شرکت کارآفرینی سرزمین سبز بندپایان به شماره ثبت 2508

 RSS 

فروش طرح توجیهی ، طرح اشتغالزایی ، راه اندازی طرح پرورش عنکبوت

Image result for ‫عنکبوت‬‎

 

عنکبوت (تارتنک یا کارتنک یا تاربافک جولاه یا جولاهی) جانور بی مهرهٔ شکارگری است که دارای بدنی دوبخشی و هشت پاست. عنکبوت‌ها فاقد بخش‌های جوندهٔ دهان و بال‌اند. آن‌ها در راستهٔ عنکبوت‌ها طبقه‌بندی می‌شوند که خود یکی از چند راستهٔ ردهٔ بزرگتر عنکبوتیان (تاربافان) است. ردهٔ تاربافان دربردارندهٔ گونه‌هایی چون کژدم و کنه است. توانایی تنیدن تار ارثی است و عنکبوت اطلاعات مربوط به این توانایی را به شکل ماده وراثتی از والدین خود به ارث برده‌است. برخی گونه‌های عنکبوت بسیار سمی و خطرناک اند و زهرشان آن قدر قوی است که می‌تواند انسان را بکُشد. عنکبوت بیوه سیاه، عنکبوت تورقیفی سیدنی و… از گونه‌های خطرناک عنکبوت اند.

 

 

بیش از هزاران نوع عنکبوت در نقاط مختلف جهان شناخته شده است که اندازه های بسیار گوناگونی دارند. کوچک ترین آن ها از یک دانه ی برنج ریزتر و بزرگ ترین آن ها از کف دست ما بزرگ تر است. تارهای عنکبوت ها بسته به نوع عنکبوت خاصیتهای متفاوتی دارند.عنکبوت

 

عنکبوت

 

تار عنکبوت مقاومت بالایی دارد و درعین حال بسیار سبک و انعطاف پذیر است از این رو برخی آن را فولاد زنده نامیده اند. این فولاد آن قدر محکم است که می توان از آن توری ساخت. و با آن یک بوئینگ ۷۴۷ را متوقف کرد و در عین حال، آن قدر سبک و انعطاف پذیر است که می توان از آن لباس تهیه کرد. بنابر این، کاربردهای آن در پزشکی و صنعت زیاد است.

حالا با شناسایی گونه ای از عنکبوت ها که تارهایی با خاصیت الکتریکی تولید می کنند از این پس باید ویژگی جدیدی را به استحکام و سبکی تار عنکبوت اضافه کرد:خاصیت برق گرفتگی که به زودی بر کارایی این ساختار ارزشمند طبیعی افزوده می شود.

یافته های جدید محققان دانشگاه آکسفورد نشان می دهد گونه ای عنکبوت وجود دارد که تار آن الکتریسیته ساکن در خود دارد، دقیقا مانند موهای گربه که پس از مالش دادن با بادکنک در این وضعیت قرار می گیرد.این محققان به تازگی نتایج دستاوردی جالب توجه را در نشریه Biological Letters منتشر کرده اند

 

بیش تر ما کما بیش عنکبوت ها را می شناسیم آن ها در جاهای مختلفی یافت می شوند. خانه ها، خرابه های متروکه و جنگل ها، باغ ها و … و تقریباً در تمام نقاط کره زمین یافت می شوند. بنابراین در هر وضعیت آب و هوایی قادر به سکونت هستند.

بیش از هزاران نوع عنکبوت در نقاط مختلف جهان شناخته شده است که اندازه های بسیار گوناگونی دارند. کوچک ترین آن ها از یک دانه ی برنج ریزتر و بزرگ ترین آن ها از کف دست ما بزرگ تر است.

عنکبوت ها        عنکبوت ها

  آن ها بیش تر از حشرات تغذیه می کنند. اما بعضی از آن ها از عنکبوت های کوچک تر قورباغه ها و حتی ماهی ها به عنوان غذایی لذیذ استفاده می کنند.

 

بدن عنکبوت از دو قسمت اصلی تشکیل شده است.

عنکبوت هاسر و قفسه سینه
عنکبوت هاشکم

در جلوی سر سینه یک جفت اندام استوانه ای وجود دارد که یک نیش در انتها و دندانه هایی کوچک در اطراف نیش وجود دارد.

عنکبوت ها

این اندام جنگالی شکل را چنگال یا کلیسه می گویند.

عنکبوت برای شکار، سم خود را از نوک کلیسه وارد بدن طعمه می کند. و بعدش از مرگ از همین چنگال ها مایعی را وارد بدنش می کند این مایع سبب می شود که محتویات داخل بدن موجود شکار شده به یک سوپ رقیق تبدیل شود.

آن وقت عنکبوت این سوپ رقیق را با کمک دهان و معده قوی خود می مکد بنابراین این چنگال ها برای عنکبوت ها نقش حیاتی دارند.

قسمت کناری بیرونی به وسیله ی دو اندام باریک و کشیده به نام پالپ محافظت می شوند.

پالپ ها هاعضو اصلی حس چشایی هستند و نقش زبان را ایفا می کنند. عنکبوت ها دو چشم دارند که در قسمت جلو سر قرار دارند. چشم ها در بعضی عنکبوت ها از جمله عنکبوت گرگی یا جهنده بسیار قوی است.

گروهی دیگر  مانند عنکبوت های توربان حس بینایی ضعیف تری دارند. در بخش کناری سر سینه هشت پا قرار دارد.

پاها در حرکت شکار و دیگر فعالیت ها نقش دارند.

 

بدن

قسمت دوم شکم است شامل قلب معده اعضای تنفسی و غده های تولید تار

تارهای عنکبوت

تارهای عنکبوت در متال باغ ها و حتی روی گل ها دیده ایم عنکبوت ها به وسیله ی غده های موجود در انتهای شکم آن را تولید می کنند.

عنکبوت ها

عنکبوت ها با این رشته ها تورهایی پر از پیچ و خم می سازند سپس روی تور با قطره های ریز و چسبنده ای که ترشح می کنند می پوشانند وقتی حشره ای به طور تصادفی روی تور بیفتد قطره های چسبناک مانع فرارش می شوند.

عنکبوت نیز لرزش های تور که ناشی از به دام افتادن حشره است حس کرده به طرف او می رود و ابتدا با سم او را از بین می برد و بعد از جسدش تغذیه می کند.

 

باید دانست البته همه ی عنکبوت تار نمی بافند عنکبوت ها تخم های خود را در کیسه هایی که از رشته های تاری ساخته اند قرار می دهند و آن را در شکافی در تنه درختان و یا دیوارها پنهان می کنند.

برخی نیز کیسه ی تخم را در حالی که هنوز به انتهای شکم وصل است به خود حمل می کنند. وقتی نوزاد ها از تخم خارج می شوند کیسه را پاره کرده از بیرون می آیند.

 

 

تنیدن تار

بیشتر عنکبوت‌ها تار می‌تنند که معمولاً به صورت رشته‌ای پروتئینی از غده‌های تارتنِ انتهای شکم آن‌ها ترشح می‌شود. بسیاری از گونه‌ها از تار برای شکار استفاده می‌کنند؛ به این صورت که توری یا پرده‌ای می‌تنند که حشرات در آن به دام می‌افتند؛ ولی گونه‌های فراوانی هم هستند که آزاد شکار می‌کنند. از تار برای بالا رفتن از جایی، ایجاد دیوارهای هموار در لانه‌های زیرزمینی، ساختن ساک تخم، درپیچیدن صید، و نگهداری موقت اسپرم، و خیلی کارهای دیگر استفاده می‌شود.

 

تار عنکبوت از نخ‌های ابریشم مانند درست شده است. نخ‌هایی که خودش ایجاد کرده و خودش ریسیده است و از آن نخ‌ها تار را بافته است. کارتونک (عنکبوت) تار را به شکل هندسی و محکم در می‌آورد و برای شکار مگس دام قرار می‌دهد. این تارها ابتدا به صورت مایع هستند و به شکل نخ نازکی از بدن عنکبوت خارج می‌شوند و سپس در تماس با هوا خشک شده و مانند نخ می‌شوند. قطر تار عنکبوت حدود یک دهم تار موی انسان است. این تارهای صاف و شفاف، بسیار نرم و سبک و در عین حال بسیار مقاوم هستند. حتی می‌توان گفت تار عنکبوت از فولاد هم سخت‌تر است. پروتئینی که عنکبوت را قادر می‌سازد خود را آویزان کند و همچنین به شکار طعمه کمک می‌کند، نظر دانشمندان را به خود جلب کرده است. مولکول‌های این پـروتئین بسیار کشسان و قـوی هستند، تقریباً ۲۰ برابر از نایلون کشسان‌تر و ۹ برابر از فولاد در قطر مساوی قوی‌تر است.

 

 

کارتونک، پل‌هایی نیز می‌سازد که به وسیله آن از جوی‌ها عبور می‌کند و از گودال‌های ژرف می‌گذرد. پل کارتونک نخی است باریک که خودش آن را ریسیده است و به وسیله باد، دو سوی جوی یا گودال را به هم وصل می‌کند. آنگاه خود را با سرعتی عجیب روی آن می‌لغزاند تا از آن عبور کند. عنکبوت خندق‌های زمینی و پناهگاه‌های محکم می‌سازد و برای آن‌ها درهای محکمی قرار می‌دهد و وسائل گریز از خطر را در آن‌ها آماده می‌کند.

 

 

کالبدشناسی

عنکبوت‌ها با حشرات و کرم‌ها متفاوتند، بدنشان دو قسمتی است: پیش‌تنه و پس‌تنه. تنها عنکبوت‌های قاتل از این قاعده مستثنی هستند که سینه‌شان ظاهراً به دو قسمت مجزا تقسیم شده است، خانواده بندشکمان که گونه‌ای کم و بسیار قدیمی هستند نیز استثنا می‌شوند، چون قسمت خارجی شکم ظاهر نیست. شکم و سینه توسط یک کمر باریک که به آن پایک یا حلقه پیش‌تناسلی گفته می‌شود به هم متصل است. این حلقه آخرین بخش سینه به‌شمار می‌آید که در برخی گونه‌های عنکبوت‌ها استحاله یافته است.

 

همه عنکبوت‌ها ۸ پا دارند، اگر چه برخی گونه‌های شبه عنکبوت از پاهای جلویی برای تقلید استفاده می‌کنند که آن‌ها در واقع جز عنکبوت‌ها محسوب نمی‌شوند، چشم‌هایشان دارای عدسی‌های مستقل و سریع‌تر از چشمهای مرکب است که برای مسافت‌یابی در شب یا روز بویژه برای عنکبوت های جهنده برای شکار مؤثر است. آن‌ها شاخک‌ها یا موهای جلوی دهانی دارند که در بلع غذا کمک می‌کند، در برخی گونه‌ها در انتهای شاخک‌ها اعضایی تکامل یافته که برای جفت‌گیری استفاده می‌شود، آن‌ها در پاهایشان موهای حساسی دارند که برای ردیابی شکار یا تعیین موقعیت، مانند حسگرهای فوق پیشرفته عمل می‌کنند.

 

عنکبوت‌ها معمولاً دارای ۸ چشم در چیدمان‌های مختلفند، حقیقت این است که این چیدمان در گونه‌های مختلف متفاوت است، بیشترین گونه از ساده‌مادینهها دارای ۶ چشم هستند، اگرچه برخی مانند عنکبوت‌های سیاه غرب هشت‌چشمی و برخی مانند و برخی مانند عنکبوت زره‌پوش چهارچشمی (Tetrablemma) چهار چشمی هستند، گاهی یک زوج چشم از بقیه رشد یافته ترند، در برخی گونه‌های عنکبوت‌های غاری هیچ چشمی وجود ندارد، چندین خانواده عنکبوتهای شکارگر مثل جهنده‌ها یا عنکبوتهای گرگی بینایی بسیار عالی دارند، قدرت بینایی عنکبوتهای جهنده دیدن رنگ‌ها را برایش به ارمغان آورده است.

 

عنکبوت‌های تارافکن دارای عدسی‌های چشمی بزرگی هستند که به آن‌ها حتی شب هنگام و با جمع آوری نوری اندک دید با کیفیت و وسیع داده است. به هر حال بیشتر عنکبوت‌ها که لابلای گل‌ها، شبکه تارها یا دیگر موقعیتهای ثابت برای شکار کمین می‌کنند، بینایی بسیار کمی دارند. در عوض آن‌ها حساسیت فوق العاده‌ای در برابر ارتعاشات دارند که به آن‌ها در گرفتن شکار کمک می‌کند. حس کردن این ارتعاشات توسط حسگرهای قوی می‌تواند روی سطح آب یا خاک و یا شبکه تاری آن‌ها باشد. همچنین تغییرات فشار هوا که آن نیز در شکار جانوران دیگر مؤثر است.

 

دستگاه گوارش

عنکبوت‌ها فقط در حالت آبکی می‌توانند غذای خود را بخورند، به همین منظور آن‌ها از نوعی ماده برای آبگون کردن بافتهای شکارشان استفاده می‌کنند. پیامد تزریق این ماده به بدن جانور قربانی آبکی شدن نسوج آن و درست شدن نوعی سوپ است که عنکبوت آنرا می‌مکد. موهای اطراف دهان به عنوان صافی ضد عبور قسمتهای جامد شکار عمل می‌کنند، قسمتهای غیر قابل مصرف و پوشش خالی بیرونی دور انداخته می‌شوند. خیلی از عنکبوت‌ها شکارشان را برای مدت کوتاهی نگه می‌دارند، آن‌ها بعد از تزریق زهر به بدن شکارشان آن را در نخ ابریشمی، داخی شبکه تارشان پیچیده و رها می‌کنند تا جانور آخرین تقلاهای زندگی‌اش را بکند و بعد از آنکه مرد، به سراغش می‌روند.

