدتر، دو رویشگاهی هستند که کهور رویش در آنها را ترجیح می دهد. با این حال، این درخت در دشت های پست و بلند شنی نیز به خوبی رشد می کند.

 

به دلیل توانایی در استفاده از آب نشسته و جذب رطوبت باران های میان شاخ و برگ ها، درخت کهور می تواند در نواحی بسیار بایر(با بارش سالانه ۱۰۰ میلی متر) رشد کند. درخت کهور در ایران در غالب مناطق جنوب ایران وجود دارد. رویشگاه این درخت از استان سیستان و بلوچستان تا خوزستان امتداد یافته است. در این مناطق درخت کهور در کنار گونه های بومی دیگر از جمله کنار، گز، نخل وغیره رشد کرده و گاه در برخی قسمت ها جنگل های کوچکی از کهور نیز روییده شده است.

کاربردها

از درخت کهور استفاده های متعددی می شود. از چوب کهور در خانه سازی- بیشتر برای ساختن تیرشیب، تیرچه، در، پنجره، ناودان، تیرهای عمودی- وسایل کشاورزی، دسته ابزار، نردبان، یوغ گاری و صنعت لنج سازی استفاده می شود. از چوب و ریشه درخت کهور برای کارهای کوچک خراطی استفاده می شود. برای نمونه، در شهرستان ایرانشهر تعدادی کارگاه خراطی وجوددارد که از چوب کهور برای ساختن وسایل مختلف استفاده می شود. از ریشه درخت کهور به دلیل داشتن خطوط زرین برای ساختن چوب سیگار، چپق و وافور استفاده می شود. تولید جعبه و آوند(=جا، ظرف) بطری ها، صنعتی است که به چوب درخت کهور وابستگی تامی دارد.

درخت کهور علیق با ارزشی محسوب می شود. در خلال ماه های خشک، زمانی که علوفه سبز در مناطق خشک وجود ندارد، شاخ و برگ های کهور برای علیق دام ها بریده می شود. این درخت به اندازه ای مفید فایده ساکنان مناطق لم یزرع است که در میان آنها ضرب المثلی رایج است که می گوید «اگر در زمان خشکسالی کسی یک درخت کهور، بز و شتر داشته باشد، هیچ گاه مرگ به سراغ او نمی آید، چرا که این سه چیز با هم انسان را در سخت ترین شرایط حفظ می کنند!»

به طور متوسط از یک درخت کهور بالغ که تنها جوانه های اصلی راس آن بریده نشده، حدود ۶۰ کیلوگرم علوفه سبز به دست می آید. وقتی که به ترتیب دو سوم و یک سوم پایین تاج درخت بریده شود، به ترتیب ۳۰ و ۲۰ کیلوگرم علوفه سبز از درخت کهور حاصل می شود. برگ های درخت کهور ارزش غذایی بالایی دارد. بنابراین، در طول ماه هایی که علوفه سبز در مناطق کم باران عموما وجود ندارد، تغذیه از برگ های درخت کهور مفید فایده است.

درخت کهور از مهم ترین گونه ها برای تغذیه چهارپایان بیابان است و بخش عمده ای از نیاز غذایی آنها را تامین می کند. علیق سبز و یا خشک درخت کهور علوفه مغذی و خوردنی ای برای شتر، گاو، گوسفند و بز محسوب می شود که در گویش محلی هند loong خوانده می شود. غلاف های درخت کهور که به گویش محلی هند sangar و sangri گفته می شود، دارای گوشت(pulp) شیرینی است. انسان و تقریبا تمام دام ها می توانند غلاف خشک درخت کهور را که به گویش محلی هند kho-kha گفته می شود، بخورند. گاهی اوقات غلاف های سبز با جوشاندن و خشک کردن طعمشان بهتر شده و به حیوانات خورانده می شوند. حتی انسان پیش از تاریخ از دانه های درخت کهور برای غذای دوران خشکسالی استفاده کرده است. گزارش شده است که در طول خشکسالی سخت سالهای ۱۸۹۹ و ۱۹۳۹ در هند، از پوست درخت کهور که دارای مزه بسیار تلخی است به عنوان علیق استفاده شده است. میزان برداشت غلاف درخت کهور در نواحی خشک با تغییر ۷/۱۰ درصد تقریبا ۰۰۰/۱۴کیلوگرم/ کیلومتر است. براساس گزارش ها ارزش گرمایشی چوب درخت کهور بالاست. همین امر موجب شده، چوب این درخت جزء هیزم های خوب محسوب شود.

استفاده های درمانی

در برخی مناطق از درخت کهور استفاده های درمانی می شود. گل های کهور در هاون کوبیده می شود و با شکر مخلوط گردیده و به عنوان ماده ضد سقط برای زنان حامله تجویز می شود. از دود برگ های درخت کهور برای رفع چشم درد استفاده می شود. در پنجاب هند از غلاف کهور به عنوان داروی قابض استفاده می شود. از پوست درخت کهور به عنوان داروی درمان رماتیسم، سرفه، سرماخوردگی، آسم و عقرب گزیدگی استفاده می شود. حتی از درخت کهور برای علاج مارگزیدگی نیز استفاده می شود.