 

عنکبوت‌ها توانایی هضم کردن بافته‌های ابریشمی خویش را دارند، بنا بر این برخی عنکبوت‌ها بعد از استفاده، آن‌ها را می‌خورند! وقتی عنکبوت رشته‌ای را می‌سازد هنگام باز گشت آنرا به سرعت مصرف می‌کند. اندازه: عنکبوت‌ها انداره‌ها متنوعی دارند، کوچک‌ترین آن‌ها مربوط به خانواده عنکبوتهای کوتوله با اندازه‌ای کمتر از ۱ میلیم‌تر و بزرگ‌ترین و سنگین‌ترین آن‌ها به خانواده رطیل‌ها با اندازه‌ای بین ۹۰ الی ۲۵۰ میلیمتر تعلق دارد.

 

 

 

فروش طرح توجیهی ، طرح اشتغالزایی ، راه اندازی طرح پرورش کاکتوس علوفه ای

 Image result for ‫کاکتوس علوفه ای‬‎

کاکتوس علوفه ای جایگزین مناسب خوراک دام در مناطق گرمسیری کشور

در سال ۱۳۸۳ با حضور نماینده تونسی شرکت ایکاردا در ایران و معرفی کاکتوس علوفه‌ای، این گیاه توسط سازمان منابع طبیعی و جنگلداری ایران از لحاظ سازگاری با شرایط زیست ـ محیطی کشور مورد بررسی قرار گرفت و تایید شد. بعد از آن وزارت جهاد کشاورزی با ایجاد مزارع آزمایشی، طرح کاشت کاکتوس علوفه‌ای را در چند استان کشور، از جمله فارس، بوشهر، خوزستان، ایلام و… در مدت سه سال به مرحله اجرا درآورد .کاکتوس علوفه‌ای گیاهی چند منظوره است که می‌تواند در شرایط سخت خشکسالی بیش از ۳۰- ۲۵ درصد نیاز دام کشور را تامین نماید.

کـاکـتـوس عـلـوفه‌ای بــا نــام عــلــمــی Opuntiaficus-indica گونه‌ای از کاکتوس‌ها است که امکان کشت گسترده آن در کشور وجود دارد. این گیاه باارزش که مقاومت زیادی در برابر کم‌آبی و شرایط نامساعد جوی دارد می‌تواند به‌عنوان منبع باارزشی در تامین علوفه مورد نیاز کشور مورد توجه قرار گیرد. میوه این‌گونه از کاکتوس‌ مصرف خوراک انسانی دارد و از ساقه آن نیز می‌توان برای تامین علوفه استفاده کرد. در این گزارش به جنبه‌های مختلف سرمایه‌گذاری در اینگونه گیاهی می‌پردازیم که در ادامه پیش‌رو دارید.

 

 

این گیاه از سال ۸۳ وارد کشور شد و طرح‌های تحقیقاتی و مطالعاتی کشت گسترده آن در همان زمان انجام شد اما بنا به دلایلی در ادامه راه متوقف شد و در حال حاضر هم کشت گسترده آن در کشور صورت نمی‌گیرد اما قابلیت‌های خوبی برای سرمایه‌گذاری دارد. وی ادامه می‌دهد: این گیاه دارای ویژگی‌های خاصی است که سرمایه‌گذاری روی آن را اقتصادی می‌کند اما در مناطقی که زمستان‌های سردی دارد قابل کشت نیست. اما اگر تحقیقات مناسبی روی این گیاه انجام شود می‌تواند آن را به یکی از منابع اصلی تامین علوفه در کشور تبدیل کند.

 

  در حال حاضر در مناطق آفریقایی و بخش‌هایی از آمریکا کشت این گیاه به‌صورت گسترده انجام می‌شود و کشورهای آمریکا، آرژانتین، مکزیک و تونس و بسیاری از کشورهای دیگر، بخش مهمی از علوفه دام خود را از کاکتوس بدون خار تامین می‌کنند. در کشور ما تامین علوفه موضوعی بسیار جدی است و به دلیل محدودیت‌های منابع آبی این امر تبدیل به یک دغدغه همیشگی شده است. کاشت کاکتوس علوفه‌ای با مقاومت ویژه‌ای که به وضعیت نامساعد محیطی از جمله درجه حرارت‌های بالا و خشکی‌های طولانی‌مدت و خاک‌های فقیر دارد می‌تواند راه مناسبی برای حل بخشی از این مشکل باشد

 

یکی از مزیت‌هایی که کشت این گیاه را اقتصادی می‌کند هزینه‌های پایین کشت و تکثیر آن است که در کاهش هزینه‌های تولید بسیار موثر است و به لحاظ اقتصادی مزیت‌های خوبی را برای توسعه کشت کاکتوس بدون خار در کشور به وجود می‌آورد. وی ادامــه مـی‌دهـد: در بازار‌های جهانی هم تقاضای مناسبی برای این محصول وجود دارد بنابراین در صورت عدم استقبال تولید‌کنندگان و دامداران کشور می‌توان برای صادرات این محصول برنامه‌ریزی کرد. عرب می‌گوید: کشت کاکتوس علوفه‌ای بسیار اقتصادی است و تنها هزینه‌های بذر و کشت اولیه و هزینه‌های برداشت آن مدنظر است و چون بسیار مقاوم است هزینه‌های داشت از قبیل هزینه‌های کود و سم و آبیاری و… بسیار پایین و در حد صفر است. 

 

این گیاه از طریق کشت بافت هم قابل تکثیر است اما مهم‌ترین روش تکثیر کاکتوس علوفه‌ای با استفاده از قطعات بوته کاکتوس و قلمه‌زنی امکان‌پذیر است. قطعات مورد نیاز برای تکثیر، از بوته‌های سرحال و سالم تهیه می‌شود. بنابراین به‌راحتی قابل تکثیر است و از این نظر نیز هزینه‌های به‌مراتب کمتری نسبت به دیگر گیاهان علوفه‌ای دارد. 

 

براساس مطالعات انجام شده در زمینه تحقیقات بازار این محصول و براساس میانگین قیمت‌های خوراک دام در کشور این محصول با قیمت هر تن ۷۰۰ هزار تا یک میلیون تومان در بازار قابل فروش است بنابراین در هر هکتار به‌طور متوسط حدود ۱۰۰ میلیون تومان محصول خواهید داشت، این درحالی است که در محصولی مانند برنج این رقم ۲۴ تا ۳۰ میلیون تومان تخمین زده می‌شود. از این رو اقتصادی است تا توجه ویژه‌ای به کشت گسترده این محصول در کشور انجام گیرد.

 

 

مواد مغذی کاکتوسظ
این گیاه دارای ذخیره انرژی بالایی به صورت بافت نشاسته‌ای بوده و مقدار زیادی املاح معدنی دارد که می‌توان با یک جیره مناسب به صورت تلفیقی با سایر گونه‌های مرتعی، خصوصا خانواده گراس‌ها، بخش اعظم نیاز غذایی دام را تامین کرد. کاکتوس‌های بدون خار دارای ۸۰% آب و ۵/۱-۲% پروتئین و حدود ۵/۱% چربی و ۶/۸ % فیبر هستند
برداشت کاکتوس علوفه‌ای
کاکتوس علوفه ای را در انتهای فصل رشد برداشت کرده و به وسیله‌ی داس از بوته‌ها جدا می‌کنند. میزان برداشت کاکتوس علوفه‌ای بستگی به سن گیاه، تراکم گیاه و میزان بارندگی منطقه دارد به گونه ای که با بارندگی ۲۰۰ تا ۶۰۰ میلیمتر، ۲۰ تا ۴۰۰ تن در هکتار علوفه تر تولید می کنند. بر اساس شرایط آب و هوایی ایران انتظار است از هر هکتار مرتع آن در سال، به طور متوسط بیش از ۱۰۰ تن برگ گوشتی بدست آید. بطور متوسط در سال اول ۲-۴ برگ از هر بوته برداشت می‌شود و به مرور تعداد آن افزایش می‌یابد. کاکتوس‌های برداشت شده در محیط خشک و سایه نگهداری و سطح آنها را با کاه و کلش به قطر ۵-۱۰ سانتی متر پوشش می‌دهند و به منظور جلوگیری از پوسیدگی هر ۴-۶ هفته زیر و رو می‌گردند. در شرایط مناسب کاکتوس‌های علوفه‌ای را می‌توان به مدت ۶ ماه نگهداری کرد

کشورهای امریکا، آرژانتین، مکزیک و تونس و بسیاری از کشورهای دیگر، بخش مهمی از علوفه دام خود را از کاکتوس بدون خار تامین می‌کنند. در کشور ما تامین علوفه موضوعی بسیار جدی است و به دلیل محدودیت‌های منابع آبی این امر تبدیل به یک دغدغه‌ی همیشگی شده است. کاشت کاکتوس های علوفه ای با مقاومت ویژه ای که به وضعیت نامساعد محیطی از جمله درجه حرارت های بالا و خشکی های طولانی مدت و خاک های فقیر دارند می‌تواند راه مناسبی برای حل قسمتی از این مشکل بوده و جایگزین مناسبی برای ذرت علوفه ای و دیگر محصولات با نیاز آبی بالا باشد.

گونه کاکتوس علوفه ای Opuntia ficus-indica نباید در معرض چرای مستقیم دام باشد زیرا بزاق دام به عنوان عامل بازدارنده مانع رشد مجدد پد گیاه از قسمت قطع شده می گردد. بنابراین کشت و پرورش این گیاه در شرایط قرق صورت می گیرد و پس از استقرار، پدها قطع و با خرد نمودن آنها به قطعات کوچک تغذیه به صورت دستی انجام می شود.

با توجه به فشار چرای دام روستایی بر مراتع، تصور کنید که کاشت و پرورش این گیاه در مزرعه کشاورزان و سپس ارائه آن به دام چه نقش به سزایی در کاهش فشار وارد بر مراتع حریم روستا می تواند داشته باشد.

 

 

مزیت‌های سرمایه‌گذاری در کشت کاکتوس علوفه‌ای

کاکتوس‌ علوفه‌ای یا کاکتوس‌ بدون خار دارای ۸۰ درصد آب و ۱/۵ تا ۲ درصد پروتئین و حدود ۱/۵ درصد چربی و ۸/۶ درصد فیبر هستند که می‌تواند منبع مناسبی برای تامین خوراک دام در کشور باشد. جعفر امیری، کارشناس کشاورزی درخصوص مزیت‌های کشت کاکتوس علوفه‌ای به «فرصت امروز» می‌گوید: کاکتوس علوفه‌ای به دلیل مقاومت بالایی که در برابر کم‌آبی دارد می‌تواند به‌عنوان گونه‌ای جدید در تامین علوفه مورد نیاز کشور مطرح باشد و کشور را از واردات علوفه تا حد زیادی بی‌نیاز کند.

 

معرفی کاکتوس علوفه‌ای

کاکتوس علوفه‌ای، گیاهی است چند ساله و گوشتی که در آب و هوای گرم و خشک با استفاده از حداقل رطوبت خاک رشد و نمو می یابد و تاج رویشی قابل ملاحظه‌ای را تولید می‌کند. این گیاه بسیار مقاوم و کم توقع بوده و می‌تواند تحولی در مراتع تخریب شده مناطق گرمسیری کشور بوجود آورد. کاکتوس علوفه‌ای یک گونه چند منظوره بوده که علاوه بر علوفه، میوه‌های بسیار شیرین و مقوی دارد و در برخی کشورها، بازار خوبی را به خود اختصاص داده است. این گیاه دارای خواص دارویی است و عسل حاصل از این گیاه از مرغوب‌ترین عسل‌ها بوده که این امر خود می‌تواند امکان فعالیت پرورش زنبور را در کنار کشت این علوفه به وجود آورد و منبع درآمدی مضاعفی برای کشاورزان باشد. در صورت تولید میوه کاکتوس هر کیلوگرم آن ۴ تا ۸ دلار ارزش خواهد داشت.

شرایط مناسب رشد

 خاک مناسب برای کاشت کاکتوس علوفه‌ای باید حداکثر ۱۵- ۲۰ درصد خاک رس داشته و دارای زهکشی مناسب، عمیق و سبک باشد. بهترین ph برای کاکتوس علوفه‌ای حدود ۸/۲ تا ۸/۵ است. کاکتوس علوفه‌ای به شوری خاک حساس است و شوری خاک بیش از یک دسی زیمنس بر متر و درجه حرارت زیر صفر برای کاشت این گونه دو عامل محدودکننده محسوب می‌شوند.

 

نحوه تکثیر

روش تکثیر کاکتوس علوفه‌ای بسیار ساده است، تکثیر این گونه با استفاده از قطعات بوته کاکتوس امکان‌پذیر است. قطعات مورد نیاز برای تکثیر، از بوته‌های سر حال و سالم تهیه می‌شود. اندازه قطعات تهیه شده از بوته‌ها باید متوسط تا بزرگ باشد. این قطعات را در انتهای فصل رشد و با اعمال یک تنش  ملایم خشکی برداشت می‌کنند.

مواد مغذی کاکتوس

این گیاه دارای ذخیره انرژی بالایی به صورت بافت نشاسته‌ای بوده و مقدار زیادی املاح معدنی دارد که می‌توان با یک جیره مناسب به صورت تلفیقی با سایر گونه‌های مرتعی، خصوصا خانواده کراس‌ها، بخش اعظم نیاز غذایی دام را تامین کرد. کاکتوس‌های بدون خار دارای ۸۰% آب و ۱/۵-۲% پروتئین و حدود ۱/۵% چربی و ۸/۶ % فیبر هستند.

برداشت کاکتوس علوفه‌ای

زمان کاشت کاکتوس علوفه‌ای در فصل پاییز و یک ماه قبل از شروع اولین بارندگی و نحوه کاشت به صورت دستی است. کاکتوس علوفه ای را در انتهای  فصل رشد برداشت کرده و به وسیله‌ی داس از بوته‌ها جدا می‌کنند.  میزان برداشت کاکتوس علوفه‌ای بستگی به سن گیاه، تراکم گیاه و میزان بارندگی منطقه دارد. بطور متوسط در سال اول  ۲-۴ برگ از هر بوته برداشت می‌شود و به مرور تعداد آن افزایش می‌یابد. کاکتوس‌های برداشت شده در محیط خشک و سایه نگهداری و سطح آنها را با کاه و کلش به قطر ۵-۱۰ سانتی متر پوشش می‌دهند و به منظور جلوگیری از پوسیدگی هر ۴-۶ هفته زیر و رو می‌گردند.

در شرایط مناسب کاکتوس‌های علوفه‌ای را می‌توان به مدت ۶ ماه نگهداری کرد. بر اساس برنامه‌ریزی‌های انجام شده در کشور، تا چند سال آینده تا ۴۰۰ هکتار از اراضی کشاورزی و مناطق مستعد به منظور تامین خوراک دام به زیر کشت کاکتوس علوفه‌ای خواهد رفت. بر اساس شرایط آب و هوایی ایران انتظار است از هر هکتار مرتع آن در سال، به طور متوسط بیش از ۱۰۰ تن برگ گوشتی بدست آید که پس از خرد کردن به تعلیف دام سبک و سنگین می‌رسد.

نحوه مصرف در جیره دام

کاکتوس علوفه‌ای نباید در معرض چرای مستقیم دام باشد زیرا بزاق دام به عنوان عامل بازدارنده مانع رشد مجدد گیاه از قسمت قطع شده می‌گردد. برای استفاده از آن در جیره، قطعات کاکتوس قطع شده را خرد نموده و آنها را به صورت قطعات کوچک به صورت دستی به دام داده می‌شود. این گیاه خوش‌خوراک بوده و شتر، بز، گوسفند و گاو تمایل فراوانی برای تغذیه از این گیاه نشان می‌دهند. تغذیه دام از این گیاه به ویژه در مناطق خشک دام را تا حد زیادی از نوشیدن آب بی نیاز می‌کند.

مبداء کاکتوس علوفه ای که به تازگی و به صورت تحقیقاتی در ایران کشت آن آغاز شده است از کشور تونس می باشد.

طبق برنامه ریزیهای انجام شده تا چند سال آینده تا ۴۰۰ هکتار از اراضی کشاورزی و مناطق مستعد کشور به منظور تامین خوراک دام به زیر کشت کاکتوس علوفه ای ومیوه ای خواهد رفت.

برای پرورش این محصول باید خاطرنشان کرد که در صورتی که میزان بارندگی ۲۰۰ تا ۶۰۰ میلیمتر باشد این نوع کاکتوسهای بدون خار ۲۰ تا ۴۰۰ تن در هکتار علوفه تر تولید می کنند.

کاکتوس های بدون خار دارای ۸۰% آب و ۵/۱-۲% پروتئین و حدود ۵/۱% چربی و ۶/۸ % فیبر هستند.

کاشت کاکتوس های علوفه ای با مقاومت ویژه ای که به وضعیت نامساعد محیطی از جمله درجه حرارت های بالا و خشکیهای طولانی مدت و خاکهای فقیر دارند در برخی از استانهای کشور قابل گسترش است. زمان کاشت آن در فصل پاییز و یک ماه قبل از شروع اولین بارندگی و نحوه کاشت به صورت دستی است.

این گیاه تحمل یخ زدگی طولانی مدت و آب ایستادگی و شوری آب و خاک را نداشته، اما در برابر خشکسالی و کم آبی بسیار مقاوم است و می تواند با میانگین بارش سالانه ۱۰۰ میلی لیتر رشد کند و جایگزین مناسبی برای ذرت علوفه ای و دیگر محصولاتی است که به آب زیادی نیاز دارند.

این کاکتوس تولید میوه نیز می کند، میوه کاکتوس در جامعه انسانی قابل استفاده است. این گیاه در اوایل بهار به گل می نشیند و میوه های شیرین متمایل به ملس، با گوشت و آب زیاد تولید می کند که دارای خواص درمانی متعددی می باشد که مهمترین آن مربوط به بیماری های گوارشی معده است.

کاکتوس علوفه ای، گیاهی است چند ساله و گوشتی که در آب و هوای گرم و خشک با استفاده ازحداقل رطوبت خاک رشد و نمو می یابد و تاج رویشی قابل ملاحظه ای را تولید می کند. این گیاه بسیار مقاوم و کم توقع بوده و می تواند تحولی در مراتع تخریب شده منطقه بوجود آورده و در پایین ترین کلاسهای خاک مرتعی رشد می کند.

از هر هکتار مرتع آن در سال، به طور متوسط بیش از ۱۰۰ تن برگ گوشتی بدست می آید که پس ازخرد کردن به تعلیف دام سبک و تعلیف دام سنگین می رسد.

این گیاه دارای ذخیره انرژی بالایی به صورت بافت نشاسته ای بوده و واجد تعداد کثیری از املاح معدنی است که بصورت تلفیقی با سایر گونه های مرتعی، خصوصا خانواده کراسها، بخش اعظم نیاز غذایی دام را تامین می کند.

 

 

فروش طرح توجیهی ، طرح اشتغالزایی ، راه اندازی طرح پرورش مار

 

Image result for ‫مار‬‎

 

 

مار، جانوری خزنده، گوشت‌خوار، کشیده (دراز) و بدون پا است که به دلیل نداشتن پلک و گوش بیرونی می‌توان آن‌ها را از مارمولک بی‌پا جدا کرد. مارها جانورانی، خونسرد، از گروه آب پرده داران و مهره‌دارانی است که بدنش از پولک‌هایی که با هم همپوشانی دارند، پوشیده شده‌است.

 

مار از ردهٔ خزنده‌چهرگان، زیرردهٔ دوکمانان، فرورده پولک‌سوسمارشکلان، بالاراستهٔ پولک‌خزندگان، راستهٔ پولک‌داران، زیرراستهٔ ماران (Serpentes) است.

 

بیشتر گونه‌های مار، جمجمه ای دارند که چندین مفصل بیشتر از اجداد مارمولکشان دارد. این جمجمه به آن‌ها اجازه می‌دهد تا شکارهای بسیار بزرگتر از سرشان را با کمک آرواره‌هایی که به شدت جابجایی پذیرند ببلعند. اندام درونی بدن مارها برای تطبیق بیشتر با بدن کشیده و درازشان، به گونه‌ای است که عضوهای جفت در آن‌ها مانند کلیه‌ها به جای آنکه در دو سوی بدن باشد، یکی پس از دیگری قرار گرفته همچنین بیشتر آن‌ها تنها یک شش دارند که کار می‌کند. برخی گونه‌های مار هنوز لگن خاصره دارند و یک جفت اندام بازماندهٔ ژنتیکی ناخن مانند در دو سوی پارگین آن‌ها دیده می‌شود.

 

مارها غیر از قطب جنوب، برخی خشکی‌های بزرگ مانند ایرلند و زلاندنو و بسیاری از جزیره‌های کوچک اقیانوس اطلس و مرکز اقیانوس آرام در همهٔ قاره‌ها زندگی می‌کنند. البته دریاماران در سراسر اقیانوس هند و آرام پراکنده شده‌اند. تا کنون نزدیک به ۲۰ تیره از مار که شامل ۵۰۰ سرده و نزدیک به ۳۴۰۰ گونه است، شناسایی شده است.

 

بزرگی طول مارها از ۱۰ سانتیمتر برای مار قلمی تا ۶٫۹۵ متر برای پایتون مشبک گسترده شده‌است. سنگواره‌ای از مار به نام تیتانوبوآ یافت شده است که ۱۳ متر طول داشته است. احتمالاً نسل مارها یا به مارمولک‌های آبی یا به مارمولک‌های زیرزمینی در دوران ژوراسیک با آخرین فسیل مربوط به ۱۴۳ تا ۱۶۷ میلیون سال پیش بازمی‌گردد. گوناگونی مارهای امروزی به نظر مربوط به دورهٔ پالئوسن در دورهٔ ۶۶ تا ۵۶ میلیون سال پیش است. قدیمی‌ترین توصیفی که از یک مار پیدا شده مربوط به پاپیروس بروکلین است.

 

بیشتر مارها زهر ندارند آن دسته‌ای که زهرآگین اند هم در درجهٔ نخست از آن برای شکار و کشتن طعمهٔ خود استفاده می‌کنند تا برای دفاع شخصی. برخی مارهای زهرآگین می‌توانند باعث زخم شدید در انسان حتی مرگ شوند. مارهای بی زهر شکار خود را می‌توانند زنده بخورند یا آن را نخست با پیچیدن به دور طعمه و فشردن می‌کشند سپس می‌خورند.

برای تماشای انواع مارها در برخی کشورها مکان‌های ویژه‌ای وجود دارد به نام مارسرا.

 

پراکندگی

 
نمایش تقریبی توزیع مار در جهان، قهوه‌ای کمرنگ مربوط به دریاماران و پررنگ مربوط به مارهای خاکی است.

در جهان بیش از ۲۹۰۰ گونه مار وجود دارد که از مدار قطبی یعنی اسکاندیناوی تا استرالیا پراکنده شده‌اند. مارها در همهٔ قاره‌ها به جز قطب جنوب، دریاها و ارتفاعات بیش از ۴۹۰۰ متر (۱۶۰۰۰ پا) در هیمالیای آسیا دیده می‌شوند. جزیره‌های فراوانی بدون مار اند مانند جزیره ایرلند، ایسلند و زلاندنو (البته آب‌های زلاندنو هر از گاهی میزبان مار دریایی شکم‌زرد و Laticauda colubrina است).

 

زیست

بزرگی

 
 

تیتانوبوآ ماری به طول ۱۲٫۸ تا ۱۳ متر بوده که اکنون منقرض شده است، پس از آن پایتون مشبک به طول ۶٫۹۵ متر قرار دارد که به عنوان بلندترین گونهٔ موجود مار ثبت شده است. مار آناکوندای سبز به طول ۵٫۲۱ متر هم به عنوان سنگین‌ترین مار جهان ثبت شده است.

در سوی دیگر ترین‌ها، کوچکترین مار موجود به نام مار نخی باربادوس (Leptotyphlops carlae) با طول ۱۰٫۴ سانتیمتر قرار دارد که کوتاه‌ترین مار جهان است. بیشتر مارها جانورانی کوچک اند و طولی کمتر از ۱ متر دارند.

 

حواس

بویایی

مارها با بو کشیدن شکار خود را پیدا می‌کنند. آن‌ها با کمک زبان چنگالی خود ذرات موجود در هوا را جمع‌آوری می‌کنند و آن را به اندام ژاکوبسون موجود در دهانشان منتقل می‌کنند تا بررسی شوند. دو شاخ بودن زبان به مارها کمک می‌کند تا به صورت همزمان به حس بویایی و چشایی جهت دار دست یابند. آن‌ها پیوسته زبان خود را حرکت می‌دهند تا از ذرات موجود در هوا، آب و خاک نمونه برداری کند، مواد شیمیایی موجود در آن‌ها را تجزیه و تحلیل کند تا تشخیص دهد که آیا شکار یا مزاحمی در محیط پیرامون قرار دارد یا خیر. زبان چنگالی برای مارهایی که به زیر آب می‌روند مانند آناکوندا هم به خوبی کار می‌کند.

بینایی

توان بینایی در میان مارها بسیار متفاوت است برخی مارها تنها می‌توانند روشنایی را از تاریکی تشخیص دهند در حالی که برخی دیگر بینایی خوبی دارند. اما نکتهٔ مهم دربارهٔ همهٔ آن‌ها این است که همهٔ آن‌ها به اندازهٔ کافی می‌بینند با اینکه ممکن است تیزبین نباشند اما می‌توانند حرکات طعمه را ردیابی کنند. در حالت کلی بینایی مارهای درختی از مارهای خاکی (زیرزمینی) بهتر است. برخی مارها مانند مار آسیایی تاک (Asian vine) دارای دید دوچشمی است، اما چشمانش می‌توانند بر روی یک چیز همزمان تمرکز کنند. در بیشتر مارها، جانور برای تمرکز بر روی یک جسم و دیدن آن، عدسی چشم نسبت به شبکیه پس و پیش می‌شود درحالی که در دیگر آب‌پرده‌داران عدسی چشم کش می‌آید. مردمک چشم مارهای شب زی، شکاف مانند است درحالی که مردمک چشم مارهایی که در روز بیدارند، به صورت گرد است.

حساسیت به پرتوهای فروسرخ

افعی‌های پیت، پایتون‌ها و برخی مارهای بوآ، در شیارهای عمیق پوزه‌شان گیرنده‌های حساس به پرتوهای فروسرخ دارند که به آن‌ها اجازه می‌دهد پرتوهای گرمای ناشی از بدن جانوران خونگرم مانند پستانداران را «ببینند». در افعی‌های پیت، این شیارها میان سوراخ‌های بینی و چشم‌ها قرار دارد. دیگر مارهای حساس به پرتوهای فروسرخ، حفره‌های کوچکی روی لب بالایی، درست زیر سوراخ بینی شان را پوشانده است که به کمک آن‌ها پرتوهای فروسرخ را تشخیص می‌دهند.

حساسیت به لرزش

بخشی از بدن مار که با زمین تماس دارد به شدت به لرزش حساس است درنتیجه می‌تواند کوچکترین لرزش در زمین یا هوا که در اثر حرکت جانوران نزدیک شونده ایجاد می‌شود را حس کند.

پوست

پوست مار از پولک پوشیده شده‌است. برخلاف این باور که مردم فکر می‌کنند مارها پوستی لزج مانند کرم دارند باید گفت کاملاً برعکس، مار، پوستی نرم با بافتی خشک دارد. بیشتر مارها با بهره‌گیری از پولک‌ها خاص شکم می‌توانند روی زمین بخزند یا از یک سطح بالا روند. پولک مار می‌تواند نرم، خاردار یا دانه‌ای باشد. پلک مارها شفاف است که به آن پولک‌های «تماشا» می‌گویند این پلک همواره بسته است.