تقدس درخت کهور

از ویژگی های جالب و بارز درخت کهور تقدس این درخت در رویشگاه های عمده آن است. این درخت نزد ساکنان بومی رویشگاه های عمده آن از قداست ویژه ای برخوردار است، به گونه ای که در غالب امکان مقدس این درخت رویانده شده و مورد تقدیس و احترام واقع می گردد. برای نمونه، درخت کهور از درختان سپنتا(=مقدس) در استان تامیل نادو(Tamil Nadu) هند محسوب می شود. درخت کهور در جنوب ایران نیز مقدس و سپنتاست. در غالب قبرستان ها، قدمگاه ها و امکان مقدس، درختان کهور متعددی وجود دارد که جلوه خاص و مقدسی به آن امکان داده است. وجود درخت کهور در این امکان معرف وجود پیوندی اعتقادی-اساطیری در باور مردمان بومی است. بناکردن یک مکان مقدس در جایی که درختان سرسبزی چون کهور وجود دارد، نمودی از تقدس و اعجازگری گیاه و نبات نزد انسان نخستین و باور کهن او به ادامه حیات پس از مرگ به هیات باشنده ای(=موجود) نباتی است.  باوری که تا امروز نیز ادامه دارد و از قِبَل آن انسان امروز نیز به شاخه های درخت کهور دخیل می بندد، سرسبزی آن را ادامه حیات متوفی و روانی روح او می داند، برگ و اجزای آن درخت را درمانگر و استعانت به آن را چاره ساز و حلال گره ها و مشکلات روحی-جسمانی می انگارد.

ریشه شناسی نام کهور

گستردگی نام کهور در جنوب ایران نشان می دهد که این نام متعلق به زبان اولیه بومیان جنوب نجد ایرانkarg; xa-، کُنار و جگjag متعلق به زبان(های) بومی ساکنان اولیه نجد ایران است که به رغم درآمیزش با مهاجران آریایی، این نام های بومی همچنان در گویش های جنوب ایران برجا مانده است. است. وجود جانام های متعدد در جنوب ایران که با نام این درخت ساخته شده، برای نمونه، کهورستان، کهور آباد، کهورتک، توکهور، کهوردان، کورستان، کهورک و غیره، معرف بومی بودن این درخت در جنوب ایران است. هرچند در متون ایرانی باستان و میانه نامی از این درخت به شکل «کهور» برده نشده، اما بررسی صرف اشتقاقی این نام و مقایسه آن با نام های گیاهان دیگر نشان می دهد که نام کهور، به همراه نام های خاص دیگری چون کرگ/خرگ

کهور درخت منظره ای

در برخی شهرهای جهان، از درخت کهور در چیدمان مناظر شهری استفاده شده ‌است و در بسیاری از بلوارها و ساختمان‌های مرکزی و اصلی شهر درخت کهور کاشته شده است. این درخت از طرف انجمن مناظر مزیلاوالی آمریکا، به عنوان درخت منظره‌ای شهری انتخاب و معرفی شده ‌است. پوشش سبز دانشگاه آریزونای آمریکا از گونه‌های این درخت تشکیل یافته و ساختمان‌های این دانشگاه را آراسته کرده است. شهرداری شارجه نیز درخت غاف(=کهور) را یکی از درختان منظره ای شهر معرفی کرده و نوع آبیاری و ویژگی طبیعی آن را در وبگاه رسمی شهرداری مختصرا شرح داده است.

 

نتیجه

درخت کهور از مهم ترین درختان بومی جنوب ایران است که نقش حائز اهمیتی در نظام زیست آن مناطق بازی می کند. این درخت کاربردها و کارکردهای متعدد و مختلفی دارد که از آن جمله می توان به تثبیت کردن خاک، استفاده به عنوان علیق، هیمه، ماده درمانی و غیره اشاره کرد. درخت کهور به دلیل استواری، همیشه بهار بودن، زیبایی ظاهری و داشتن سایه فراخ و فراگیر از درختان منظره ای مناسب محسوب می شود. بایسته است شهرداری بندرعباس به جای کشت درختان ناسازگار با شرایط اقلیمی منطقه، درخت کهور ایرانی را به عنوان «درخت منظره ای» شهر معرفی کند و در رویاندن و استفاده از آن اهتمام درخور و شایسته ای به عمل آورد.

«سرکشیدن درختانی چون کهور از تک خاک به فراز آسمان، معرف پیوند مادی و معنوی زمین و آسمان و نمود فرهنگ و هویت بومی این منطقه است؛ هویتی که برآمده از بوم-باشنده هایی چون درخت «کهور» است.»

در امارات متحده عربی از برگ های درخت کهور به عنوان سالاد استفاده می شود. برگ های خردشده کهور با ماهی و برنج مخلوط می شود و به عنوان غذایی خوشمزه خورده می شود.