فرایند ازدست دادن پولک‌ها، پوست‌اندازی نام دارد. برای یک مار لایهٔ کامل بیرونی پوست به صورت یک لایهٔ تکی کنده می‌شود.پولک‌های مار گسسته نیست مگر لایهٔ روپوست، به این ترتیب با هر پوست‌اندازی پولک‌ها دانه‌ای کنده نمی‌شوند بلکه به صورت یک لایهٔ بیرونی از جا در می‌آیند مانند جورابی که پشت رو شده باشد.

 

شکل و شمار پولک‌ها روی سر، پشت و شکم مارها ویژه است و از آن برای کاربردهای آرایه‌شناسی استفاده می‌شود. نامگذاری پولک‌ها در درجهٔ نخست بر پایهٔ جای آن‌ها در بدن مار است. برای نمونه، می‌توان به مارهای کائنوفیدیان (Caenophidia) اشاره کرد: گستره و ردیف‌های پولک‌های پشتی متناظر با مهره‌های دمی است و به دانشمندان اجازه می‌دهد تا بدون کالبدشکافی مهره‌های جانور را بشمارند.

مارها مانند جانوران دیگر پلک ندارند بلکه چشمان آن‌ها با پولک‌های شفاف پوشانده شده‌است. چشم‌های مار همواره باز است تنها برای خواب شبکیه چشم بسته می‌شود یا صورتشان را در لایه‌های بدن فرو می‌برند و آن را می‌پوشانند.

پوست‌اندازی

 
چوبدست اسقلبیوس، نماد پزشکیپوست‌اندازی چندین کاربرد دارد، نخست آنکه پوست کهنه و فرسوده با پوست تازه جایگزین می‌شود. دوم آنکه کمک می‌کند تا جانور انگل‌ها را از خود دور کند. باور بر آن است که در جانورانی مانند حشرات، پوست‌اندازی کمک می‌کند تا بدن رشد کند اما این مسئله برای مارها هنوز مورد بحث است.
 

فرایند پوست‌اندازی چندین بار در زندگی یک مار روی می‌دهد. پیش از هر پوست‌اندازی مار از خوردن پرهیز می‌کند و اغلب پنهان می‌شود یا به یک جای امن می‌رود. درست پیش از پوست‌اندازی، پوست مار خشک و کدر می‌شود و چشم‌ها به رنگ آبی کدر (ابری) در می‌آید. سطح درونی پوست کهنه مایع می‌شود، این باعث می‌شود تا پوست کهنه از پوست نو که در زیر قرار دارد جدا شود. پس از چند روز چشم‌ها دوباره شفاف می‌شود و مار به بیرون از پوست کهنه می‌خزد. پوست کهنه در نزدیکی دهان می‌شکند و مار می‌تواند با مالیدن خود بر روی سطح‌های زبر بیرون بیاید. در بیشتر موارد پوست کهنه رو به پشت و از سر تا دم کنده می‌شود مانند یک جوراب که پشت رو شده باشد. پوست تازه بزرگتر و روشن‌تر است.

 
چشم‌های آبی و کدر یک مار پیش از پوست‌اندازی.

یک مار بالغ یک یا دو بار در سال پوست‌اندازی می‌کند در حالی که یک مار جوان و در حال رشد می‌تواند تا چهار بار در سال این کار را انجام دهد. پوست مردهٔ کنده شده به خوبی الگوی پولک‌های بدن مار را نشان می‌دهد اگر پوست کنده شده آسیب ندیده باشد از روی آن می‌توان مار را شناسایی کرد.[۱۷] این نو شدن دوره‌ای در مارها باعث شده تا مار به نماد بهبودی و پزشکی تبدیل شود.

استخوان‌بندی

 

 
جمجمهٔ یک شاه کبرا

استخوان‌بندی بیشتر مارها تنها از یک جمجمه، لامی، ستون مهره‌ها و دنده تشکیل شده‌است البته مارهای خانوادهٔ هنوفیدیا بازمانده‌هایی از لگن خاصره و اندام‌های پشتی از نسل‌های قبل، در آن‌ها بجای مانده است.

جمجمهٔ مار شامل یک بخش صلب و کامل برای اعصاب (neurocranium) است که بسیاری از استخوان‌های دیگر اتصال ضعیفی به آن دارند بویژه استخوان‌های فک که برای خوردن شکارهای بزرگ به آسانی جابجا می‌شوند. سمت راست و چپ فک پایینی تنها با یک رباط انعطاف‌پذیر به هم وصل شده‌اند از این رو می‌توانند به میزان زیادی از هم فاصله بگیرند. بخش انتهایی استخوان‌های فک پایینی با یک استخوان چهارگوش (quadrate) مفصل شده‌اند که این اتصال به تحرک بیشتر فک کمک می‌کند. همچنین استخوان چهارگوش و استخوان‌های مربوط به فک پایینی به مار کمک می‌کنند تا هر گونه لرزشی در زمین را حس کنند. چون هر لبهٔ فک می‌تواند به طور مستقل نسبت به دیگری جابجا شود مارها فک خود را بر روی سطح به صورت شل و آزاد می‌گذارند تا بتوانند صداهای پیرامون را به صورت استریو دریافت و شکار را شناسایی کنند. مارها با وجود نداشتن گوش بیرونی و استخوان‌های کوچک گوش که مکانیسم تطبیق امپدانس را به عهده می‌گیرند؛ می‌توانند با کمک گذرگاه اتصال فک -استخوان چهارگوش – استخوان رکابی، لرزش و حرکت‌های به اندازهٔ یک آنگستروم را نیز حس کند.

 
ناخن‌های بیرون زده از زیر مار پایتون

استخوان لامی، استخوانی کوچک است که در پشت و بخش زیرین جمجمه، در ناحیهٔ «گردن» قرار دارد و به عنوان اتصالی برای زبان مار عمل می‌کند، این پدیده در چهاراندامان نیز وجود دارد.

ستون مهره‌های مار بین ۲۰۰ تا ۴۰۰ (یا بیشتر) مهره دارد. مهره‌های دم نسبتاً کم اند (اغلب کمتر از ۲۰٪ کل) و دنده‌ای به آن‌ها وصل نیست در حالی که مهره‌های دیگر هر کدام دو دنده دارند. مهره‌های مار به قدری قوی اند که به جانور اجازه می‌دهند با اتصال ماهیچه‌های نیرومند به آن بدون داشتن اندام حرکتی به آسانی جابجا شوند. دم بیشتر مارها برخلاف مارمولک نمی‌تواند بدون آسیب از بدن جدا شود.

برخی مارها بویژه مار بوآ و پایتون‌ها بقایایی از اندام‌های اجداد زیستی شان را هنوز دارند بخصوص یک جفت اندام کوچک که مانند ناخن تیز به‌جای پا از دو سوی پارگین بیرون زده‌است، نمود خارجی از اندام‌های بجای مانده از نسل‌های قبل است.

 

اندام‌های درونی

 

 
اندام‌های درونی مار، به ترتیب: ۱) مری، ۲) نای، ۴) شش چپ که کوچکتر است، ۵) شش راست، ۶) قلب، ۷) کبد، ۸) معده، ۹) کیسهٔ هوا، ۱۰) کیسه صفرا، ۱۱) لوزالمعده، ۱۲) طحال، ۱۳) روده، ۱۴) بیضه، ۱۵)کلیه‌ها

قلب مار در یک کیسه احاطه شده‌است که به آن پیراشامه می‌گویند. قلب در بخش دو شاخ نایژه قرار دارد اما به گونه‌ای نیست که در آنجا ثابت باشد بلکه به دلیل نبود دیافراگم می‌تواند حرکت کند. این ویژگی به مار کمک می‌کند تا هنگامی که شکارهای بزرگ را می‌بلعد به قلبش آسیبی وارد نشود. طحال مار به کیسهٔ صفرا و لوزالمعده چسبیده‌است و خون را فیلتر می‌کند. تیموس در بافت چربی بالای قلب قرار دارد و مسئول ساخت گلبول سفید در خون‌است. دستگاه گردش خون در مار بسیار قابل توجه‌است چون یک درگاه سامانهٔ کلیوی دارد به این معنی که خونی که از دُم مار می‌آید نخست از کلیه‌ها رد می‌شود بعد به قلب بازمی‌گردد.

از آنجایی که هر چیزی در بدن مار باید لوله‌ای و باریک باشد، شش چپ مار معمولاً کوچک است یا گاهی مارها اصلاً این شش را ندارند. در بیشتر گونه‌های مار تنها یک شش کار می‌کند. این شش شامل یک بخش پیشین‌است که اندام‌های خونی دارد و بخش پشتی که در مبادلهٔ گازها همکاری نمی‌کند. در برخی مارهای آبی، از شش کوچکتر در استاتیک شاره‌ها برای تنظیم شناوری مار استفاده می‌شود اما کاربرد آن در مارهای خاکی هنوز روشن نیست. بسیاری از اندام‌هایی که در بدن جانوران زوج است مانند کلیه یا اندام جنسی، در بدن مار به گونه‌ای چیده شده‌اند که یکی پشت سر دیگری قرار گرفته‌است.

مارها غدد لنفاوی ندارند.

دندان

مار از جمله جانورانی است که دندان‌هایش پیوسته جایگزین می‌شوند.

زهر

 
شیرمار که اغلب با مار مرجانی که زهر آن برای انسان کشنده است، اشتباه می‌شود.

مارهای کبرا، گرزه‌ماران و گونه‌های نزدیک به آن‌ها همگی از جمله مارهایی اند که برای بی حرکت کردن یا کشتن شکارشان از زهر استفاده می‌کنند. زهر در اصل همان بزاق اصلاح شدهٔ مار است که از طریق نیش (دندان‌های مار) به شکار می‌رسد. نیش مارهای زهرآگین پیشرفته مانند گرزه‌ماران و کفچه‌ماران معمولاً پیش از نیش زدن تهی است تا هنگام تزریق زهر کاراتر عمل کند درحالی که در مارهایی مانند boomslang تنها یک شیار در لبهٔ پشتی دارند تا زهر را به زخم شکار منتقل کنند. مارها معمولاً از زهر برای شکار کردن استفاده می‌کنند و کمتر از آن در دفاع بهره می‌گیرند.

زهر برای مارها مانند دیگر مایعات بزاقی به عنوان کمکی در هضم غذا و شکستن ترکیبات پیچیدهٔ آن به مواد خوراکی محلول کاربرد دارد. حتی گزیدگی مارهای غیرسمی (مانند گاز گرفتگی یا گزیدگی دیگر جانوران) در محل زخم ایجاد آسیب در بافت‌ها می‌کند.

برخی پرنده‌ها، پستانداران و گونه‌هایی از مارها (مانند شه‌مار) که خوراکشان مارهای سمی است، بدنشان نسبت به آسیب زهر برخی مارها مقاوم شده است. مارهای زهرآگین شامل سه خانواده از مارها است و یک دستهٔ مستقل در آرایه‌شناسی به آن تعلق نمی‌گیرد.

برخی بر این باورند که عبارت مار زهرآگین کاملاً درست نیست چون زهر یا تنفس می‌شود و یا خورانده، اما زهر مارها تزریق می‌شود.با این حال دو استثناء میان مارها وجود دارد، نخست مار رابدوفیس است که زهر را از بدن وزغ‌هایی که می‌خورد می‌گیرد و آن را از غدد گردنی به سمت مزاحمان ترشح می‌کند. استثنای دوم مربوط به جمعیت اندکی از مار بندجورابی در اورگن است که به اندازهٔ کافی زهر از سمندرهای آبی که می‌خورد در کبدش ذخیره می‌کند تا برای شکارچیان پیرامون مانند روباه‌ها و کلاغ‌ها مسموم باشد.

ترکیب زهرمار در گونه‌های مختلف و همین‌طور در هر گونه بر اساس سن، فصل و زمان آخرین ترشح متفاوت است. ترکیبات اصلی آن پروتئین و پلی‌پپتیدهایی که خاصیت آنزیمی و سمی دارند. زهر مارها ترکیبی پیچیده از پروتئین‌ها است که در غدد زهر در پشت سر مار ذخیره می‌شود.غدد زهر در دو طرف سر و در غلافی ماهیچه‌ای قرار دارند. در همهٔ مارهای زهردار این غدد رو به مجراهایی به سمت دندان‌های خالی یا شیاردار فک بالایی باز می‌شوداین پروتئین‌ها می‌توانند ترکیبی از نوروتاکسین (زهری که به دستگاه عصبی حمله می‌کند)، هموتاکسین (زهری که به دستگاه گردش خون حمله می‌کند)، سایتوتاکسین (حمله به سلول‌ها) و دیگر انواع زهرها باشد.

تقریباً همهٔ زهرها آنزیم هیالورونیداز دارند که منجر به انتشار سریع زهر در بدن می‌شود.

 

 
یک نمونه مار تاک، در تصویر نشان داده شده که دندان نیش در عقب دهان قرار دارد.

مارهای زهرآگین که زهرشان بر دستگاه گردش خون اثر می‌گذارد با همولیز (تخریب) گلبول‌های قرمز باعث ایجاد لخته و نهایتاً مرگ قربانی می‌شوند دندان‌های نیش این مارها معمولاً در جلوی دهانشان است جلو بودن دندان‌ها عمل نیش زدن و تزریق زهر به قربانی را آسان تر می‌کند. برخی مارها که زهرشان به دستگاه عصبی یورش می‌برد (مانند گربه‌مار حلقه‌طلایی) دندان‌های نیش در عقب دهانشان دارند که این دندان‌ها رو به پشت خم شده‌اند این نوع دندان عمل نیش زدن را برای مار دشوار می‌کند همچنین گرفتن زهر از این نوع دندان‌ها برای دانشمندان دشوارتر است. با این حال کفچه‌ماران مانند کبرا و مارهای براق دندان‌های نیششان در جلو قرار دارد. این دندان‌ها توخالی اند و نمی‌توانند به سمت جلو بیایند درنتیجه این مارها نمی‌توانند با دندانشان قربانی را زخمی کنند (بدن قربانی را خط بیندازند یا دندان را فقط در آن فروکنند مانند چاقو زدن) بلکه باید واقعاً آن را گاز بگیرند.

به تازگی پیشنهاد شده است که همهٔ مارها می‌توانند تا حدی زهرآگین باشند اما مارهای بی خطر زهر ضعیف دارند و دندان نیشی ندارند که با آن آسیب برسانند.درنتیجه بر اساس این نظریه بیشتر مارهایی که به عنوان بدون زهر شناخته می‌شوند همچنان بی خطرند چون دندانی که زهر را برساند ندارند یا نمی‌توانند به مقدار کافی زهر به انسان برسانند. همچنین این نظریه ادعا می‌کند که اجداد مارها احتمالاً به مارمولک‌های زهرآگین برمی‌گردد، این نظریه دربارهٔ مارمولک‌های زهرآگین مانند هیولای گیلا، پوست منجوقی، بزمجه و موساسوریان که امروزه منقرض شده‌اند نیز همین نظر را دارد.

از دیدگاه آرایه‌شناسی، مارهای زهرآگین دو تیره دارند:

  • کفچه‌ماران – کبرا شامل شاه کبرا، مارهای براق، سر-مسی استرالیایی، دریاماران و مارهای مرجانی.
  • گرزه‌ماران – گرزه‌ماران، مار زنگی، مارهای سر-مسی/دهان-پنبه‌ای (Agkistrodon contortrix/Agkistrodon piscivorus) و bushmaster ها

خانوادهٔ سومی وجود دارد که شامل مارهایی است که دندان نیششان در عقب است:

  • قمچه‌ماران – boomslang، مارهای درختی، گربه‌مار حلقه‌طلایی (سرده Boiga)، مارهای تاک (Ahaetulla). البته همهٔ قمچه‌ماران زهرآگین نیستند.

رفتار

خواب زمستانی

مارهایی که در مناطقی با زمستان‌هایی سردتر از توان تحمل شان زندگی می‌کنند در سرما به حالت غیرفعال در می‌آیند. مارهای بومی این مناطق به حال خفتگی می‌روند. خفتگی با خواب زمستانی پستانداران متفاوت است چون در خواب زمستانی جانور پستاندار کاملاً به خواب می‌رود اما خزندگان خواب نیستند اما غیرفعال اند. برای این منظور یک مار تنها ممکن است در زیر زمین حفره‌ای بکند و به درون آن رود یا درون تنهٔ یک درخت که افتاده پنهان شود یا زیر یک تخته سنگ رود. گاهی هم ممکن است شمار زیادی مار دسته جمعی به یک پناهگاه مانند غار روند.

خوراک

 
مار تخم-خوار آفریقایی

مارها به شدت گوشت خوارند (بیش از ۷۰٪ از خوراک آن‌ها گوشت است)، از جمله مواد غذایی آن‌ها می‌توان به این موارد اشاره کرد: مارمولک، قورباغه، دیگر مارها، پستانداران کوچک، پرندگان، تخم، ماهی، حلزون و حشرات. از آنجایی که مارها نمی‌توانند گاز بگیرند یا شکار را پاره کنند به ناچار آن را درسته فرو می‌برند. بزرگی بدن مار تأثیر زیادی بر عادت‌های خوراکی آن دارد. مارهای کوچکتر شکارهای کوچکتر دارند برای نمونه خوراک پایتون‌های جوان مارمولک و موش است اما در بزرگسالی می‌توانند یک گوزن کوچک یا یک بز کوهی را بخورند.

آرواره مار ساختاری پیچیده دارد. برخلاف باور عمومی که مار می‌تواند آرواره اش را جابجا کند، باید گفت مارها آروارهٔ پایینی بسیار انعطاف‌پذیری دارند که دو نیمهٔ آن به صورت اتصال صلب به هم وصل نیستند همچنین چندین اتصال میان فک و جمجمه وجود دارد که به آن‌ها اجازه می‌دهد دهانشان را برای بلعیدن درستهٔ یک شکار که قطرش از قطر بدن خود مار بیشتر است باز کنند. برای نمونه مار تخم-خور آفریقایی می‌تواند تخم‌هایی بسیار بزرگتر از قطر سرش را فروبرد.این مار هیچ دندانی ندارد اما پیش آمدگی استخوانی محکمی در لبهٔ درونی ستون مهره‌های خود دارند که با کمک آن تخم‌ها را می‌شکنند.

درحالی که بیشتر مارها از جانوران دیگر شکار می‌کنند در این میان شاه کبرا و مار استرالیایی بندی-بندی دیگر مارها را شکار می‌کنند. مار Pareas iwesakii و دیگرقمچه‌مارانی که از حلزون تغذیه می‌کنند، از زیرخانوادهٔ Pareatinae، دندان‌های بیشتری در نیمهٔ راست دهانشان دارند تا نیمهٔ چپ؛ دلیل این پدیده این است که پوستهٔ شکار آنها معمولاً در جهت ساعت‌گرد می‌چرخد.

برخی مارها شکار خود را اول با نیش زدن می‌کشند و بعد می‌خورند برخی دیگر با چنبره زدن به دور آن، آن را آمادهٔ خوردن می‌کنند. بقیهٔ مارها شکار خود را زنده و درسته می‌خورند.

پس از خوردن مارها می‌خوابند تا فرایند گوارش روی دهد. گوارش فرایند انرژی بری است بویژه اگر شکار بزرگ باشد. برای مارهایی که گه گاه به شکار می‌روند دستگاه گوارش و روده بخشی از وعدهٔ غذایی را وارد بدن می‌کند تا انرژی ذخیره شود پس از ۴۸ ساعت دستگاه گوارش با ظرفیت کامل دوباره مشغول به کار می‌شود. خونسرد بودن مارها باعث می‌شود دمای پیرامون تأثیر زیادی بر گوارش آن‌ها بگذارد. بهترین دما برای گوارش مار ۳۰ درجهٔ سانتیگراد است. در پی فرایند گوارش دمای سطح بدن ۱٫۲ درجهٔ سانتیگراد افزایش می‌یابد. اگر مار پس از خوردن خطری را احساس کند خوراک خود را بالا می‌آورد تا بتواند فرار کند. اما اگر کسی مزاحمش نشود فرایند گوارش بازدهی بالایی در بدن مار دارد به گونه‌ای که با آنزیم‌های بدن او تقریباً همهٔ بدن شکار جذب می‌شود (غیر از پر، مو و پنجه‌های شکار که همراه با مواد زائد بدن (اسید اوریک دفع می‌شود)

جابجایی

نداشتن دست و پا در مارها آنها را از جابجایی بازنداشته است. آنها چند روش حرکتی برای خود پیدا کرده‌اند که بسته به محیط‌های مختلف متفاوت است. در جانورانی که دست و پا دارند، جابجایی به صورت یک عمل پیوسته است درحالی که جابجایی در مارها به صورت گسسته و متفاوت از دیگری است و انتقال بین یک نوع از جابجایی به نوع دیگر کاملاً ناگهانی روی می‌دهد.

خیزش موج وارِ جانبی

خیزش موج وارِ جانبی یا بر پهلو، تنها روش جابجایی مارهای آبی و پرکاربردترین روش جابجایی در میان مارهای خشکی است. در این روش جابجایی مار به صورت متناوب و پی در پی خود را به چپ و راست خم می‌کند وقتی به آن نگاه می‌کنیم گویی یک موج رو به عقب در حرکت است. این جابجایی به نظر سریع می‌آید اما در واقع بیشترین سرعتی که برای مارها ثبت شده به اندازهٔ دو طول بدن مار در یک ثانیه بوده که البته این سرعت بسیار کم‌روی می‌دهد و مارها معمولاً با سرعت کمتری جابجا می‌شوند. مقدار انرژی که مارها با این روش از خزش مصرف می‌کنند برابر با مقدار انرژی است که یک مارمولک هم وزن مار، در هنگام دویدن صرف می‌کند.

خزش موج وارِ بر پهلو برای مارهای خشکی به این صورت است که: موجی که گفته شد در اندام مار ایجاد می‌شود و رو به عقب حرکت می‌کند به نقطه‌های از زمین مانند سنگریزه‌ها، ناهمواری‌های خاک و ساقه‌های گیاهان نیرو وارد می‌کند و در اثر نیروی عکس العمل این اجسام مار دقیقاً رو به جلو هل داده می‌شود. سرعت جابجایی در این روش کاملاً به تراکم و جنس نقطه‌ای از زمین که مار بر آن نیرو وارد می‌کند بستگی دارد. سرعت حرکت موج دقیقاً با سرعت حرکت مار برابر است در این روش چون مار به صورت مستقیم رو به جلو هل داده می‌شود می‌تواند از میان مسیرهایی که چگالی گیاهی آنها زیاد است به راحتی عبور کند و از هر سوراخ کوچکی رد شود.

وقتی مار شنا می‌کند موجی که گفته شد بزرگتر می‌شود و سرعت حرکت رو به عقب موج از سرعت حرکت رو به جلوی مار بیشتر خواهد بود.این روش خزش با اینکه ظاهری مشابه در میان مارهای آبی و خاکی دارد اما الگوی دگرگونی‌های ماهیچه‌های درگیر در آن بین مارهای آبی متفاوت از مارهای خاکی است از این رو، دو روش متفاوت جابجایی در نظر گرفته می‌شود. همهٔ مارها می‌توانند با موج جانبی رو به پشت، خود را به سمت جلو هل دهند (حرکت رو به جلو) اما تنها در میان مارهای آبی دیده شده که مار با ایجاد موج رو به جلو، خود را به پشت هل دهد (حرکت به سمت عقب).

 

 

 

فروش طرح توجیهی ، طرح اشتغالزایی ، راه اندازی طرح پرورش عقرب

 

Image result for ‫عقرب‬‎

 

کژدم یا عقرب و یا دراز دم نام یکی از گونه‌های بندپایان رده عنکبوتیان است که دارای ۸ پا و نیشی با زهر کشنده می‌باشد. نیش عقرب در نوک دم آن قرار دارد. عقرب‌ها شب‌ها به آرامی به فعالیت‌های زیستی خود می‌پردازند و بیشتر در آب و هوایی گرم فعال هستند.

این جانوران چنگال‌های خارداری دارند که در واقع قسمتی از دهان آن‌ها محسوب می‌شوند. آنها قادرند که مادهٔ سمی خطرناکی از قسمت عقب بدنشان به طرف مهاجمین بپاشند. این جانور بیشتر در شب شکار می‌کند و پاهای بلند جلویی خود را برای پیدا کردن غذا به‌کار برده و پس از یافتن غذا آن را با چنگال‌هایش می‌گیرد. کژدم‌ها اغلب در طول روز در زیر سنگ‌ها یا در حفره‌های به نسبت خنک زیر زمین پنهان می‌گردند.

 

شکل و محل زندگی

کژدم‌ها رنگ‌های مختلفی مثل زرد مایل به قهوه‌ای، قهوه‌ای، خاکستری و سیاه دارند و اندازه آنها بین ۱۸ تا ۵/۱ سانتی‌متر مختلف است. ولی بواسطه شکل بدنی خود که حالتی تخت و صاف دارد، می‌توانند از شکاف‌هایی به عرض ۳ میلی‌متر نیز عبور کنند و خود را وارد خانه سازند.

کژدم‌ها در محیط خارج از خانه در شکاف و درز بین سنگ‌ها، زیر پوست درختان، بین هیزم‌ها و مانند آن یافت می‌شوند و در محیط خانه در حمام، دستشوئی، آشپزخانه و محیط‌های مرطوب دیده می‌شوند. این جانوران در طول روز در گوشه‌ای بی‌حرکت و پنهانند و در طی شب فعالیت خود را آغاز می‌کنند و به‌دنبال شکار خود می‌روند و سم خود را از طریق نیش که در انتهای دم آنها وجود دارد به شکار خود تزریق می‌کنند.

شکار

کژدم‌ها اغلب حشرات موذی را به دام می‌اندازند و از این نظر اهمیت دارند. آنها اغلب سوسک‌های سیاه و اگر بتوانند قورباغه‌ها را نیز شکار می‌کنند. آنها پس از شکار، طعمه را ابتدا نیش می‌زنند سپس با حرکات کلیسر یا به عبارتی آروارههای خود شروع به خرد کردن بدن طعمه می‌کنند و در این موقع بر اثر ترشح آنزیمی آن را به صورت مایع در می‌آورند. در ناحیه دهان پرزهایی دارند که به صورت فیلتر عمل می‌کنند و از ورود ذرات غذایی کوچک به مری جلوگیری می‌کنند زیرا مواد غذایی فقط باید به صورت مایع وارد شوند. بنابراین مواد سفت را به صورت تفاله‌های گلوله شده به دور می‌اندازند. به همین دلیل است که عمل خوردن غذا در عقرب‌ها به طول می‌انجامد و گاهی تا ۲۴ ساعت طول می‌کشد. همچنین عقرب‌ها به آب نیاز دارند و عقرب‌های نواحی مرطوب معمولاً آب را به صورت جداگانه می‌نوشند و عقرب‌های نواحی خشک نیز آب مورد نیاز را از بدن طعمه فراهم می‌کنند. عقرب‌ها پس از غذا خوردن، ساعت‌ها به تمیز کردن خود می‌پردازند و به وسیله مایعی که از دهان ترشح می‌کنند، به تمیز کردن پاها و کلیسرهای خود می‌پردازند. عقرب‌ها در گرسنگی و تشنگی مقاومت زیادی دارند به طوری که می‌توانند ماه‌ها بدون آب و غذا زنده بمانند.

گونه‌ها

از حدود ۲۰۰ گونه متفاوت عقرب که در سراسر دنیا پراکنده‌اند فقط حدود ۲۰ گونهٔ آنها سمی هستند و در میان آنها نوعی عقرب قرمز هندی کشنده‌ترین گونه می‌باشد که میزان کشندگی آن در ایالت‌های هند بین ۴۰ تا ۳۰ درصد گزارش شده‌است.

کژدم گونه‌های زیادی دارد که در ایران دو گونه ایرانوس و خوزستانوس در ایران کشف و نام عقرب ایرانی به ثبت رسیده‌اند. در ایران سه گونه کژدم خطرناک وجود دارد که گزارش‌هایی از مرگ براثر گزش آنها وجود دارد:

۱- «همی سکورپیوس لپتوروس» که عقربی زرد رنگ و کوچک است. نرها دمی بلند دارند. این عقرب در نواحی جنوبی و جنوب غربی بسیار فراوان است و در خوزستان به آن «گادیم» می‌گویند.

۲- «کمپسوبوتوس ماتهیزنی» که دارای اندازه‌ای بسیار کوچک و بدنی باریک به رنگ زرد یا آجری است. این گونه هم در نواحی جنوبی به ویژه در خوزستان فراوان است. سم این دو گونه عقرب می‌تواند گلبول‌های قرمز خون را تخریب کند.

۳- «آندرکتونوس کراسیکودا» که جثه‌ای درشت‌تر از دو گونه قبلی دارد و رنگ آن سیاه یا قهوه‌ای تیره‌است. این گونه در بیشتر نقاط ایران پراکندگی دارد.

دشمنان طبیعی

کژدم‌ها دو دشمن طبیعی دارند یکی از آنها یک نوع سار است و دیگری مگس. عقرب‌ها تنها موجوداتی هستند که اشعه رادیو اکتیو تاثیری به آنها ندارد. ضعیفترین عقرب‌ها ۴۰۰۰۰ راد (واحد اندازه گیری تشعشعات تولیدکننده یون جذب شونده) را تحمل می‌کنند این عدد در مورد انسان کمتر از تنها ۶۰۰ راد می‌باشد و بدین گونه حتی از انفجار اتمی هم جان سالم به‌در می‌برند.

خطرناک‌ترین انواع

برخلاف شایعه‌ای که می‌گوید خطرناک بودن عقرب به رنگ آن بستگی دارد و در برخی از نقاط ایران معتقدند که عقرب زرد خطرناک است و در برخی از نقاط دیگر عقرب سیاه را خطرناک می‌دانند، این ارزیابی قابل قبول نیست و رنگ عقرب هیچ نقشی در غلظت سم یا خطرناک بودن آن ندارد. می‌توان گفت که سم عقرب‌های نواحی خشک و گرمسیر در ایران دارای غلظت بالایی است. خوشبختانه خطرناک‌ترین عقرب‌ها هم هنگام گزش انسان معمولاً تمامی سم خود را تزریق نمی‌کنند زیرا عقرب در مصرف سم صرفه‌جویی می‌کند و همیشه در گزش اول با تزریق مختصری آنزیم سعی در دور کردن دشمن دارد، ولی چنانچه اسیر شود و راه فراری نداشته باشد مجبور به تزریق سم اصلی خود می‌شود. عقرب برای جایگزینی سم خود نیاز به تغذیه بیشتر دارد و برای همین زیاد مایل نیست که سم خود را هدر دهد.

سم نوعی کژدم به نام سنتروروئید اسکالپچراتوس (Centruroides Sculpturatus) شدیداً کشنده‌است که عقربی کوچک و زرد رنگ است با یک توبرکول کوچک روی پشت. طول این جانور ۲/۵ تا ۷/۵ سانتی متر است و به آن «عقرب جرار» نیز گفته می‌شود. خطرناک ترین نوع عقرب در ایران عقرب گاردیوم است که در منطقه خوزستان یافت می شود و سمی کشنده دارد سم سایر عقربها کشنده نیست.

 

 

سم

زهر کژدم مایعی بی‌رنگ و شفاف است که خاصیت قلیایی تا خنثی دارد و در واقع نوعی پروتئین است. سم از عناصری مانند کربن، ئیدروژن، ازت و گوگرد تشکیل شده‌است. سم شامل پروتئین‌های مختلفی از قبیل توکسین و آنزیم می‌شود. توکسین‌ها یا فاکتورهای سمی شامل نورووکسین (سم عصب‌گرا)، هموتوکسین و کاردیوتوکسین است. آنزیم‌ها که باعث سهولت تأثیر سم می‌شوند شامل لستیناز، هیالورونیداز، فسفولیپاز، پروتئیناز و آنزیم‌های انعقادی یا ضدانعقادی است. زهر کژدم‌ها بیشتر بر بند پایان و جانوران کوچک مؤثر است اما بعضی گونه‌های آن مانند «عقرب قاتل» برای انسانها هم کشنده هستند. این معلوم نیست که یک عقرب پس از مردن تا چند دقیقه می‌تواند بگزد.

زهر اکثر کژدم‌های سمی باعث نابودی گلبول‌های قرمز خون می‌شود و در محل گزش نیز تغییر رنگ موضعی و تورم دردناک ایجاد می‌کند. گرچه بطور متناقص سم بعضی از انواع کشنده باعث علائم موضعی و تورم زیاد نمی‌شود ولی حتماً باید توسط پزشک معاینه شده و با تزریق سرم ضد عقرب درمان شود، کودکان و افراد سالمند نیز نسبت به سم عقرب آسیب پذیرتر بوده و نیازمند توجه بیشتری می‌باشند. علاوه بر آسیب به گلبول‌های قرمز، زهر عقرب علائم عصبی نیز ایجاد می‌کند که شامل بی‌قراری، تشنج، راه رفتن نامتعادل، آبریزش از دهان، حساسیت شدید پوست به لمس، انقباضات ماهیچه‌ای، درد شکم و کاهش کارکرد سیستم تنفسی می‌باشد که در اکثر موارد این علائم در عرض ۴۸ ساعت فروکش می‌کنند.

عقرب‌گزیدگی

کژدم‌های ایران بالاترین میزان گزیدن را در دنیا به خود اختصاص داده‌اند. طبق نتایج بررسی‌ها، افرادی که ۶ ساعت پس از گزش به مراکز درمانی مراجعه می‌کنند ۲ برابر کسانی که بین ۶ تا ۱۲ ساعت و ۵ برابر کسانی که بیش از ۱۲ ساعت به مرکز درمان می‌روند، شانس زنده ماندن بیشتری دارند.

از آنجایی که کژدم‌ها بیشتر در مناطق گرم و شب‌ها فعال هستند رعایت نکات ایمنی در مورد جلوگیری از عقرب گزیدگی بخصوص در مناطق گرمسیری و به هنگام تاریکی هوا اهمیت دارد. مثل پوشیدن جوراب، شلوار و کفش مناسب، تکان کفش و لباس قبل از پوشیدن و غیره.

پس از چند دقیقه از گزش عقرب که اغلب در ناحیه دست و پا اتفاق می‌افتد علایمی چون درد، تاول، قرمزی، تورم مشاهده می‌شود؛ سپس با گذشت چند ساعت از گزش، ممکن است علایم زیر در فرد مشاهده شود: تند شدن نبض، بالا رفتن فشار خون، سرگیجه، حالت تهوع و استفراغ، بی‌اختیاری ادرار و مدفوع، تنگی نفس، تشنج، و افزایش ترشح بزاق. عقرب گزیدگی اغلب خطرناک نیست و تنها باعث بروز علایم و نشانه‌ها موضعی در محل گزش می‌گردد. با این وجود باید کمک‌های اولیه ضروری را برای مصدومین انجام داد و خطرناک بودن یا نبودن عقرب و شدت مسمومیت را به کادر درمانی و پزشک واگذار کرد.

شستشوی محل زخم با آب و صابون، بیرون آوردن وسایل تزئینی و جواهرات، استفاده از کمپرس سرد برای کاهش درد و تورم باید در وهله اول مورد توجه قرار گیرد بدین منظور می‌توان از یک تکه یخ استفاده کرد ولی هرگز نباید اندام گرفتار را در آب یخ غوطه‌ور ساخت.

برای کمک‌های اولیه مؤثر باید به این نکات پرداخت: ارزیابی صحنه حادثه، دور کردن یا پرهیز از خطر، در خواست کمک در صورت لزوم؛ سپس ارزیابی اولیه مصدوم و انجام مراحل ABC و دیگر کمک‌های اولیه ضروری در صورت لزوم؛ بی حرکت نگه داشتن مصدوم و ثابت نگه داشتن عضو گزیده شده؛ کمپرس سرد البته از گذاشتن یخ به صورت مستقیم بر روی اندام باید خودداری شود؛ استفاده از دستگاه مکنده مخصوص جهت خارج کردن سم، در صورت عدم وجود دستگاه مکنده مخصوص، استفاده از ساکشن و یا مکیدن محل گزش توسط دهان انجام می‌شود در مورد بریدن و مکیدن محل زخم با دهان توافق نظر وجود ندارد. بعضی صاحب نظران با این کار مخالف هستند و عده‌ای استفاده از این روش را مجاز می‌دانند. و سپس انتقال سریع به مرکز درمانی باید توجه داشت که بهتر است بدون فوت وقت و انجام اقدامات اضافی مصدوم را هر چه سریعتر به مراکز درمانی منتقل کرد. علایم گزیدگی با عقرب «گاردیم» در ابتدا بسیار خفیف و ناچیز است و همین مسئله اغلب باعث عدم مراجعه به موقع فرد به مراکز درمانی می‌گردد. اما مراجعه به مراکز درمانی لازم و ضروری است و تاخیر می‌تواند منجر به بروز علایم مختلف مسمومیت، از بین رفتن بافت‌های بدن در محل گزش یا حتی در موارد شدید منجر به مرگ فرد گردد. گزیدگی عقرب در افراد پیر، کودکان، نوزادان و افراد مصدوم خطرناک تر است. همچنین اگر گزش متعدد یا نزدیک سر و صورت یا گردن مصدوم باشد، خطزناک‌تر از گزش اندام (دست و پا) خواهد بود.

در برخی موارد و در صورت شدید بودن مسمومیت در مراکز درمانی از پادزهر سم عقرب برای خنثی‌سازی سم و درمان فرد استفاده می‌شود. البته این کار باید با دستور پزشک و تحت نظارت مستقیم او انجام شود.

در برخی منابع بستن بالای محل گزش با هدف تاخیر در جذب سم توصیه شده‌است. برای این کار باید: ابتدا از پارچه، باند یا یک وسیلهٔ مناسب دیگر با عرض حداقل چهار تا پنج سانتی‌متر استفاده کرد. سپس آن را حدود پنج سانتی متر بالاتر از محل گزش (یعنی قسمتی از اندام که به تنه مصدوم نزدیک تر است) بست. پارچه یا باند باید به حدی محکم بسته شود که تنها باعث کندشدن جریان لنف و خون سیاهرگی در اندام مربوطه گردد. توجه داشته باشید که این کار به هیچ وجه نباید باعث اخلال در جریان خون سرخرگی اندام مبتلا گردد. به این منظور، پارچه یا باند باید به صورتی بسته شود که یک انگشت به راحتی از زیر آن عبور کند و همچنین باعث قطع نبض در نقاط انتهایی اندام مبتلا نگردد.

سم‌گیری

از رایج‌ترین روش‌های سم‌گیری از کژدم‌ها، استفاده از غده سمی عقرب یا به عبارتی بند انتهایی دم عقرب است. این بند انتهایی را غده سمی می‌گویند و نباید با دیگر بندهای دم عقرب که پنج عدد هستند، اشتباه شود. برای سم گیری ابتدا غده سمی را از محل اتصال با آخرین بند دم (بند پنجم) قطع می‌کنند و آن را شستشو می‌دهند سپس در دستگاه‌های خشک کننده حدود یک ماه قرار می‌گیرد تا به طور کامل خشک شود. پس از آن غده‌ها را در هاونهای بلورین می‌کوبند تا خرد شوند سپس با آب مقطر حل می‌کنند. محلول به‌دست آمده را در سانتریفوژ قرار می‌دهند تا مایع محتوی سم جدا شود.

روش دیگر برای تهیه سم که به وسیله آن سم خالص‌تری تهیه می‌شود، استفاده از دستگاه شوک الکتریکی است. به این ترتیب که با استفاده از دو سر الکترودی که در طرفین غده سمی قرار می‌گیرند، شوک الکتریکی به جانور وارد می‌کنند که باعث می‌شود سم خالص به بیرون بریزد.

تولید مثل

 
کژدم مادر به همراه کژدمهای نوزاد

کژدم‌ها زنده‌زا بوده و اغلب از نیمه تابستان تا نیمه پاییز می‌زایند و تعداد نوزادها بسته به نوع عقرب از ۲ تا ۹۰ عدد متغیر است. در برخی از انواع عقرب‌ها، نوزادان از سر خارج می‌شوند و در برخی دیگر نوزادان از دم. نوزادان پس از تولد خود را به سطح پشتی بدن مادر می‌رسانند و دست کم تا زمان نخستین پوست‌اندازی نوزادان بر پشت کژدم مادر جابجا می‌شوند. در این هنگام اغلب، به علت گرسنگی و نبود غذا عقرب مادر از چند نوزاد خود به عنوان غذا استفاده می‌کندو بالعکس تغذیه بچه ها از مادرشان.

تنفس

نیاز کژدم‌ها به اکسیژن بسیار کم است به طوری که می‌توانند تا یک شبانه روز در عمق آب زنده بمانند یا این که ماه‌ها در یک بطری در بسته زنده بمانند.

قلب

کژدم‌ها قلبی لوله‌ای شکل و دراز در سطح پشتی تنه دارند که تعداد انقباض‌های آن بسته به گونه عقرب متفاوت است و از ۶۰ تا ۱۸۰ بار در دقیقه می‌زند.

خون

خون عقرب‌ها دارای هموسیانین می‌باشد که به صورت مایعی روشن و حاوی مقدار زیادی مس است. خون کژدم‌ها به علت وجود مس در مجاورت هوا اکسید می‌شود و از این رو به رنگ آبی یا سبز دیده می‌شود. خون عقرب‌ها سمی است به طوری که اگر آن را به یک موش تزریق کنند موجب مرگ آن می‌شود.

بینایی

برخلاف تصور عده‌ای که کژدم‌ها را کور می‌پندارند، این جانوران دارای قدرت بینایی هستند ولی فقط می‌توانند اجسام را در فواصل چند سانتی‌متری تشخیص دهند. کژدم‌ها دارای یک جفت چشم میانی و ۲ تا ۵ عدد چشم جانبی هستند. چشم‌های جانبی با وجود داشتن عصب بینایی فاقد قدرت دید هستند و به احتمال فقط می‌توانند نور را تشخیص دهند.

نمادشناسی

کژدم‌ها تقریباً در تمامی اسطوره‌های ملل مختلف نقش دارند و در نقش و نگاره‌های باستانی اغلب کشورهای مختلف با نقش عقرب برخورد می‌کنیم. این موجودات عجیب به دلیل ظاهر ترسناکی که دارند به عنوان نمادهای گوناگون کاربرد داشته و دارند. اما بیش از همه انسان کنجکاو است که درباره جانوران خطرناک به ویژه عقرب بیشتر بداند و چه بسا که همین کنجکاوی باعث شده که شایعات زیادی در رابطه با کژدم‌ها پدید آید. این شایعات بیشتر به علت نبود اطلاعات رواج پیدا می‌کند و تقریباً تمامی آنها از نظر علمی بی‌اساس هستند.

خودکشی کژدم‌ها

برخی تصور می‌کنند زمانی که عقرب در میان آتش محصور می‌شود یا در شرایط سخت قرار می‌گیرد، دم خود را بر بالای سرش می‌برد و نیش را درون سرش فرو کرده و خودکشی می‌کند. اما این باوری غلط و فقط یک افسانه‌است و پایه علمی ندارد. در حقیقت عقرب وقتی در میان آتش محصور می‌شود با حرکات نیش زدن به اطراف می‌خواهد از خود دفاع کند و به عبارتی هر آن چه که در مقابلش است را نیش بزند و در این موقع نیز می‌خواهد آتش را نیش بزند که این تصور را پدید آورده که خودش را نیش می‌زند.

عقرب‌ها همانند جانوران دیگر در برابر هر شرایط سختی تا لحظه مرگ مقاومت می‌کنند و این شرایط بوجود آمده‌است که جان آنها را می‌گیرد نه این که خودشان به ناچار خودکشی کنند. اما این که چرا عقرب‌ها در میان حلقه آتش می‌میرند، به میزان مقاومت عقرب در برابر گرما بستگی دارد و علت آن بالا رفتن درجه حرارت اطراف است. به عبارت دیگر عقرب‌ها دمای بالا را نمی‌توانند تحمل کنند و بیشتر آنها در دمای ۴۰ درجه به بالا می‌میرند ولی در عوض دمای بسیار پایین و در حد صفر درجه را به خوبی تحمل می‌کنند. علت مرگ عقرب در حرارت بالا به دلیل از دست دادن سریع آب بدن، انعقاد همولنف و انسداد عروق و مجاری است

 

 

فروش طرح توجیهی ، طرح اشتغالزایی ، راه اندازی طرح پرورش پالونیا

 

Image result for ‫پالونیا‬‎

 

پالونیا (نام علمی: Paulownia) نام یک سرده از تیره پالونیاییان در راسته نعناسانان است. این سرده بسته به روش طبقه‌بندی، ۶ تا ۱۷ گونه دارد. آنها گاه با گل‌میمونیان مشترک دانسته می‌شوند. گونه‌های مختلف آن بومی شمال آمریکا، چین، لائوس و ویتنام، و مناطق دیگر شرق آسیا، به ویژه ژاپن و کره هستند. پالونیاها درختان برگریزی هستند که برگ قلبی شکل و شکوفه‌هایی شبیه به گل انگشتانه دارند. این درختان به نام دوشس آنا پاولونا (Anna Pavlovna؛ ۱۷۹۵–۱۸۶۵)، دختر پاول یکم تزار روسیه نامگذاری شده است. درختی زیبا با برگ‌های بزرگ و گل‌های خوشه ای به رنگ سفید مایل به بنفش است که بومی مرکز و غرب چین است، این درخت در شرایط اقلیمی و خاکی گوناگون سازگاری نشان داده و در دشتهای پست تا ارتفاعات ۲۰۰۰ متری کشور چین گسترده شده است. این درخت امروزه به طور گسترده در آمریکا کاشته می‌شود. پالونیا از اواسط دهه هشتاد وارد ایران شده و در استان گلستان کشت می‌شود. این درخت به دلیل گلهای بسیار زیبا و خوشه مانندی که دارد، درخت زینتی بسیار محبوبی به شمار می‌آید و به وفور در پارکها و باغها کاشته می‌شود و جایزه انجمن شایستگی باغ انگلستان را از آن خود کرده است.

 

ویژگی‌های درخت پالونی

از ویژگی‌های درخت پالونیا می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • مقاومت به کم‌آبی
  • مقاومت به خاکهای آهکی و گچی
  • مقاومت به خاکهای با زهکش بد
  • مقاومت به دود و هوای مناطق صنعتی

پالونیا از درختان خیلی مناسب برای جنگل کاری سریع، توسعه فضای سبز شهر و روستا و کشت تؤام با انواع گیاهان زراعی رایج است. پالونیا دارای پوست خاکستری، قهوه ایی یا سیاه است که برروی پوست آن دردرختهای جوان عدسکهایی وجود دارد. شاخه‌های جوان از کرکهای غده ایی پوشیده شده‌اند و رشد شاخه‌ها بصورت انشعابات دوشاخه ایی کاذب است. برگها در درختان جوان بزرگ و با دمبرگهای بلند می‌باشد. گل آذین خوشه مرکب و گلها به رنگ ارغوانی و صورتی هستند، میوه کپسول و بذرها ریز و بالدارند و بوسیله باد پراکنده می‌شوند. پالونیا درختی خزان پذیر بوده که گل‌های خوشبو زیبایی دارد. این درخت زمانی که در گل کامل است، تماشایی ست، خوشه‌های گل ایستاده به رنگ ارغوانی روشن با گل‌های بسیار خوشبو به رنگ سفید آبی که در اردیبهشت ماه ظاهر می‌شوند. چوب این درخت بسیار سبک و نرم می‌باشد. این درخت ارتفاعی بین ۸ تا ۱۲ متر دارد و حدود ۸ متر گستردگی دارد، از این رو درخت سایه دار تلقی می‌شود و به این منظور به طور گسترده در کشور چین کاشته می‌شود. این گیاه، درختی است با برگ‌های پهن و بسیار بزرگ به طول ۳۰سانتی‌متر و عرض تا ۲۰سانتی‌متر و قلبی شکل. عمر زیستی این درخت به طور متوسط ۳۰۰ سال است.

نکاتی در خصوص کاشت و نگهداری از درخت پالونیا

۱- بایداز کاشت این نوع درخت در کنار دیوار خودداری شود. ۲ – خودداری از کاشت درخت پالونیا در نزدیکی لوله‌های آب لازم است. ۳- حداقل در سال اول کاشت، درخت بایددر زمانهای معین آبیاری شود. بطوریکه هیچگاه خاک آن خشک نشده و برگهای آن جمع نشود. ۴- سعی شود در ابتدای رشد روند مسیر حرکت درخت را با هرس نمودن شاخه‌ها و جوانه‌های آن تعیین شود. ۵- حداقل سعی شود تا فاصله ۲ الی ۳ متر از ایجاد شاخه به سمت اطراف جلوگیری نموده و یک جوانه قوی را برای قلمه انتخاب شود. پالونیا نماد مهمی در ژاپن است پالونیای شهبانو چندین سال پیش به ایران وارد شده و به دلیل گلهای خوشه مانندش به عنوان درخت زینتی در استان گلستان کاشته می‌شود.

 

   پالونیا که در چین به درخت  امپراطور ودرخت نوروز شهرت دارد ومردم آن کشور سالهاست درختان پالونیا را به نشانه خوش یمنی وتقدس دراطراف منزل خود می کارند با ۹ گونه درختی سریع الرشد بومی کشور چین است که بدلیل رشد خیلی سریع وسازگاری باشرایط آب وهوایی وخاکی کاربرد ومصارف گوناگون بسرعت درکشورهای مختلف جهان توسعه یافته است .
    درختان سریع الرشد پالونیا تحت شرایط مناسب در سن ۵-۶ سالگی به سن بهره برداری میرسند. درمقایسه باسایر درختان سریع الرشد مانند صنوبر ،پالونیا دارای رشد شدیدتری درچندسال اول زندگی است بطوریکه درحدود نصف سن بهره برداری درختان صنوبر ۵۰-۱۵۰مترمکعب چوب از هرهکتار درروش تلفیقی با گیاهان زراعی بدست می آید
   درشرایط عادی یک درخت پالونیا ۵ساله ارتفاعی بیش از ۱۵ متر وقطر برابرسینه آن ۳۰-۴۰ سانتی متر وحجم چوب قابل استفاده آن ۳/۰ تا ۵/۰ مترمکعب خواهدبود وازسال پنجم مورد بهره برداری صنعتی قرارخواهد گرفت.
    درسال ۱۷۸۱ گیاهشناسی سوئیسی بنام تونبرگ درکتاب فلور ژاپن نام علمی پالونیا را به جنس این درختان اتلاق نمود سالها بعد دانشمندان چینی این گیاه رادرزیر تیره   Scrophulariaceae قراردادند و۹گونه آنها بنامهای زیر شناسایی گردید:

  1. fortunei
  2. catalpifolia
  3. elongata
  4. kawakamii
  5. fargesii
  6. taiwainana
  7. albipholea
  8. tomentosa
  9. austalis

 

این درختان درشرایط اقلیمی وخاکی گوناگون سازگاری نشان داده اند ودردشتهای پست تا ارتفاعات ۲۰۰۰متری کشورچین گسترده شده اند .درختان بالغ تنه بلند وقطوری دارند وگلهای زیبای ارغوانی رنگ دراواخر زمستان قبل از رویش برگها جلوه خاصی به آنها میدهند

 

 

 چوب پالونیا خیلی سبک ولی محکم است .بسهولت خشک می شود، اعوجاج پیدا نمی کند ، ومناسب نجاری وکنده کاری است بطوریکه بسادگی شکاف وترک برنمی دارد ،مبلمان ، تخت وکمد ،میزوصندلی ساخته شده ازآن سبک بوده وبراحتی قابل حمل وبسیاربادوام است ودرصنایع روکش سازی ،تخته چندلا،وخمیرکاغذ مورد مصرف دارد. مصارف دیگرآن ازقبیل ساخت هواپیما های مدل ،عایق بندی، کربن فعال صنایع ،مدادسیاه، داروسازی ،کندوی زنبورعسل ،جعبه های میوه ،ونیز کودحاصل از برگها وگلها علاوه برویژگیهایی چون تکثیرآسان ورشدسریع وسازگاری ،جایگاه مناسبی رادرصنایع متنوع کشور چین برای خودباز نموده است بطوریکه اولویتهای تحقیقاتی سازمان جنگلداری چین مطالعه برروی درختان پالونیا     می باشد.
    لزوم حفظ وجلوگیری از نابودی جنگلهای بومی ایران ازیک سو وکمبودچوب مورد نیاز کارخانه ها از سوی دیگر ، تنایل مارا برای تحقیقات بیشتر برروی گونه های سریع الرشد وقابل استفاده درصنایع سوق میدهد. که ما با تحقیق برروی پالونیا بعنوان بهترین درخت شناخته شده برای کشت تلفیقی با گیاهان زراعی واستفاده از تجربه ودانش سایر کشورها قادر خواهیم بود طی مدت کوتاهی دراراضی غیرجنگلی ، چوبی با کیفیت جهت مصرف صنایع تولید وکمبود چوب را برطرف نمایییم.

 

 

کلیاتی درخصوص گونه های پالونیا:

  1. مورفولوژی

   پالونیا دارای پوست خاکستری ،قهوه ایی یا سیاه است که برروی پوست آن دردرختهای جوان عدسکهایی وجوددارد.شاخه های جوان از کرکهای غده ایی پوشیده شده اند ورشد شاخه ها بصورت انشعابات دوشاخه ایی کاذب است .برگها دردرختان جوان بزرگ وبادمبرگهای بلند می باشد . گل آذین خوشه مرکب وگلها به رنگ ارغوانی وصورتی هستند،میوه کپسول وبذرها ریز وبالدارند.
        
        

  1. طبقه بندی:

   برای شناسایی گونه ها ، طول گرزنها ، داشتن دمگل یا نداشتن آن ، طول لوبهای کاسه گل ،شکل جام وکپسول، ضخامت فرابر میوه وشکل جفت مورد بررسی قرارمیگیرند.

  1. پراکندگی جغرافیایی:

ازشمال تا جنوب کشورچین گسترده شده وتا ارتفاعات ۲۴۰۰ متری جنوب غربی چین مشاهده شده اند.منشاء گونه واقع در اطراف رودخانه یانگتز می باشد در طبیعت فاصله جغرافیایی  بین افراد یک گونه  باعث بوجود آمدن تفاوتهای درون گونه ایی شده واریته هایی را بوجودآورده است .این درخت در گلخانه ونواحی گرمسیری خزان نمی کند .گونه  P.elongata از نظر تولید میوه وزنده مانی در شمال رودخانه یانگتز بهترین گونه بوده است ورشد خوبی دارد.

 

 

  1. خصوصیات اکولوژیکی:

رشد سریع از خصوصیات ثابت گونه های پالوناست .درارتفاعات گونه های  P.tomentosa ,P.elongata  در هردومنطقه قابل رویش است  در مناطق پست گونه  P.fortunei بخوبی رشد می کند و گونه P.elongata درهردومنطقه قابل رویش است در مناطق جنوبی P.kawakami  رشد کندتری نسبت به سایر گونه ها دارد.  ریشه های پالونیا عمیق هستند وبصورت انشعابات دوشاخه ایی وانبوه رشد می کنند ودر خاک شن با زهکشی مناسب درعمق ۴۰-۱۰۰ سانتی متری گسترد می شوند که درمقایسه با ریشه گیاهان زراعی که در عمق صفرتا ۴۰ سانتی متر رشد میکنند برای کشت تلفیقی بسیار مناسب بوده چنانکه بین درختان وگیاهان زراعی برای استفاده از موادغذایی خاک رقابت بوجود نمی آید. رشد تاج بصورت انشعابات دوشاخه ایی کاذب است زیرا جوانه انتهایی در زمستان از بین میرود طرزرشد شاخه ها نشان دهنده سن درخت نیز می باشد.
حجم تنه درخت طی دو مرحله رشد طولی افزایش می یابد و ۹۰درصد حجم چوب گونه  P.fortunei  از اولین مرحله رشد طولی تنه بدون شاخه وبرگ بدست می آید .حتی دردرختان ۴۰-۵۰ ساله نیز افزایش رشد حجمی وجوددارد.دراین زمان حجم چوبدهی تنه درگونه P.fortunei با قطرمساوی بیشتراز گونه  P.elongata است(۱۸-۳۶ درصد) همینطور افزایش رشدحجمی درختان دست کاشت بیشتراز درختان بومی است سرعت رشد درختان بذری کمتر ولی تداوم رشد آنها بیشتراست .

 

 

  1. نیازهای اکولوژیکی:
    1. دما: متوسط دمای مناسب برای درختان پالونیا بین حداقل ۵ –   درجه سانتی گراد درزمستان وحداکثر ۳۸ درجه سانتی گراد درتابستان می باشد . گونه fargessi درمناطق مرطوب مرتفع با دمای  ۱۰ –  درجه سانتی گراد نیز مشاهده شده است گونه P.tomentosa مقاومترین گونه نسبت به دمای بسیارپائیین می باشد بعداز آن گونه P.elongata و گونه P.catalpifolia می باشند گونه های  P.kawakami , P.taiwanian , P.fargesii نسبت به دمای پایین آسیب پذیرتر می باشند.بهترین دما برای رشد طولی وقطری پالونیا ۲۴-۲۹ درجه سانتی گراد است. گونه های بومی جنوب چین نسبت به سرما ویخبندان حساسترند واگر درشمال چین کاشته شوند حجم چوبدهی مناسبی ندارند ،نهالهای حاصل از جست بعلت توقف سریعتر رشد طولی وشروع چوبی شدن نسبت به نهالهای یکساله دست کاشت درمقابل سرما مقاوم ترند ، زمان  توقف رشد طولی نهالها درپائییز همزمان باخزان برگهاست .جهت سازش باشرایط محیط درزمستان لوبهای گوشتی وضخیم کاسه گل ، جوانه های گل را از خطر یخ زدگی محافظت می کنند همچنین روزنه های هوایی با فلسها وکرکهایی پوشیده شده اند که موجب کاهش تبخیر وتعرق می گردند .مهمترین عامل آسیب دیدگی درختان ، تغییرات شدید دمای شب وروز است که درزمستانهای سرد برای جلوگیری از یخ زدگی تنه درختان را به آب آهک آغشته می کنند.
    2. بارندگی: حداقل میزان میزان بارندگی موردنیاز درختان پالونیا سالانه  ۲۵۰ میلیمتر وحداکثر ۲۰۰۰تا۳۰۰۰ میلیمتر می باشد دوگونه  omentosa , P.elongata مقاومترین گونه ها نسبت به خشکی وکم آبی می باشند.
    3. نور: گونه  elongata درچند جنس خاک بخوبی رشد میکند گونه P.fortunei مقاومترین گونه نسبت به خاک رس  می باشد . پالونیا به خاکی با ۵۰% تخلخل و۳۰% تهویه با چگالی  ۰۳/۰ – ۳/۱ g/m³ نیازدارد.درفصل مرطوب سطح ایستابی با سطح خاک باید بیشتراز۵/۱ مترفاله داشته باشد .مقاومترین گونه  نسبت به تغییرات  PH   خاک P.elongata , P.tomentosa می باشند که در ph  بین ۵- ۹/۸ به رشد خودادامه  می دهند.

 

ارتفاع: گونه  P.catalpifolia بهترین گونه برای مناطق میانبند و P.tomentosa بهترین گونه برای مناطق ییلاقی و در مناطق قشلاقی (مناطق نیمه گرمسیری با خاک لومی سنگین  – رسی سبک) گونه p.fortunei  و گونه P. fargesii بهترین گونه ها هستند

 

تکثیر: پالونیا از طریق قلمه ریشه ، قلمه ساقه ، وبذرتکثیر می گردد.ازهرنهال بطور متوسط ۲۵ – ۳۰ که حدود ۲۰۰۰۰۰ قلمه ریشه از یک هکتار نهالستان بدست می آید

 

اصلاح نژاد: میزان چوبدهی گونه P.fortunei 40% بیشتر ازسایر گونه بوده بنابراین دراصلاح نژادبعنوان یکی از پایه ها باید مد نظر قرار گیرد. نتایج حاصل از تلاقی دوگونه  P.tomentosa , P.fortunei ازنظر ارتفاع  ومقاومت درمقابل شرایط سخت محیط مناسبتراز والدین خود می باشند. 

 

 

مستقیم قلمه ریشه درمحیط پرورش اصلی موجب کوتاه شدن دوره بهره برداری میگردد.ظرفیت تولید نهال باقلمه ریشه درهرهکتار ۱۲۰۰۰ نهال می باشد که درسال اول بطول  ۲۳/۵ تا۸ متروقطریقه ۱۴ سانتیمتر بوده است .  مناسب ترین گونه برای نهالکاری حاشیه   جاده ها گونه  P.fortunei باطول ۴ متر وقطر ۶ سانتیمتر می باشد ومناسبترین گونه برای جنگلکاری گونه P.elongata که بطول ۴متر ونسبت طول به قطر یقه آن ۶۰-۷۰ است .تولید نهال با قلمه ساقه مشکلتر بوده ولی درصورت تکثیر نهالهای قوی ومقاوم تولید می کنند .درشرایط مناسب نهالهای بذری یکساله بطول ۶/۵ متر وبه قطر ۷ سانتی متر میرسند .بذرها برای تکثیر بایستی از بهترین پایه های مادری که رشد عالی وتنه خوش فرم سالم وبیشتر ازهشت سال دارند انتخاب گردند، تعداد نهال بذری تولیدشده در ۱۵۰ متر مربع نهالستان برای کاشت دریک هکتار زمین جنگلی کافیست.

  1. جنگلکاری: درختان پالونیا نباید درمناطقی جنگلکاری شوند که خاک رسی خشک وفقیر ،شوروقلیایی بازهکشی نامناسب وسطح ایستابی بالا بوده ومنطقه در معرض وزش بادهای  شدید ویا دمای حداقل کمتر از ۲۵- سانتی گراد باشد .

فواصل مناسب کاشت درجنگل  ۴×۵(۵۰۰درخت درهکتار)، ۵×۵(۴۰۰درخت درهکتار)، ۵×۶(۲۷۸ درخت درهکتار)       می باشد.  فواصل مناسب کاشت دردیمزارها وزمینهای زراعی ۵×۱۰(۲۰۰ درخت درهکتار) می باشد

 

کاشت درختان پالونیا در زمینهای زراعی موجب بهبود آب وهوای مناطق خشک وبادگیر      می شود .بهترین نوع آمیختگی درختان پالونیا با گیاه بامبو می باشد زیرا بامبو سایه پسند با ریشه کم عمق بوده ومزاحمتی برای رشد وزادآوری درختان پالونیا ایجاد نمی نماید.

  1. تلفیق کشاورزی ودامداری: بدلیل فواصل برگها وشاخه ها، درختان پالونیا دارای تاج پوشش باز وگسترده ایی هستند بطوریکه نور براحتی از آن نفوذ میکند ومناسبترین درختنان برای کاشت در مزارع می باشند بطوریکه میزان نفوذ نور از گونه elongata20% بیشتراز گونه صنوبر و۳۸% بیشتراز گونه اقاقیاست .بااین روش در فصل رشد برگها زمانی ظهور میکنند که گیاهان زراعی رشد خودرا تکمیل کرده ونورخودرا جهت تولید دریافت داشته اتند وزمان برگ ریزی دیرتر از سایر درختان     می باشد چنانکه برگها مانند سرپناهی گیاهان زراعی رااز نفوذ سرما وبادپاییزه مصون نگاه میدارند .وجود درختان در مزارع سرعت باد را ۲۱-۵۲% کاهش داده وبدلیل کاهش تبخیر خاک ظرفیت ، عملکرد مزرعه را افزایش می دهد .میزان محصول گندم دراین روش ۶-۲۳% افزایش نشان داده است. علاوه برآن سرشاخه های حاصل از هرس درختان ۱۰ ساله ۳۵۰ تا ۴۰۰ کیلوگرم هیزم وحدود ۱۰۰ کیلوگرم برگ تازه جهت مصرف خوراک دام تولید می کنند.

 

  • بیماریها: بیماریهای اصلی درختان پالونیا  Sphaceloma ,Wistshes’broo , Damping-off,Anthracnoce,Paulowina Hara می باشد که با کنترل نهالستان وضدعفونی بذر از شیوع این بیاریها پیشگیری می شود.
  • خواص چوب: چوب پالونیا راست تار ،نرم ، روشن صاف است که بسیارسبک بوده وبراحتی درهوای آزاد خشک می شود .گونه های P.fargesii,P.elongata سبکترین چوب رادربین گونه های پالونیا تولید می کنند .ضریب همکشیدگی چوب ۲۷/۰-۳۷/۰ درصد بوده که کمتر از چوب سوزنی برگان وسایر پهن برگان است .مراحل خشک کردن چوب دردمای ۶۸ درجه سانتی گراد بمدت ۱۲ ساعت ، موجب کاهش ۲۴% درصد رطوبت شده وهیچگونه تغییر شکلی درچوب ظاهر نمی شود در صورتیکه درچنین شرایطی چوب صنوبر شکافدار وکج شده می شکند .دوام مبلمان ساخته شده با چوب پالونیا حتی در مناطق مرطوب بسیار مناسب است .چوب پالونیا در مقابل پوسیدگی مقاوم می باشد وخاصیت رزونانسی خوبی دارد.

 

 

  1. مصارف : درکشورچین از چوب ، برگ، پوست ومیوه وگل درختان پالونیا بطور گسترده استفاده می شود .بدلیل سبکی ودوام طولانی برای تیرهای افقی سقف ساختمانها ودرصنایع جهت تولید دروپنجره ، قفسه وکمد ، جعبه های میوه وجعبه های پستی، تخته چندلا، کاغذ و… درختان پالونیا مصرف می شوند.

بحث ونتیجه گیری:
با توجه به جداول وبررسی میزان رشد دوگونه پالونیا وصنوبر اهمیت موارد زیر روشن میگردد.          (نتایج تحقیقات انجام شده برروی خواص چوب پالونیا درایران درجداول وآمارهای پیوست مقاله آمده است )

  • حجم چوبدهی درهکتارپالونیا سالانه بین ۲۰مترمکعب درخاکهای فقیر وتا ۵۵ مترمکعب در خاکهای بسیارغنی می باشد(فاصله کاشت ۴×۵ ، ۵۰۰ درخت درهکتار  ۰۴/۰ تا ۱۵ مترمکعب افزایش حجم چوب درسال)
  • حجم چوبدهی درهکتار صنوبرسالانه بین ۱۵ مترمکعب درخاکهای فقیر وتا ۵۵ مترمکعب درخاکهای بسیار غنی می باشد (طبق نتایج تحقیقاتی بدست آمده از فاصله کاشت ۴×۴ که بهترین فاصله کاشت توصیه شده برای درختان صنوبربوده وتلفات کمتری دارد)
  • علاوه بررشد ارتفاع، افزایش اعجاب انگیز رشد قطری درختان پالونیا بویژه در چندسال اول موجب افزایش حجم آن در زمان کوتاهی می گردد.نسبت طول به قطر گونه P.elongata  ملاکی جهت مقایسه میزان رشد گونه های مختلف پالونیااست.
  • زمان بهره برداری درختان پالونیا درزراعت چوب طبق تحقیقات انجام شده ۵-۶ سالگی است
  • تاج پوشش درختان پالونیا از هم باز است ونور بخوبی از آن عبور می نماید وبراساس تحقیقات انجام شده انواع گیاهان زراعی براحتی در لابلای آن رشد میکنند.
  • فرم تاج پوشش درختان صنوبر مانع از رسدن نورکافی به گیاهان زراعی کاشته شده درزیر آنها درروش کشت تلفیقی میگردد.بنابراین برای کاشت گیاهان زراعی با درختان صنوبر باید حداقل فاصله ۳-۴ متر رعایت گرددکه این مسئله باعث بهدر رفتن زمین میگردد.
  • انواع گونه های پالونیا در شرایط زیستی بسیار متفاوتی سازگاری نشان دادهاند از نظر شرایط زیست محیطی (ارتفاع از سطح دریا، دما، میزان بارندگی،خاک) زیستگاه اصلی درختان پالونیا در کشور چین بین ۳۰-۴۰ درجه عرض جغرافیایی می باشد که مناطق وسیعی از کشورایران نیز در همین عرض جغرافیایی واقعند.
  • با توجه به آمارهای پیوست پالونیا مناسب تولید خمیر کاغذ بوده وطبق تحقیقات انجام شده با فرایند پخت  کرافت ،راندمان خمیر ۷۹% بدست آمده است..